صفحه اصلی

در حال بارگیری...
٣٧٣. کسانى که شش امامى يا هفت امامى‌اند، يا فرقه‌هاى صوفيه و... آيا پاک هستند؟  

ج. از آن‌جا که فرقه‌هاى مختلفى وجود دارد، هر يک ممکن است حکم مستقلى داشته باشد؛ ولى به صورت کلّى هر کسى که بر وى مسلمان اطلاق شود، پاک است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2635 | پیوند ثابت
٣٧۴. آيا توهين و فحاشى به مقدسات مانند قرآن و معصومين «العياذ باللّه‌» باعث ارتداد مى‌شود؟ تکليف کسانى که مى‌بينند مکرّر شخصى توهين مى‌کند چيست؟  

ج. اگر کسى اعم از مسلمان يا غير مسلمان به يکى از دوازده امام ـ عليهم‌السّلام ـ دشنام دهد يا با آن‌ها دشمنى نمايد نجس است. (به مسأله‌ى ١١۴ رساله رجوع شود.)

کتاب: استفتائات | شناسه: 2636 | پیوند ثابت
٣٧۵. ممکن است برخى افراد هنگام عصبانيت و يا در فشار مشکلات زبان به کفرگويى باز کنند، آيا اين افراد حکم مرتدّ را دارند و آيا سلب اختيار نسبت به اين افراد صادق است يا نه؟ و چنان‌چه بعد از رفع عصبانيت توبه کند مقبول است يا نه؟  

ج. واجب است توبه کند و از اين کلمات به زبان نياورد و اگر از حال اختيار خارج شده و چنين کلامى گفته باشد، مرتدّ نيست و بين کفرگويى و سبّ تفاوت است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2637 | پیوند ثابت
٣٧۶. اگر جزيى از بدن کافر را به بدن مسلمانى پيوند بزنند چه حکمى دارد؟ پاک است يا نجس؟  

ج. بعد از آن که جزو بدن مسلمان شد، پاک است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2638 | پیوند ثابت
٣٧٧. شخصى قبلاً کافر بوده و اين کفر خويش را از خانواده‌اش که مسلمان هستند مخفى نگه مى‌داشته، و بدين ترتيب باعث نجاست بسيارى از اشيا و اماکن مورد ابتلا شده حالا که به اسلام برگشته تکليف چيست؟ با توجّه به اين که تطهير آن همه‌ى اشيا عسر و حرج دارد و دليل آن را براى اطرافيان نمى‌شود توضيح داد.  

ج. تطهير موارد مشکوکه لازم نيست و تطهير موارد معلومه تا به حدّ عسر و حرج نرسيد، براى استفاده‌ى مشروط به طهارت، لازم است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2639 | پیوند ثابت
٣٧٨. مرتد به چه کسى مى‌گويند و آيا اگر فرد مسلمانى بخواهد به يکى از اديان پيامبران اولوالعزم بپيوندد، مرتد محسوب مى‌شود؟  

ج. بله مرتد مى‌شود، در اين رابطه به مسأله ١٩۴۶ رساله رجوع شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2640 | پیوند ثابت
٣٧٩. مسلمانى که به دين ديگر بپيوندد، حکم دين در مورد او چيست و از لحاظ اخروى چه سرنوشتى دارد؟  

ج. حکم او مرتد فطرى است که وجوب قتل و جدا شدن زوجه‌اش و تقسيم مالش بين ورثه از جمله احکام مرتد فطرى است و در آخرت نيز اهل عذاب است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2641 | پیوند ثابت
٣٨٠. شخصى که جنب از حرام بوده و غسل کرده و بعد از مدّتى مثلاً دو ساعت بعد در بدن خود مانعى ببيند که قبل از غسل هم وجود داشته، آيا با فرض بطلان غسل بايد از عرق جنب از حرام، هم چنان اجتناب کند؟  

ج. گرچه نجس نيست ولى با بدن يا لباسى که به آن آلوده شده تا خشک نشده است، نماز نخوانند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2642 | پیوند ثابت
٣٨١. آيا در عرق جنب از حرام فقط در نماز، اجتناب لازم است، يا در هر جايى که طهارت بدن و لباس لازم است مثل طواف نيز اجتناب لازم است؟  

ج. فرقى نمى‌کند، هر مورد که در موانع با نماز مشترک است، هر چند به احتياط لزومى، اجتناب از آن لازم است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2643 | پیوند ثابت
٣٨٢. اگر انسان از حرام جنب شود و پس از غسل لباسى که قبلاً به عرق جنابت از حرام آلوده بوده و خشک گرديده را بپوشد، اگر در اين حالت دوباره عرق کند و لباس مرطوب به عرق جديد گردد، نماز خواندن با آن چه حکمى دارد؟  

ج. اشکال ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2644 | پیوند ثابت
٣٨٣. آيا گوشت حيوان حلال‌گوشت که ذبح شرعى شده ولى نجاست خوار بوده، پاک است يا نجس؟  

ج. حيوان نجاست خوار ذبح شرعى مى‌شود و پاک مى‌گردد بنابر طهارت آن که اظهر است، لکن خوردن آن جايز نيست، مگر اين که قبل از ذبح استبرا شده باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2645 | پیوند ثابت
٣٨۴. حيوان با خوردن چه نجاستى «جلال و نجاست‌خوار» محسوب مى‌شود؟ آيا فقط با عذره‌ى انسان است يا هر نجاست ديگرى هم چون خون نيز وى را نجاست خوار مى‌نمايد؟  

ج. فقط با عذره‌ى انسان بدون اختلاط و به نحو عادت کردن به خوردن آن است و گوسفندى که گوشت آن از خوردن شير خوک روييده باشد بنابر احوط ملحق به نجاست‌خوار است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2646 | پیوند ثابت
٣٨۵. اگر به حيوان غذاى نجس شده بدهند، نجاست خوار محسوب مى‌شود؟  

ج. خير.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2647 | پیوند ثابت

«١۵١» آب با چهار شرط چیز نجس را پاک می‌کند:

اول: مطلق باشد، پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بید، چیز نجس را پاک نمی‌کند.

دوم: پاک باشد.

سوم: وقتی چیز نجس را می‌شویند آب مضاف نشود، مگر اینکه قبل از مضاف شدن، چیز نجس پاک شده باشد و آب هم بو یا رنگ یا مزه نجاست را نگرفته باشد.

چهارم: بعد از آب کشیدن چیز نجس، عین نجاست یا چیزی که نجس شده و پاک نشده است در آن نباشد. و پاک شدن چیز نجس با آب قلیل ـ یعنی آب کمتر از کر ـ شرط‌های دیگری هم دارد که بعداً گفته می‌شود.

«١۵٢» ظرفی که به غیر بول نجس شده اگر یک مرتبه شسته شود پاک می‌شود، حتی اگر با آب قلیل باشد، بنابر اقوی. ولی ظرفی را که سگ لیسیده یا از آن، آب یا چیز مایع دیگر خورده، اظهر این است که اگر با خاک ممزوج با آب، خاک‌مالی شود، و بعد از آن دو مرتبه با آب قلیل، یا یک مرتبه با آب کر یا جاری شسته شود کافی است. و احوط آن است که قبل از همه اینها با خاک تنها خاک‌مالی شود. و همچنین ظرفی را که آب دهان سگ در آن ریخته شود، بنابر احتیاط باید پیش از شستن خاک‌مال کرد.

«١۵٣» اگر دهانه ظرفی که سگ دهن زده، تنگ باشد و به‌راحتی نشود آن را خاک‌مال کرد، چنانچه ممکن است باید پارچه به چوبی بپیچند و به وسیله آن، خاک را درون آن ظرف بمالند، و در غیر این صورت، پاک شدن ظرف اشکال دارد، ولی ممکن است خاک‌مالی را با حرکت دادن شدیدِ خاکِ ممزوج با آب در همه اطراف داخل ظرف انجام داد.

«١۵۴» ظرفی را که خوک از آن چیز مایع بخورد، با آب قلیل بنابر احتیاط باید هفت مرتبه شست و در کر و جاری نیز بنابر احتیاط واجب هفت مرتبه باید شست، و بنابر اظهر لازم نیست آن را خاک مال کنند، و نیز بنابر احتیاط واجب لیسیدن خوک مانند آب خوردن آن است.

«١۵۵» اگر بخواهند ظرفی را که به شراب نجس شده با آب قلیل آب بکشند، بنابر احتیاط باید سه مرتبه بشویند، ولی بنابر اقوی شستن یک مرتبه کافی است.

«١۵۶» کوزه‌ای که از گل نجس ساخته شده و یا آب نجس در آن فرو رفته اگر در آب کر یا جاری بگذارند، به هر جای آن که آب برسد پاک می‌شود. و اگر بخواهند باطن آن هم پاک شود، باید بخشکانند و بعد به‌قدری در آب کر یا جاری بگذارند که آب به تمام آن فرو رود و احتیاط مستحب این است که دو مرتبه، بلکه سه مرتبه در آب به همین صورت قرار دهند، مخصوصاً اگر به شراب و یا مردن موش بزرگ صحرایی نجس شود.

«١۵٧» ظرفی را که به غیر بول نجس شده با آب قلیل به دو صورت می‌توان آب کشید:

اول: آنکه بنابر اقوی یک مرتبه از آب پر کنند و خالی کنند.

دوم: یک بار قدری آب در آن بریزند، و آب را طوری در آن بگردانند که به جاهای نجس آن برسد و بیرون بریزند.
و اگر به بول نجس شده باشد این کار را دو بار انجام دهند.

«١۵٨» اگر ظرف بزرگی مثل پاتیل و خمره نجس شود، چنانچه یک مرتبه آن را از آب پر کنند و خالی کنند بنابر اظهر پاک می‌شود؛ و همچنین است اگر یک مرتبه از بالا آب در آن بریزند، به‌طوری‌که تمام اطراف آن را بگیرد؛ و باید آبی که ته آن جمع می‌شود بیرون آورند.

«١۵٩» اگر مِس نجس و مانند آن را آب کنند و آب بکشند ظاهرش پاک می‌شود.

«١۶٠» تنوری که به بول نجس شده است، اگر دو مرتبه از بالا آب در آن بریزند، به‌طوری‌که  تمام اطراف آن را بگیرد، پاک می‌شود. و در غیر بول اگر بعد از برطرف شدن نجاست یک مرتبه به دستوری که گفته شده آب در آن بریزند کافی است. و بهتر است که گودالی ته آن حفر کنند تا آب‌ها در آن جمع شود و بیرون بیاورند، بعد آن گودال را با خاک پاک پر کنند.

«١۶١» اگر چیز نجس را بعد از برطرف کردن عین نجاست یک مرتبه در آب کر یا جاری فرو برند که آب به تمام جاهای نجس آن برسد، پاک می‌شود؛ و احتیاط واجب آن است که فرش و لباس و مانند اینها را اگر با آب قلیل شسته شود، طوری فشار یا حرکت دهند که آب داخل آن خارج شود.

«١۶٢» اگر بخواهند چیزی را که به بول نجس شده با آب قلیل آب بکشند، چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا شود، و در صورتی که بول در آن چیز نمانده باشد، یک مرتبه دیگر آب روی آن بریزند پاک می‌شود، ولی در لباس و فرش و مانند اینها باید بعد از هر دفعه فشار دهند تا غُساله آن بیرون آید (و غساله آبی است که معمولاً در وقت شستن و بعد از آن، از چیزی که شسته می‌شود خودبه‌خود یا به‌وسیله فشار می‌ریزد).

«١۶٣» اگر چیزی به بول پسر شیرخواری که غذاخور نشده نجس شود، چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند که به تمام جاهای نجس آن برسد پاک می‌شود و شستن و فشار دادن آن لازم نیست؛ و بنابر احوط باید شیر کافر و شیر نجس و شیر غیر پسر نیز نخورده باشد؛ و احوط این است که به‌وسیله آب ریختن خود بول از بین برود یا اینکه قبلاً خشک شده باشد.

«١۶۴» اگر چیزی به غیر بول نجس شود، چنانچه بعد از برطرف کردن نجاست یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا شود، پاک می‌گردد. و نیز اگر در دفعه اولی که آب روی آن می‌ریزند نجاست آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روی آن بیاید پاک می‌شود. و اگر با آب قلیل چیزی را می‌خواهند پاک کنند بهتر این است که دو مرتبه آن را بشویند، ولی در هرصورت لباس و مانند آن را باید فشار دهند تا غساله آن بیرون آید.

«١۶۵» اگر حصیر نجس را که با نخ بافته شده در آب کر یا جاری فرو برند، بعد از برطرف شدن عین نجاست اگر آب به همه‌جای نجس رسیده باشد، پاک می‌شود. و اگر با آب قلیل آب بکشند در هر دفعه که شسته می‌شود، بنابر احوط باید غُساله را خارج کنند.

«١۶۶» اگر ظاهر گندم، برنج، صابون و مانند اینها نجس شود، به‌وسیله آب قلیل یا فروبردن در آب کر و جاری پاک می‌شود؛ و اگر باطن آنها نجس شود، با آب قلیل ظاهر آنها پاک می‌شود، ولی باطن آنها پاک نمی‌شود، مگر اینکه در کر یا جاری به‌قدری بماند که آب به باطن آنها نفوذ کند، یعنی آب به هر جایی از باطن که یقین دارد نجاست به آنجا رسیده بود، برسد؛ و بنابر احوط باید آب مطلق به باطن آنها برود نه آب مضاف، و قبلاً آنها را برای تطهیر باطن خشک کنند.

«١۶٧» اگر انسان شک کند که آب نجس به باطن صابون رسیده یا نه، باطن آن پاک است.

«١۶٨» اگر ظاهر برنج و گوشت یا چیزی مانند اینها نجس شده باشد، چنانچه آن را در ظرفی بگذارند و یک مرتبه آب روی آن بریزند و خالی کنند پاک می‌شود، و ظرف آن هم پاک می‌گردد. ولی اگر بخواهند لباس یا چیزی را که فشار لازم دارد در ظرفی بگذارند و آب بکشند، باید بعد از آنکه آب روی آن می‌ریزند، آن را فشار دهند و ظرف را کج کنند، تا غساله‌ای که در آن جمع شده، بیرون بریزد.

«١۶٩» لباس نجسی را که به نیل و مانند آن رنگ شده اگر در آب کر یا جاری فرو برند و آب پیش از آنکه به‌واسطه رنگ پارچه مضاف شود، به تمام آن برسد، آن لباس پاک می‌شود، اگرچه موقع فشار دادن، آب مضاف یا رنگین از آن بیرون آید. و همچنین است در شستن با آب قلیل با سایر شرایط.

«١٧٠» اگر لباسی را در آب کر یا جاری آب بکشند و بعد مثلاً لجن در آن ببینند، چنانچه احتمال ندهند که جلوگیری از رسیدن آب کرده، آن لباس پاک است.

«١٧١» اگر بعد از آب کشیدن لباس و مانند آن، خرده گِل یا اشنان در آن دیده شود پاک است؛ ولی اگر آب نجس به باطن گل یا اشنان رسیده باشد، ظاهر گل و اشنان پاک و باطن آنها نجس است (اشنان گیاهی است که در شست‌وشو استفاده می‌شود).

«١٧٢» هر چیز نجس، تا عین نجاست را از آن برطرف نکنند، پاک نمی‌شود، ولی اگر بو یا رنگ نجاست در آن مانده باشد، اشکال ندارد، پس اگر خون را از لباس برطرف کنند و لباس را آب بکشند و رنگ خون در آن بماند پاک می‌باشد؛ اما چنانچه به‌واسطه بو یا رنگ یقین کنند یا احتمال دهند که ذره‌های نجاست در آن چیز مانده، نجس است.

«١٧٣» حنای نجس را اگر به سر یا ریش ببندند، بعد از شستن ریش و سر، رنگ آن پاک است. و آنچه از اجزای کوچک آن باقی بماند، بعد از شستن، ظاهر آنها پاک می‌شود.

«١٧۴» اگر نجاست بدن را در آب کر یا جاری برطرف کنند، بدن پاک می‌شود و بیرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نیست.

«١٧۵» غذای نجسی که لای دندان‌ها مانده، اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذای نجس برسد، پاک می‌شود، در صورتی که یقین کند آب مطلق به همه جای نجس رسیده، با تعدد در آنچه تعدد در آن لازم است.

«١٧۶» اگر موی سر و صورت را با آب قلیل آب بکشند، بنابر احتیاط واجب باید فشار دهند که غساله آن جدا شود، اگرچه محتاج به تعدد شستن نباشد، در صورتی که آب در لابه‌لای موها فرو رفته باشد.

«١٧٧» اگر جایی از بدن یا لباس را با آب قلیل آب بکشند، اطراف آنجا که متصل به آن است و معمولاً موقع آب کشیدن آنجا نجس می‌شود، با پاک شدن جای نجس پاک می‌شود؛ و در صورتی که بیش از یک مرتبه باید شسته شود، آب دوم باید به تمام جاهایی که آب اول رسیده و با آن نجس شده بود، برسد؛ و همچنین است اگر چیز پاکی را پهلوی چیز نجس بگذارند و روی هر دو آب بریزند. پس اگر برای آب کشیدن یک انگشت نجس، روی همه انگشت‌ها آب بریزند و آب نجس به همه آنها برسد، بعد از پاک شدن انگشت نجس، تمام انگشت‌ها پاک می‌شوند.

«١٧٨» چیز نجسی را که عین نجاست در آن نیست، اگر زیر شیری که متصل به کر است یک دفعه بشویند، پاک می‌شود؛ و نیز اگر عین نجاست در آن باشد، چنانچه عین نجاست آن، زیر شیر یا به‌وسیله دیگر برطرف شود و آبی که از آن چیز می‌ریزد، بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد، با آب شیر پاک می‌گردد. امّا اگر آبی که از آن می‌ریزد در اول زمان اتصال، بو یا رنگ یا مزه نجاست گرفته باشد، باید به‌قدری آب شیر روی آن بریزند تا در آبی که از آن جدا می‌شود بو یا رنگ یا مزه نجاست نباشد.

«١٧٩» اگر چیزی را آب بکشد و یقین کند پاک شده و بعد شک کند که عین نجاست را از آن برطرف کرده یا نه، چنانچه موقع آب کشیدن متوجه برطرف کردن عین نجاست بوده، آن چیز پاک است؛ و اگر متوجه برطرف کردن عین نجاست نبوده، بنابر احتیاط واجب باید دوباره آن را آب بکشد، مگر آنکه احتمال بدهد که بعد از علم به نجاست متوجه بوده که باید عین را برطرف نماید.

«١٨٠» زمینی که آب روی آن جاری نمی‌شود، اگر نجس شود، با آب قلیل پاک نمی‌گردد، بلکه فقط ظاهر آن پاک می‌شود. و زمینی که روی آن شن یا ریگ باشد، چون آبی که روی آن می‌ریزند از آن جدا شده و در شن و ریگ فرو می‌رود، با آب قلیل پاک می‌شود، اما زیر ریگ‌ها نجس می‌ماند.

«١٨١» زمین سنگ‌فرش و آجرفرش و زمین سختی که آب در آن فرو نمی‌رود، اگر نجس شود، با آب قلیل پاک می‌گردد، ولی برای اخراج غساله باید به‌قدری آب روی آن بریزند که جاری شود. و چنانچه آبی که روی آن ریخته‌اند از سوراخی بیرون رود همه زمین پاک می‌شود. و اگر بیرون نرود جایی که آب‌ها جمع می‌شود نجس می‌ماند، و برای پاک شدن آنجا باید گودالی حفر کنند، که آب در آن جمع شود؛ بعد آب را بیرون بیاورند و گودال را با خاک پاک پر کنند.

«١٨٢» اگر ظاهر سنگ نمک و مانند آن نجس شود، با آب کمتر از کر هم پاک می‌شود.

«١٨٣» اگر از شکر آب‌شده نجس، قند بسازند و در آب کر یا جاری بگذارند، پاک نمی‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2649 | پیوند ثابت

«١٨۴» زمین با پنج شرط، کف پا و ته کفش نجس را پاک می‌کند:

اول: آنکه زمین بنابر احوط از عین نجاست و آنچه در حکم نجاست است، پاک باشد، بنابراین زمینی که آلوده به بول شده و هنوز تطهیر نشده، پاک‌کننده نیست، هرچند خشک شده باشد.

دوم: آنکه زمین خشک باشد و رطوبتی که سرایت به جای دیگر کند نداشته باشد؛ بنابر احوط.

سوم: آنکه اگر عین نجس مثل خون و بول، یا متنجس مثل گلی که نجس شده در کف پا و ته کفش باشد، به‌واسطه راه رفتن یا مالیدن پا به زمین یا به هر سبب دیگری برطرف شود.

چهارم: آنکه زمین باید خاک یا سنگ یا آجر فرش و مانند اینها باشد، پس با راه رفتن روی فرش و حصیر و سبزه، کف پا و ته کفش نجس پاک نمی‌شود.

پنجم: آنکه کف پا و ته کفش به‌واسطه راه رفتن نجس شده باشد، پس اگر به‌واسطه غیر راه رفتن نجس شده باشد، بنابر اظهر به‌واسطه راه رفتن پاک نمی‌شود.

«١٨۵» پاک شدن کف پا و ته کفش نجس، به‌واسطه راه رفتن روی آسفالت و روی زمینی که با چوب فرش شده یا هر چیزی که به آن زمین نگویند، محل اشکال است، و اظهر بقای نجاست است.

«١٨۶» بعد از برطرف شدن عین نجاست، بنابر اظهر تماس کف پا و ته کفش با زمین کافی است، اگرچه راه رفتن و مالیدن صدق ننماید. ولی برای پاک شدن کف پا و ته کفش بهتر است پانزده قدم یا بیشتر راه بروند، اگرچه به کمتر از پانزده قدم یا مالیدن پا به زمین، عین نجاست برطرف شود.

«١٨٧» لازم نیست کف پا و ته کفشِ نجس، تر باشد، بلکه اگر خشک هم باشد به‌وسیله راه رفتن پاک می‌شود.

«١٨٨» بعد از آنکه کف پا یا ته کفش نجس به راه رفتن پاک شد، مقداری از اطراف آن هم که معمولاً به گل آلوده می‌شود، پاک می‌گردد.

«١٨٩» کسی که با دست و زانو راه می‌رود، اگر دست یا زانوی او نجس شود، با راه رفتن پاک می‌گردد؛ و همچنین است ته عصا و ته پای مصنوعی و نعل چهارپایان و چرخ اتومبیل و گاری و مانند اینها بنابر اظهر.

«١٩٠» اگر بعد از راه رفتن، بو یا رنگ نجاست در کف پا یا ته کفش بماند اشکال ندارد، ولی ذرّه‌های کوچک که معلوم باشد، اشکال دارد.

«١٩١» درون کفش و مقداری از کف پا که به زمین نمی‌رسد، به‌واسطه راه رفتن پاک نمی‌شود، ولی جورابی که به جای کفش از آن استفاده می‌شود با راه رفتن پاک می‌شود، اگرچه جوراب از پوست درست نشده باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2650 | پیوند ثابت

«١٩٢» آفتاب با پنج شرط، زمین و ساختمان و چیزهایی مانند درب و پنجره که درساختمان به‌کار برده شده، و همچنین میخی را که به دیوار کوبیده‌اند پاک می‌کند:

 ١ ـ چیز نجس به‌طوری تر باشد که اگر چیز دیگری به آن برسد تر شود، پس اگر خشک باشد باید به‌وسیله‌ای آن را تر کنند تا آفتاب خشک کند.

٢ ـ اگر عین نجاست در آن چیز باشد پیش از تابیدن آفتاب آن را برطرف کنند.

٣ ـ چیزی از تابیدن آفتاب جلوگیری نکند، پس اگر آفتاب از پشت پرده یا ابر و مانند اینها بتابد و چیز نجس را خشک کند، آن چیز پاک نمی‌شود، ولی اگر ابر به‌قدری نازک باشد که از تابیدن آفتاب جلوگیری نکند اشکال ندارد.

۴ ـ آفتاب به‌تنهایی چیز نجس را خشک کند؛ پس اگر مثلاً چیز نجس به‌واسطه باد و آفتاب خشک شود، پاک نمی‌گردد. ولی اگر باد به‌قدری کم باشد که نگویند به خشک شدن چیز نجس کمک کرده، اشکال ندارد.

۵ ـ آفتاب مقداری از زمین و ساختمان را که نجاست به آن فرو رفته، یک مرتبه با هم خشک کند. پس اگر یک بار بر زمین و ساختمان نجس بتابد و روی آن را خشک کند و دفعه دیگر زیر یا درون آن را خشک نماید، فقط روی آن پاک می‌شود و زیر و درون آن نجس می‌ماند.

«١٩٣» منقولاتی که در اصل از زمین بوده، ولی به صورتی درآمده که در حال حاضر به آن «زمین» نمی‌گویند، مثل کوزه و تسبیح و مُهر، به آفتاب پاک نمی‌شود؛ و آنچه در حال حاضر از زمین شمرده می‌شود، مانند: پاره سنگ و امثال آن، با آفتاب پاک می‌شود، هرچند منقول (قابل نقل و انتقال) باشد.

«١٩۴» آفتاب، درخت و گیاه و حصیر نجس را پاک می‌کند.

«١٩۵» اگر آفتاب به زمین نجس بتابد، بعد انسان شک کند که زمین موقع تابیدن آفتاب تر بوده یا نه، و یا شک کند که تری آن به‌واسطه آفتاب خشک شده یا نه، و یا شک کند که پیش از تابش آفتاب، عین نجاست از آن برطرف شده یا نه، آن زمین نجس است. مگر اینکه از قبیل شک در تطهیراتی باشد که زمان آن گذشته و در زمان تطهیر شک نکرده است، یا شک کند که چیزی مانع تابش آفتاب بوده یا نه، که در این صورت پاک است.

«١٩۶» اگر آفتاب به یک طرف دیوار نجس بتابد، طرفی که آفتاب به آن نتابیده پاک نمی‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2651 | پیوند ثابت
۴١۵. آيا براى خواندن نماز مستحبى، هنگام وضو، نيّت ضرورت دارد؟  

ج. هر وضويى نيّت لازم دارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2672 | پیوند ثابت
۴١۶. در هنگام وضو آيا صرف نيّت با وضو بودن کفايت مى‌کند و آيا با اين وضو مى‌توان نماز خواند؟  

ج. کفايت مى‌کند و مى‌توان با آن نماز خواند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2673 | پیوند ثابت
۴١٧. براى وضو گرفتن، چه نيتى بايد کرد؟  

ج. يکى از اعمال واجب يا مستحب را بايد نيّت کند يا همان با وضو بودن را نيت نمايد. (توضيح بيشتر در مسأله‌ى ٣٢۶ رساله آمده است.)

کتاب: استفتائات | شناسه: 2674 | پیوند ثابت
۴١٨. وضو گرفتن به قصد اين که دائم الوضو باشد، آيا براى نماز خواندن کفايت مى‌کند؟ به نيّت با وضو بودن چه طور؟  

ج. کفايت مى‌کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2675 | پیوند ثابت
۴١٩. آيا قصد رفع حدث براى وضو کافى است؟  

ج. بازگشت آن به همان طهارت داشتن است که کفايت مى‌کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2676 | پیوند ثابت
۴٢١. لطفا حکم نيّت و قصد باطل نمودن وضو در اثناى وضو و بعد از وضو را بيان فرماييد؟  

ج. نيّت باطل کردن وضو، باطل کننده آن نيست، مگر آن که يکى از مبطلات از انسان صادر شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2678 | پیوند ثابت
۴٢٢. آيا وضو به نيّت نماز واجب قبل از وقت نماز صحيح است يا خير؟  

ج. اگر بخواهد وضوى واجب را نيّت کند، خير. براى توضيح بيشتر به مسأله ٣٢۴ و ٣٢۵ رساله مراجعه شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2679 | پیوند ثابت
۴٢٣. در رساله فرموده‌ايد که در وضو، شستن صورت و دست‌ها در مرتبه‌ى اوّل واجب، مرتبه‌ى دوّم مستحبّ و مرتبه‌ى سوّم حرام است، آيا مراد از مرتبه، ريختن آب است؟ يا منظور دست کشيدن است؟  

ج. ميزان ريختن آب يا دست کشيدن نيست، بلکه شستن تمام عضو است که گاهى با چند بار ريختن آب، يک بار شستن حاصل مى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2680 | پیوند ثابت
۴٢۴. اگر صورت و دست راست را سه مرتبه بشويند ولى دست چپ را دو دفعه بشويند تا براى مسح مشکلى ايجاد نشود، آيا وضو صحيح است؟  

ج. در صورتى که به قصد قربت خلل بزند و يا مسح به آب زايد شود، وضو باطل است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2681 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها