صفحه اصلی

در حال بارگیری...
١٠٨٧. هر گاه زن حائض از روى جهل به حکم وندانستن مسأله از ميقات احرام نبسته و داخل حرم شد، چه وظيفه‌اى دارد؟

ج. بر او لازم است مانند ديگران در صورتى که نتواند به ميقات برگردد، به خارج حرم رفته واز آن‌جا احرام ببندد؛ بلکه احتياط اين است که تا آن جا که ممکن است از حرم دور شود واحرام ببندد به‌شرطى که اين عمل مستلزم فوت حج نباشد و در صورتى که انجام اين عمل برايش ممکن نباشد، با ديگران يکسان خواهد بود، يعنى مانند ديگران از حرم محرم شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3420 | پیوند ثابت
١٠٨٨. پس از پاکى از حيض و نفاس آيا براى طواف، غسل واجب است و اگر نتواند غسل نمايد چه وظيفه‌اى دارد؟

ج. بر زن حائض و نفساء (زائو) بعد از گذشتن ايام حيض و نفاس واجب است که براى طواف غسل کنند، و در صورت معذور بودن از غسل و مايوس شدن از توانايى بر غسل، واجب است با تيمم طواف کنند. ودر صورت معذور بودن از تيمم، تا آخر زمان تمکن از مباشرت نايب گرفتن متعين است واحوط آن است که خود نيز طواف کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3421 | پیوند ثابت
١٠٨٩. هر گاه زن هنگام بستن احرام براى عمره تمتع يا پس از بستن احرام، خون حيض ببيند و وقت به جا آوردن اعمال عمره را داشته باشد چه وظيفه‌اى دارد؟

ج. بايستى صبر کند تا پاک شود و غسل نموده و اعمال عمره را به جا آورد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3422 | پیوند ثابت
١٠٩٠. هرگاه زن پيش از بستن احرام براى عمره تمتع يا پس از بستن احرام، خون حيض ببيند و وقت به جا آوردن اعمال عمره را نداشته باشد چه وظيفه‌اى دارد؟

ج. در اين صورت، حج تمتعش بدل به حج افراد شده وبر او واجب است در صورت تمکن بعد از فراغت از حج، عمره مفرده به جا آورد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3423 | پیوند ثابت
١٠٩١. هرگاه زن بعد از بستن احرام براى عمره تمتع خون حيض ببيند و وقت به جا آوردن اعمال عمره را نداشته باشد، چه وظيفه‌اى دارد؟

ج. در اين صورت مى‌تواند حج افراد را به جا آورد و بعد از فراغت، عمره مفرده به جا آورد مانند صورت اوّل، و اين کفايت مى‌کند از آن‌چه بر او واجب بوده است از حج تمتع.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3424 | پیوند ثابت
١٠٩٢. اگر زن در اثناى طواف حائض شود چه حکمى دارد؟

ج. مشهور بين فقها اين است که اگر حائض شدن پيش از تمام شدن چهار شوط باشد، طوافش باطل مى‌شود و چنان‌چه بعد از آن باشد، آن‌چه به جا آورده صحيح است، و واجب است بعد از پاکى و غسل نمودن، باقيمانده را به جا آورد. و احوط در هر دو صورت اين است که بعد از پاکى يک طواف کامل به نيت اعم از تمام و اتمام به جا آورد، به اين معنى که چنين نيّت کند که اگر يک طواف کامل بر من واجب است، که اين طواف است و اگر به جا آوردن کمبود طواف سابق بر من واجب است، هر مقدار از اين طواف کمبود او را تکميل کند بکند و باقيمانده، زيادى باشد. و اين در صورتى است که وقت اين کار را داشته باشد و در غير اين صورت سعى و تقصير نموده وبراى حج محرم شود و لازم است پس از بازگشت از منى و قبل از طواف حج، قضاى طواف عمره را به نحوى که گفته شد به جا آورد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3425 | پیوند ثابت
١٠٩٣. هر گاه زن پس از طواف و پيش از نماز آن، يعنى بين طواف و نمازش، حيض شود چه حکمى دارد؟

ج. طوافش صحيح است و نماز طواف را پس از پاکى و غسل به جا آورد. و چنان چه وقت نداشت، سعى وتقصير را به جا آورده و نماز طواف را پيش از طواف حج قضا نمايد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3426 | پیوند ثابت
١٠٩۴. هر گاه زنى پس از طواف ونمازش احساس نمود که حيض شده، ولى نمى‌داند که پيش از طواف حيض شده يا پيش از نماز يا در اثناى نماز يا بعد از نماز، در اين صورت چه وظيفه‌اى دارد؟

ج. در اين صورت، بنابر صحت طواف و نماز بگذارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3427 | پیوند ثابت
١٠٩۵. هر گاه زنى پس از طواف ونمازش احساس نمود که حيض شده و بداند که حيض قبل از نماز حادث شده و وقتش هم تنگ است، در اين صورت چه وظيفه‌اى دارد؟

ج. سعى و تقصير نموده و نماز را تا پس از پاکى تأخير بيندازد و عمره‌اش صحيح است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3428 | پیوند ثابت
١٠٩۶. هر گاه زنى به مکه رسيد و مى‌توانست اعمال عمره را به جا آورد ولى با علم وعمد به جا نياورد تا حيض شد و وقت هم تنگ شد چه وظيفه‌اى دارد؟

ج. ظاهرا عمره‌اش فاسد است. و احتياط اين است که عدول به حج افراد نموده و حج خود را در سال بعد اعاده نمايد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3429 | پیوند ثابت
١٠٩٧. خانمى به حج تمتع رفته و مى‌ترسد حيض شود آيا مى‌تواند طواف و نماز طواف حج را قبل از وقوف در عرفات و مشعر انجام دهد؟

ج. تقديم طواف چه طواف حج باشد چه طواف نساء ـ على المشهور الاظهر ـ و نماز و سعى بر وقوفين در حج تمتع جايز نيست؛ مگر براى پيرمردان يا زنى که بيم حيض شدن دارد، که اين دو مى‌توانند طواف حج ونمازش را قبل از وقوفين به جا آورند و احوط نيز در صورت امکان، اعاده آن‌هاست در ايام تشريق يا بعد از آن تا آخر ماه ذى الحجة، و اگر ممکن نشد، استنابه نمايد على الاحوط واگر مى‌داند که اعاده آن تا آخر ماه ممکن نمى‌شود، پس احوط، جمع بين تقديم و استنابه است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3430 | پیوند ثابت
١٠٩٨. خانمى که حيض ببيند يا زائو شود، ونتواند تا پاک شدن خود در مکه بماند که طواف کند چه وظيفه‌اى دارد؟

ج. لازم است براى طواف ونماز نايب بگيرد وپس از طواف نايب، شخصا سعى کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3431 | پیوند ثابت
١٠٩٩. خانمى که حائض شود و قافله تا وقت پاکى او منتظرش نشود، آيا مى‌تواند طواف نساء را ترک نموده و با قافله خود همراه شود؟

ج. بلى مى‌تواند طواف نساء را ترک کند. ودر اين صورت احتياط اين است که براى طواف نساء ونمازش نايب بگيرد. وچنان‌چه مشغول طواف بوده وپس از به جا آوردن نصف آن حيض شود، مى‌تواند باقى را ترک وبا قافله برود. واحتياط در اين صورت، آن است که براى باقى مانده طواف و نمازش نايب بگيرد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3432 | پیوند ثابت
١١٠٠. نفاس چيست؟

ج. خون ولادت است؛ همراه با ولادت يا بعد از ولادت، از حين ولادت تا ١٠ روز.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3433 | پیوند ثابت
١١٠١. زنى که سزارين مى‌شود، خونى که مى‌بيند آيا خون نفاس است يا خير؟

ج. خون نفاس است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3434 | پیوند ثابت
١١٠٢. زنى که عادت ماهانه وقتيه وعدديه دارد، اگر وقت عادت او با روز تولد بچه يکى باشد، خونى که مى‌بيند حيض است يا نفاس؟

ج. پس از خروج اوّلين جزء بچه، نفاس است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3435 | پیوند ثابت
١١٠٣. گفته مى‌شود بعد از گذشت ايام نفاس و انجام غسل، روز هجدهم هم مى‌بايست يک غسل انجام شود، آيا اين صحت دارد؟

 ج. يعنى در هشت روز بعد از ده روز ايام نفاس اگر خون ديد، احتياط مستحبى موکد، جمع بين وظيفه استحاضه و نفاس است و در آخر به قصد وظيفه و اميد مطلوبيت غسل نفاس به جا مى‌آورد که با غسل استحاضه در عمل متحد است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3436 | پیوند ثابت
١١٠۴. از زنى، بچه‌اى سقط شد وتا يک ماه از آلودگى پاک نشد. سپس او را کورتاژ کرده‌اند و بقيه‌اى از بچه را در آوردند. چون بچه در حقيقت الآن به تمامه منفصل شده، آيا آلودگى اين مدت تماما نفاس است يا خير؟ اعمال عبادى که انجام داده چه مى‌باشد؟

ج. بلى نفاس است و اگر روزه گرفته قضا کند و محاسبه روزهاى نفاس را از وقت انفصال کامل ولد شروع کند نه از ابتدا.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3437 | پیوند ثابت
١١٠۵. زنى که با سزارين زايمان کرده بعد از اين که ايام عادت او گذشت، شک مى‌کند که خون موجود خون نفاس است يا خون زخم، وظيفه‌اش چيست؟

ج. به مسأله‌ى ۴۴۵ و ۴۴۶ رساله رجوع شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3438 | پیوند ثابت
١١٠۶. زنى که غير طبيعى زايمان مى‌کند (سزارين) و بچه را از پهلوى مادر خارج مى‌کنند خونى که از رحم خارج ميشود استحاضه است يا نفاس؟

ج. اگر خون از مجراى عادى خارج مى‌شود، در صورتى که هنگام ولادت يا پس از آن بوده نفاس است و هم چنين از مجراى غير عادى اگر معلوم شود همان خون است و اگر غير اين باشد استحاضه است، در صورتى که احتمال غير استحاضه داده نشود مانند زخم و امثال آن.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3439 | پیوند ثابت
١١٠٧. آيا وارسى بر زائو پس از پاک شدن واجب است؟

ج. پس از پاک شدن از نفاس بنا بر احتياط واجب بايد استبرا نمايد يعنى داخل رحم را وارسى کند که اگر از داخل هم پاک شده است، غسل نفاس کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3440 | پیوند ثابت
١١٠٨. اگر زن حامل بر اثر ترسيدن يا ضربه‌اى که به او اصابت کرده چند روز خون ببيند و بعد سقط کند خون قبل از سقط چه حکمى دارد؟

ج. به مسأله‌ى ۴٠٧ و ۴٠١، رساله و به جواب سؤال قبلى مراجعه شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3441 | پیوند ثابت

«۴۴۷» مسلمانی را که محتضر است؛ یعنی در حال جان دادن می‌باشد، مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک، باید بنابر احتیاط واجب به پشت بخوابانند، به‌طوری‌که کف پاهایش به طرف قبله باشد.

«۴۴۸» غسل، کفن، نماز و دفن مسلمان (یعنی میتی که به‌حسب اظهار شهادتین و عدم منافی، حکم به اسلام او می‌شود) بر هر مکلفی واجب است؛ و اگر بعضی انجام دهند، از دیگران ساقط می‌شود و چنانچه هیچ کس انجام ندهد همه معصیت کرده‌اند.

«۴۴۹» اگر کسی مشغول کارهای میّت شود بر دیگران واجب نیست اقدام نمایند؛ ولی اگر او عمل را نیمه‌کاره بگذارد، باید دیگران تمام کنند.

«۴۵۰» اگر انسان یقین کند که دیگری مشغول کارهای میّت شده، واجب نیست به کارهای میّت اقدام کند.

«۴۵۱» اگر کسی بداند غسل یا کفن یا نماز یا دفن میّت را باطل انجام داده‌اند، باید دوباره انجام دهد.

«۴۵۲» برای غسل، کفن، نماز و دفن میّت، باید از ولیّ او اجازه بگیرند.

«۴۵۳» ولیّ زن که در غسل و کفن و دفن او دخالت می‌کند، شوهر اوست و در مرتبه بعد از او، مردهایی که از میّت ارث می‌برند مقدّم بر زن‌های ایشانند و هر کدام که در ارث بردن مقدم هستند در این امر نیز مقدّمند.

«۴۵۴» اگر میّت برای غسل، کفن، دفن و نماز خود غیر از ولیّ، شخص دیگری را معین کند، بنابر اظهر لازم است آن شخص از ولیّ میّت برای این کارها اجازه بگیرد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3442 | پیوند ثابت

«۴۵۵» واجب است میّت را سه غسل بدهند: اول غُسل با آبی که به سِدر مخلوط باشد. دوم غُسل با آبی که به کافور مخلوط باشد. سوم غُسل با آب خالص؛ و مراعات این ترتیب لازم است و در صورت به‌هم خوردن ترتیب، از همانجا که به‌هم خورده اعاده کنند.

«۴۵۶» سدر و کافور باید به اندازه‌ای زیاد نباشد که آب را مضاف کند و به اندازه‌ای کم نباشد که عرفاً نگویند سدر و کافور با آب مخلوط شده است.

«۴۵۷» اگر سدر و کافور یا یکی از اینها پیدا نشود، یا استعمال آن جایز نباشد، مثل آنکه غصبی باشد، باید به جای هر کدام که ممکن نیست، بنابر احتیاط واجب میّت را با آب خالص غسل بدهند؛ و اقوی در مکان غسل این است که باید مباح باشد.

«۴۵۸» کسی که میّت را غسل می‌دهد، باید مسلمان و دوازده امامی و عاقل باشد و مسائل غسل را هم بداند.

«۴۵۹» کسی که میّت را غسل می‌دهد، باید قصد قربت داشته باشد، یعنی غسل را برای انجام فرمان خداوند عالم به‌جا آورد؛ و اگر به همین نیّت تا آخر غسل سوم باقی باشد کافی است و تجدید نیّت لازم نیست، اگرچه احوط است.

«۴۶۰» غسل بچه مسلمان اگرچه از زنا باشد، بنابر احتیاط، واجب است. و غسل، کفن، دفن کافر و اولاد او، جایز نیست. و کسی که از بچگی دیوانه بوده و به حال دیوانگی بالغ شده، چنانچه پدر و مادر او یا یکی از آنان مسلمان باشند، باید او را غسل داد و اگر هیچ کدام از آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جایز نیست.

«۴۶۱» بچه سقط شده را، اگر چهار ماه یا بیشتر دارد، باید بنابر احتیاط واجب غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد، باید در پارچه‌ای بپیچند و بدون غسل دفن کنند.

«۴۶۲» کسی که کشتن او به رجم یا قصاص و مانند اینها واجب شده است، در صورتی که قبل از اجرای حُکم، غسل‌های سه‌گانه میّت را به امر حاکم شرع یا بدون امر او انجام داده باشد، غُسل دادنش واجب نیست، اگرچه بعد از غُسل، از او حدث اصغر یا اکبر سر زده باشد.

 «۴۶۳» اگر مرد، زن را و زن، مرد را در غیر موارد ضرورت غسل بدهد، باطل است؛ ولی زن می‌تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم می‌تواند زن خود را غسل دهد، و احتیاط مستحب در غسل زوجین، از زیر لباس است، اگرچه احتیاط مستحب آن است که زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را غسل ندهد.

«۴۶۴» مرد می‌تواند در غیر حال ضرورت دختربچه‌ای را که سن او از سه سال بیشتر نیست غسل دهد، زن هم می‌تواند در غیر حال ضرورت پسربچه‌ای را که سه سال بیشتر ندارد، غسل دهد.

«۴۶۵» اگر برای غسل دادن میّتی که مرد است، مرد پیدا نشود، زنانی که با او نسبت دارند و محرمند، مثل مادر و خواهر و عمه و خاله، یا به‌واسطه شیر خوردن با او محرم شده‌اند، بنابر احوط باید از زیر لباس یا چیزی که بدن او را بپوشاند غسلش بدهند. و نیز اگر برای غسل میّت زن، زن دیگری نباشد، مردهایی که با او نسبت دارند و محرمند، یا به‌واسطه شیر خوردن با او محرم شده‌اند بعد از اینکه از سایر اولیای میّت خصوصاً شوهر او اجازه بگیرند، بنابر احوط باید از زیر لباس او را غسل دهند.

«۴۶۶» اگر میّت و کسی که او را غسل می‌دهد هر دو مرد یا هر دو زن باشند، جایز است که غیر از عورت، جاهای دیگر میّت برهنه باشد.

«۴۶۷» نگاه کردن به عورت میّت حرام است، و کسی که او راغسل می‌دهد اگر نگاه کند معصیت کرده، ولی غسل باطل نمی‌شود.

«۴۶۸» اگر جایی از بدن میّت نجس باشد، باید پیش از آنکه آنجا را غسل بدهند، آب بکشند.

«۴۶۹» غسل میّت مثل غسل جنابت است، و احتیاط مستحب آن است که تا غسل ترتیبی ممکن است، میّت را غسل ارتماسی ندهند؛ و در صورت غسل ارتماسی باید آب قلیل نباشد.

«۴۷۰» کسی را که در حال حیض یا در حال جنابت مرده، لازم نیست غسل حیض یا غسل جنابت بدهند، بلکه همان غسل میّت برای او کافی است، ولی بنابر احتیاط موقع غسل دادن نیت غسل جنابت و یا حیض را نیز بنمایند.

«۴۷۱» اگر آب پیدا نشود، یا استعمال آن مانعی داشته باشد، باید بنابر احتیاط واجب میّت را سه تیمّم بدهند و تیمّم اول را به قصد مافی‌الذمّه انجام دهند. و اما اگر آب هست، ولی فقط برای یک غسل کافی است مسئله دو صورت دارد:

اول، آنکه آب طوری است که فقط در غُسل معیّنی قابل استفاده است؛ دوم، آنکه غُسل معیّن نیست. اگر غسل معیّن است، مثل اینکه آب مخلوط با سدر یا کافور شده باشد، در این صورت آن آب را در غسل مربوط به خودش استفاده می‌کنند و به جای دو غسل دیگر میّت را تیمم می‌دهند و در این اعمال ترتیب معتبر در غسل میّت را رعایت می‌کنند.

اما اگر غسل معیّن نباشد مثل اینکه آب خالص است و سدر و کافور هم موجود است، بنابر احوط در این صورت قدری سدر با آب مخلوط می‌کنند، به‌طوری‌که  مضاف نشود و با آن غسل اوّل را به قصد وظیفه فعلیّه انجام می‌دهند و سپس میّت را بدل از دو غسل بعدی دو تیمم می‌دهند.

«۴۷۲» اگر به علت نبودن آب، میّت را تیمم دهند و بعد از آن آب پیدا شود، در صورتی که خوفی بر میّت در تأخیر دفن نیست باید آن را غسل بدهند و حنوط و کفن کنند، و اگر نماز بر او خوانده‌اند بنابر احوط دوباره بخوانند.

«۴۷۳» کسی که میّت را تیمّم می‌دهد بنابر اظهر باید دست خود را به زمین زده و به صورت و پشت دست‌های میّت بکشد به این ترتیب که در صورت امکان و نبودن مشکل، میت را باید بنشاند و پشت سر او قرار گرفته و او را تیمّم بدهد؛ ولی احتیاط در این است که با دست خود میّت نیز او را تیمّم بدهند.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3444 | پیوند ثابت

«۴۹۱» میت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لُنگ و پیراهن و سرتاسری می‌گویند کفن نمایند.

«۴۹۲» بنابر احتیاط لنگ باید از ناف تا زانو اطراف بدن را بپوشاند، و بهتر آن است که از سینه تا روی پا برسد؛ و پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و بهتر است تا روی پا برسد با توجه به اینکه عرفاً آن را پیراهن بگویند؛ و درازای سرتاسری باید به‌قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد و پهنای آن باید به اندازه‌ای باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر بیاید.

«۴۹۳» اگر سه پارچه (لنگ، پیراهن، سرتاسری) برای کفن میت میسر نشود، به هر کدام که میسر باشد اکتفا می‌شود، اگرچه اسم هیچ یک از این سه پارچه بر او صدق نکند. بلکه اگر هیچ پارچه‌ای مقدور نشود و فقط مقداری جهت پوشاندن عورتین موجود باشد، واجب است با آن عورتین را بپوشانند.

«۴۹۴» اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را، که در مسئله ۴٩٢ گفته شد، از سهم آنان بردارند، اشکال ندارد؛ و احتیاط واجب آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن و همچنین مقداری را که احتیاطاً لازم است از سهم وارثی که بالغ نشده برندارند.

«۴۹۵» اگر کسی وصیّت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را، که در مسئله ۴٩٢ گفته شد، از ثلث مال او بردارند، یا وصیّت کرده باشد که ثلث مال را به مصرف خود او برسانند، ولی مصرف آن را معیّن نکرده باشد یا فقط مصرف مقداری از آن را معین کرده باشد، می‌توانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند.

«۴۹۶» اگر میّت وصیّت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند، می‌توانند به‌طور متعارف که لایق شأن میّت باشد کفن و چیزهای دیگری را که از واجبات دفن است از اصل مال بردارند.

«۴۹۷» کفن زن بر شوهر است، اگرچه زن از خود مال داشته باشد، در صورتی که شوهر او مالی داشته باشد که بتواند زن خود را کفن نماید، وگرنه بنابر اظهر باید از ترکه زن بردارند. و همچنین بنابر اظهر اگر زن را به شرحی که در کتاب طلاق گفته می‌شود، طلاق رجعی بدهند و پیش از تمام شدن عدّه بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد و احتیاط در این است که شوهر با ورثه میّت در این مصارف مصالحه نمایند؛ و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد، ولیّ شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.

«۴۹۸» کفن میّت بر خویشان او واجب نیست، اگرچه مخارج او در حال زندگی بر آنان واجب باشد.

«۴۹۹» باید مقدار واجب از سه پارچه کفن به‌قدری نازک نباشد، که بدن میت از زیر آن پیدا باشد. و در بیشتر از مقدار واجب بنابر احوط و اظهر باید این مسئله رعایت شود.

«۵۰۰» کفن کردن با چیز غصبی، اگر چیز دیگری هم پیدا نشود، جایز نیست؛ و چنانچه کفن میّت غصبی باشد و صاحب آن راضی نباشد، باید از تنش بیرون آورند.

«۵۰۱» کفن کردن میّت با چیز نجس جایز نیست و بنابر احتیاط در چیز نجسی که نماز با آن جایز است نیز کفن نکنند.

«۵۰۲» کفن کردن با پارچه‌ای که از پشم یا موی حیوان حرام‌گوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست؛ و بنابر احتیاط واجب با پوست حیوان حلال‌گوشت هم میّت را کفن نکنند، ولی اگر کفن را از مو، پشم یا کرک حیوان حلال‌گوشت طوری درست کنند که به آن جامه و لباس بگویند اشکال ندارد.

«۵۰۳» اگر کفن میّت به نجاست خود او، یا به نجاست دیگری نجس شود، چنانچه کفن ضایع نمی‌شود، باید مقدار نجس را بشویند اگرچه جواز بُریدن مقداری از کفن که بیشتر از مقدار ساتر عورت است و نجس شده است خالی از وجه نیست، پس اگر در قبر گذاشته باشند جایزاست که ببُرند، بلکه اگر بیرون آوردن میّت توهین به او باشد بریدن واجب می‌شود؛ و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتی که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض نمایند.

«۵۰۴» میّت اگر مرد باشد نباید با پارچه ابریشمی خالص کفن شود؛ و همچنین است بنابر احتیاط واجب اگر میّت زن باشد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3445 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها