صفحه اصلی

در حال بارگیری...

«١۴٢٧» اگر مال حلال با مال حرام به‌طوری مخلوط شود که انسان نتواند آنها را از یکدیگر تشخیص دهد و صاحب مال حرام و مقدار آن، هیچ کدام معلوم نباشد؛ باید خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس، بقیه مال حلال می‌شود.

«١۴٢٨» اگر مال حلال با حرام مخلوط شود و انسان مقدار حرام را بداند، ولی صاحب آن را نشناسد، باید آن مقدار را به نیت صاحبش صدقه بدهد، و احتیاط واجب آن است که از حاکم شرع هم اذن بگیرد.

«١۴٢٩» اگر مال حلال با حرام مخلوط شود و انسان مقدار حرام را نداند، ولی صاحبش را بشناسد، در صورتی که انسان بداند چیز معینی مال او است و شک کند که بیشتر از آن مال هم مال او هست یا نه، باید چیزی را که یقین دارد مال او است به او بدهد، و احتیاط در این است که با او در مقداری که احتمال می‌دهد مال او باشد مصالحه نماید، در صورتی که مصالحه ممکن باشد، و اگر مصالحه ممکن نشد بنابر اظهر دادن زیادتر از مقداری که یقین دارد مال اوست، بر این شخص واجب نیست.

«١۴٣٠» اگر خمس مال حلال مخلوط به حرام را بدهد و بعد بفهمد که مقدار حرام بیشتر از خمس بوده، باید در مقداری که می‌داند از خمس بیشتر است، به وظیفه فعلی خود عمل نماید و در مقداری که نمی‌داند و احتمال می‌دهد، مطابق مسئله قبلی عمل نماید.

«١۴٣١» اگر خمس مال حلال مخلوط به حرام را بدهد، یا مالی که صاحبش را نمی‌شناسد به نیت او صدقه بدهد و بعداً صاحبش پیدا شود، اگر عین مال باقی باشد و یا هنگام پرداخت خمس به اهلش، جهت آن را اعلام کرده باشد، به کسی که مال در دست اوست رجوع می‌شود و این شخص صدقه دهنده یا خمس دهنده ضامن نیست، در غیر این صورت بنابر احتیاط واجب، باید به مقدار مالش به او بدهد یا اینکه مصالحه نماید، و در مواردی که از طرف صاحب مال صدقه داده است، مالک می‌تواند ثواب صدقه را برای خود اختیار کند یا اینکه مالش را از این شخص بگیرد.

«١۴٣٢» اگر مال حلالی با حرام مخلوط شود و مقدار حرام معلوم باشد و انسان بداند که صاحب آن از چند نفر معین بیرون نیست، ولی نتواند بفهمد کیست، باید بنابر احتیاط با آنها مصالحه نماید، و اگر مصالحه ممکن نیست، بنابر اظهر بین آنها به نسبت سهم هر کدام تقسیم نماید.

«١۴٣٣» اگر عمداً مال حلالی را به قصد اکتفا کردن به خمس با مال حرام مخلوط کند، بنابر اظهر مورد، مورد خمس نیست، و بنابر احتیاط واجب باید آن‌قدر صدقه بدهد تا یقین کند که ذمّه او بَریء شده است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 5677 | پیوند ثابت

«١۴٣۴» اگر به‌وسیله غواصی، یعنی فرو رفتن در دریا، لؤلؤ و مرجان یا جواهر دیگری که با فرو رفتن در دریا بیرون می‌آید به‌دست آورند، خواه روییدنی باشد، یا معدنی، چنانچه بعد از کسر هزینه غواصی، قیمت آن به ١٨ نخود طلا برسد، باید خمس آن را بدهند، خواه در یک نوبت آن را از دریا بیرون آورده باشند یا در چند نوبت.

«١۴٣۵» اگر از روی آب دریا یا از کنار دریا جواهر بگیرد، در صورتی باید خمس آن را بدهد که این کار شغلش باشد و از مخارج سالش به‌تنهایی یا با منفعت دیگر زیاد بیاید، و اگر به‌وسیله اسبابی جواهر را بیرون آورد ملحق شدن آن، به صورتی که خودش روی آب آمده باشد که خمس ندارد، بی‌وجه نیست.

«١۴٣۶» خمس ماهی و حیوانات دیگری که بدون فرو رفتن در دریا صید می‌شوند، در صورتی واجب است که برای کسب صید کند و به‌تنهایی یا با منفعت‌های دیگر، از مخارج سالش زیادتر باشد.

«١۴٣٧» اگر انسان بدون قصد اینکه چیزی از دریا بیرون آورد در دریا فرو رود و اتفاقاً جواهری به‌دستش آید، در صورتی که قصد کند که آن چیز ملکش باشد، بنابر اظهر باید خمس آن را بدهد.

«١۴٣٨» اگر انسان در دریا فرو رود و حیوانی را صید کند، آن حیوان خمس ندارد، ولی اگر در شکم آن حیوان جواهری پیدا شود، مثل جواهر پیدا شده در شکم حیوان صحرایی است که حُکم آن گذشت.

«١۴٣٩» اگر در رودخانه‌های بزرگ مانند دجله و فرات فرو رود و جواهری بیرون آورد، چنانچه در آن رودخانه جواهر عمل می‌آید، باید خمس آن را بدهد.

«١۴۴٠» اگر در آب فرو رود و مقداری عنبر بیرون آورد که قیمت آن ١٨ نخود طلا یا بیشتر باشد، باید خمس آن را بدهد، و چنانچه از روی آب یا از کنار دریا به‌دست آورد، اگر قیمت آن به مقدار ١٨ نخود طلا هم نرسد، در صورتی که این کار کسبش باشد و به‌تنهایی یا با منفعت‌های دیگر از مخارج سالش زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 5678 | پیوند ثابت

«١۴۴١» اگر مسلمانان به امر امام علیه‌السلام با کفّار جنگ کنند و چیزهایی در جنگ به‌دست آورند، به آنها غنیمت گفته می‌شود، و باید مخارجی را که برای غنیمت کرده‌اند، مانند هزینه نگهداری و حمل و نقل آن و نیز مقداری را که امام علیه‌السلام صلاح می‌داند به مصرفی برساند و چیزهایی که مخصوص به امام علیه‌السلام است، از غنیمت کنار بگذارند و خمس بقیه آن را بدهند.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 5679 | پیوند ثابت

«١۴۴٢» اگر کافر ذمّی زمینی را از مسلمان بخرد، یا به طریقی دیگر مثل صلح به او منتقل شود، باید خمس آن را بدهد و اگر پول آن را هم بدهد، اشکال ندارد، و بنابر اظهر بین زمین مزروعی و یا غیر مزروعی فرقی نیست، ولی اگر خانه و دکان و مانند اینها را از مسلمان بخرد، در صورتی که مقصود اصلی او از این معامله زمین باشد و یا زمین و بنا هر کدام جداگانه قیمت‌گذاری و مورد معامله واقع شود، باید خمس زمین آنها را بدهد و در صورتی که مقصود او از خرید، بنای آن باشد، ولو زمین هم به تبع بنا داخل معامله است خمس ندارد، و بنابر احتیاط واجب کسی که خمس را از ذمّی می‌گیرد و به اهلش می‌دهد باید در وقت گرفتن و دادن نیت داشته باشد.

«١۴۴٣» اگر کافر ذمی زمینی را که از مسلمان خریده به مسلمان دیگری هم بفروشد، باید خمس آن را بدهد و نیز اگر بمیرد و مسلمانی آن زمین را از او ارث ببرد، باید خمس آن را از همان زمین، یا از مال دیگرش بدهند.

«١۴۴۴» اگر کافر ذمی موقع خرید زمین شرط کند که خمس ندهد، شرط باطل و معامله صحیح است و بنابر اظهر باید خمس آن را بدهد؛ و اگر شرط کند که فروشنده خمس آن را بدهد، معامله و شرط هر دو صحیح است.

«١۴۴۵» اگر کافر ذمّی، صغیر یا دیوانه باشد و ولیّ او برایش زمینی بخرد، بنابر احتیاط واجب باید ولیّ خمس آن را بدهد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 5680 | پیوند ثابت

«١۴۴۶» خمس را باید دو قسمت کنند، یک قسمت آن سهم سادات است که بنابر احتیاط واجب باید با اذن مجتهد جامع‌الشرایط به سید فقیر، یا سید یتیم، یا به سیدی که در سفر درمانده شده بدهند و نصف دیگر آن سهم امام علیه‌السلام است که در این زمان باید به مجتهد جامع‌الشرایط بدهند، و در صورت عدم مطالبه مجتهد، به مصرفی که او اجازه می‌دهد برسانند، ولی اگر انسان بخواهد سهم امام علیه‌السلام را به مجتهدی که از او تقلید نمی‌کند بدهد، در صورتی به او اذن داده می‌شود که بداند آن مجتهد و مجتهدی که از او تقلید می‌کند، سهم امام علیه‌السلام را از نظر کمیت و کیفیت به یک نحو مصرف می‌کنند.

«١۴۴٧» کسی که خمس می‌دهد، هنگام دادن خمس به مجتهد یا نماینده او یا در صورتی که مجاز است، هنگام رساندن خمس به موارد مصرف آن، باید قصد قربت نماید؛ یعنی خمس را به قصد انجام فرمان خداوند و برای نزدیک شدن به او بدهد، ولی اگر دیگری را برای رساندن خمس وکیل کرده باشد، همین که وکیل قصد قربت کند کافی است.

«١۴۴٨» سیّد یتیمی که به او خمس می‌دهند، باید فقیر باشد، ولی به سیّدی که در سفر درمانده شده، اگر در وطنش فقیر هم نباشد، می‌شود خمس داد.

«١۴۴٩» به سیّدی که در سفر درمانده شده، اگر سفر او سفر معصیت باشد، نباید خمس بدهند.

«١۴۵٠» به سیّدی که عادل نیست می‌شود خمس داد، ولی به سیّدی که دوازده امامی نیست، بنابر اظهر نباید خمس بدهند.

«١۴۵١» به سیّدی که معصیت‌کار است، اگر خمس دادن کمک به معصیت او باشد، بنابر احوط نمی‌شود خمس داد، و به سیّدی هم که آشکارا معصیت می‌کند، اگرچه دادن خمس کمک به معصیت او نباشد، بهتر این است که خمس ندهند.

«١۴۵٢» اگر کسی بگوید سیّدم نمی‌شود به او خمس داد، مگر آنکه دو نفر عادل، سیّد بودن او را تصدیق کنند یا در بین مردم به‌طوری معروف باشد که انسان یقین یا اطمینان پیدا کند که سیّد است، و بنابر اظهر اگر انسان به سیّد بودن کسی گمان داشت، ولی دو نفر عادل هم سیّد بودنش را تصدیق نکردند و در بین مردم و یا شهر خودش هم معروف به سیّد بودن نبود باز هم کافی است و می‌شود به او خمس داد.

«١۴۵٣» به کسی که در شهر خودش به سیّد بودن مشهور باشد، اگر انسان به سیّد بودن او اطمینان یا گمان پیدا کند، می‌شود خمس داد.

«١۴۵۴» کسی که زنش سیّده است خمسش را بنابر احتیاط واجب نباید به او بدهد که به مصرف مخارج خودش برساند، ولی اگر مخارج دیگران بر آن زن واجب باشد و نتواند مخارج آنان را بدهد، جایز است انسان خمس به آن زن بدهد که به مصرف آنان برساند.

«١۴۵۵» اگر مخارج سیّدی که زوجه انسان نیست بر انسان واجب باشد، بنابر احتیاط واجب، نمی‌تواند خوراک و پوشاک او را از خمس بدهد؛ ولی اگر مقداری خمس ملک او کند که به مصرف دیگری غیر مخارج خودش ـ که بر خمس دهنده واجب است ـ برساند مانعی ندارد.

«١۴۵۶» به سیّد فقیری که مخارجش بر دیگری واجب است و او نمی‌تواند مخارج آن سیّد را بدهد، می‌شود خمس داد.

«١۴۵٧» احتیاط مستحب آن است که بیشتر از مخارج یک سال به یک سیّد فقیر خمس ندهند.

«١۴۵٨» اگر در شهر سیّد مستحقی نباشد و احتمال هم ندهد که پیدا شود، یا نگهداری خمس تا پیدا شدن مستحق ممکن نباشد، باید خمس را به شهر دیگری ببرد و به مستحق برساند و هزینه بردن خمس، بنابر اظهر از خمس برداشته می‌شود؛ اگرچه خلاف احتیاط است، و اگر خمس از بین برود، چنانچه در نگهداری آن کوتاهی کرده، باید عوض آن را بدهد و اگر کوتاهی نکرده، چیزی بر او واجب نیست.

«١۴۵٩» هرگاه در شهر خودش مستحقی نباشد، ولی احتمال دهد که پیدا شود، اگرچه نگهداری خمس تا پیدا شدن مستحق ممکن باشد، می‌تواند خمس را به شهر دیگر ببرد و چنانچه در نگهداری آن کوتاهی نکند و تلف شود، لازم نیست چیزی بدهد، ولی نمی‌تواند هزینه بردن آن را از خمس بردارد.

«١۴۶٠» اگر در شهر خودش مستحق پیدا شود، باز هم می‌تواند خمس را به شهر دیگر ببرد و به مستحق برساند، ولی مخارج بردن آن را باید از خودش بدهد و در صورتی که خمس از بین برود، اگرچه در نگهداری آن کوتاهی نکرده باشد ضامن است.

«١۴۶١» اگر خمس را از خود مال ندهد و از جنس دیگر بدهد، باید به قیمت واقعی آن جنس حساب کند و چنانچه گران‌تر از قیمت حساب کند، اگرچه مستحق به آن قیمت راضی شده باشد، باید مقداری را که زیاد حساب کرده بدهد.

«١۴۶٢» کسی که از مستحق طلبکار است و می‌خواهد طلب خود را بابت خمس حساب کند، بنابر احتیاط واجب باید خمس را به او بدهد و بعد مستحق بابت بدهی خود به او برگرداند، ولی اگر با اذن حاکم شرع باشد این احتیاط لازم نیست.

«١۴۶٣» مستحق نمی‌تواند خمس را بگیرد و به مالک ببخشد، ولی کسی که مقدار زیادی خمس بدهکار است و فقیر شده و امید ثروتمند شدنش هم نمی‌رود و می‌خواهد مدیون اهل خمس نباشد، اگر مستحق راضی شود که خمس را از او بگیرد و به او ببخشد، اشکال ندارد.

«١۴۶۴» اگر خمس را با حاکم شرع یا وکیل او یا با سیّد دستگردان کند و بخواهد در سال بعد بپردازد نمی‌تواند از منافع آن سال کسر نماید؛ مثلاً اگر هزار تومان دستگردان کرده و از منافع سال بعد دو هزار تومان بیشتر از مخارجش داشته باشد، باید اول خمس دو هزار تومان را بدهد و سپس هزار تومانی را که بابت خمس بدهکار است از بقیه بپردازد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 5681 | پیوند ثابت
٣٣٩۶. شخص از چه زمانى بايد سال خمسى داشته باشد؟

ج. تاجر و کاسب و صنعت گر و مانند اين‌ها از وقتى که شروع به کاسبى مى‌کنند، يک سال که بگذرد، بايد خمس آن چه را که از خرج سالشان زياد مى‌آيد بدهند، و کسى که شغلش کاسبى نيست، اگر اتفاقا معامله‌اى بکند و منفعتى ببرد، بعد از آن که يک سال از موقعى که فايده برده بگذرد، بايد خمس مقدارى را که از خرج مالش زياد آمده بدهد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5682 | پیوند ثابت
٣٣٩٧. اگر فردى در وسط روز اوّل سال خمسى مالى به او برسد، آيا اين مال جزو درآمد سال پيش است يا سال بعد؟

ج. مربوط به سال آينده است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5683 | پیوند ثابت
٣٣٩٨. کسى که درآمدى ندارد يا اگر دارد به مخارج او کفايت نمى‌کند، آيا لازم است سال خمسى قرار دهد؟  

ج. لازم نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5684 | پیوند ثابت
٣٣٩٩. اگر از سال خمسى چيزى در دست شخص باشد، ولى هنوز يک سال از موعد آن نگذشته است. آيا خمس به آن تعلّق مى‌گيرد؟  

ج. چيزى که سر سال خمسى از مؤونه اضافه بيايد تخميس مى‌شود، مگر از مصاديق مسأله‌ى ١۴٠٠ رساله باشد و يا فايده‌اى مستقل از ارباح کسب سال باشد که بتواند سال مختصّ به خود داشته باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5685 | پیوند ثابت
٣۴٠٠. کسى که سال خمسى ندارد و مى‌خواهد خمس اموالش را بدهد. آيا لازم است اوّلين سودى را که به دست آورده، مبدأ سال خمسى خود قرار دهد و بقيه سودها و مخارج را با آن بسنجد؟ يا لازم نيست؛ بلکه فقط خمس اموالى را که يقين دارد الآن خمس به آن‌ها تعلّق مى‌گيرد پرداخت کند و اموالى را که شک دارد خمس به آن‌ها تعلق مى‌گيرد يا نه مصالحه نمايد و تاريخ مصالحه را اوّل سال خمسى خود قرار دهد؟  

ج. وجه اخير صحيح است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5686 | پیوند ثابت
٣۴٠١. آيا مى‌توان سال خمسى را تغيير داد و اگر کسى سود فاصله‌ى سال اصلى و سال جديد را تخميس کند، آيا باز هم براى تغيير سال خمسى نياز به اذن حاکم شرع دارد؟  

ج. همان مقدار حساب براى تغيير سال خمسى کافى است و هر وقت حساب خود را تسويه کرد، همان وقت ابتداى سال او مى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5687 | پیوند ثابت
٣۴٠٢. شخصى در يک تاريخ مشخّص حقوق مى‌گيرد و همان تاريخ، آخرين روز سال  خمسى او است. با سر رسيدن آن تاريخ آيا به حقوق همان ماه که در واقع خرج ماه آينده است خمس تعلّق مى‌گيرد؟  

ج. حقوق ذکر شده از درآمد سال وصول آن است؛ مگر به نحوى مشمول مسأله‌ى ١۴٠٠ رساله شود که ربح زايد از مؤونه‌ى سال بر آن صادق نباشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5688 | پیوند ثابت
٣۴٠٣. در سر سال خمسى، قبل از دريافت حقوق ماه قبل، خمس مال خودم را محاسبه کرده و پرداخته‌ام و بعد از چند روز حقوق ماه قبل را گرفته‌ام، آيا اين حقوق مربوط به سال خمسى آينده است يا بايد همين سال محاسبه شود؟  

ج. مربوط به سال آينده است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5689 | پیوند ثابت
٣۴٠۴. چند روز مانده به سر سال خمسى، خمس اموال را محاسبه کرده و پرداخته‌ام و همان موقع را سر سال خمسى جديد قرار داده‌ام، آيا حقوقى يا درآمدى که در آن چند روز بعد به دستم مى‌رسد، جزو درآمد سال بعد است يا بايد حالا خمس آن را بدهم؟  

ج. اگر وقت وصول آن حقوق هم بعد از آن روز محاسبه بوده، جزو درآمد سال بعد است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5690 | پیوند ثابت
٣۴٠۵. مقدارى پول به کسى قرض دادم تا چند ماه قبل از فرارسيدن سال خمسى‌ام به من برگرداند، ولى او بعد از سال خمسى برگرداند و من در آن موقع که قرار بود تحويل دهد (قبل از سال خمسى) براى مخارج زندگى‌ام، به آن پول نياز داشتم. آيا اين پول خمس دارد؟  

ج. خمس ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5691 | پیوند ثابت
٣۴٠۶. آيا طلاب علوم دينى که سهم امام ـ عليه‌السّلام ـ مصرف مى‌کنند وگاهى نيز از راه تبليغ درآمدى دارند بايد سال خمسى داشته باشند؟ اگر لازم است داشته باشند، اگر در آخر سال خمسى چيزى اضافه بيايد و نداند از کدام است (سهم امام يا درآمد تبليغى) تکليف چيست؟  

ج. سال خمسى داشته باشند و هر چه اضافه آوردند بايد خمس آن را بدهند هر مالى که باشد از قبيل مزد و حقوق و تدريس و... به نحو لزوم و در وجوه بنابر احوط.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5692 | پیوند ثابت
٣۴٠٧. شخصى خمس اموال خود را حساب کرده و پرداخته، ولى براى سال‌هاى بعد حساب خود را نگاه نداشته. بعد از چند سال مى‌خواهد اموال خود را حساب کند، آيا خمسى که قبلاً پرداخت کرده کسر مى‌شود؟

ج. اگر از مخمّس خرج نموده، ظاهرا کسر نمى‌شود و گرنه اضافه شده‌ى بر اموال او خمس دارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5693 | پیوند ثابت
٣۴٠٨. شخصى که سال خمسى ندارد و مى‌خواهد براى خود سال خمسى قرار دهد و چند روز قبل مبلغى درآمد داشته آيا به اين پول خمس تعلق مى‌گيرد؟  

ج. احتياطا بايد با حاکم شرع مصالحه کنند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5694 | پیوند ثابت
٣۴٠٩. شخصى که سال خمسى دارد و مقدارى مواد خوراکى را اواخر سال خمسى (مثلاً دو ماه مانده به پايان سال) خريده است، اگر سر سال خمسى بخواهد خمس آن‌ها را  بدهد براى تهيه آن‌ها در سال بعد براى خوراک خانواده با مشکل مواجه مى‌شود و آن قدر ندارد که از نياز و خرج زندگيش زياد بيايد با توجه به اين که از زمان خريد آن مواد خوراکى يک سال نگذشته است، آيا خمس آن‌ها واجب است؟  

ج. خير، به مسأله‌ى ١۴٠٠ رساله مراجعه شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5695 | پیوند ثابت
٣۴١٠. کارمندى که سال خمسى او رأس يکى از ماه‌هاى شمسى است و به طور  عادى حقوق او به زحمت تا پايان ماه کفاف مخارج او را مى‌دهد، اگر حقوق خود را يک يا دو روز قبل از رسيدن سال خمسى دريافت کند، آيا بايد خمس آن را بپردازد؟  

ج. خير، بنابر توضيحى که در مسأله‌ى ١۴٠٠ رساله ذکر گرديده است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5696 | پیوند ثابت
٣۴١١. آيا مى‌توان سال خمسى را تغيير داد؟ چگونه؟  

ج. مى‌توان آن را جلو انداخت و هر وقت تسويه حساب کرد، اوّل سال او حساب مى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5697 | پیوند ثابت
٣۴١٢. حقوق بگيران و افرادى که ماهيانه مبلغى به عنوان حقوق يا شهريه دريافت مى‌کنند، آيا مى‌توانند براى هر حقوق دريافتى ماهيانه خود، سال جداگانه‌اى قرار دهند؟ طلاب شهريه بگير چه طور؟

ج. بايد براى تمام اموال يک سال خمسى قرار دهند، با فرض اين که يک درآمد عرفى مستمر حساب مى‌شود؛ به مسأله‌ى ١٣٨٨ رساله مراجعه شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5699 | پیوند ثابت
٣۴١٣. آيا براى تعيين سال خمسى، بهتر است سال شمسى محاسبه شود يا قمرى؟  

ج. جايز است دادن خمس را تا آخر سال قمرى، تأخير بياندازد و اگر براى دادن خمس زراعت و مانند آن، که مطابق سال شمسى انجام مى‌شود، سال خمسى را شمسى قرار دهد، اشکال ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 5700 | پیوند ثابت
٣۴١۴. آيا تعيين سال خمسى به اختيار خود شخص است يا بايد ابتداى شروع به کسب را ابتداى سال خود قرار دهد؟  

ج. بايد از اوّلين درآمد آن حساب کند. (مسأله‌ى ١٣٨۴ رساله).

کتاب: استفتائات | شناسه: 5701 | پیوند ثابت
٣۴١۵. آيا انسان مى‌تواند سال خمسى هر پولى را که به دستش مى‌رسد جداگانه قرار دهد؛ يعنى براى هر دريافت و درآمدى که به دستش مى‌رسد، يک سال خمسى جداگانه قرار دهد که اگر آن پول در آن سال خرج نشد خمس آن را بدهد يا اين که حتما بايد يک سال خمسى واحد براى همه درآمدها در همه ماه‌ها و روزها داشته باشد؟  

ج. اگر فقط يک رشته درآمد دارد، بايد يک سال خمسى قرار دهد، (مسأله‌ى ١٣٨۴ و ١٣٨٨ رساله).

کتاب: استفتائات | شناسه: 5702 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها