صفحه اصلی

در حال بارگیری...

«۵۰۵» بعد از غسل واجب است میّت را حنوط کنند؛ یعنی به پیشانی و کف دست‌ها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهای او کافور بمالند. و مستحب است به سر بینی میّت هم کافور بمالند. و باید کافور، سائیده و تازه باشد و اگر به‌علّت کهنه بودن، عطر آن از بین رفته باشد کافی نیست.

«۵۰۶» احتیاط مستحب آن است که اول کافور را به پیشانی میّت بمالند، و در جاهای دیگر ترتیب لازم نیست.

«۵۰۷» بهتر آن است که میّت را پیش از کفن کردن، حنوط نمایند، اگرچه در بین کفن کردن و بعد از آن هم مانعی ندارد.

«۵۰۸» کسی که برای حج احرام بسته است، اگر پیش از تمام کردن سعی بین صفا و مروه بمیرد، حنوط کردن او جایز نیست و نیز اگر در احرام عمره پیش از آنکه تقصیر کند بمیرد، نباید او را حنوط کنند.

«۵۰۹» زنی که شوهر او مرده و هنوز عدّه‌اش تمام نشده، اگرچه حرام است خود را خوشبو کند، ولی چنانچه بمیرد حنوط او واجب است.

«۵۱۰» مکروه است میّت را با مشک، عنبر، عود و عطرهای دیگر خوشبو کنند یا برای حنوط، اینها را با کافور مخلوط نمایند.

«۵۱۱» مستحب است قدری تربت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام با کافور مخلوط کنند، ولی باید از آن کافور به جاهایی که بی‌احترامی می‌شود نرسانند و نیز باید تربت به‌قدری زیاد نباشد که وقتی با کافور مخلوط شد آن را کافور نگویند.

«۵۱۲» اگر کافور به اندازه غسل و حنوط نباشد، بنابر احتیاط واجب غسل را مقدم دارند و اگر برای هفت عضو نرسد پیشانی را مقدم دارند.

«۵۱۳» مستحب است دو چوب تر و تازه در کفن همراه میت بگذارند، یکی را در ترقوه طرف چپ بین پیراهن و لُنگ و یکی را در ترقوه راست به بدن میت برسانند.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3446 | پیوند ثابت

«۴۷۴» اگر کسی بدن انسان مرده‌ای را که سرد شده (چه مسلمان باشد، چه کافر) و غسلش نداده‌اند مسّ کند ـ یعنی جایی از بدن خود را به آن برساند ـ باید غسل مسّ میت نماید؛ چه در خواب مسّ کند چه در بیداری، با اختیار مسّ کند یا بی‌اختیار. ولی اگر حیوان مرده‌ای را مس کند غسل بر او واجب نیست. و اگر وظیفه به جای غسل، تیمم دادن میّت است اگر بعد از تیمّم، کسی به میت مثلاً دست بزند، بنابر اظهر غسل کردن بر او واجب نمی‌شود، اگرچه احتیاط مستحب این است که غسل کند.

«۴۷۵» برای مسّ مرده‌ای که تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نیست، اگرچه جایی را که سرد شده مس نماید.

«۴۷۶» اگر موی خود را به بدن میّت برساند یا بدن خود را به موی میّت یا موی خود را به موی میّت برساند، غسل واجب نیست.

«۴۷۷» بچه‌ای که بعد از مردن مادر به دنیا می‌آید، وقتی بالغ شد واجب است غسل مس میّت کند.

«۴۷۸» اگر انسان، میتی را که سه غسل او کاملاً تمام شده مس نماید، غسل بر او واجب نمی‌شود، ولی اگر پیش از آنکه غسل سوم تمام شود جایی از بدن او را مس کند، اگرچه غسل سوم آنجا تمام شده باشد، باید غسل مس میت نماید.

«۴۷۹» اگر از بدن زنده یا مرده‌ای که غسلش نداده‌اند، قسمتی که دارای استخوان است جدا شود و پیش از آنکه قسمت جدا شده را غسل دهند، انسان آن را مس نماید، باید غسل مس میت کند.

« ۴۸۰ » برای مس استخوان و دندانی که از مرده جدا شده باشد و آن را غسل نداده‌اند، بنابر احتیاط واجب باید غسل کرد؛ و همچنین برای مس استخوانی که از زنده جدا شده و گوشت ندارد، بنابر احوط غسل واجب است.

«۴۸۱» غسل مسّ میت را باید مثل غسل جنابت انجام دهند، ولی کسی که غسل مس میت کرده، اگر بخواهد نماز بخواند، باید بنابر احوط وضو هم بگیرد.

«۴۸۲» اگر چند میت را مس کند یا یک میت را چند بار مس نماید، یک غسل کافی است.

«۴۸۳» برای کسی که بعد از مس میت غسل نکرده است، جایز بودن توقف در مسجد و خواندن سوره‌هایی که سجده واجب دارد، خالی از وجه نیست، گرچه احتیاط در اجتناب است، ولی برای نماز و مانند آن باید غسل کند، بلکه وضو نیز بنابر احتیاط بگیرد.

«۴۸۴» کسی که غسل مس میت بر او واجب شده، اما غافل از تکلیف به غسل مس میت، غسل جنابت انجام داده در صورتی که این غسل به قصد انجام وظیفه واقع شده، کفایت از غسل مس میت می‌کند.

«۴۸۵» بدن میتی که سرد نشده چنانچه با رطوبت مسّ شود، موجب نجاست است، اگرچه موجب غسل نیست.

«۴۸۶» اگر دیوانه یا بچه نابالغ میت را مس کند بعد از آنکه دیوانه، عاقل شد و بچه بالغ گردید، باید غسل مس میت نماید.

«۴۸۷» مس میت اجمالاً ناقض وضو می‌باشد.

«۴۸۸» با مس میت غسل واجب می‌شود و فرقی نیست بین اینکه با رطوبت مس کند یا بدون رطوبت.

«۴۸۹» در صورتی که میتی را مس کند، ولی معلوم نشود قبل از سرد شدن بوده یا بعد از سرد شدن، غسل واجب نیست.

«۴۹۰» شهید مانند کسی است که غسل داده شده، بنابراین مس بدن او موجب غسل نیست؛ و همچنین کسی که قتل او به‌عنوان قصاص و یا حد واجب باشد و قبل از اجرای قصاص یا حد غسل کرده باشد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3447 | پیوند ثابت

«۵۱۴» نماز خواندن بر میّت شیعه اثنی‌عشری واجب است، بلکه بر هر مسلمان که شهادتین می‌گوید تا وقتی که چیزی که منافات با شهادتین دارد از او صادر نشده باشد، بنابر اقوی واجب است و خواندن نماز میّت بر کسانی که محکوم به کفر هستند، مثل غُلاة و خوارج و نواصب، جایز نیست. نماز میّت بر بچه اگر شش سالش تمام شده باشد واجب است، بلکه بنابر احتیاط اگر عارف به نماز باشد و کمتر از شش سال هم داشته باشد باید بر او نماز بخوانند، ولی باید پدر و مادر آن بچه یا یکی از آنان مسلمان باشند، و اگر عارف به نماز نیست باید شش سالش تمام شده باشد.

«۵۱۵» نماز بر میّت دیوانه‌ای که پدر یا مادرش مسلمان هستند، واجب است؛ و همچنین است نماز بر مرده‌ای که در بلاد اسلامی پیدا شود؛ و همین‌طور است مرده‌ای که در بلاد کفر پیدا شود و در آنجا مسلمانان هم زندگی کنند، و احتمال برود که این میّت مسلمان باشد و یا از مسلمان متولد شده باشد.

«۵۱۶» نماز میّت واجب کفایی است، که با خواندن یک نفر از دیگران ساقط می‌شود، به‌شرط آنکه نمازگزار شیعه اثنی‌عشری و بنابر احوط بالغ باشد.

«۵۱۷» نماز میّت باید بعد از غسل و حنوط و کفن کردن خوانده شود، و اگر وظیفه غیر از غسل و حنوط و کفن است آنچه وظیفه است انجام بگیرد و بعد از آن نماز خوانده شود. و اگر پیش از اینها، یا در بین اینها بخوانند، اگرچه از روی فراموشی یا ندانستن مسئله باشد کافی نیست.

«۵۱۸» کسی که می‌خواهد نماز میّت بخواند، لازم نیست با وضو یا غسل یا تیمّم باشد و بدن و لباسش پاک باشد و اگر لباس او غصبی هم باشد اشکال ندارد، ولی احتیاط در این است که اگر غسل بر او واجب است، بدون غسل، و اگر وظیفه‌اش تیمّم بدل از غسل است، بدون تیمّم نماز نخواند.

«۵۱۹» نماز خواندن زن بر میّت با شرایطش مجزی است و از دیگران ساقط می‌شود.

«۵۲۰» کسی که به میّت نماز می‌خواند، باید رو به قبله باشد و نیز واجب است میّت را مقابل او به پشت بخوابانند، به‌طوری‌که سر او به طرف راست نمازگزار و پای او به طرف چپ نمازگزار باشد.

«۵۲۱» مکان نمازگزار نباید از جای میّت به‌قدری پست‌تر یا بلندتر باشد که عرفاً نماز بر این میّت صدق نکند، ولی پستی و بلندی مختصر اشکال ندارد.

«۵۲۲» نمازگزار نباید به‌قدری از میّت دور باشد که عرفاً نماز بر این میّت صدق نکند؛ ولی کسی که نماز میّت را به جماعت می‌خواند، اگر از میّت دور باشد، چنانچه صف‌ها به یکدیگر متّصل باشند اشکال ندارد.

«۵۲۳» نمازگزار باید مقابل میّت بایستد، ولی اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف میت بگذرد، نماز کسانی که مقابل میّت نیستند اشکال ندارد.

«۵۲۴» اگر کسی موقعی به نماز جماعت میّت رسید که بعضی از تکبیرات آن خوانده شده، می‌تواند اقتدا کند ولی باید در هر تکبیر به وظیفه خود عمل کند، یعنی دعای مربوط به همان تکبیر را خودش بخواند و بعد از فراغ امام، بقیه تکبیرات را تمام کند.

«۵۲۵» بین میّت و نمازگزار، نباید پرده و دیوار یا چیزی مانند اینها باشد، به‌طوری‌که نماز بر آن میّت عرفاً صدق نکند، ولی اگر میّت در تابوت و مانند آن باشد اشکال ندارد.

«۵۲۶» در وقت خواندن نماز، باید عورت میّت پوشیده باشد و اگر کفن کردن او ممکن نیست، باید عورتش را، اگرچه با تخته و آجر و مانند اینها باشد، بپوشانند.

«۵۲۷» نماز میّت را باید ایستاده و با قصد قربت بخواند، و در موقع نیّت میّت را معیّن کند؛ مثلاً نیّت کند نماز می‌خوانم بر این میّت قربةً إلی اللّه.

«۵۲۸» اگر کسی نباشد که بتواند نماز میّت را ایستاده بخواند، می‌شود نشسته بر او نماز خواند. و چنانچه بعد از خواندن تمام نماز و یا قسمتی از آن به‌طور نشسته، شخصی که قادر بر نماز خواندن به‌طور ایستاده است پیدا شود، بنابر احتیاط واجب باید نماز اعاده شود.

«۵۲۹» اگر چند میّت با هم حاضر بودند، می‌تواند برای همه یک نماز بخواند، ولی در دعاهایی که بعد از تکبیر چهارم خوانده می‌شود باید ضمایر به صورت جمع گفته شود؛ و می‌تواند برای هر کدام یک نماز بخواند.

«۵۳۰» مکروه است بر میّت چند مرتبه نماز بخوانند، در صورتی که هر دو نماز از هر نظر مثل هم باشند؛ ولی اگر میّت صاحب فضیلت ایمانی مانند حضرت حمزه و فاطمه بنت اسد و سهل‌بن‌حنیف باشد مکروه نیست.

«۵۳۱» اگر میّت را عمداً یا از روی فراموشی یا به‌جهت عذری بدون نماز دفن کنند، یا بعد از دفن معلوم شود نمازی که بر او خوانده شده، باطل بوده است، اگر خارج کردن میّت از قبر ممکن نیست یا موجب بی‌احترامی به او می‌شود، واجب است به قبر او نماز بخوانند، وگرنه احتمال دارد مثل غسل دادن و کفن کردن میّت، بیرون آوردن میّت و خواندن نماز بر بدن او واجب باشد. و اما اگر بعد از نماز خواندن به قبر میّت، بدن او به‌سببی مثل سیل و نظیر آن خارج شد، بنابر احتیاط واجب این نماز اعاده شود.

«۵۳۲» در صورت مزاحمت نماز فریضه با نماز میّت هر کدام که وقتش تنگ است مقدّم است؛ و اگر وقت هردو وسعت دارد مخیّر است؛ و در صورتی که وقت هر دو تنگ شده باشد، به‌طوری‌که  در تأخیر دفن، خوف بر میّت وجود دارد اظهر تقدیم فریضه و نماز خواندن بر قبر میّت بعد از دفن اوست.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3448 | پیوند ثابت

«۵۳۳» نماز میّت پنج تکبیر دارد و اگر نمازگزار پنج تکبیر به این ترتیب بگوید کافی است:

بعد از نیّت و تکبیر اول بگوید: «اَشْهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاَّ اللّه و اَنَّ مُحمَّداً رَسوُلُ اللّه»؛

و بعد از تکبیر دوم بگوید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد»؛

و بعد از تکبیر سوم بگوید: «اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُؤمِنینَ وَ المُؤمِنات».

و بعد از تکبیر چهارم اگر میّت مرد است، بگوید: «اللّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا المَیت» و اگر زن است بگوید: «اَللّهُمَّ اغْفِر لِهذِهِ المَیت»؛

و بعد تکبیر پنجم را بگوید.

و بهتر است بعد از تکبیر اول بگوید: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُه، أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشیراً وَنَذیراً بَینَ یدَی السّاعَة»؛

و بعد از تکبیر دوم بگوید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَبارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد، کأَفْضَلِ ما صَلَّیتَ وَ بارَکتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلی اِبْراهیمَ وَ آلِ اِبْراهِیم، اِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ، وَ صَلِّ عَلی جَمِیعِ الاْنْبیاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ، وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّیقِینَ، وَ جَمِیعِ عِبادِ اللّه الصّالِحِینَ»؛

و بعد از تکبیر سوم بگوید: «اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ والْمُسْلِمِینَ وَالْمُسلِماتِ، اَلاْءَحْیاءِ مِنْهُمْ وَ الاْمْواتِ، تابِعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ بِالْخَیراتِ، اِنَّک مُجِیبُ الدَّعَواتِ، اِنَّک عَلی کلِّ شَیءٍ قَدِیر»؛

و بعد از تکبیر چهارم اگر میت مرد است بگوید: «اَللّهُمَّ اِنَّ هذا عَبْدُک وَ ابْنُ عَبْدِک وَ ابْنُ أَمَتِک نَزَلَ بِک وَ أنْتَ خَیرُ مَنْزُولٍ بِهِ، اَللّهُمَّ اِنّا لانَعْلَمُ مِنْهُ اِلاّ خَیراً وَ اَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنّا، اَللّهُمَّ اِنْ کانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِی اِحْسانِهِ، وَاِنْ کانَ مُسِیئاً فَتَجاوَزْ عَنْهُ وَ اغْفِرْ لَهُ، اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَک فِی أَعْلی عِلِّیینَ وَ اخْلُفْ عَلی أَهلِهِ فِی الْغابِرینَ وَ ارْحَمْهُ بِرَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ»؛ و بعد تکبیر پنجم را بگوید.

ولی اگر میت زن است بعد از تکبیر چهارم بگوید: «اَللّهُمَّ اِنَّ هذِهِ أَمَتُک وَ ابْنَةُ عَبْدِک وَ ابْنَةُ أَمَتِک نَزَلَتْ بِک وَ اَنْتَ خَیرُ مَنْزُولٍ بِهِ، اَللّهُمَّ اِنّا لانَعْلَمُ مِنْها اِلاّ خَیراً، وَ اَنْتَ أَعْلَمُ بِها مِنّا، اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ فِی اِحْسانِها، وَ اِنْ کانَتْ مُسیئَةً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها، اَللّهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَک فِی اَعْلی عِلّیینَ وَ اخْلُفْ عَلی أَهْلِها فِی الْغابِرِینَ، وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ».

«۵۳۴» باید تکبیرها و دعاها را طوری پشت سر هم بخواند، که نماز از صورت خود خارج نشود. و اگر مأموم عمداً یا سهواً در غیر تکبیر اول از امام جلو افتاد، مستحب است همان تکبیر را با امام اعاده کند.

«۵۳۵» کسی که نماز میّت را به جماعت می‌خواند باید تکبیرها و دعاهای آن را هم بخواند.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3449 | پیوند ثابت

«۵۳۶» چند چیز در نماز میّت مستحب است:

١ـ کسی که نماز میّت می‌خواند با وضو یا غسل یا تیمّم باشد، و احتیاط مستحب آن است که در صورتی تیمّم کند که وضو و غسل ممکن نباشد، یا بترسد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند به نماز میّت نرسد

٢ـ اگر میّت مرد است، امام جماعت یا کسی که فُرادی بر او نماز می‌خواند، مقابل وسط قامت یا سینه او بایستد؛ و اگر میّت زن است مقابل سینه یا سر او بایستد.

٣ـ پابرهنه نماز بخواند.

۴ـ در هر تکبیر دست‌ها را بلند کند، بنابر اظهر.

۵ـ فاصله او با میّت به‌قدری کم باشد، که اگر باد لباسش را حرکت دهد به جنازه برسد.

۶ـ نماز میّت را به جماعت بخواند.

٧ـ امام جماعت تکبیر و دعاها را بلند بخواند و کسانی که با او نماز می‌خوانند،آهسته بخوانند.

٨ـ در جماعت اگرچه مأموم یک نفر باشد، پشت سر امام بایستد.

٩ـ نمازگزار به میّت و مؤمنین زیاد دعا کند.

١٠ـ پیش از نماز سه مرتبه بگوید: «اَلصَّلاة».

١١ـ نماز را در جایی بخوانند که مردم برای نماز میّت بیشتر به آنجا می‌روند.

١٢ـ زن حائض اگر نماز میّت را به جماعت می‌خواند، در صفی تنها بایستد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3450 | پیوند ثابت

«۵۳۷» واجب است میّت را طوری در زمین دفن کنند، که بوی او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند.

«۵۳۸» اگر دفن میّت در زمین ممکن نباشد، می‌توانند به جای دفن، او را در بنا یا تابوت بگذارند.

«۵۳۹» میّت را باید در قبر به پهلوی راست طوری بخوابانند که جلوی بدن او رو به قبله باشد.

«۵۴۰» اگر کسی در کشتی بمیرد، چنانچه جسد او فاسد نمی‌شود و بودن او در کشتی مانعی ندارد، باید صبر کنند تا به خشکی برسند و او را در زمین دفن کنند؛ وگرنه، باید در کشتی غسلش بدهند و حنوط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میّت او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دریا بیندازند، و اگر این کار مشکل است چیز سنگینی به پایش ببندند و به دریا بیندازند و اگر ممکن است باید او را در جایی بیندازند که فوراً طعمه حیوانات نشود.

«۵۴۱» مخارج انداختن در دریا و مخارج محکم کردن قبر میّت را، در صورتی که لازم باشد، احتمال دارد که از اصل مال میّت بردارند، ولی احتیاط مستحب این است که رضایت طلبکار و ورثه را در این صورت به‌دست آورند.

«۵۴۲» اگر زن کافره بمیرد و بچه در شکم او مرده باشد، چنانچه پدر بچه مسلمان باشد باید بنابر احتیاط واجب زن را در قبر به پهلوی چپ پشت به قبله بخوابانند که روی بچه به طرف قبله باشد حتی اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد.

«۵۴۳» چیزی که از میّت جدا می‌شود، اگرچه مو و ناخن و دندانش باشد، باید با او دفن شود ولی اگر مستلزم نبش باشد احتیاط آن است که جدا دفن شود.

«۵۴۴» اگر کسی در چاه بمیرد و بیرون آوردنش ممکن نباشد پس اگر ممکن است همان مقدار از چاه را که بدن او قرار گرفته مسدود می‌نمایند و اگر ممکن نیست باید درِ چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند؛ و در صورتی که چاه مال غیر باشد باید به‌نحوی او را راضی کنند، اگرچه با پرداخت قیمت چاه باشد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3451 | پیوند ثابت

«۵۴۵» اگر بچه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم برای مادر خطر داشته باشد، باید به آسان‌ترین راه او را بیرون آورند و چنانچه ناچار شوند که او را قطعه‌قطعه کنند اشکال ندارد، ولی باید به وسیله شوهرش ـ اگر اهل فن است ـ انجام بگیرد؛ و اگر نشد، به‌وسیله زنی که اهل فن باشد او را بیرون بیاورند؛ و اگر ممکن نیست، مرد محرمی که اهل فن باشد؛ و اگر آن هم ممکن نشود مرد نامحرمی که اهل فن باشد بچه را بیرون بیاورد؛ و در صورتی که آن هم پیدا نشود کسی که اهل فن نباشد می‌تواند بچه را بیرون آورد.

«۵۴۶» هرگاه مادر بمیرد و بچه در شکمش زنده باشد، اگرچه امید زنده ماندن طفل را نداشته باشند، باید به‌وسیله کسانی که در مسئله پیش گفته شد از هر طرفی که بچه سالم بیرون می‌آید بچه را بیرون آورند و دوباره بدوزند؛ ولی اگر بین پهلوی چپ و راست در سالم بودن بچه فرقی نباشد باید از پهلوی چپ بیرون آورند.

«۵۴۷» جایز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند و بنابر احتیاط فرقی بین مرد و زن نیست.

«۵۴۸» پاره کردن یقه در مرگ غیر پدر و برادر جایز نیست.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3452 | پیوند ثابت

«۵۴۹» نبش قبر مسلمان، یعنی شکافتن قبر او، اگرچه طفل یا دیوانه باشد حرام است، ولی اگر بدنش از بین رفته و خاک شده باشد اشکال ندارد.

«۵۵۰» فرموده‌اند شکافتن قبر در چند مورد جایز است:

١ـ میّت در زمین غصبی دفن شده باشد و مالک زمین راضی نشود که در آنجا بماند.

٢ـ کفن یا چیز دیگری که با میّت دفن شده غصبی باشد و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند. و همچنین است اگر چیز گران‌بهایی با او دفن شود و بدون نبش قبر نشود آن را بیرون آورد.

٣ـ میّت بدون غسل یا کفن یا حنوط دفن شده باشد، یا بفهمند غسلش باطل بوده، یا به غیر دستور شرع کفن شده، یا در قبر او را رو به قبله نگذاشته‌اند. ولی احوط این است که اگر موجب هتک و بی‌احترامی میّت شود نبش قبر نشود و اگر برهنه دفن شده باید ملاحظه کنند که کفن کردن مهم‌تر است یا نبش قبر نکردن، و هر کدام برای میّت اهمیت بیشتری دارد رعایت نمایند.

۴ـ بترسند درنده‌ای بدن میّت را پاره کند، یا سیل او را ببرد، یا دشمن بیرون آورد، یا بخواهند میّت را به مشاهد مشرّفه منتقل کنند، اگرچه وصیّت به این مطلب نکرده باشد، بنابر اظهر.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3453 | پیوند ثابت
١١۵٢. چه مقدار لازم است که انسان در طول زندگى به ياد مرگ باشد؟ و آيا ياد مرگ موجب افسردگى و رکود در کارهاى زندگى نمى‌شود؟

ج. آن چه لازم است، اجتناب از محرمات است هر چند با کمک ياد مرگ باشد و سرّ افسردگى ناصحيح، دنيازدگى است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3454 | پیوند ثابت

 غسل‌های مستحب در شرع مقدس اسلام بسیار است و از آن جمله است:

١ـ غسل جمعه؛ و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر، و بهتر است نزدیک ظهر به‌جا آورده شود؛ و اگر تا ظهر انجام ندهد، بنابر احوط بدون نیت ادا و قضا تا عصر جمعه به‌جا آورد؛ و اگر در روز جمعه غسل نکند، مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضای آن را به‌جا آورد؛ و کسی که می‌ترسد در روز جمعه آب پیدا نکند می‌تواند روز پنجشنبه غسل را انجام دهد.

و مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگوید:«اَشهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّه وَحْدَهُ لاشَریک لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ اجْعَلْنی مِنَ التوّابینَ وَ اجْعَلْنی مِنَ الْمُتَطَهِّرین».

٢ـ غسل شب اول ماه رمضان و تمام شب‌های فرد مثل شب سوم و پنجم و هفتم؛ ولی از شب بیست‌ویکم به بعد مستحب است همه شب غسل کند؛ و برای غسل شب اول، پانزدهم، هفدهم، نوزدهم، بیست‌ویکم، بیست‌وسوم، بیست‌وپنجم، بیست‌وهفتم، بیست‌ونهم بیشتر سفارش شده است؛ و زمان مخصوصی برای این غسل‌ها معین نیست، ولی بهتر است که در اوّل شب، آنها را به‌جا آورد؛ و نیز مستحب است در شب بیست‌وسوم غیر از غسل اول شب، یک غسل هم در آخر شب انجام دهد.

٣ـ غسل روز عید فطر و عید قربان؛ و وقت آن از اذان صبح است تا غروب. و بهتر است آن را پیش از نماز عید به‌جا آورد و اگر از ظهر تا غروب به‌جا آورد، به قصد رجاء انجام دهد.

۴ـ غسل شب عید فطر؛ و وقت آن از اول مغرب است تا اذان صبح و بهتر است در اول شب به‌جا آورده شود.

۵ـ غسل روز هشتم و نهم ذی الحجة.

۶ـ غسل روز اول، پانزدهم، بیست‌وهفتم و آخر ماه رجب.

٧ـ غسل روز عید غدیر.

٨ـ غسل روز بیست‌وچهارم ذی‌الحجة.

٩ـ غسل روز عید نوروز، پانزدهم شعبان و هفدهم ربیع‌الاول.

١٠ـ غسل کسی که در موقع گرفتن خورشید و ماه، نماز آیات را عمداً نخوانده، در صورتی که تمام ماه و خورشید گرفته باشد.

١١ـ غسل کسی که برای تماشای دار آویخته رفته و آن را دیده باشد.

١٢ـ غسل برای احرام، طواف، وقوف به عرفات و مشعر، برای قربانی کردن و سر تراشیدن در منی و برای توبه از معاصی، اگرچه گناه صغیره باشد، و برای طلب حاجت، و استخاره یعنی طلب خیر از خداوند.

«۵۵۱» پیش از داخل شدن در حرم مکه، شهر مکه، مسجدالحرام، خانه کعبه، حرم مدینه، شهر مدینه، مسجد پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و حرم امامان علیهم‌السلام مستحب است انسان غسل کند؛ و اگر در یک روز چند مرتبه مشرف شود، یک غسل کافی است، بلکه اگر در روز غسل کند، می‌تواند این اعمال را در شبی که متصل به آن است نیز انجام دهد و همچنین به عکس؛ و برای زیارت پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و امامان علیهم‌السلام از دور یا نزدیک، مستحب است انسان غسل کند.

اگر یکی از غسل‌هایی را که در این مسئله گفته شد به‌جا آورد و بعد کاری کند که وضو را باطل می‌نماید، مثلاً بخوابد، غسل او باطل نمی‌شود، ولی مستحب است دوباره غسل را به‌جا آورد.

* تذکر داده می‌شود که هیچ یک از غسل‌های مستحب، کفایت از وضو نمی‌کند.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3455 | پیوند ثابت
١١۵٣. آيا جايز است انسان آرزوى مرگ يا شهادت بنمايد؟

ج. با انگيزه‌ى ايمانى، آرزوى شهادت جايز است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3456 | پیوند ثابت
١١۵۴. آيا اگر کسى مرگ را کراهت داشته و از آن خوشش نيايد، اشکال دارد؟

ج. اشکال ندارد، ولى خواه ناخواه مرگ او را در مى‌يابد و وقتى احساس رفتن کرد، مکروه است لقاى الهى را خوش نداشته باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3457 | پیوند ثابت
١١۵۶. آيا فرد مى‌تواند بر اثر اختلاف با فرزند خود، او را از ارث محروم سازد؟

ج. خير نمى‌تواند از سهم شرعى او از ترکه‌اش جلوگيرى کند و اين منافاتى با جواز وصيت در ثلث و يا تقليل ترکه ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3458 | پیوند ثابت
١١۵٧. آيا جايز است انسان اموال خود را در مرضى که منتهى به مرگ مى‌شود يا غير آن به ديگران (غير از ورثه) منتقل کند؟

ج. بله، جايز است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3459 | پیوند ثابت
١١۵٨. اگر انسان مالى داشته باشد و آن را جايى پنهان کرده و يا به کسى سپرده باشد و وارثان از آن اطلاع نداشته باشند، آيا لازم است آنان را از اين امر مطلع سازد؟

ج. بله.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3460 | پیوند ثابت
١١۵٩. آيا فردى که در آستانه مرگ است، لازم است براى فرزندان کوچک خود قيّم تعيين نمايد؟

ج. اگر انسان فرزند يا فرزندان صغير و نابالغ داشته باشد و نگماردن قيّم و سرپرست به آنان موجب تضييع حقوق فرزندان و يا از رفتن بردن اموال و حقوق ايشان مى‌گردد، واجب است کسى را به عنوان قيّم و سرپرست بر آنان بگمارد و اگر چنين نباشد گماردن قيم، واجب نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3461 | پیوند ثابت
١١۶٠. آيا افراد ديگر ـ اعم از اطرافيان محتضر و يا حاکم شرع ـ مى‌توانند بر فرزندان صغير و نابالغ او قيم تعيين کنند؟

ج. جدّ پدرى طفل و بعد از او حاکم شرع مى‌توانند اين کار را بکنند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3462 | پیوند ثابت
١١۶١. شرايط قيم چيست؟ و آيا لازم است که فرد قيّم عادل نيز باشد؟

ج. خير، همين که امين باشد کافى است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3463 | پیوند ثابت
١١۶٢. فردى که علائم مرگ را در خود مى‌بيند و قرض مدت‌دارى نيز دارد، لازم است که در همان وقت آن را ادا کند؟

ج. زود پرداخت کردن آن لازم نيست؛ ولى بايد وصيت کند که بازماندگانش در زمان سررسيد بدهى، آن را پرداخت نمايند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3464 | پیوند ثابت
١١۶٣. اگر هنگام ظهور نشانه‌هاى مرگ انسان يقين داشته باشد که اطرافيان پس از او حقوقى که بر گردن او است را به نحو شايسته پرداخت مى‌کنند، آيا لازم است که خود به اين امر مبادرت ورزد؟

ج. با تمکن در آن چه فوريت دارد لازم است و در غير آن، با اطمينان به اِنجازِ آن‌ها با وصيت او، مى‌تواند به همان وصيت اکتفا کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3465 | پیوند ثابت
١١۶۴. کسى که نشانه‌هاى مرگ را در خود مى‌بيند، چه بايد بکند؟

ج. اوّل لازم است توبه کرده و سپس به انجام واجبات و به پرداخت اموال و حقوقى که بر عهده دارد بپردازد و يا به انجام و پرداخت آن‌ها وصيت نمايد، اگر اطمينان به انجام آن دارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3466 | پیوند ثابت
١١۶۵. اطرافيان و نزديکان فردى که در بستر مرگ افتاده است، نسبت به او چه وظايفى بر عهده دارند؟

ج. بر همه مکلفين واجب کفايى است على الاحوط که مسلمانى را که در حال جان کندن و احتضار است (اعم از مرد و زن و بچه و بزرگ) رو به قبله نمايند، به اين صورت که وى را به پشت خوابانده و کف پاهايش را رو به قبله قرار دهند، به گونه‌اى که اگر نشست، رويش به سمت قبله باشد.

و نيز مستحب است نزديکان محتضر او را تلقين نموده و ذکر لا اله الا اللّه‌ و محمد رسول اللّه‌ و اقرار به امامان و ساير اعتقادات حق را در آن حالت سخت به او تلقين نمايند و به گونه‌اى به او تلقين کنند که محتضر بفهمد و مستحب است که تا وقت مرگ محتضر، مکرّر به وى تلقين نمايند. خواندن دعاى عديله در نزد محتضر نيز مناسب است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3467 | پیوند ثابت
١١۶۶. اگر جان کندن فردى دشوار شد، چه راه‌هايى براى آسان شدن جان کندن او  وجود دارد؟

ج. مستحب است اگر جان کندن او سخت شد، محتضر را به محل مخصوصى که معمولاً در آن‌جا نماز مى‌خوانده انتقال دهند، البته اين در صورتى است که اين کار موجب اذيت او نشود، نيز مستحب است سوره يس و صافات، براى زودتر راحت شدن محتضر قرائت شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3468 | پیوند ثابت
١١۶٧. از چه امورى بايد نزد محتضر پرهيز کرد؟

ج. ١) گذاشتن چيز سنگين مانند آهن بر شکم محتضر؛ ٢) تنها گذاشتن محتضر؛ ٣) حضور شخص جنب و حائض در کنار محتضر؛ ۴) زياد سخن گفتن نزد محتضر؛ ۵) حضور مرده‌شورها نزد محتضر؛ ۶) حضور زن‌ها به تنهايى در نزد محتضر، از جمله امورى است که مکروه است نزد محتضر انجام شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3469 | پیوند ثابت
١١۶٨. اگر زن حامله‌اى بر اثر حادثه تصادف و مانند آن بميرد و فرزند او در شکمش زنده باشد، وظيفه چيست؟

ج. بيرون آوردن بچه واجب است؛ اگرچه به شکافتن شکم زن بيانجامد. (به توضيح مذکور در مسأله‌ى ۵۴۶ رساله مراجعه شود.)

کتاب: استفتائات | شناسه: 3470 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها