صفحه اصلی

در حال بارگیری...
١١۶٩. اگر بچه در رحم مادر بميرد و باقى ماندن او در شکم مادر خطرآفرين باشد چه بايد کرد؟

ج. در صورت امکان بايد با راهى که براى مادر راحت‌تر است بچه را از شکم او بيرون آورند، و اگر در آخر کار راه بيرون آوردن بچه در قطعه قطعه شدن او منحصر گردد، بايد چنين کنند. (و توضيح بيشتر در مسأله‌ى ۵۴۵ رساله ذکر شده است.)

کتاب: استفتائات | شناسه: 3471 | پیوند ثابت
١١٧٠. آيا تشريح بدن مسلمان موجب ديه است؟ در صورت اثبات ديه اگر يکى از ارگان‌هاى دولتى و يا آموزشى بدن مجهول الهويه‌اى را تشريح کرد، ديه آن را به چه کسى بايد بپردازد؟

ج. بله، موجب ديه است و ديه‌ى او را بايد کسى بدهد که بالمباشرة اين تشريح را انجام داده است ـ هر کسى که باشد ـ و اين ديه ربطى به ورثه ندارد و براى خود ميّت در امور خير مصرف مى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3472 | پیوند ثابت
١١٧١. آيا اولياى ميّت، مى‌توانند اعضاى ميّت را به بيماران نيازمند بفروشند؟

ج. جايز نيست، مگر اين که بدنِ ميّت کافر باشد يا نجات مسلمانى منحصر در آن باشد، و با اجازه‌ى ورثه خرج خود ميّت کردن موافق احتياط است؛ هر چند در صورت جواز عمل و مصالحه‌ى بر عوض، حکم ديه ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3473 | پیوند ثابت
١١٧٢. آيا تشريح بدن ميّت مسلمان جايز است؟ و اگر پيشبرد علم پزشکى مبتنى بر آن باشد، چه حکمى دارد؟

ج. جايز نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3474 | پیوند ثابت
١١٧٣. آيا مى‌توان اعضاى شخصى را که دچار مرگ مغزى شده است (و از لحاظ پزشکى اميدى به زنده ماندن وى نيست، ولى برخى اعضا مثل قلب وى براى مدتى کار مى‌کنند) به بيمارى که محتاج است پيوند زد؟ (با توجه به اين‌که در صورت صبر، ممکن است ديگر، قابل پيوند نباشند).

ج. چون در همان مدّتى که قلب کار مى‌کند و مغز مرده است، امکان دارد دارويى اختراع يا کشف شود که مغز را به کار اندازد (اين مطلب هر چند در خيلى از نفوس موجب يقين به عدم باشد، ولى در بعض نفوس و افراد، يقين به عدم نيست؛ زيرا پيدا شدن بعضى داروها که براى بعض امراض اختراع يا کشف مى‌شود، آنى است) لذا با اين احتمال، جايز نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3475 | پیوند ثابت
١١٧۵. اگر ندانيم جسدى که در اختيار ما است جسد يک مسلمان است يا کافر يا اهل کتاب، آيا مجازيم آن را تشريح نماييم؟

ج. اگر اماره‌اى (نشانه‌ى معتبر) بر اسلام يا ذمّه‌ى اسلام بعد از فحص و تحقيق، نباشد و توقّف امور هم بر تشريح آن باشد و اجازه گرفتن از حاکم شرع که بصير در موضوعات و احکام است بشود، در موارد خاصّه‌اش، دور نيست جايز باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3476 | پیوند ثابت
١١٧٧. آيا مى‌توان جسد افراد به ظاهر مسلمان (مسلمان شناسنامه‌اى) را که به خاطر ارتداد، فساد اخلاقى، قاچاق مواد مخدر، مسايل سياسى و... اعدام شده‌اند، تشريح نمود؟

ج. در ارتدادى که موجب کفر باشد و توبه‌اش قبول نشود مانعى ندارد، اما در بقيه نه.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3477 | پیوند ثابت
١١۵۵. اگر کسى بر خود نفرين کرده و مثلاً بگويد: «خدايا من را از اين دنيا خلاص کن!»، چه حکمى دارد؟

ج. در روايت دارد چنين نگوييد؛ زيرا که هول و هراس مطَّلع، عظيم است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3478 | پیوند ثابت
١١٧۴. آيا تشريح مسلمانى که وصيت کرده بعد از وفاتش، وى را تشريح کنند،  جايز است؟

ج. در صورت توقّف حيات مريض‌هايى بر اين کار و عدم تمکن از بدن کافر، با احتياط در اجازه گرفتن از ورثه و اجازه گرفتن از حاکم شرع، بعيد نيست جايز باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3479 | پیوند ثابت
١١٧۶. آيا تفاوتى بين اهل تسنن و اهل تشيّع در عدم جواز تشريح جسد، وجود دارد؟

ج. در صورت حرمت، تفاوت بين آن دو در اقوى بودن موجبات تحريم در مورد اهل تشيّع است، مثل دوران امر بين دو حرام و اضطرار به يکى از دو حرام.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3480 | پیوند ثابت
١١٧٨. اگر شخصى در طول زندگى‌اش نظر مخالف يا موافقى در مورد پيوند اعضايش نداشت، آيا پس از مرگش مى‌توان با اجازه‌ى ولىّ وى چنين کارى را انجام داد؟

ج. در صورت ضرورت و توقّف حيات ديگران بر اين اعمال و عدم امکان استفاده از بدن کافر، ظاهرا مانعى ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3481 | پیوند ثابت
١١٧٩. اگر شخصى از پيوند اعضاى خود به ديگران پس از مرگش ناراضى باشد، ولى پس از وفاتش ولىّ وى مايل به اين کار باشد، آيا مى‌توان چنين کارى را انجام داد؟

ج. به حسب ظاهر مانعى ندارد، با شرايط ذکر شده در جواب سؤال قبلى.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3482 | پیوند ثابت
١١٨٠. اگر ميّت در زمان حيات اجازه دهد که اعضاى بدن او را پس از مرگ جدا کرده و به بيماران نيازمند پيوند بزنند، اين عمل جايز است؟

ج. در صورتى که راه نجات فردى مسلمان متوقف و منحصر به دادن عضو به او باشد و تهيه آن از غير مسلمان هم ممکن نباشد، اشکالى ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3483 | پیوند ثابت
١١٨١. اگر شخصى وصيت کند بعد از وفاتش، اعضايش را به ديگران پيوند زنند، اما ولىّ وى پس از مرگش از اين کار ناراضى باشد، آيا اين کار را بدون اجازه‌ى ولى مى‌توان انجام داد؟

ج. اگر مورد ديگرى براى اين کار نيست، احتياطا با اذن حاکم شرع اين کار را انجام بدهند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3484 | پیوند ثابت
١١٨٢. اگر شخصى وصيت کند بعد از وفاتش، اعضاى قابل پيوندش را به بيماران پيوند زنند، آيا مجاز به اين کار هستيم؟

ج. در صورت توقّف حيات بيمار بر اين پيوند و عدم امکان استفاده از بدن کافر، احتياطا از ولىّ متوفّى هم اجازه بگيرد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3485 | پیوند ثابت
١١٨٣. ١) در مواردى که نجات جان بيمار مسلمانى، وابسته به پيوند يک يا چند  عضو از شخص ديگرى باشد، اگر جسد مجهول‌الهويه‌اى که اعضاى قابل پيوندى داشت، در دسترس باشد آيا مى‌توان اين اعضا را به بيمارى که محتاج است،  پيوند زد؟ ٢) در فرض فوق، اگر بعدا ولىّ متوفّىپيدا شود و از اين کار ناراضى باشد، چه  بايد کرد؟  

ج۱. اگر حفظ حيات بيمار متوقّف بر اين پيوند باشد، و آن جسد هم احترامى نداشته باشد که مانع باشد (مثل اين‌که محکوم به اسلام باشد چون نمى‌توان جسد ميّت مسلمان را تقطيع نمود مگر با شروطى)،مانعى ندارد.

ج۲. ظاهرا به ديه يا ضمان قيمت تنزل پيدا مى‌کند. و اگر آن پيوند با اذن مريض يا ولىّ مريض بوده، ظاهرا خود مريض ضامن است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3486 | پیوند ثابت
١١٨۴. اگر عضوى از اعضاى حيوانات را به انسان پيوند بزنند، آيا اشکال دارد و حکم نجاست و طهارت آن عضو چگونه است؟

ج. در موقع ضرورت جايز است و اگر عرفا جزو بدن انسان محسوب شود، پاک است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3488 | پیوند ثابت
١١٨۵. بعد از وفات چه امورى را بايد در رابطه با ميّت رعايت نمود؟

ج. ١) بستن پلک چشم‌ها، لب و دهان او؛

٢) با پارچه و چيزى مانند آن آرواره و دو فک و چانه او را به هم ببندند؛

٣) دست‌هاى او را به دو پهلوى وى دراز کنند؛

۴) پاهاى او را دراز کنند؛

۵) پارچه‌اى بر روى او بکشد و بدن او را بپوشانند؛

۶) در محلى که ميّت جان داده در شب چراغ روشن کنند؛

٧) مرگ وى را به اطلاع مؤمنين برسانند تا در مراسم او حضور به هم رسانند؛

٨) در انجام مراسم خاک‌سپارى او عجله کنند؛ مگر با اشتباه حال او که بايد تا حصول يقين به موت او صبر کنند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3489 | پیوند ثابت
١١٨۶. آيا دست زدن به بدن ميّت قبل و بعد از سرد شدن بدن او، موجب نجاست  دست مى‌شود؟

ج. اگر قبل از غسل دادن ميّت باشد و با رطوبت مسّ شود، مطلقا موجب نجاست مى‌شود؛ بلکه بدون رطوبت هم احتياط خوب است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3490 | پیوند ثابت
١١٨٧. شخصى مشغول کارهاى ميّت است آيا بر ديگران کارهاى ميّت واجب است يا نه، و اگر شخصى مشغول کارهاى ميّت شود و عمل را نيمه کاره رها کند، ديگران چه وظيفه‌اى دارند؟

ج. اگر کسى مشغول کارهاى ميّت شود، بر ديگران واجب نيست اقدام نمايند؛ ولى اگر او عمل را نيمه کاره بگذارد، بايد ديگران تمام کنند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3491 | پیوند ثابت
١١٨٨. وظيفه شخصى که اطمينان به اين پيدا نکرده است که آيا ديگران مشغول کارهاى ميت شده‌اند يا نه، چيست؟

ج. بايد اقدام کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3492 | پیوند ثابت
١١٨٩. معناى اذن ولى ميّت در انجام امور ميّت، آيا اذن زبانى و لفظى است يا اذن فحوى و شاهد حال نيز کفايت مى‌کند؟

ج. اذن فحوى و شاهد حال نيز کفايت مى‌نمايد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3493 | پیوند ثابت
١١٩٠. شخصى که ميّت او را براى انجام کارهايش انتخاب و معيّن کرده است، آيا براى انجام کارهاى ميّت بايد از ولىّ هم اجازه بگيرد، يا اجازه لازم نيست؟

ج. بنابر اظهر لازم است آن شخص از ولىّ ميّت براى اين کارها اجازه بگيرد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3494 | پیوند ثابت
١١٩١. اولياى ميّت به ترتيب اولويت چه کسانى هستند؟

 ج. به ترتيب طبقات ارث است و ولىّ زن، شوهر او است و در مرتبه بعد از او مردهايى هستند که از او ارث مى‌برند، به ترتيب اولويّت در ارث.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3495 | پیوند ثابت
١١٩٢. در کدام يک از اعمالى که مربوط به تجهيز ميّت است قصد قربت شرط است و در کدام يک قصد قربت شرط نيست؟

ج. در غسل و نماز ميّت قصد قربت لازم است و در کفن نمودن و دفن کردن، لازم نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3496 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها