صفحه اصلی

در حال بارگیری...
٣٨١٧. جنسى را به صورت سلف خريدارى کرده‌ام و پول آن را پرداخته‌ام ولى پيش از تحويل جنس سال خمسى‌ام فرا رسيده است، آيا بايد خمس پول را بپردازم؟  

ج. خير، خمس ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6114 | پیوند ثابت
٣٨١٨. شخصى مقدارى از درآمد سال خود را براى خريد نوارهاى مبتذل و اشياى  غير ضرورى که در شأن انسان نيست مصرف کرده است، آيا به اين پول خمس تعلق مى‌گيرد؟  

ج. بله، خمس دارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6115 | پیوند ثابت
٣٨١٩. مواد لازم ـ مانند صابون و پودر لباسشويى و حبوبات ـ که با بن کارمندى به ما مى‌دهند، اگر از مصرف سال زياد بيايد آيا خمس دارد؟  

ج. بله، خمس دارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6116 | پیوند ثابت
٣٨١۶. شخصى محتاط بين چند مرجع تقليد مى‌باشد. وى خمس خود را چگونه بايد بپردازد؟  

ج. خمس واجبش را به مصرفى برساند که مورد توافق آن‌ها باشد از حيث کمّ و کيف در مصرف و بايد از طرف تمام آن‌ها هم مأذون باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6117 | پیوند ثابت
٣٨٢٠. اينجانب بعد از چند سال کار در يک کارخانه، خود را بازخريد کردم و مبلغى را که به عنوان بازخريد گرفتم، آن را به عنوان مضاربه به کسى داده‌ام و با سود آن امرار معاش مى‌کنم و راه ديگرى براى تأمين معاش ندارم، آيا بايد خمس مبلغ بازخريد را بدهم؟

ج. خير، خمس ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6118 | پیوند ثابت
٣٨٢١. اگر انسان بداند بر گردن شخصى خمس هست امّا خود او نمى‌داند، آيا لازم است او را ارشاد کند؟  

ج. اگر جاهل به حکم نيست، لازم نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6119 | پیوند ثابت
٣٨٢٢. خمس مالى را پرداخت کرده. آيا سال بعد هم به آن مال خمس تعلّق مى‌گيرد؟  

ج. اگر يک بار خمس آن مال داده شده، دو مرتبه خمس ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6120 | پیوند ثابت
٣٨٢٣. آيا خمس مال را بايد از خود آن مال پرداخت نمود يا از پول ديگر هم مى‌شود پرداخت کرد؟  

ج. از پول ديگر هم مى‌تواند بدهد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6121 | پیوند ثابت
٣٨٢۴. از خانواده‌اى بى‌بضاعت هستم. آيا خمس به ما تعلق مى‌گيرد؟  

ج. اگر نمى‌توانيد خرج سال خود را تامين نماييد، اگر سر سال پول و يا چيزهايى از مؤونه در خانه زياد بيايد، مى‌توانيد آن‌ها را در مخارج مورد نياز مصرف کنيد و خمس ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6122 | پیوند ثابت
٣٨٢۵. آيا کسانى که مالشان مشکوک است ـ مثل ترياک فروشى يا مشروب فروشى ـ اگر خمس مالشان را بدهند و شغلشان را نيز عوض کنند آيا مالشان حلال خواهد شد؟ اگر جواب منفى است تکليف خانواده‌هاى آن‌ها چه مى‌شود؟  

ج. اگر مال حرام يقينى باشد که با دادن خمس اصلاً حلال نمى‌شود و اگر مخلوط به حرام باشد، به مسأله‌ى ١۴٢٧ رجوع شود و در صورت دوم خانواده‌هاى آنان تکليفى ندارند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6123 | پیوند ثابت
٣٨٢۶. آيا مى‌توان خمس را تأخير انداخت؟

ج. خير، مگر اين که مبلغ خمس را از اموالش جدا کند و يا با حاکم شرع مصالحه يا استمهال کند. (مسأله‌ى ١۴١٢ رساله).

کتاب: استفتائات | شناسه: 6124 | پیوند ثابت
٣٨٢٧. اگر کسى اقدام به خوردن مال غير مخمس يا حرام کرده مى‌تواند خودش خمس آن را بدهد؟  

ج. اگر مال خمس داده نشده را مصرف کرد، مى‌تواند خمس آن را بدهد اما در مصرف مال حرام، ضامن است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6125 | پیوند ثابت
٣٨٢٨. اگر انسان چند سال خمس مالش را نداده باشد، پس از توبه چگونه بايد عمل کند؟  

ج. اگر از منافع کسب چيزى که به آن احتياج ندارد خريده و يک سال از خريد آن گذشته، بايد خمس آن را بدهد ولى اثاث خانه و چيزهاى ديگر که نياز داشته و مطابق شأن خود خريده، اگر بداند که از فايده در بين سال خود آن‌ها را خريده، خمس واجب نيست و اگر نداند، احتياطا با حاکم شرع مصالحه کند (جهت اطلاع بيشتر به مسأله‌ى ١۴١۵ رساله رجوع شود).

کتاب: استفتائات | شناسه: 6126 | پیوند ثابت
٣٨٢٩. آيا کتاب‌هايى که براى تشکيل کتابخانه خريدارى مى‌شود خمس دارد؟  

ج. اگر معرضيت براى استفاده داشته باشد خمس ندارد و هم چنين اگر مالک خاص نداشته باشد، خمس ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6127 | پیوند ثابت
٣٨٣٠. تکليف امرار معاش و ساخت خانه‌اى که از سود سرمايه‌ى خمس‌دار استفاده کرده چيست؟  

ج. خانه و آن چه را به نحو متعارف به ذمّه تهيه و تصرّف کرده مالک است؛ ولى بايد خمسى را که بدهکار شده بپردازد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6128 | پیوند ثابت
٣٨٣١. به پولى که خمس به آن تعلّق نمى‌گيرد اگر عينش عوض شود خمس دارد يا خير؟  

ج. حکم سابق خود را دارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6129 | پیوند ثابت
٣٨٣٢. اگر سرپرست خانواده مثلاً مسافرت باشد و افراد خانواده از غير درآمد خرج نموده‌اند که خمس ندارد، ـ مثل ارث ـ و بعد از برگشت از سفر و قبل از سال خمسى، آيا مى‌تواند مخارج ساليانه‌ى خانواده و بدهى که دارند از درآمد کم کند و جاى آن اموال برداشته شده را جبران کند؟  

ج. مانعى ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6130 | پیوند ثابت
٣٨٣٣. اينجانب از يکى از شرکت‌هاى دولتى که فروشنده‌ى قطعات ماشين‌آلات سنگين است، طىّ چند فقره خريد، اجناسى را خريدارى نمودم که طبق آيين‌نامه‌ى شرکت آن اجناس فقط به دارندگان ماشين‌آلات فوق فروخته مى‌شود. [البتّه همين قطعات تا سال قبل اين خريد به طور آزاد فروخته مى‌شده است] سپس قطعات خريدارى شده را به قيمت بالاترى فروختم. آن موقع اين معامله را براى خود توجيه نموده بودم ولى حالا به نظرم درست نمى‌آيد. خمس مبلغ اوليه‌ى خريد را داده بودم و پول اوليه پاک بوده است. در مراجعه به روحانى محلّ ايشان فرمودند پول اوّليه را کنار گذاشته و بقيّه‌ى مال را تخميس نمايم. حال جهت اطمينان خواهشمندم اينجانب را براى تطهير مال راهنمايى فرماييد؟  

ج. اگر معامله صحيح بوده و از آن سودى برده‌ايد، به سود آن در زايد برمؤونه  خمس متعلّق است. (براى روشن شدن حساب به وکيل اينجانب در وجوه شرعيّه مراجعه شود.)

کتاب: استفتائات | شناسه: 6131 | پیوند ثابت
٣٨٣۴. کسى که بر تقليد از ميّت باقى است اگر خمس خود را به دفتر همان مرجع از دنيا رفته پرداخت نمايد، برئالذمّه مى‌شود؟ يا بايد به مجتهد زنده پرداخت کند؟

ج. بايد به مجتهد زنده جامع‌الشّرايط بدهد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6132 | پیوند ثابت
٣٨٣۵. پولى را که براى وجوه شرعيّه، جدا و تعيين شده، آيا مى‌توان آن را مصرف نمود و با پول ديگر عوض کرد؟  

ج. اگر مقصود فقط تعويض قبل از مصرف باشد، مانعى ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 6133 | پیوند ثابت

در نُه چیز زکات واجب است:

١ـ گندم؛ ٢ـ جو؛ ٣ـ خرما؛ ۴ـ کشمش؛ ۵ـ طلا؛ ۶ـ نقره؛ ٧ـ شتر؛ ٨ـ گاو؛ ٩ـ گوسفند.

اگر کسی مالک یکی از این چیزها باشد، با شرایطی که بعداً گفته می‌شود باید مقداری که معین شده، به یکی از مصرف‌هایی که دستور داده‌اند برساند.

«١۴۶۵» «سُلْت» که دانه‌ای است به نرمی گندم و خاصیت جو را دارد و «عَلَس» که مثل گندم است و خوراک مردم صنعا می‌باشد، در صورتی که به آنها جو و گندم بگویند زکات دارد و در غیر این صورت زکات در آنها واجب نیست.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 6134 | پیوند ثابت

«١۴۶۶» زکات در صورتی واجب می‌شود که مال به مقدار نصاب ـ که بعداً گفته می‌شود ـ برسد و مالک آن، بالغ، عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرف کند.

«١۴۶٧» بعد از آنکه انسان یازده ماه مالک گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره باشد با دیده شدن هلال ماه دوازدهم، بنابر اظهر زکات بر او واجب می‌شود، ولی بنابر اظهر ماه دوازدهم را نباید از سال دوم حساب کند، و از اول ماه دوازدهم نمی‌تواند طوری در مال تصرف کند که مال از بین برود، و اگر چنین تصرف کند ضامن است.

«١۴۶٨» اگر مالک گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره در بین سال بالغ شود، زکات بر او واجب نیست.

«١۴۶٩» بنابر اظهر و احوط زکات گندم و جو وقتی واجب می‌شود که دانه آنها سفت و محکم شود، و زکات کشمش وقتی واجب می‌شود که به‌صورت غوره است، و خرما هم موقعی که شروع به زرد یا قرمز شدن کند زکات آن واجب می‌شود. ولی وقت دادن زکات در گندم و جو، موقع خرمن شدن و جدا کردن کاه آنها و در خرما موقع چیدن و در کشمش هنگامی است که خشک شده باشد.

«١۴٧٠» اگر موقع واجب شدن زکات گندم، جو، کشمش و خرما ـ که در مسئله پیش گفته شد ـ صاحب آنها بالغ باشد باید زکات آنها را بدهد.

«١۴٧١» اگر صاحب گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره در تمام سال دیوانه باشد، زکات بر او واجب نیست و اگر در مقداری از سال هم دیوانه شود نیز زکات بر او واجب نیست.

«١۴٧٢» اگر صاحب گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره در مقداری از سال مست یا بیهوش شود، بنابر احوط زکات از او ساقط نمی‌شود و همچنین است اگر موقع واجب شدن زکات گندم، جو، خرما و کشمش مست یا بیهوش باشد.

«١۴٧٣» مالی را که از انسان غصب کرده‌اند و نمی‌تواند به‌هیچ‌وجه در آن تصرف کند زکات ندارد، و نیز اگر زراعتی را از او غصب کنند و موقعی که زکات آن واجب می‌شود، در دست غصب‌کننده باشد، هنگامی که به صاحبش برمی‌گردد زکات ندارد.

«١۴٧۴» اگر کسی طلا و نقره یا چیز دیگری را که زکات آن واجب است قرض کند و یک سال نزد او بماند، باید زکات آن را بدهد و بر کسی که قرض داده چیزی واجب نیست، اگرچه در پرداخت قرض تأخیر شده باشد و علت تأخیر هم خود قرض‌دهنده باشد بنابر اظهر؛ هرچند در صورت اخیر، احتیاط مستحب در پرداخت زکات است.

«١۴٧۵» اگر مالی را برای انسان وصیت کنند، در صورتی که از مردن وصیت‌کننده و قبول وصیت یک سال بگذرد و آن مال از چیزهایی باشد که زکات آن واجب است، شخص قبول‌کننده باید زکات آن را بدهد.

«١۴٧۶» اگر در بین سال، مالی که زکات به آن تعلق می‌گیرد، مثل گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره به‌علت انتقال یا صدقه یا نذر به عین مال، از حد نصاب خارج شود، زکات واجب نمی‌شود.

«١۴٧٧» اگر به‌علت رسیدن مال به حدّ نصاب، مستطیع شود و رسیدن سالِ زکات بعد از زمان حج باشد، حج واجب می‌شود، و اگر از روی معصیت حج به‌جا نیاورد تا سال زکات فرا برسد، زکات واجب می‌شود، اگرچه به‌سبب تقصیر در انجام حج و پرداخت زکات استطاعت او برای حج، در سال‌های آینده از بین برود، و اگر فرارسیدن سال زکات قبل از اولین ماه از ماه‌های سه گانه حج (شوال، ذی‌قعده و ذی‌حجه) باشد در این صورت زکات واجب است و حج واجب نمی‌شود، مگر آنکه با بقیه مال مستطیع برای حج باشد.

«١۴٧٨» کسی که زکات یا خمس یا واجبات مالیه دیگری که به عین مال تعلق می‌گیرد و هم کفّاره یا قرض و مانند آنکه به عین مال تعلق نمی‌گیرد بدهکار است، اگر بمیرد و اموالش برای ادای همه آنها کافی نباشد، ادای زکات و خمس و واجبات مالی که به عین مال تعلق می‌گیرد، مقدم است.

«١۴٧٩» کسی که حج و زکات بر عهده دارد، اگر بمیرد و مالش برای هر دو کافی نباشد، چنانچه مالی که متعلق زکات است باقی باشد ادای زکات مقدم است، وگرنه مالش بین حج و زکات تقسیم می‌شود، و این در صورتی است که سهم حج برای کمترین مراتب حج کافی باشد، و اگر کافی نباشد احتمال دارد بین ادای زکات و انجام حج مخیر باشند، اگرچه احتیاط واجب در اختیار نمودن حج است، خصوصاً اگر با انجام حج مقداری مال برای زکات باقی بماند.

«١۴٨٠» غیر از گندم، جو، خرما و کشمش، در چیزهایی که از زمین می‌روید و با پیمانه یا وزن معامله می‌شود و از چیزهایی نیست که مثل سبزیجات زود فاسد شود، زکات مستحب است و نصاب این‌گونه چیزها همان «سیصد مَن تبریز» است.

«١۴٨١» اگر چند نفر در مالی شریک باشند، کسی که سهمش به مقدار نصاب رسیده زکات بر او واجب است، و همچنین اگر کسی در چند جا مالی داشته باشد در صورتی که مجموع آنها به حدّ نصاب برسد، زکات بر او واجب می‌شود.

«١۴٨٢» دادن زکات مال‌التجاره، یعنی مالی که انسان آن را سرمایه کسب قرار می‌دهد، با شرایطی مستحب است؛ که از جمله این شرایط، رسیدن آن به حد نصاب طلا یا نقره در تمام سال است، پس اگر مدتی از حد نصاب کمتر شود، زکات استحبابی ندارد.

 

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 6135 | پیوند ثابت

«١۴٨٣» زکات گندم، جو، خرما و کشمش وقتی واجب می‌شود که به مقدار نصاب برسند و نصاب آنها حدود ٢٨٨ من تبریز است که آن را «٨۴٧ کیلوگرم» یا «١٩۴/٨۴٩ کیلوگرم» برآورد کرده‌اند، ولی رعایت ٨۴٧ کیلوگرم موافق با احتیاط است.

«١۴٨۴» اگر پیش از دادن زکات،از انگور، خرما، جو و گندمی که زکات آنها واجب شده، خود و افراد تحت تکفّل او بخورند، یا مثلاً به فقیر بدهد، باید زکات مقداری را که مصرف شده بدهد.

«١۴٨۵» اگر بعد از آنکه زکات گندم، جو، خرما و انگور واجب شد مالک آن بمیرد، باید مقدار زکات را از مال او بدهند؛ ولی اگر پیش از واجب شدن زکات بمیرد، هر یک از ورثه که سهم او به اندازه نصاب است، باید زکات سهم خود را بدهد.

«١۴٨۶» کسی که از طرف حاکم شرع مأمور جمع‌آوری زکات است، موقع خرمن که گندم و جو را از کاه جدا می‌کنند و بعد از خشک شدن خرما و انگور، می‌تواند زکات را مطالبه کند.

«١۴٨٧» کسی که زکات را جمع‌آوری می‌کند می‌تواند در زمانی که معلوم باشد میوه از آفات محفوظ خواهد ماند، با رضایت مالک مقدار زکات را تخمین بزند تا مالک بتواند در نصاب تصرف کند.

«١۴٨٨» اگر بعد از مالک شدن درخت خرما و انگور یا زراعت گندم و جو زکات آنها واجب شود، مثلاً خرما در ملک او زرد یا سرخ شود، باید زکات آن را بدهد.

«١۴٨٩» اگر بعد از آنکه زکات گندم، جو، خرما و انگور واجب شد، زراعت و درخت را بفروشد، باید زکات آنها را بدهد.

«١۴٩٠» اگر وزن گندم و جو و خرما و کشمش موقعی که تَر است به سیصد من تبریز برسد و بعد از خشک شدن کمتر از این مقدار شود، زکات آن واجب نیست.

«١۴٩١» خرمایی که تازه آن را می‌خورند و اگر بماند وزن آن خیلی کم می‌شود، چنانچه مقداری باشد که خشک آن به سیصد من تبریز برسد، زکات آن واجب است.

«١۴٩٢» گندم، جو، خرما و کشمشی که زکات آنها را داده،اگر چند سال هم نزد او بماند زکات ندارد.

«١۴٩٣» اگر گندم، جو، خرما و انگور از آب باران یا نهر آبیاری شود یا مثل زراعت‌های مصر از رطوبت زمین استفاده کند، زکات آن «ده یک» است، و اگر با دست، همچون دلو و موتور آب و مانند آن آبیاری شود، زکات آن «بیست یک» است و اگر مقداری از باران یا نهر یا رطوبت زمین استفاده کند و به همان مقدار از آبیاری با دلو و موتور آب و مانند آن استفاده نماید، زکات نصف آن «ده یک» و زکات نصف دیگر آن «بیست یک» می‌باشد، یعنی از چهل قسمت باید سه قسمت، آن را بابت زکات بدهند.

«١۴٩۴» اگر گندم، جو، خرما و انگور، از آب باران یا مانند آن و هم از آب دلو و موتور آب یا مانند آن استفاده کند، چنانچه از یکی از این دو راه بیشتر آبیاری می‌شود، همان را باید ملاک قرار داد.

«١۴٩۵» هزینه‌ای را که برای گندم، جو، خرما و انگور پرداخت کرده است، می‌تواند از محصول کسر کند، و چنانچه پیش از کم کردن هزینه، وزن آنها به سیصد من تبریز برسد، ولی بعد از کم کردن به این مقدار نرسد، بنابر اظهر زکات واجب نیست.

«١۴٩۶» اگر در یک زمین جو و گندم و چیزی مثل برنج و لوبیا که زکات آن واجب نیست بکارد، خرج‌هایی که تنها برای یکی از آنها کرده فقط از همان کسر می‌شود، ولی اگر برای هر دو مخارجی کرده، باید به هر دو قسمت نماید، مثلاً اگر هر دو به یک اندازه بوده، می‌تواند نصف مخارج را از جنسی که زکات دارد کسر نماید.

«١۴٩٧» اگر برای سال اول کاری مانند شخم زدن انجام دهد، اگرچه برای سال‌های بعد هم فایده داشته باشد، باید مخارج آن را از سال اول کسر کند، و اگر کاری را برای چند سال انجام دهد، می‌تواند از مخارج سال اول حساب کند و یا بین آنها تقسیم نماید.

«١۴٩٨» اگر انسان در چند شهر که فصل آنها با یکدیگر اختلاف دارد، و زراعت و میوه آنها در یک وقت به‌دست نمی‌آید، گندم یا جو یا خرما یا انگور داشته باشد و همه آنها محصول یک سال حساب شود، چنانچه چیزی که اول می‌رسد به اندازه نصاب (یعنی سیصد من تبریز) باشد، باید زکات آن را هنگامی که می‌رسد بدهد و زکات بقیه را هر وقت که به‌دست می‌آید ادا کند، و اگر آنچه اول می‌رسد به اندازه نصاب نباشد، صبر می‌کند تا بقیه آن برسد، پس اگر روی هم به مقدار نصاب برسد، زکات آن واجب است و اگر به مقدار نصاب نرسد، زکات آن واجب نیست.

«١۴٩٩» اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو مرتبه میوه دهد، چنانچه روی هم به مقدار نصاب باشد، بنابر اظهر زکات آن واجب است.

«١۵٠٠» اگر مقداری خرما یا انگور تازه دارد که خشک آن به اندازه نصاب می‌شود، چنانچه به قصد زکات از تازه آن قدری به مستحق بدهد که اگر خشک شود به اندازه زکاتی باشد که بر او واجب است، اشکال ندارد.

«١۵٠١» کسی که بدهکار است و مالی هم دارد که زکات آن واجب شده، اگر بمیرد، باید بنابر اظهر، اول تمام زکات را از مالی که زکات آن واجب شده بدهند، بعد قرض او را ادا کنند.

«١۵٠٢» کسی که بدهکار است و گندم یا جو یا خرما یا انگور هم دارد، اگر بمیرد و قبل از آنکه زکات اینها واجب شود، ورثه قرض او را از مال دیگر بدهند، هر کدام که سهمشان به سیصد من تبریز برسد، باید زکات بدهد، و اگر قبل از آنکه زکات آنها واجب شود، قرض او را ندهند، چنانچه مال میت فقط به اندازه بدهی او باشد نیز زکات چنان‌که گفته شد واجب است بنابر اظهر؛ چه مرگ مالک پیش از ظهور ثمره باشد و خواه بعد از آن و قبل از وجوب زکات، که در صورت دوم بدون اشکال نیست، و همچنین است اگر مال میت بیشتر از بدهی او باشد، دادن زکات واجب است بنابر اظهر.

«١۵٠٣» اگر گندم، جو، خرما و کشمشی که زکات آنها واجب شده خوب و بد دارد باید زکات هر کدام از خوب و بد را از خود آنها بدهد و زکات همه را نمی‌تواند از جنس بد بدهد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 6136 | پیوند ثابت

«١۵٠۴» طلا دو نصاب دارد:

 نصاب اول: بیست مثقال شرعی است که هر مثقال آن ١٨ نخود است، پس اگر طلا به بیست مثقال شرعی، که پانزده مثقال معمولی است برسد، اگر شرایط دیگر را هم که قبلاً گفته شد داشته باشد، باید «چهل یک» آن را، که نُه نخود می‌شود، به‌عنوان زکات داد، و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست.

نصاب دوم: چهار مثقال شرعی است که سه مثقال معمولی می‌شود؛ یعنی اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، باید زکات تمام ١٨ مثقال را از قرار «چهل یک» بدهد، و اگر کمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط باید زکات ١۵ مثقال آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد، و همچنین است هر چه بالا رود؛ یعنی اگر سه مثقال اضافه شود، باید زکات تمام آنها را بدهد و اگر کمتر اضافه شود، مقداری که اضافه شده زکات ندارد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 6137 | پیوند ثابت

«١۵٠۵» نقره دو نصاب دارد:

 نصاب اول: ١٠۵ مثقال معمولی است، که اگر نقره به ١٠۵ مثقال برسد و شرایط دیگر را هم که گفته شد داشته باشد، باید «چهل یک» آن را که دو مثقال و پانزده نخود می‌شود، به‌عنوان زکات داد، و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست.

نصاب دوم: ٢١ مثقال است، یعنی اگر ٢١ مثقال به ١٠۵ مثقال اضافه شود، باید زکات تمام ١٢۶ مثقال را ـ به‌طوری که گفته شد ـ بدهد، و اگر کمتر از ٢١ مثقال اضافه شود، فقط باید زکات ١٠۵ مثقال آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد؛ و همچنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر ٢١ مثقال اضافه شود باید زکات تمام آنها را بدهد و اگر کمتر اضافه شود مقداری که اضافه شده زکات ندارد. بنابراین اگر انسان «چهل یک» هر چه طلا و نقره دارد بدهد، زکاتی را که بر او واجب بوده داده و گاهی هم بیشتر از مقدار واجب داده است، مثلاً کسی که ١١٠ مثقال نقره دارد، اگر چهل یک آن را بدهد، زکات ١٠۵ مثقال آن را که واجب بوده داده و مقداری هم برای ۵ مثقال آن داده که واجب نبوده است.

«١۵٠۶» زکات طلا و نقره در صورتی واجب می‌شود که آن را سکه زده باشند و معامله با آن رایج باشد، و اگرچه سکه آن نیز از بین رفته باشد، باید زکات آن را بدهند.

«١۵٠٧» طلا و نقره سکه‌داری که زنها برای زینت به‌کار می‌برند، اگر معامله با آن رایج باشد، زکات دارد، ولی اگر طوری شود که معامله با آن به‌عنوان مسکوک رایج نباشد زکات ندارد.

«١۵٠٨» همان‌طور که سابقاً گفته شد زکات طلا و نقره در صورتی واجب می‌شود که انسان یازده ماه مالک مقدار نصاب باشد و اگر در بین یازده ماه، طلا و نقره او از نصاب اول کمتر شود، زکات بر او واجب نیست.

«١۵٠٩» اگر در بین یازده ماه، طلا و نقره‌ای را که دارد با طلا یا نقره یا چیز دیگر عوض نماید یا آنها را آب کند، بنابر اظهر زکات بر او واجب نیست، ولی مکروه است که برای فرار از دادن زکات این کارها را بکند.

«١۵١٠» اگر طلا و نقره‌ای را که دارد خوب و بد داشته باشد، می‌تواند زکات هر کدام از خوب و بد را از خود آن بدهد، ولی بهتر است زکات همه آنها را از طلا و نقره خوب بدهد، اگرچه بنابر اظهر جایز است زکات همه را از جنس بد بدهد.

«١۵١١» طلا و نقره‌ای که بیشتر از اندازه معمول ناخالصی دارد، اگر خالص آن به اندازه نصاب ـ که مقدار آن گفته شد ـ برسد، انسان باید زکات آن را بدهد، و چنانچه شک دارد که خالص آن به اندازه نصاب هست یا نه، زکات آن واجب نیست، ولی احتیاط در این است که با تصفیه کردن و مانند آن تحقیق کند، تا بداند اگر خالص آن به مقدار نصاب است زکاتش را بپردازد، یا اینکه بدون تصفیه و تحقیق، احتیاط کرده و زکاتی را که احتمال می‌دهد واجب شده، بپردازد.

«١۵١٢» اگر طلا و نقره‌ای را که دارد، به مقدار معمول، فلز دیگر با آن مخلوط باشد، نمی‌تواند زکات آن را از طلا و نقره‌ای بدهد که بیشتر از معمول فلز دیگر دارد، ولی اگر به‌قدری بدهد که یقین کند طلا و نقره خالصی که در آن هست، به اندازه زکاتی می‌باشد که بر او واجب است، اشکال ندارد، و نیت کند مقداری را که زیادتر داده است به‌عنوان زکات نباشد، بلکه به‌عنوان هدیه و احسان بدهد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 6138 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها