صفحه اصلی

در حال بارگیری...
٣٠٣١. شخصى از زادگاهش اعراض مى‌کند و پس از دو ماه منصرف مى‌شود (با توجه به اين که قصد بازگشت به زادگاه و سکونت در آن‌جا را نداشته است)، آيا اعراض او محقق مى‌شود يا خير؟  

ج. اگر انصراف او از اعراض صورى و ظاهرى است، اعراض او محقق مى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5523 | پیوند ثابت
٣٠٣٢. فردى در وطن اصلى ـ که محلّ تولّدش بوده است ـ ، تا شانزده سالگى زندگى کرده و سپس به تهران هجرت مى‌کند و اکنون سى سال است در تهران سکونت دارد. وى از وطن اصلى اعراض نکرده و هر سال دو يا سه بار به آن جا مى‌رود و قصد دارد در صورت آماده شدن امکانات، به صورت هميشگى يا چند ماه در سال به وطن اصلى برگردد. حکم نماز و روزه اين فرد چگونه است؟  

ج. تا زمانى که اعراض محقّق نشود، آن جا هم به حکم وطنيّت باقى است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5524 | پیوند ثابت
٣٠٣٣. شخصى از وطن اصلى خود اعراض کرده، امّا در آن‌جا املاک دارد، آيا چنين شخصى با کسى که ملکى در وطن اعراض شده‌اش ندارد، فرق دارد يا نه؟ و نيز اعراض از وطن اتخاذى، با اعراض از وطن اصلى فرق مى‌کند يا نه؟  

ج. اگر جايى وطن او بوده و در آن جا شش ماه به قصد وطن بودن مانده است و  ملک هم داشته و اکنون اعراض کرده است، احتياط در جمع بين نماز قصر و تمام است و هم چنين گرفتن روزه و قضاى آن خوب است و همين احتياط در جايى که شش ماه بدون قصد وطن بودن مانده و حکمى داشته است، جارى است و اگر انسان به جايى برسد که وطن او بوده و از آن جا صرف نظر کرده، نبايد نماز را تمام بخواند؛ مگر اين که قبلاً شش ماه با داشت ملک در آن جا مانده باشد که خوب است احتياط جمع خواندن و روزه و قضاى آن که قبلاً ذکر شد  رعايت شود؛ اگرچه وطن ديگر هم براى خود اختيار نکرده باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5525 | پیوند ثابت
٣٠٣۴. معناى اعراض از وطن براى دخترى که شوهر کرده چه صورت دارد، مثلاً دخترى از اصفهان مى‌باشد و به تهرانى شوهر کرده؛ وقتى به اصفهان مى‌آيد، تکليف نماز و روزه‌ى او چيست؟ وقتى از او پرسيده مى‌شود که از اصفهان اعراض کرده‌ايد مى‌گويد نمى‌دانم.  

ج. در اعراض، ميزان قصد خود شخص است که تصميم داشته باشد ديگر براى سکونت به آن محل برنگردد، هر چند به تبع قصد شوهر، و در فرض سؤال اگر چنين قصدى ندارد، اعراض محقّق نشده است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5526 | پیوند ثابت
٣٠٣۵. آيا دختر به مجرّدى که به منزل شوهر رفت ـ مثلاً از قم به تهران رفت ـ اعراض محسوب مى‌شود و حال آن که به قدرى قم مورد علاقه‌ى دختر است که نيّتش اين است که اگر يک روزى شوهر طلاقش بدهد و يا بميرد، دوباره به زادگاهش برگردد.  

ج. اعراض بنا داشتن بر اين است که ديگر براى سکونت به آن محلّ برنگردد و بدون اين بنا و تصميم، اعراض نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5527 | پیوند ثابت
٣٠٣۶. حدّ ترخّص چيست؟

ج. يعنى انسان از وطن خود يا جايى که قصد کرده ده روز در آن جا بماند، به قدرى دور شود که ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود؛ ولى بايد در هوا غبار يا چيز ديگرى نباشد که از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى کند و لازم نيست به قدرى دور شود که مناره‌ها و گنبدها را نبيند، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلکه همين قدر که ديوارها کاملاً معلوم نباشد، کافى است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5529 | پیوند ثابت
٣٠٣٧. مى‌گويند حدّ ترخص يعنى جايى که ديوارهاى شهر را نبينند و صداى اذان شهر را نشنوند و در زمان کنونى که ديوارى وجود ندارد و معمولاً کارخانه‌ها و مغازه‌هايى به طور پراکنده در نزديکى شهر و گاهى متصل به آن وجود دارند که فاصله‌ى آن‌ها از هم از چند کيلومتر تجاوز نمى‌کند، حدّ ترخص يا ديوار شهر را چگونه بايد حساب کرد؟  

ج. ميزان ديوار خانه‌هايى است که عرفا جزو شهر حساب مى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5530 | پیوند ثابت
٣٠٣٨. شخصى که در ماه رمضان مسافر است براى اين که بتواند روزه بگيرد اگر قبل از ظهر به حدّ ترخص بيايد و نيّت روزه کند و همين که ظهر شد از همانجا مجدّدا مسافرت کند، آيا روزه‌اش صحيح است يا نه؟  

ج. اگر قبل از وقت زوال در خود شهر باشد، ظاهرا روزه‌اش صحيح است و در حدّ ترخص احتياطا جمع بين روزه و قضاى آن کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5531 | پیوند ثابت
٣٠٣٩. دو منطقه‌ى مسکونى (روستا) قبلاً جدا بودند ولى الآن به هم متصل شده‌اند و هنوز اسمشان فرقى نکرده است ساکنين اين دو محل حد ترخص را از کجا بايد حساب کنند؟  

ج. اگر عرفا يک محل محسوب مى‌شوند، حکم يک محل را دارند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5532 | پیوند ثابت
٣٠۴٠. مسافرى که قبل از ظهر در ماه مبارک رمضان به نزديک وطن يا شهرى که قصد دارد در آن‌جا ده روز بماند رسيده، به نحوى که اذان شهر را مى‌شنود و ديوارهاى آن را مى‌بيند ولى هنوز وارد شهر نشده است. آيا روزه‌ى آن روزش صحيح است يا خير؟  

ج. اگر قبل از زوال وارد شهر هم بشود روزه‌اش صحيح است و گرنه احتياطا جمع مى‌کند بين روزه‌ى آن روز و قضاى آن.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5533 | پیوند ثابت
٣٠۴١. شخصى در ماه مبارک رمضان، قبل از ظهر براى مسافرت از خانه خارج مى‌شود و پس از گذشتن از حد ترخّص، افطار مى‌کند ولى قبل از رسيدن به حدّ مسافت  شرعى، از مسافرت منصرف و قبل از ظهر به منزل بر مى‌گردد، آيا امساک بقيه روز واجب است؟  

ج. خير و هم چنين هر جا که به نحو جايز افطار کرده است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5534 | پیوند ثابت
٣٠۴٢. اگر مسافر در ماه مبارک رمضان به سوى وطن خود حرکت کند و مصادف با اذان ظهر، نزديک وطن خود برسد ولى شک کند که آيا مقدارِ مسافتِ باقى مانده، وطن محسوب مى‌شود يا خير، نماز و روزه‌اش چه حکمى دارد؟  

ج. نماز و روزه‌اش تمام نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5535 | پیوند ثابت
٣٠۴٣. اگر روزه‌دار جاهل باشد به اين که تا به حدّ ترخّص نرسيده نبايد قبل از زوال افطار کند و قبل از حدّ ترخص به اين اعتبار که مسافر است افطار نمايد، روزه‌ى اين شخص چه حکمى دارد؟ آيا قضا بر او واجب است يا حکم ديگرى دارد؟  

ج. قضا بر او واجب است و اگر جاهل مقصّر بوده، على الاحوط کفاره هم دارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5536 | پیوند ثابت
٣٠۴۴. اگر مسافر از حدّ ترخّص وطنش خارج شود ولى به علّت پيچ و خم جادّه، دوباره به کمتر از حدّ ترخّص برسد و بعد از خروج دوباره از حدّ ترخّص اگر باقى راه به تنهايى کمتر از مسافت شرعى باشد ولى با احتساب مقدارى که قبلاً طىّ کرده به اندازه‌ى مسافت مى‌شود، با توجّه به اين که از اوّل قصد مسافت شرعى داشته است، آيا نمازش تمام است يا شکسته؟  

ج. نمازش شکسته است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5537 | پیوند ثابت
٣٠۴۵. شخصى به قصد مسافرت به هشت فرسخ و يا بيشتر، حرکت مى‌کند، از حدّ ترخص که خارج شد، نماز را شکسته مى‌خواند و حدود سه فرسخ که مى‌رود از قصد خود منصرف مى‌گردد و به وطن مراجعت مى‌کند و هنوز وقت نماز باقى است، آيا بايد دوباره نمازش را تمام بخواند يا نه؟  

ج. خير، اعاده لازم نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5538 | پیوند ثابت
٣٠۴۶. کسى که قصد سفر به قلّه‌ها و کوه‌هاى بلند و مرتفع را دارد. با توجه به اين که مسير او گاهى بيش از مسافت شرعى است، اگر شهر خود را ببيند حکم نماز و روزه‌ى او چيست؟  

ج. وقتى به اندازه‌اى دور شود که اگر آن شهر در زمين هموار بود، ديوارش از آن جا ديده نمى‌شد، بايد نماز خود را شکسته بخواند و نيز اگر پستى و بلندى خانه‌ها بيشتر از معمول باشد، بايد ملاحظه معمول را بنمايد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5539 | پیوند ثابت
٣٠۴٧. شخصى قصد ماندن ده روز در محلّى نموده، ولى محلّ کار او در فاصله‌ى کمتر از حدّ ترخّص شرعى است که بايد هر روز به محلّ کار برود و هر چند روز يک بار شيفت کار او در شب است، آيا ماندن شب در محلّ کار مضرّ به قصد اقامه مى‌باشد؟

ج. مُضرّ نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5540 | پیوند ثابت
٣٠۴٨. مسافرى قصد اقامت ده روزه در مکانى کرده است، ولى مى‌داند در بين ده روز، زمانى را شبانه به مقدار کمتر از مسافت مى‌رود. آيا اقامت وى محقّق است؟

ج. اگر بيشتر شب را در محلّ اقامت باشد، اشکال ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5541 | پیوند ثابت
٣٠۴٩. کسى قصد اقامت در سفر کرده و پس از خواندن نماز ظهر از قصدش منصرف مى‌شود و طبق وظيفه، نماز عصر را تمام مى‌خواند و پس از آن علم اجمالى به بطلان يکى از دو نمازش پيدا مى‌کند، چه وظيفه‌اى دارد؟  

ج. اين علم اجمالى تبديل به علم تفصيلى به باطل شدن نماز عصر و شک ابتدايى به بطلان نماز ظهر مى‌شود. زيرا يا اين‌که سبب بطلان در عصر بوده يا در ظهر، که با بطلان ظهر مى‌بايست نماز عصر را شکسته مى‌خوانده که تمام  خوانده است؛ پس نماز عصر به هر حال باطل بوده، ولى در بطلان ظهر فقط شک دارد و يقين به بطلان ندارد. و چون شک پس از فارغ شدن از نماز است، محکوم به صحّت مى‌باشد. پس بايد نماز عصر را تماما اعاده کند و نمازهاى بعدى در اين محل را هم تا نرفته تمام بخواند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5542 | پیوند ثابت
٣٠۵٠. طلبه‌اى که در شهر مقدّس قم قصد ده روز نموده و در طول اين ده روز از اوّل نيّت رفتن به مسجد مقدّس جمکران را داشته است، آيا قصد ده روز تحقّق پيدا مى‌کند يا نه؟  

ج. چنان‌چه قسمت عمده‌ى روز را در محلّ اقامت باشد و شب را در محل اقامت به سر برد، قصد عشره محقّق مى‌شود، هر چند هر روز برود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5543 | پیوند ثابت
٣٠۵١. شخصى که قم وطن او است و به چهارفرسخى قم رفته و در آن جا قصد ده روز مى‌نمايد، پس از چند روز جهت سرکشى به خانواده‌ى خود به قم آمده و برمى‌گردد، آيا اين رفت و آمد مُضرّ به قصد اقامت است و يا اين که حکم مسافر را ندارد؟  

ج. حکم سفر مجدّد را دارد و مضرّ به قصد اقامت است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5544 | پیوند ثابت
٣٠۵٢. اگر مسافر، اوّل ماه رمضان وارد مشهد مقدّس شد و بعد از پنج روز از قصد ده روز اقامت، به روستايى در سه فرسخى رفت و دو روز در آن جا ماند و بعد به مشهد مقدّس برگشت و سه روز ديگر ماند، وظيفه‌ى او در آن روستا و بعد از برگشت در مشهد مقدّس تمام بوده يا شکسته؟  

ج. تمام است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5545 | پیوند ثابت
٣٠۵٣. بعد از اين که قصد ده روز کرديم و ده روز گذشت، آيا مى‌شود به مقدار کمتر از مسافت شرعى به اطراف محلّ اقامت مسافرت کرد؟  

ج. اگر اعراض از محلّ اقامت نکرده، نمازش تمام است و اگر اعراض کرده و برگشتن به محلّ اقامت فقط براى عبور از آن جا است، نمازش شکسته است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5546 | پیوند ثابت
٣٠۵۴. در مناطق محروم روستايى کشور به علت فقر شديد مالى دعوت از يک روحانى به صورت مستقلّ در يک ماه رمضان و ايّام تبليغى نوعا ميسور نيست و معمولاً دو يا سه روستا در جوار هم با تفاهم هم ديگر ـ چون فاصله‌ى متوسّط آن‌ها کمتر از مسافت شرعى است ـ يک روحانى دعوت مى‌کنند. آيا راهى براى قصد اقامت در دو يا چند محلّ وجود دارد؟  

ج. اگر در مجموع دو مکان نزديک به هم قصد ماندن ده روز کرد به گونه‌اى که به راحتى به هر دو مکان رفت و آمد مى‌تواند بکند، اين قصد اقامه صحيح است؛ چون وحدت و يکى بودن اسمىِ محلّ، لازم نيست و ماندن در يک محل (اقامه‌ى واحد) معتبر است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5547 | پیوند ثابت
٣٠۵۵. در رساله آمده که اگر بعد از خواندن يک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود يا مردّد شود، تا وقتى در آن جا هست، بايد نماز را تمام بخواند؟ آيا خواندن نماز جمعه کفايت از آن مى‌کند؟  

ج. کفايت نمى‌کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5548 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها