صفحه اصلی

در حال بارگیری...
١١۵١. کسى که به واسطه عذرى تيمم نموده است، تا وقتى که عذر او باقى است؛ چه اعمال ديگرى که نياز به طهارت دارد را مى‌تواند با تيمم انجام دهد؟

ج. با تيمم مشروع براى هر غايتى که انجام شده است، تا وقتى که عذر او باقى است در غايات ديگر مى‌تواند داخل شود، و احتياج به تجديد تيمم ندارد و توضيح بيشتر در مسأله‌ى ۶٠٩ رساله ذکر شده است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3801 | پیوند ثابت

نماز مهم‌ترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت‌های دیگر هم قبول می‌شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی‌شود. و همان‌طور که اگر انسان هر شبانه‌روز پنج نوبت در نهر آبی شست‌وشو کند، چرک در بدنش نمی‌ماند، نمازهای پنج‌گانه هم انسان را از گناهان پاک می‌کند. سزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند. کسی که نماز را پَست و سبک شمارد، مانند کسی است که نماز نمی‌خواند؛ پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «کسی که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است». روزی حضرت در مسجد تشریف داشتند، مردی وارد و مشغول نماز شد، رکوع و سجودش را کاملاً به‌جا نیاورد. حضرت فرمودند: «اگر این مرد درحالی‌که نمازش این‌طور است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است». پس انسان باید مواظب باشد که به عجله و شتاب‌زدگی نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد و متوجه باشد که با چه کسی سخن می‌گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند و اگر انسان در موقع نماز کاملاً به این مطلب توجه کند، از خود بی‌خبر می‌شود، چنان‌که در حال نماز تیر را از پای مبارک امیرالمؤمنین علیه‌السلام بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید و گناهانی که مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، کبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات، بلکه هرمعصیتی را ترک کند. و همچنین سزاوار است کارهایی که ثواب نماز را کم می‌کند به‌جا نیاورد، مثلاً در حال خواب‌آلودگی و خودداری از بول به نماز نایستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند. و نیز کارهایی که ثواب نماز را زیاد می‌کند به‌جا آورد، مثلاً انگشتری عقیق به‌دست کند و لباس پاکیزه بپوشد و شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نماید.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3802 | پیوند ثابت

نمازهای واجب به شرح ذیل می‌باشد:

١ـ نماز یومیه و آنچه ملحق به آن است، مانند نماز جمعه، نماز احتیاط، نماز قضا و نمازی که نمازگزار دوباره آن را اعاده می‌کند، که احکام هر یک گفته خواهد شد.

٢ـ نماز آیات، که شامل زلزله و خسوف و کسوف و مانند اینها می‌شود.

٣ـ نماز میت.

۴ـ نماز طواف واجب خانه کعبه برای حج و عمره‌ای که واجب شده باشند.

۵ـ نماز قضای والدین بر پسر بزرگ.

۶ـ نمازی که به‌سبب اجیر شدن یا نذر و قسم و عهد واجب می‌شود.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3803 | پیوند ثابت

 پنج نماز در هر شبانه‌روز واجب می‌باشد: ١و٢ـ ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت؛ ٣ـ مغرب سه رکعت؛ ۴ـ عشا چهار رکعت؛ ۵ ـ صبح دو رکعت.

«۶۱۰» در سفر باید نمازهای چهار رکعتی را با شرایطی که در احکام نماز مسافر گفته می‌شود، دو رکعت خواند.

«۶۱۱» نمازگزار برای به‌جا آوردن نماز صحیح، چند شرط را باید قبل از نماز رعایت کند:

اول: طهارت، که مسائل آن گذشت؛

دوم: وقت هر نماز؛

سوم: قبله؛

چهارم: پوشش در حال نماز و شرایط آن؛

پنجم: مکان نماز و مسائل مربوط به آن.

و تفصیل هر یک از شرایط و سایر مستحبات بیان خواهد شد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3804 | پیوند ثابت

«۶۱۲» برای تعیین ظهر شرعی می‌توان از «شاخص» استفاده کرد و آن چوب یا چیزی مانند آن است که به‌صورت عمودی در زمین مسطح فرو می‌برند. صبح که خورشید بیرون می‌آید، سایه این شاخص به طرف مغرب می‌افتد و هر چه آفتاب بالا می‌آید این سایه کم می‌شود و در اکثر شهرها در اول ظهر شرعی به آخرین درجه کمّی می‌رسد و ظهر که گذشت، سایه آن به طرف مشرق برمی‌گردد و هر چه خورشید رو به مغرب می‌رود، سایه زیادتر می‌شود؛ بنابراین وقتی سایه به آخرین درجه کمّی رسید و دومرتبه رو به زیاد شدن گذاشت معلوم می‌شود ظهر شرعی شده است. ولی در بعضی شهرها مثل مکه که گاهی موقع ظهر سایه به کلی از بین می‌رود، بعد از آنکه سایه دوباره پیدا شد، معلوم می‌شود ظهر شده است.

«۶۱۳» نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند؛ وقت مخصوص نماز ظهر: از اول ظهر است تا وقتی که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر و تحصیل شرایط نماز ـ اگر تحصیل نکرده است ـ بگذرد؛ و اگر کسی اشتباهاً عصر را در این وقت بخواند نمازش باطل است. و وقت مخصوص نماز عصر: هنگامی است که به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد، که اگر کسی تا این موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و باید نماز عصر را بخواند. و مابین این دو وقتِ مخصوص، وقت مشترک نماز ظهر و عصر است.

«۶۱۴» وقت مخصوص و مشترک ـ که معنی آن در مسئله قبل گفته شد ـ برای اشخاص فرق می‌کند؛ مثلاً اگر به اندازه خواندن دو رکعت نماز از اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسی که مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترک می‌شود، و برای کسی که مسافر نیست، باید به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.

«۶۱۵» اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد اشتباه کرده است، چنانچه در وقت مشترک باشد، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند، یعنی نیت کند که آنچه تا حال خوانده‌ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد می‌خوانم همه نماز ظهر باشد، و بعد از آنکه نماز را تمام کرد، نماز عصر را بخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، پس اگر بعد از نماز فهمید، نمازش باطل است، مگر آنکه به قصد آنچه الآن وظیفه اوست به‌جا آورده و در تطبیق آن بر عصر اشتباه کرده باشد؛ نظیر اینکه به جای ظهر، کلمه عصر بگوید؛ و اگر در اثناء متوجه شود باید عدول کرده، نیت را به نماز ظهر برگرداند، و احتیاط به اعاده هر دو نماز بعد از آن ترک نشود. و اگر موقعی ملتفت شد که داخل وقت مشترک شده است عدول به نماز ظهر می‌نماید، و اگر بعد از نماز فهمید نماز او صحیح است و عصر حساب می‌شود و اعاده عصر بعد از نماز ظهر لازم نیست.

«۶۱۶» اگر در وقت مشترک سهواً نماز عصر را بر ظهر مقدم داشت و در وقت مختص به نماز عصر فهمید، آن را با همان نیت نماز عصر تمام کند و سپس احتیاطاً نماز ظهر را به قصد مافی‌الذمّه (یعنی آنچه بر ذمّه اوست) بخواند.

«۶۱۷» اگر مسافر، فقط وقت چهار رکعت نماز را داشت و نیت ظهر کرد و در اثنای نماز نیت اقامت ده روز یا بیشتر نمود، نماز او باطل است؛ پس آن نماز را قطع می‌کند و شروع به نماز عصر می‌نماید و بعد قضای ظهر را به‌جا می‌آورد؛ ولی اگر این نیت اقامت با اختیار اوست، احتیاطاً این کار را نکند.

«۶۱۸» در روز جمعه انسان می‌تواند بنابر اظهر به جای نماز ظهر دو رکعت نماز جمعه بخواند؛ و در عصر غیبت وجوب آن تخییری است؛ یعنی نماز جمعه کفایت از نماز ظهر می‌کند. شرایط و احکام نماز جمعه در بخش مربوط به آن بیان خواهد شد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3805 | پیوند ثابت

«۶۱۹» مغرب موقعی است که آفتاب از زمینی که مسطح است غروب کند. و منطقه‌ای که پستی و بلندی دارد، مغربِ آن موقعی است که اگر زمین مسطح بود آفتاب غروب می‌کرد، ولی احتیاط مستحب این است که سرخی طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا می‌شود از بین برود.

«۶۲۰» نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترک و وقت فضیلتی دارند؛ وقت مخصوص نماز مغرب: از اول مغرب است، تا وقتی که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد، که اگر کسی مثلاً مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهواً در این وقت بخواند نمازش باطل است؛ و وقت مخصوص نماز عشا: برای شخص مختار، موقعی است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسی تا این موقع نماز مغرب را نخواند، باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند، ولی احتیاط در این است که در صورت اضطرار و تأخیر نماز از نیمه شب، آخر شب را ملاک برای وقت مخصوص نماز عشا قرار دهد؛ بنابراین اگر به مقدار پنج رکعت به آخر شب وقت دارد هر دو نماز را به قصد مافیالذمه بخواند، و اگر کمتر وقت دارد اگرچه یک رکعت باشد اول نماز عشا را به قصد اینکه احتمالاً وظیفه او نماز عشا است، بخواند بعد نماز مغرب را قضا کند و بعد از آن احتیاطاً نماز عشا را دو مرتبه به نیت قضا بخواند. و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است که اگر کسی در این وقت اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن به‌جا آورد.

«۶۲۱» اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه تمام آنچه را خوانده یا مقداری از آن را، در وقت مشترک خوانده و به رکوع رکعت چهارم نرفته، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند؛ و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باید نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه را خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد نمازش خالی از اشکال نیست، حتی اگر به مغرب عدول کرده باشد.

«۶۲۲» آخر وقت نماز عشا نصف شب است، ولی رعایت احتیاطی که در مسئله ۶٢٠ گفته شد بنماید. و مقصود از نصف شب نصف مابین غروب آفتاب و طلوع فجر است، نه طلوع آفتاب.

«۶۲۳» اگر از روی معصیت یا به‌واسطه عذری نماز مغرب یا نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح، بدون اینکه نیت ادا و قضا کند به‌جا آورد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3806 | پیوند ثابت

«۶۲۴» نزدیک اذان صبح از طرف مشرق نور سفیدی رو به بالا حرکت می‌کند که آن را فجر اول گویند؛ موقعی که آن سفیدی پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است؛ و آخر وقت نماز صبح موقعی است که آفتاب بیرون می‌آید.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3807 | پیوند ثابت

«۶۲۵» در حال توانائی بر تحصیل علم موقعی انسان می‌تواند مشغول نماز شود که یقین کند وقت داخل شده است؛ و یا اینکه بنابر اظهر شخص عادلی که آشنا با اوقات نماز است اذان بگوید؛ و یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند.

«۶۲۶» نابینا یا کسی که در زندان است همین‌قدر که گمان به داخل شدن وقت پیدا کرد، داخل نماز می‌شود؛ ولی احتیاط در این است که نماز را تأخیر بیندازد تا یقین و یا اطمینان و یا گمان قوی‌تر به داخل شدن وقت پیدا کند. و اشخاص دیگر ـ غیر از نابینا و زندانی ـ که به‌واسطه ابر و غبار و مانند اینها توانایی بر تحصیل یقین یا علامات معتبر را ندارند، در صورتی که احتمال می‌دهند دسترسی به چیزی پیدا کنند که به‌واسطه آن علم و یا ظن به وقت پیدا می‌کنند، احتیاط در تأخیر نماز است. ولی اگر به‌خاطر تأخیر، خودبه‌خود علم و یا ظن به وقت پیدا می‌شود احتمال دارد همین‌قدر که گمان به وقت پیدا کردند بتوانند نماز بخوانند، ولی اگر عُسر و حرج نباشد احتیاط در تأخیر نماز است.

«۶۲۷» اگر با ملاک‌هایی که گفته شد داخل شدن وقت را احراز کند و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است، مگر اینکه بتواند عدول کند به نماز نافله و یا نمازی که از او قضا شده باشد؛ و همچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده؛ ولی اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده، یا بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده، نماز او صحیح است.

«۶۲۸» اگر انسان نداند و یا فراموش کند که باید با یقین به داخل شدن وقت مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحیح است، در صورتی که موقع نماز قصد قربت داشته باشد.

«۶۲۹» اگر وقت نماز به‌قدری تنگ است که به‌سبب به‌جا آوردن بعضی از کارهای مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده می‌شود، باید آن مستحب را به‌جا نیاورد؛ مثلاً اگر به‌سبب خواندن قنوت مقداری از نماز بعد از وقت خوانده می‌شود، باید قنوت نخواند.

«۶۳۰» کسی که فقط به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارد، باید نماز را به نیت ادا بخواند.

«۶۳۱» کسی که مسافر نیست، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند و اگر کمتر وقت دارد باید فقط نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند؛ و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عشا را بخواند و بعداً باید نماز مغرب را به قصد مافی‌الذمه بخواند.

«۶۳۲» کسی که مسافر است اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد باید نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر کمتر وقت دارد باید فقط عشا را بخواند و بلافاصله مغرب را احتیاطاً به قصد مافی‌الذمه به‌جا آورد.

«۶۳۳» مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خیلی سفارش شده است و هرچه به اول وقت نزدیک‌تر باشد بهتر است، مگر مواردی که شارع مقدس استثنا کرده است، که خواهد آمد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3808 | پیوند ثابت

«۶۳۴» انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند، باطل است.

«۶۳۵» اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است، نمی‌تواند نیت را به نماز عصر برگرداند، مگر اینکه قصدش این بوده که نمازی که بر او واجب است بخواند و اشتباهاً کلمه ظهر را در نیت آورده است و یا اینکه خیال کرده ظهر را باید بخواند؛ و در صورت جائز نبودن عدول باید نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند؛ و همین‌طور است در نماز مغرب و عشا.

«۶۳۶» اگر بعد از خواندن نماز عصر شک کرد که نماز ظهر را خوانده یا نه، بنابر اظهر خواندن نماز ظهر واجب نیست، اگرچه در وقت مشترک احوط است؛ و اگر در اثنای نماز عصر شک کرد که ظهر را خوانده یا نه، در صورتی که در وقت مشترک باشد عدول کردن او به نماز ظهر واجب نیست، بلکه محل تأمل است و احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز عصر، ظهر را بخواند؛ و اگر وقت گذشته، آن را قضا کند. و چنانچه وقت به‌قدری کم است که بعد از خواندن نماز، مغرب می‌شود (یعنی در وقت مختص به عصر شک کرد نماز ظهر را خوانده یا نه) باید به همان نیت نماز عصر را تمام کند و نماز ظهرش قضا ندارد. اگرچه در قضا احتیاط خوب است.

«۶۳۷» اگر در نماز عشا، چه بعد از رکوع و چه پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، حکم آن مانند نماز عصر است که در مسئله قبل بیان شد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3809 | پیوند ثابت

«۶۳۸» نمازهای مستحبی زیاد است و آنها را نافله گویند. در بین نمازهای مستحبی به خواندن نافله‌های شبانه‌روز بیشتر سفارش شده و آنها، در غیر روز جمعه، سی‌وچهار رکعتند که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا و یازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح می‌باشد. و چون دو رکعت نافله عشا را باید نشسته خواند، یک رکعت حساب می‌شود. ولی در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه می‌شود که تمام آن را می‌توان قبل از ظهر به‌جا آورد.

«۶۳۹» از یازده رکعت نافله شب، هشت رکعت آن باید به نیت نافله شب و دو رکعت آن به نیت نماز «شَفْع» و یک رکعت آن به نیت نماز «وَتْر» خوانده شود. و دستور کامل نافله شب در کتاب‌های دعا گفته شده است.

«۶۴۰» نافله ظهر و عصر را در سفر، یعنی در جایی که باید نماز ظهر و عصر را شکسته بخواند، ساقط می‌شود؛ و امّا در جایی که مخیر است، نمازش را تمام و یا شکسته بخواند اظهر عدم سقوط نافله ظهر و عصر است؛ و امّا در نافله عشا اظهر عدم سقوط آن در سفر است، ولی احتیاط این است که به نیت اینکه شاید مطلوب باشد به‌جا آورد.

کتاب: | شناسه: 3810 | پیوند ثابت

«۶۴۹» یکی از نمازهای مستحبی نماز غفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده می‌شود. و وقت آن بنابر احوط بعد از نماز مغرب است تا وقتی که سرخی طرف مغرب از بین برود، گرچه احتمال دارد بین نماز مغرب و عشا هر وقت که بود بشود خواند و بنابر اظهر می‌توانند نماز غفیله را با نافله مغرب باهم در یک نماز نیت کرده به‌جا آورند؛ و در رکعت اول آن، بعد از حمد باید یا بهتر است به جای سوره این آیه را بخوانند:
 «وَ ذَالنّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیهِ فَنادی فِی الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَک اِنِّی کنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکذَلِک نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ» و در رکعت دوم بعد از حمد به جای سوره این آیه را بخوانند: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیبِ لایعْلَمُها اِلاّ هُوَ وَ یعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ماتَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ یعْلَمُها وَ لاحَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الاْرْضِ وَ لارَطْبٍ وَ لایابِسٍ اِلاّ فی کتابٍ مُبِین». و در قنوت آن بگویند: «اَللّهُمَّ اِنّی أَسْئلُک بِمَفاتِحِ الْغَیبِ الَّتی لایعْلَمُها اِلاّ أنْتَ أنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بی... سپس حاجت‌های خود را ذکر کنند و بعد بگویند: اَللّهُمَّ أَنْتَ وَلِی نِعْمَتی وَ الْقادِرُ عَلی طَلِبَتی تَعْلَمُ حاجَتی فَأَسْأَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِ وَ عَلَیهِمُ السَّلام لَمّا قَضَیتَها لی».

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3811 | پیوند ثابت

«۶۵۰» خانه کعبه که در مکه معظمه می‌باشد قبله است، و باید روبه‌روی آن نماز خواند و همین‌قدر که گمان بکند روبه‌روی قبله است و گمان او عقلایی باشد، کافی است، اگرچه در صورت امکان، احتیاط مستحب در تحصیل علم و یا اطمینان به قبله است و همچنین اگر بتواند گمان قوی‌تری پیدا کند؛ در صورتی که مشکل نباشد احتیاط مستحب در تحصیل آن است.

«۶۵۱» نماز احتیاط و سجده و تشهد فراموش شده را باید رو به قبله به‌جا آورد.

«۶۵۲» نماز مستحبی را می‌شود در حال راه رفتن و سواری و در کشتی خواند و اگر انسان در این دو حال، نماز مستحبی بخواند، لازم نیست رو به قبله باشد حتی در تکبیرةالاحرام بنابر اظهر؛ گرچه احتیاط مستحب این است که موقع گفتن تکبیرةالاحرام و بلکه در بقیه نماز نیز رو به قبله باشد. ولی در حال کار کردن در منزل علی‌الاحوط قبله باید در نماز مستحبی مراعات شود.

«۶۵۳» نماز واجب را هنگام ناچاری و وقتی که ضرورتی از پیاده شدن جلوگیری کند، می‌تواند در حال سواری بخواند، ولی اگر کسی می‌داند که در آخر وقت می‌تواند بدون اینکه دچار سختی شود، نمازش را در حال استقرار به‌جا آورد، بنابر اظهر واجب است نماز را تأخیر بیندازد.

«۶۵۴» کسی که می‌خواهد نماز بخواند، می‌تواند به گفته دو شاهد عادل که از روی نشانه‌های حسی شهادت می‌دهند یا به قول کسی که از روی قاعده علمی قبله را می‌شناسد و مورد اطمینان است عمل کند و می‌تواند به گمانی که از محراب مسجد مسلمانان یا قبرهای آنان یا از راه‌های دیگر پیدا می‌شود، عمل نماید، حتی اگر از گفته فاسق یا کافری که به‌واسطه قواعد علمی قبله را می‌شناسد گمان به قبله پیدا کند کافی است.

«۶۵۵» کسی که گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قوی‌تری پیدا کند می‌تواند بنابر اظهر به گمان خود عمل نماید، ولی اگر مشکل نباشد احتیاط در تحصیل علم و یا گمان قوی‌تر است؛ مثلاً اگر میهمان از گفته صاحب‌خانه گمان به قبله پیدا کند، ولی بتواند از راه دیگر گمان قوی‌تری پیدا کند، بنابر احتیاط گمان قوی‌تر را تحصیل می‌نماید.

«۶۵۶» اگر برای پیدا کردن قبله وسیله‌ای ندارد، یا با اینکه کوشش کرده، گمانش به طرفی نمی‌رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد باید از روی احتیاط چهار نماز به چهار طرف بخواند، اگرچه بعید نیست فقط یک نماز به یکی از چهار طرف که بخواند کافی باشد و سه نماز دیگر مستحب و از روی احتیاط باشد؛ و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، باید به اندازه‌ای که وقت دارد نماز بخواند، مثلاً اگر فقط به اندازه یک نماز وقت دارد، باید یک نماز به هر طرفی که می‌خواهد بخواند. و در مواردی که نماز متعدد می‌خواند باید نمازها را طوری بخواند که یقین کند یکی از آنها رو به قبله بوده، یا اگر از قبله کج بوده به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسیده است.

«۶۵۷» اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکی از دو طرف است، باید به هر دو طرف نماز بخواند.

«۶۵۸» کسی که می‌خواهد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را بخواند می‌تواند بنابر اظهر نماز ظهر را به یک طرف بخواند بعد نماز عصر را به همان طرف بخواند و بعد همین‌طور به طرف‌های دیگر، و لازم نیست ظهر را به چهار طرف بخواند و بعد شروع در نماز عصر کند.

«۶۵۹» اگر در بین نماز فهمید که از قبله منحرف است، پس اگر انحراف در بین طرف راست و چپ او بوده و قبله در جهت پشت قرار نگرفته باشد، به طرف قبله متوجه می‌شود و بقیه نمازش را می‌خواند و صحیح است؛ ولی اگر پشت به قبله بوده و یا کاملاً به طرف راست یا چپ بوده، نماز را قطع می‌کند و دوباره رو به قبله نماز می‌خواند.

«۶۶۰» کسی که یقین به قبله ندارد اگر بخواهد غیر از نماز کاری کند که باید رو به قبله انجام داد، مثلاً بخواهد سر حیوانی را ببرد، باید به گمان عمل نماید و اگر گمان ممکن نیست به هر طرف که انجام دهد صحیح است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3812 | پیوند ثابت

«۶۶۱» مرد باید در حال نماز، اگرچه کسی او را نمی‌بیند عورتین خود را بپوشاند. و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.

«۶۶۲» زن در موقع نماز، باید تمام بدن حتی سر و موی خود را بپوشاند، حتی اگر کسی او را نبیند، ولی پوشاندن صورت و دست‌ها تا مچ و پاها تا مچ پا لازم نیست، ولی احتیاط در این است که صورت بیش از آنچه شستن آن در موقع وضو واجب است در حال نماز باز نباشد و همچنین کف پا و درون دست نیز باز نباشد. اما برای آنکه یقین کند که مقدار واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و قدری پایین‌تر از مچ را هم بپوشاند.

«۶۶۳» موقعی که انسان نماز احتیاط می‌خواند و یا قضای سجده فراموش شده یا تشهد فراموش شده را به‌جا می‌آورد، باید خود را مثل موقع نماز بپوشاند.

«۶۶۴» اگر انسان عمداً در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است.

«۶۶۵» اگر در بین نماز بفهمد که عورتش پیداست، باید آن را بپوشاند بدون اینکه پوشاندن عورت زیاد طول بکشد، ولی احتیاط در آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند، ولی اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز عورت او پیدا بوده، نمازش صحیح است.

«۶۶۶» انسان می‌تواند در نماز، خود را به علف و برگ درختان بپوشاند، ولی احتیاط در آن است موقعی خود را با اینها بپوشاند که چیز دیگری نداشته باشد.

«۶۶۷» اگر غیر از گِل هیچ چیز ندارد که در نماز خود را بپوشاند واجب نیست خود را با گِل بپوشاند ولی بنابر احتیاط برای اینکه رکوع و سجود به‌جا آورد خود را با گِل بپوشاند با عدم مشقّت.

«۶۶۸» تهیه ساتر برای نماز واجب است، اگرچه به خریدن باشد و یا اجاره‌ای که مضرّ به حالش نباشد؛ و اگر مضر به حالش باشد یا موجب خواری و تحمّل منّت باشد لازم نیست؛ و احوط تأخیر نماز است تا آخر وقت برای تهیه ساتر، مگر آنکه از تهیه آن تا آخر وقت مأیوس باشد.

«۶۶۹» کسی که می‌خواهد نماز بخواند، اگر برای پوشاندن خود حتی برگ درخت و علف هم نداشته باشد و احتمال ندهد که تا آخر وقت چیزی پیدا کند که خود را با آن بپوشاند، در صورتی که نامحرم او را می‌بیند باید نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند. و اگر کسی او را نمی‌بیند، ایستاده نماز بخواند و جلوی خود را با دست بپوشاند و اگر در رکوع و سجود بیشتر عورت او دیده شود می‌تواند رکوع و سجود را در حال قیام با اشاره انجام دهد و برای سجود سر را قدری پایین‌تر آورد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3813 | پیوند ثابت

لباس نمازگزار شش شرط دارد:

١ـ آنکه پاک باشد؛

٢ـ آنکه مباح باشد؛

٣ـ آنکه از اجزای مردار نباشد؛

۴ـ آنکه از اجزای حیوان حرام‌گوشت نباشد؛

۵و۶ـ آنکه اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابریشم خالص و طلاباف نباشد.
 و تفصیل اینها در مسائل آینده گفته می‌شود.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3814 | پیوند ثابت

«۶۷۰» لباس نمازگزار باید پاک باشد و اگر کسی در حال اختیار با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است، مگر در مواردی که استثنا شده و بعداً خواهد آمد.

«۶۷۱» کسی که از روی تقصیر نمی‌داند با بدن و لباس نجس، نماز باطل است، اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

«۶۷۲» اگر به‌واسطه ندانستن مسئله از روی تقصیر، چیز نجس را نداند نجس است، مثلاً نداند عرق کافر نجس است، و با آن نماز بخواند، نمازش باطل است.

«۶۷۳» اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نمازش صحیح است.

«۶۷۴» اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است، و در بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نماید.

«۶۷۵» کسی که در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن یا لباسش نجس شود و نجس طوری نباشد که نماز با آن بی‌اشکال باشد (که بعداً خواهد آمد) بلکه طوری نجس شود که نماز خواندن با آن صحیح نباشد و پیش از آنکه چیزی از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود که نجس شده یا بفهمد بدن یا لباسش نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتی که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس یا بیرون آوردن آن، نماز را به هم نمی‌زند، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض نماید یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد. ولی چنانچه طوری باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد، نماز به هم می‌خورد، یا اگر لباس را بیرون آورد، برهنه می‌ماند؛ باید نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند. و همین حکم در مورد کسی که در بین نماز فهمید که قبلاً بدن یا لباسش نجس شده است، ولی تا به حال نمی‌دانسته، در مورد بقیه نماز که می‌خواهد بخواند، بنابر اظهر جاری است.

«۶۷۶» کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز لباس او نجس شود و پیش از آنکه چیزی از نماز را با نجاست بخواند، بفهمد که نجس شده یا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتی که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس، نماز را به‌هم نمی‌زند و می‌تواند لباس را بیرون آورد باید لباس را آب بکشد یا عوض کند یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد و نماز را تمام کند. اما اگر چیز دیگری عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمی‌تواند آب بکشد یا عوض کند، در صورتی که می‌تواند لباس نجس را کم کند یعنی مقداری که لازم نیست را از بدن بیرون آورد، باید این کار را انجام دهد و در غیر این صورت باید با همان لباس نجس نماز بخواند.

«۶۷۷» کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن او نجس شود و پیش از آنکه چیزی از نماز را با نجاست بخواند ملتفت شود که نجس شده، یا بفهمد بدن او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده یا اینکه در بین نماز بفهمد که قبلاً در حال نماز بدنش نجس شده و تا به حال نمی‌دانسته، در تمامی این موارد در صورتی که آب کشیدن بدن، نماز را به‌هم نمی‌زند، بدن را آب بکشد و اگر نماز را به‌هم می‌زند، باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.

«۶۷۸» کسی که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده، نماز او صحیح است؛ امّا اگر می‌دانسته که قبلاً نجس بوده و بعد شک کرد که پاک شده یا نه و به همان حال نماز خواند و بعد از نماز فهمید که پاک نشده بود، در این صورت نمازش باطل است.

«۶۷۹» اگر لباس را آب بکشد و یقین کند پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، نمازش صحیح است و همچنین اگر دیگری لباس او را آب بکشد ـ که این کار را به او واگذار کرده بود ـ و بعد بفهمد که پاک نشده یا اینکه فهمید بدن یا لباسش نجس شده، و همان‌طور نماز خواند و بعد از نماز فهمید که اشتباه کرده و پاک بوده است؛ در تمامی این موارد نمازش صحیح است.

«۶۸۰» اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خون‌های نجس نیست، مثلاً یقین کند که خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خون‌هایی بوده که نمی‌شود با آن نماز خواند، نمازش صحیح است.

«۶۸۱» اگر یقین کند خونی که در بدن یا لباس او است، خون نجسی است که نماز با آن صحیح است، مثلاً یقین کند خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونی بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحیح است.

«۶۸۲» اگر نجس بودن چیزی را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشی نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نمازش صحیح است. ولی اگر بدنش با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد، و بدون اینکه خود را آب بکشد، غسل کند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است، مگر اینکه طوری باشد که به غسل نمودن، بدن نیز پاک شود. و نیز اگر جایی از اعضای وضو با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آنکه آنجا را آب بکشد، وضو بگیرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل می‌باشد، مگر اینکه طوری باشد که به وضو گرفتن، اعضای وضو نیز پاک شود.

«۶۸۳» کسی که یک لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب کشیدن یکی از آنها آب داشته باشد، احتیاط در این است که بدن را آب بکشد و با لباس نجس نماز بخواند؛ ولی در صورتی که نجاست یکی از آنها بیشتر باشد، لازم است بنابر احتیاط آن را آب بکشد، بلکه بعید نیست وظیفه‌اش همین باشد.

«۶۸۴» کسی که غیر از لباس نجس، لباس دیگری ندارد و در اثر تنگی وقت یا به‌علت دیگری نمی‌تواند آن را تطهیر کند، باید با آن نماز بخواند و نمازش صحیح است.

«۶۸۵» کسی که دو لباس دارد، اگر بداند یکی از آنها نجس است و نداند کدام است، چنانچه وقت دارد باید با هر دو لباس نماز بخواند، مثلاً اگر می‌خواهد نماز ظهر و عصر بخواند، باید با هر کدام، یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند، ولی اگر وقت تنگ است، با هر کدام نماز بخواند کافی است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3815 | پیوند ثابت

«۶۴۱» نافله نماز ظهر پیش از نماز ظهر خوانده می‌شود و وقت آن از اول ظهر است تا موقعی که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا می‌شود، به اندازه دو هفتم آن شود، مثلاً اگر درازی شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سایه‌ای که بعد از ظهر پیدا می‌شود به دو وجب رسید، آخر وقت نافله ظهر است. امّا بعد از این وقت تا موقعی که سایه به اندازه خود شاخص بشود باز هم نافله ظهر فضیلت دارد، ولی از نظر فضیلت به وقت قبلی نمی‌رسد؛ و قبل از اذان ظهر و بعد از اینکه سایه به اندازه شاخص شد به امید اینکه الآن خواندن آن خوب باشد، می‌توانند نافله ظهر را بخوانند، ولی بنابر احتیاط اگر قبل از ظهر می‌خوانند نیت ادا و اگر بعد از نماز می‌خوانند نیت ادا و قضا ننمایند.

«۶۴۲» نافله عصر پیش از نماز عصر خوانده می‌شود و وقت آن تا موقعی است که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا می‌شود، به چهار هفتم آن برسد و اگر تا این وقت نخواند، تا موقعی که سایه به اندازه دو برابر شاخص بشود وقت فضیلت خواندن نافله عصر است، ولی از نظر فضیلت به وقت قبلی، یعنی چهار هفتم شاخص، نمی‌رسد؛ و چنانچه بخواهد نافله ظهر یا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند، بهتر است بنابر اظهر نافله ظهر را بعد از نماز ظهر و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند و باید نیت ادا و قضا نکند.

«۶۴۳» وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتی که سرخی طرف مغرب، که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا می‌شود، از بین برود.

«۶۴۴» وقت نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا تا آخر وقت عشاست و احتیاط در این است که بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.

«۶۴۵» نافله صبح را بعد از تمام شدن نماز شب تا طلوع سرخی از طرف مشرق می‌شود خواند و بعد از آن، اول نماز صبح و بعد از آن نافله صبح را بخوانند.

«۶۴۶» وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود؛ و اگر کسی چهار رکعت یا بیشتر از نافله شب را خوانده و وقت فریضه صبح رسیده، می‌تواند نماز شب را تمام کند و می‌تواند نافله و فریضه صبح را بخواند و بعداً باقیمانده نماز شب را قضا کند؛ و امّا اگر چیزی از نماز شب را به‌جا نیاورده و یا کمتر از چهار رکعت به‌جا آورده، در این دو صورت مقدم داشتن نافله و فریضه صبح بر قضای نماز شب افضل است.

«۶۴۷» مسافر و کسی که برای او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، می‌تواند آن را در اول شب به‌جا آورد.

«۶۴۸» نافله خواندن در وقت فریضه، ولو نافله غیر یومیه باشد، در صورتی که باعث فوت فریضه نشود جایز است و همچنین جایز است نافله خواندن برای کسی که نماز قضا یا واجب دیگر مثل نماز استیجاری به گردن دارد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3816 | پیوند ثابت

«۶۸۶» لباس نمازگزار باید مباح باشد و کسی که می‌داند پوشیدن لباس غصبی حرام است، اگر عمداً در لباس غصبی نماز بخواند، بنابر احتیاط باید آن نماز را دوباره با لباس غیر غصبی بخواند، گرچه با تحقق قصد قربت، اظهر صحت نماز است. و در صورت غصبی بودن چیزهایی که به‌تنهایی عورت را نمی‌پوشاند مثل عرقچین، و همچنین چیزهایی که نمازگزار آنها را پوشیده، ولی ساتر مباح دیگری دارد نیز همین حکم جاری است.

«۶۸۷» کسی که می‌داند پوشیدن لباس غصبی حرام است، ولی نمی‌داند نماز را باطل می‌کند، اگر عمداً با لباس غصبی نماز بخواند، حکمش همان است که در مسئله قبل گفته شد.

«۶۸۸» اگر لباسی را با رنگ غصبی رنگ نمایند و عین آن باقی باشد؛ یا با نخ غصبی دوخته باشند، به‌طوری‌که آن نخ عرفاً تلف شده حساب نشود، نماز با آن حرام و بنابر احتیاط باطل است.

«۶۸۹» اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبی است، اگرچه خودش آن لباس را غصب کرده باشد و با آن نماز بخواند، نمازش بنابر اظهر صحیح است.

«۶۹۰» اگر صاحب لباس غصبی در خصوص نماز در آن لباس اذن داد و یا به طریقی علم به رضایت او حاصل شد، نماز خواندن در آن لباس صحیح است.

«۶۹۱» اگر با عین پولی که خمس یا زکات آن را نداده لباس بخرد، تا زمانی که از پول دیگری خمس یا زکات آن را نداده است، نماز خواندن در آن لباس حرام و بنابر احتیاط باطل است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3817 | پیوند ثابت

«۶۹۲» لباس نمازگزار باید از اجزای حیوان مرده‌ای که خون جهنده دارد نباشد، ولی اگر از اجزای حیوان حلال‌گوشت مرده‌ای که مانند ماهی، خون جهنده ندارد، لباس تهیه کند، نماز در آن مانعی ندارد.

«۶۹۳» اگر چیزی از مردار حلال‌گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد، همراه نمازگزار باشد، یا با لباسی که از آنها تهیه کرده‌اند نماز بخواند، نمازش صحیح است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3818 | پیوند ثابت

«۶۹۴» لباس نماز گزار باید از اجزای حیوان حرام‌گوشتی که خون جهنده دارد نباشد و اگر مویی از آن هم همراه نمازگزار باشد، نماز او بنابر اظهر و احوط باطل است؛ و اگر خون جهنده ندارد احتیاط در اجتناب است، بلکه اجتناب بی‌وجه نیست؛ اگرچه بشود آن را تذکیه کرد، یعنی به دستور شرع آن را ذبح کرد و یا تذکیه آن مشکوک باشد.

«۶۹۵» اگر آب دهان یا بینی یا رطوبت دیگری از حیوان حرام‌گوشت مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، باید در حال نماز از آن اجتناب کرد.

«۶۹۶» اگر مو، عرق و آب دهان انسانی بر بدن یا لباس نمازگزار باشد و آنها پاک باشند نماز اشکال ندارد.

«۶۹۷» اگر شک داشته باشد که لباسی از مو یا پشم یا کرک حیوان حلال‌گوشت است یا حرام‌گوشت، چه در کشورهای اسلامی تهیه شده باشد، چه در کشورهای غیر اسلامی، نماز خواندن با آن مانعی ندارد؛ و اگر جنس آن از پوست و چرم و مانند آن باشد حکم آن در احکام طهارت، بحث مردار، گفته شد.

«۶۹۸» اگر انسان احتمال دهد دکمه صدفی و مانند آن، از حیوان است نماز خواندن با آن مانعی ندارد و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد نماز خواندن با آن مانع ندارد.

«۶۹۹» با پوست سنجاب و خز نماز خواندن بنابر اظهر اشکال ندارد، بعد از اینکه بدانیم به دستور شرع تذکیه شده است؛ ولی احتیاط، اجتناب از سنجاب است.

«۷۰۰» اگر با لباسی که نمی‌داند که از حیوان حرام‌گوشت است، نماز بخواند نمازش صحیح است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3819 | پیوند ثابت

«۷۰۱» پوشیدن لباس طلاباف برای مرد حرام است و باطل شدن نماز با آن به‌طور مطلق در همه موارد محل تأمل است و احتیاط در باطل بودن نماز است، بلکه بی‌وجه نیست؛ ولی برای زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

«۷۰۲» زینت کردن به طلا مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت مچی طلا به دست برای مرد در نماز و غیر نماز حرام است، و در باطل بودن نماز با آنها تأمل است؛ اگرچه مطابق احتیاط، بلکه خالی از وجه نیست. و همراه داشتن طلا و حمل آن بدون اینکه صدق پوشش بکند، و همچنین دندانی که پوشش طلا دارد برای مرد در نماز مانعی ندارد، ولی زینت کردن به طلا برای زن، در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3820 | پیوند ثابت

«۷۰۳» لباس مرد نمازگزار باید ابریشم خالص نباشد و در غیر نماز هم پوشیدن آن برای مرد حرام است، ولی چیزهایی مثل عرقچین و یا بند شلوار و جوراب و مانند آن ـ که به‌تنهایی عورت را نمی‌پوشاند ـ اگر ابریشم خالص باشد بنابر اظهر نماز با آنها صحیح است؛ گرچه خلاف احتیاط است.

«۷۰۴» اگر آستر تمام لباس یا آستر مقداری از آن ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن برای مرد خالی از اشکال نیست.

«۷۰۵» دستمال ابریشمی و مانند آن، اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد و نماز را باطل نمی‌کند.

«۷۰۶» پوشیدن لباس ابریشمی برای زن و خنثای مشکل، بنابر اظهر در نماز و غیر نماز اشکال ندارد؛ ولی صحت نماز پسر غیرمکلّف با لباس ابریشمی در حال اختیار، بنابر شرعیت نماز او، محل تأمل است.

«۷۰۷» پوشیدن لباس غصبی و ابریشمی خالص و طلاباف و لباسی که از مردار تهیه شده، در حال ناچاری مانعی ندارد؛ و نیز کسی که ناچار است لباس بپوشد و لباس دیگری غیر از اینها ندارد و تا آخر وقت هم ناچاری او از بین نمی‌رود، می‌تواند با این لباس‌ها نماز بخواند.

«۷۰۸» اگر غیر از لباس غصبی و لباسی که از مردار تهیه شده، لباس دیگری ندارد و ناچار نیست لباس بپوشد، باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز بخواند.

«۷۰۹» اگر غیر از لباسی که از حیوان حرام‌گوشت تهیه شده لباس دیگری ندارد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار باشد، می‌تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد، باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز را به‌جا آورد.

«۷۱۰» اگر مرد غیر از لباس ابریشمی خالص یا طلاباف، لباس دیگری نداشته باشد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار نباشد، باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز بخواند.

«۷۱۱» پوشیدن لباس مخصوص زنان برای مرد، و همچنین پوشیدن لباس مخصوصِ مردان برای زن، حرام است، اگرچه حرام بودن تا موقعی که داخل در لباس شهرت نباشد، مورد تأمل است، و نیز تزیین هر یک از مرد و زن به زینت دیگری، حرام است؛ و لباس شهرت عبارت از لباسی است که از جهت جنس یا رنگ یا نحوه بُرش و دوخت و مانند آن خلاف شأن و زی پوشنده لباس باشد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3821 | پیوند ثابت

«۷۱۲» در چهار صورت که تفصیل آنها بعداً گفته می‌شود، اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است:

١ـ به‌واسطه زخم یا جراحت یا دملی که در بدن اوست، لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد.

٢ـ بدن یا لباس او به مقدار کمتر از دِرهم ـ که تقریباً به اندازه بند سر انگشت سبابه (انگشت شهادت) می‌شود ـ به خون آلوده باشد.

٣ـ ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.

۴ـ لباس‌های کوچک او مانند جوراب و عرقچین، نجس باشد.

 احکام این چهار صورت به تفصیل در مسائل بعد گفته می‌شود.

«۷۱۳» اگر در بدن یا لباس نمازگزار خون زخم یا جراحت یا دمل باشد، چنانچه طوری است که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس برای بیشتر مردم سخت است، تا وقتی که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است، می‌تواند با آن خون نماز بخواند، و اگر طوری است که برای مردم آب کشیدن آن سخت نیست، ولی برای شخص او سخت و مشکل است، صحت نماز با این لباس یا بدن خالی از وجه نیست؛ و همچنین است اگر چرکی که با خون بیرون آمده یا دوایی که روی زخم گذاشته‌اند و نجس شده، در بدن یا لباس او باشد.

«۷۱۴» اگر خون بریدگی و زخمی که به زودی خوب می‌شود و شستن آن آسان است، در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.

«۷۱۵» اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جایز نیست با آن نماز بخواند. ولی مقداری از بدن یا لباس که معمولاً به رطوبت زخم آلوده می‌شود، نماز خواندن با آن مانعی ندارد.

«۷۱۶» اگر از بواسیری که دانه‌های آن بیرون نباشد یا زخمی که توی دهان و بینی و مانند اینها است، خونی به بدن یا لباس برسد، بنابر اظهر نمی‌تواند با آن نماز بخواند، مگر اینکه عرفاً مضطر و مجبور باشد با همین بدن یا لباس نماز بخواند یا برای شخص او آب کشیدن یا تعویض آنها مشکل و سخت باشد. و اما خون بواسیری که دانه‌های آن بیرون است و یا اینکه در داخل بوده، ولی مثل بواسیری که در بیرون است بدن یا لباسش را نجس می‌کند، بدون اشکال نماز خواندن با آن جایز است.

«۷۱۷» کسی که بدنش زخم است، اگر در بدن یا لباس خود خونی که بیشتر از دِرهم است ببیند و نداند از زخم است یا خون دیگر، بنابر اظهر جایز است با آن نماز بخواند.

«۷۱۸» اگر سر سوزنی خون سگ، خوک، کافر، مردار و حیوان حرام‌گوشت بنابر احوط، در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است و بنابر احتیاط خون حیض، نفاس و استحاضه نیز چنین است، ولی خون‌های دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال‌گوشت، اگرچه در چند جای بدن و لباس باشد، در صورتی که روی هم کمتر از دِرهم باشد، نماز خواندن با آن اشکال ندارد.

«۷۱۹» اگر چند زخم در بدن باشد چنانچه می‌شود آنها را موقع آب کشیدن، جدای از یکدیگر تطهیر کرد و برای آن شخص مشکل نباشد، هر کدام، یک زخم حساب می‌شود، اگرچه زخم‌ها نزدیک به هم باشد، و هر کدام که خوب شد، باید بدن یا لباس را از خون آن آب کشید.

«۷۲۰» باید مجموع خونی که در لباس است از مقدار یک درهم بیشتر نباشد، بنابراین خونی که به پشت لباس رسیده یا به آستر لباس هم سرایت کرده جداگانه حساب می‌شود و باید مجموع جاهایی را که خونی شده، در نظر گرفت که اگر از یک درهم کمتر بود، مانعی ندارد، وگرنه باید آب کشیده یا تعویض شود.

«۷۲۱» اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتی به آن برسد که اطراف را آلوده کند، در صورتی که خون و رطوبتی که به آن رسیده، به اندازه درهم نباشد، بنابر اظهر نماز صحیح است.

«۷۲۲» اگر بدن یا لباس خونی نشود، ولی با رطوبت به خون برسد و نجس شود، اگر مقداری که نجس شده کمتر از درهم باشد، بنابر اظهر می‌شود با آن نماز خواند.

«۷۲۳» اگر خونی که در بدن یا لباس است کمتر از درهم باشد و نجاست دیگری به آن برسد مثلاً یک قطره بول روی آن بریزد، و به بدن یا لباس برسد، نماز خواندن با آن جایز نیست.

«۷۲۴» اگر لباس‌های کوچک نمازگزار مثل عرقچین و جوراب، که نمی‌شود با آنها عورت را پوشانید، نجس باشد، چنانچه از مردار و حیوان نجس‌العین درست نشده باشد، نماز با آن صحیح است و بنابر احتیاط باید از سایر حیوانات حرام‌گوشت نیز درست نشده باشد و یا با رطوبت با آنها ملاقات نکرده باشد. و اگر با انگشتر نجس نماز بخواند اشکال ندارد.

«۷۲۵» چیز نجس مانند دستمال و کلید و چاقوی نجس، جایز است همراه نمازگزار باشد و اگر لباسی که ساتر عورت نیست، همراه او باشد، ولی آن را نپوشیده و نجس است، نماز با آن اشکال ندارد. و اگر ساتر عورت باشد احوط اجتناب است.

«۷۲۶» اگر می‌داند خونی که در بدن یا لباس او است، کمتر از درهم است، ولی احتمال می‌دهد از خون‌هایی باشد که نماز را باطل می‌کند، جایز است که با آن خون نماز بخواند و شستن لازم نیست.

«۷۲۷» اگر خونی که در لباس یا بدن است کمتر از درهم باشد و نداند که از خون‌هایی است که نماز با آن باطل است و نماز بخواند و بعد معلوم شود که از خون‌هایی بوده که نماز با آن باطل است، اعاده نماز لازم نیست؛ و همچنین است اگر اعتقاد پیدا کند که کمتر از درهم است و نماز بخواند و بعد معلوم شود که به مقدار درهم یا بیشتر بوده که در این صورت نیز اعاده لازم نیست.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3822 | پیوند ثابت

«۷۲۸» اگر نمازگزار چند چیز را به امید اینکه ثواب نمازش زیاد شود ترک کند خوب است. قسمتی از آنها عبارتند از: پوشیدن لباس سیاه غیر از عمامه و کساء، و لباس نازک که ساتر عورت باشد، و شلوار را روی پیراهن قراردادن، و بدون حنک با عمامه نماز خواندن، و بدون ردا امام شدن، و پوشیدن لباس کسی که از نجاست پرهیز نمی‌کند، و لباسی که نقش صورت دارد، و دست کردن انگشتری که نقش صورت دارد، و نماز خواندن با نقاب و خلخال (زیوری که زنان در پا می‌کنند و صدا می‌کند) برای زنان و با نقاب برای مردان.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3823 | پیوند ثابت

مکان نمازگزار دو شرط دارد:

شرط اول: مکان مباح باشد.

شرط دوم: مکان نمازگزار از نجاست مرطوبی که به بدن و لباس نمازگزار سرایت کند خالی باشد.

«۷۲۹» کسی که در ملک غصبی نماز می‌خواند اگرچه روی فرش و تخت و مانند اینها باشد، نمازش باطل است، اگر قصد قربت در نماز نداشته باشد؛ و همچنین است بنابر احتیاط اگر قصد قربت داشت؛ ولی نماز خواندن در زیر سقف و خیمه غصبی و در جایی که فقط دیوار آن غصبی است، بنابر اظهر مانعی ندارد.

«۷۳۰» نماز خواندن در ملکی که منفعت آن مال دیگری است، بدون اجازه او باطل است؛ مثلاً در خانه اجاره‌ای اگر صاحب‌خانه یا دیگری بدون اجازه کسی که آن خانه را اجاره کرده نماز بخواند، نمازش باطل است، مگر اینکه بداند و یا نشانه‌هایی در کار باشد که گمان کند، مستأجر به نماز خواندن او راضی است، بنابر اظهر، بلکه اگر نداند یا نشانه‌هایی نسبت به عدم رضایت مستأجر در کار نباشد تا موجب گمان به عدم رضایت مستأجر شود، باز می‌تواند بنابر اظهر نماز بخواند؛ و همچنین است اگر در ملکی که دیگری در آن حقّی دارد نماز بخواند؛ مثلاً اگر میت وصیت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفی برسانند، تا وقتی ثلث را جدا نکنند، نمی‌شود در ملک او نماز خواند.

«۷۳۱» نماز خواندن در خانه پدر، مادر، فرزند، جدّ، جدّه، برادر، خواهر،عمو، عمّه، دایی و خاله بدون اذن آنها جایز نیست و حال آنها، با سایر مردم مساوی است.

«۷۳۲» شخص معذور، مثل محبوس در مکان غصبی و یا مضطرّ، اگر امید تمکن و برطرف شدن عذر را تا آخر وقت دارد، بنابر احوط باید نماز را تأخیر بیندازد؛ و در صورتی که تمکن بیرون رفتن از آن مکان را ندارد، نماز در آنجا صحیح است.

«۷۳۳» اگر در جایی نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که غصبی بوده یا در جایی که غصبی بودن آن را فراموش کرده، نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او بنابر اظهر صحیح است، اگرچه خودش غصب کرده باشد. ولی اگر در بین نماز فهمید که آن مکان غصبی است در صورت امکان بدون اینکه نماز را به‌هم بزند باید بقیه نماز را در مکان مباح انجام دهد، و در صورتی که ممکن نباشد باید نماز را قطع کند و در جایی مباح، نماز را از سر بگیرد؛ و اگر وقت تنگ است آنچه از نماز به‌جا آورده صحیح است و بقیه نماز را در حین خروج از آن مکان به‌جا می‌آورد.

«۷۳۴» اگر بداند جایی غصبی است، ولی نداند که در جای غصبی نماز باطل است و در ندانستن مسئله هم کوتاهی کرده و مقصر باشد و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است، اگر قصد قربت نداشت، و اگر قصد قربت در نماز داشت باز بنابر احتیاط نمازش باطل است.

«۷۳۵» کسی که در ملکی با دیگری شریک است، اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شریکش نمی‌تواند در آن ملک تصرف کند و نماز بخواند.

«۷۳۶» نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند اینها که برای واردین آماده است، اشکال ندارد، مگر اینکه انسان بداند یا نشانه‌هایی در کار باشد که گمان کند صاحبش به نماز خواندن او راضی نیست. و جاهای دیگر که ملک کسی می‌باشد نیز در این مسئله مانند این مکان‌های عمومی است که در صورتی نماز صحیح نیست که بداند و یا نشانه‌هایی در کار باشد که گمان کند صاحبش راضی نیست.

«۷۳۷» در زمین بسیار وسیعی که از آبادی دور و چراگاه حیوانات است نماز خواندن و نشستن و خوابیدن اشکال ندارد، مگر اینکه انسان بداند و یا نشانه‌هایی در کار باشد که گمان کند صاحبش راضی نیست، بنابر اظهر؛ و همچنین در زمین‌های زراعتی هم که نزدیک ده است و دیوار ندارد، اگرچه در میان مالکین آنها صغیر و دیوانه باشد، نماز و عبور و تصرفات جزئی اشکال ندارد، ولی اگر یکی از صاحبانش ناراضی باشند تصرف در آن حرام و نماز باطل است.

«۷۳۸» نماز خواندن جلوتر یا مساوی قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و امام علیه‌السلام در صورتی که بی‌ادبی نسبت به آنها نباشد، بنابر اظهر مکروه است، ولی احتیاط مستحب این است که به‌طور کلی از این کار مخصوصاً از جلوتر ایستادن اجتناب شود.

«۷۳۹» اگر در نماز چیزی مانند دیوار بین او و قبر مطهر باشد که مساوی یا جلوتر از قبر ایستادن بی‌احترامی نشود اشکال ندارد، ولی صندوق شریف و ضریح و پارچه‌ای که روی آن افتاده برای فاصله شدن کافی نیست.

«۷۴۰» مکان نمازگزار اگر نجس است، نباید به‌طوری تر باشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد، مگر اینکه طوری تر باشد که اگر نجاست به بدن یا لباس سرایت کرد، نماز را باطل نکند چنان‌که خواهد آمد؛ ولی جایی که پیشانی را بر آن می‌گذارد اگر نجس باشد در صورتی که خشک هم باشد، نماز باطل است.

«۷۴۱» نماز خواندن زن جلوتر از مرد یا مساوی و هم‌دوش با مرد مکروه است، بنابر اظهر؛ مگر اینکه بین آن دو، چیزی مانند پرده و مانند آن حائل بشود و یا اینکه بین آن دو به مقدار حداقل یک وجب و حداکثر ده ذراع که حدود پنج متر می‌شود فاصله باشد که در این صورت کراهت کم و یا برداشته می‌شود.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3824 | پیوند ثابت

«۷۴۲» بنابر اظهر، در قرار دادن مکانی به عنوان مسجد، صیغه وقف لازم نیست، بلکه هر عملی که دلالت بر آن کند کافی است، اگرچه به‌کار بردن لفظ در ایجاب آن، و تلفّظ به وقفیت به‌عنوان مسجدیت احوط است. و همچنین در قبول متولی یا حاکم شرع؛ و اظهر اعتبار قصد قربت است در وقف مسجد؛ و کافی است که با نیت و اراده بگوید: «جَعَلْتُهُ مَسجِداً لِلّه» و مسجدیت را اعلام کند، به معنایی که در عرف مسلمین معمول است (در مقابل مسجد به معنای لغوی)؛ و در قبضش کافی است یک نفر که نمازش محکوم به صحت باشد با اذن واقف در آنجا نماز بخواند؛ و اقرب ترتیب آثار مسجدیت است بر مساجد مخالفین، در صورتی که محکوم به کفر نباشند؛ و کلیساها و کنیسه‌ها در جهت حصول تقرب مانند مساجد مخالفین است، ولی در سایر جهات محل تأمل است.

«۷۴۳» نجس کردن زمین، سقف، بام، ظاهر و باطن مسجد حرام است و هر کس بفهمد که نجس شده است باید فوراً نجاست آن را برطرف کند؛ و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند و اگر نجس شود نجاستش را برطرف نمایند، مگر آنکه واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد. و بنابر احوط کافر نباید وارد مساجد مسلمین شود.

«۷۴۴» گذاشتن لباس نجس و سایر چیزهای نجس و متنجّس در مسجد، در صورتی که نجاست آن به مسجد سرایت نکند و موجب بی‌احترامی به آن نباشد، مانعی ندارد.

«۷۴۵» بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند و همچنین نباید صورت چیزی را نقاشی کنند و بکشند، مخصوصاً چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد، که در غیر مسجد هم اشکال دارد، و احتمال دارد نماز خواندن در این مساجد هم مکروه باشد؛ ولی نوشتن قرآن و احادیث صحیحه در مسجد مانعی ندارد.

«۷۴۶» اگر مسجد خراب هم شود، نمی‌توانند آن را بفروشند، یا داخل ملک و جاده نمایند.

«۷۴۷» فروختن در و پنجره و چیزهای دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه در آن مسجد قابل مصرف نیست و همان مسجد به پول آن نیاز دارد، بفروشند و صرف نیاز آن مسجد کنند و اگر آن مسجد به خود آن و به پول آن نیاز ندارد در مساجد دیگر آن را مصرف کنند و اگر آنجا هم نیاز نباشد بفروشند و پول آن را صرف مسجد کنند. و غلّه و نذوراتی که برای مسجد معینی قرار داده شده، در صورت بی‌نیاز بودن آن مسجد و یا معذور بودن مصرف در آن مسجد می‌توان آنها را در سایر مساجد مصرف کرد؛ و همچنین است حکم غلات و نذورات موقوفه مشاهد مشرفه؛ و با تعذر مصرف در موارد معین شده و یا مماثِل آن، می‌توان آن غلات و نذورات را در مطلق خیرات و مبرّات مصرف نمود.

«۷۴۸» ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می‌باشد، مستحب است و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، می‌توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند بلکه می‌توانند مسجدی را که خراب نشده، برای احتیاج مردم خراب کنند و بزرگ‌تر بسازند.

«۷۴۹» چند چیز در مسجد مستحب است، از جمله: تمیز کردن مسجد، روشن کردن چراغ آن و قرار دادن محل تطهیر از بول و غایط در خارج مسجد؛ و نیز مستحب است کسی که می‌خواهد مسجد برود، ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی در آن نباشد و موقع داخل شدن به مسجد، اول پای راست و موقع بیرون آمدن، اول پای چپ را بگذارد.

«۷۵۰» مستحب است مسجد دارای سقف نباشد، بلکه سایبان قرار دادن بر آن به غیر بوریا، مکروه است، مگر به‌سبب ضرورت و یا مرجّحات دیگری که با وجود آنها، بنابر اقرب این کراهت از بین می‌رود.

«۷۵۱» خوابیدن در مسجد، اگر انسان ناچار نباشد، و صحبت کردن راجع به کارهای دنیا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد در مسجد مکروه است؛ و نیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد و گمشده‌ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند و در هر صورت باید از کارهایی که با احترام مسجد منافات دارد یا مزاحم نمازگزاران است، اجتناب کند؛ ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد.

«۷۵۲» مستحب است که در مسجد از خرید و فروش و سایر معاملات (عقود و ایقاعات) غیر عبادی خودداری شود و امّا مانند نذر و وقف و نکاح چون حیثیت عبادی دارند، اشکالی ندارد؛ و مستحب است از ورود دیوانگان و اطفال غیر ممیز که مراعات آداب مساجد را نمی‌نمایند به مساجد، خودداری شود؛ و مکروه است کسی که بوی بدی از او استشمام می‌شود مثل بوی سیر و پیاز، داخل مسجد شود، و بعید نیست نمازی را که با این حال خوانده اعاده‌اش مستحب باشد.

«۷۵۳» تعرض به معابد یهودیان و مسیحیان که در ذمّه اسلام هستند و آن معابد هم در دست خود آنهاست جایز نیست، و آن اماکن مثل مساجد محترم است و جایز نیست خراب کردن آنها مگر با شرایطی که در مساجد هم جاری است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3825 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها