صفحه اصلی

در حال بارگیری...
١٧٠٠. مسجدى را در زمينى با سهم امام ـ عليه‌السّلام ـ و وجوهات ديگرى بنا  کرده‌اند و سپس مطلع شده‌اند که آن زمين سابقا وقف حسينيه بوده است، تکليف شرعى چه مى‌باشد؟

ج. بايد آن را به همان حسينيه برگردانند و وجوهاتى را که در آن مصرف کرده‌اند، آن‌چه از آن‌ها که جواز مصرف در حسينيه هم دارد، مانعى ندارد و اگر موردى از آن‌ها باشد که فقط براى صرف در مسجد جواز داشته است، آن مقدار را ضامن‌اند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4117 | پیوند ثابت
١٧٠١. آب‌انبارى وقفى در کنار مسجدى قرار دارد که ديگر از آن استفاده نمى‌شود. آيا مى‌توان در توسعه‌ى مسجد از آن استفاده کرد؟

ج. اگر به هيچ وجه مورد استفاده نيست، بايد صرف در وجوه برّ و امور خير شود که تبديل به مسجد هم از وجوه برّ است و در هر صورت مکان مذکور مصلّى است نه مسجد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4118 | پیوند ثابت
١٧٠٢. آب‌انبارى وقفى بوده و اکنون هيچ مورد استفاده نيست. آيا مى‌توان آن را به مسجد تبديل کرد؟

ج. آرى، زيرا آن هم از وجوه و موارد برّ و خير است و وقفى که منفعت از آن ممکن نيست، بايد صرف در موارد برّ شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4119 | پیوند ثابت
١٧٠٣. يکى از نهادها سنگ‌ها و مصالحى را از صاحبان آن‌ها مصادره کرده و با آن‌ها مسجد ساخته است و مالک راضى نيست. اگر آن مصالح در ديوار يا سقف مسجد مصرف شده باشد، نماز خواندن روى زمين آن چه حکمى دارد؟

ج. نماز در آن بلامانع است، زيرا فقط ساختمان آن غصبى است که بايد پول آن را به مالک بدهند و بعد آن را وقف کنند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4120 | پیوند ثابت
١٧٠۴. آيا زمين موقوفه براى قبرستان يا غير آن را مى‌توان مسجد کرد؟

ج. خير، زيرا مسجد ملازمه‌ى با بقاى ابدى در آن جا دارد و اين امر با وقف براى غير، منافات دارد، ولى مصلّى قرار دادن آن زمين، به صورتى که ممنوع از دفن نباشد، جايز است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4121 | پیوند ثابت
١٧٠۵. آيا جايز است با کمک‌هاى مالى که از مردم و زکات و غيره گرفته شده، حمام عمومى نيمه تمامى را که اصلاً مورد استفاده قرار نگرفته است، تخريب و صرف در نيازهاى مسجد کنند؟

ج. اگر امکان دارد، احتياطا از بخشندگان و دهندگان آن وجوه اجازه بگيرند، وگرنه با رضايت اهالى آن محل جايز است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4122 | پیوند ثابت
١٧٠۶. مالک زمينى مرده و ورثه‌ى او هم مورد شناخت و در دسترس نيستند و مردم، آن زمين را مسجد کرده‌اند. آيا اين کار صحيح بوده است؟ تکليف چيست؟

ج. بايد حاکم شرع اجازه دهد ثمن و قيمت زمين را صدقه دهند، هر چند به اين‌که اهل خير آن را بخرند وپول آن را صدقه دهند تا نماز در آن جا جايز باشد و احتياط در اين است که پس از صدقه قيمت، صيغه‌ى وقف را مجددا بخوانند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4123 | پیوند ثابت
١٧٠٧. فروختن فرش مسجد و تبديل آن به فرش بهتر چه حکمى دارد؟

ج. در صورتى که با عدم تعويض از بين مى‌رود، جايز است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4124 | پیوند ثابت
١٧٠٨. مصالح اضافى مسجدى را براى مسجد ديگرى قرض مى‌دهند تا در ضروريات آن مسجد مصرف گردد، آيا جايز است؟

ج. جايز است، نه براى مصرف در تجمّلات آن.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4126 | پیوند ثابت
١٧٠٩. زمينى براى مسجد وقف و ساخته شده است اکنون که مى‌خواهند مسجد را از نو تعمير کنند، آيا جايز است که يک زيرزمين براى غسل دادن اموات، وضوخانه، انبار و آشپزخانه ـ که مورد نياز است ـ ساخته شود؟

ج. در فرض مرقوم جايز نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4127 | پیوند ثابت
١٧١٠. مسجدى قديمى، قابل استفاده و داراى سابقه ۴٠٠ ساله در روستايى وجود دارد. ولى گروهى قصد دارند مسجد ديگرى، آن هم در زمين موقوفه بسازند. آيا نماز خواندن در مسجد جديد جايز است؟

ج. در زمين موقوفه مسجد نمى‌شود و اگر متولى موقوفه مصلحت ببيند مصلّى مى‌شود و مسجد قبلى به مسجد بودن خود باقى است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4128 | پیوند ثابت
١٧١١. مسجدى داراى حجره‌هايى است که براى مدرسه وقف شده است. چندين سال پيش به عنوان حوزه علميه از آن جا استفاده مى‌شد. چند سال است که حوزه علميه به جاى ديگرى منتقل شده است، مسجد و حجره‌ها روبه خرابى هستند و مسجد به کلّى تعطيل شده است. اکنون عده‌اى از جوانان متديّن و فرهنگى مى‌خواهند در آن مسجد فعّاليّت‌هاى فرهنگى کنند. چند ماه است شروع به کار کرده‌اند و در حدّ توان خودشان قدم‌هايى برداشته‌اند. اکنون ضرورت ايجاب مى‌کند که در آن مسجد پايگاه مقاومتى تشکيل دهند و يکى از حجره‌ها را به اين امر مهم اختصاص دهند تا بتوانند از اين طريق جوانانى را جذب مسجد و فعاليت‌هاى دينى کنند. آيا استفاده کردن از اين حجره به عنوان مرکز پايگاه مقاومت و مرکز فرهنگى در دو حالت زير، از نظر شرعى چه حکمى دارد؟ ١) استفاده کردن از آن بدون اجاره. ٢) استفاده کردن از آن به طريق اجاره و صرف اجرت آن در امور مسجد.

ج. تا ممکن است بر حسب وقف عمل شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4129 | پیوند ثابت
١٧١٢. اگر مسجدى را در سه طبقه تأسيس و هر طبقه را جهت امرى اختصاص دهند ـ مثلاً زيرزمين را تأسيسات مسجد، طبقه همکف را به زنان و طبقه بالا را به مردان اختصاص دهند ـ ، به نظر حضرتعالى چه حکمى دارد؟

ج. اگر زمين آن وقف مسجد است و تماميت وقف محقق شده است، نمى‌توانند چنين کنند و تمام طبقات به حکم مسجد است و در غير اين صورت، وقف هر طبقه و هر قسمت براى امرى مانعى ندارد و يا اين که اصلاً وقف شرعى نباشد و به عنوان نمازخانه باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4130 | پیوند ثابت
١٧١٣. در روستايى براى بزرگ نمودن مسجد از جهت طول و عرض، بايد از زمينى که براى قبرستان جلوى مسجد است استفاده شود. در اين زمين افرادى کمتر از سى يا چهل سال است که دفن شده‌اند، تکليف چيست؟ ضمنا اين زمين حدود صد سال پيش توسط شخصى وقف شده است، اما عنوان آن را کسى نمى‌داند.

ج. اگر به گونه‌اى استفاده کنند که نبش قبر نشود، حکم مسجد را ندارد ولى مصلّى (نمازخانه) مى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4131 | پیوند ثابت
١٧١۴. واقفى زمينى را براى مسجد وقف کرده است، به اين شرط که به فلان نام باشد، سازنده مسجد مى‌خواهد آن را به نام ديگرى بسازد. تکليف چيست؟

ج. آن مسجد را به نام هر دو بسازند، زيرا قيودى که در ابتداى وقف بوده بايد مراعات شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4132 | پیوند ثابت
١٧١۵. شهردارى قطعه زمينى را براى احداث مسجدى به اهالى محل اهدا نموده، مشروط بر اين‌که در مدت قرارداد مردم نسبت به شروع احداث مسجد اقدام نمايند. کلنگ مسجد توسط امام جمعه زده شد، ولى به علّت رسيدن زمستان، به همان صورت باقى مانده است. آيا با اين عمل زمين مذکور مسجد محسوب مى‌شود و آيا شهردارى مى‌تواند لغو قرارداد نمايد؟

ج. تا وقتى که نماز نخوانده‌اند، مسجد محسوب نمى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4133 | پیوند ثابت
١٧١۶. خانه‌اى وقف امام جماعت مسجد بوده و به مرور زمان خراب شده است و آن را براى توسعه مسجد، داخل مسجد کرده‌اند، حکم شرعى در اين خصوص چيست؟

ج. تا ممکن است بايد به حالت اوليه‌اش برگردانند و در صورت تعذّر، اگر از موارد جواز فروش وقف باشد، آن را بفروشند و مشترى اگر خواست آن را وقف مسجد کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4134 | پیوند ثابت
١٧١٧. مسجدى را تعميرو توسعه داده‌ايم، ولى طبق طرح هادى، از طرف شرق و شمال مسجد ملزم به عقب‌نشينى شديم. با عنايت به اين‌که هر دو طرف عقب‌نشينى شده، راه عمومى بوده و نياز مبرم به تعريض و توسعه جهت عبور و مرور مردم و ماشين‌ها دارد، خواهشمند است نظرتان را در رابطه با اين عقب‌نشينى بفرماييد.

ج. نمى‌توانند عقب نشينى بکنند و تا ممکن است تعميرى نکنند تا مستمسکى براى عقب نشينى نشود و اگر خراب کرده‌ايد، مقدار عقب‌نشينى را ديوار بکشيد و محصورکنيد تا عقب‌نشينى مستند به شما نباشد، واللّه‌العالم.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4135 | پیوند ثابت
١٧١٨. براى توسعه مسجد جامع، خانه‌هاى اطراف آن را خريدارى و به مسجد ملحق کرديم که يکى از آن‌ها خانه يک بهايى بود و بين مسجد قديم و يکى از خانه‌ها کوچه‌اى به عرض ۵/١ متر واقع شده بود که با رضايت اهالى، آن کوچه هم به مسجد ملحق شد. با توجه به اين که کوچه‌هاى اطراف مسجد را گسترش داده‌ايم، به طورى که مشکلى براى رفت و آمد مردم وجود ندارد، ولى بعد از ساخت، عدّه‌اى به دو جهت در مسجد شبهه دارند. ١) چون بخشى از اين مسجد قبلاً خانه بهايى بوده است. ٢) کوچه عمومى به آن ملحق شده است؛ لطفا حکم شرعى را در اين باره بيان فرماييد.

ج. ساختمان فوق مسجد است به استثناى کوچه‌اى که ملحق به مسجد شده که آن مقدار بدون اين که از محل عبور بودن خارج شود مى‌تواند مصلّى باشد و نماز در آن قسمت جايز است و آن‌چه از بهايى‌الاصل به مسجد ملحق شده مسجد است. بله، اگر او اوّل مسلمان بوده و بعد بهايى شده است رضايت ورثه‌ى مسلمان او جلب شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4136 | پیوند ثابت
١٧١٩. مسجد قديمى روستا سابقا مسجد جامع بوده ولى بعدا ديگر نماز جماعت و مراسم مذهبى در مساجد جديد برگزار مى‌شود، و آن مسجد رو به تخريب است؛ آيا هم‌چنان مسجد جامع باقى است.

ج. مسجد جامع از جامعيّت خارج نمى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4137 | پیوند ثابت
١٧٢٠. در يک طرف مسجد راهى است که دو طرف آن باز و محلّ عبور و مرور است. عده‌اى مى‌خواهند طرف ديگر اين راه را با خود اين راه براى توسعه، داخل مسجد کنند، آيا جايز است؟

ج. چون اين راه عبور است و تمام عابرين در آن حق دارند، جايز نيست آن را مسجد کنند و اگر خواستند آن را مصلى (نمازخانه) کنند، بنابر احوط بايد راهى براى عبور ـ حتى در موقع نماز ـ بگذارند؛ مانند اين‌که در طبقه‌ى بالاى آن مصلى بسازند و زير آن، مسير عبور و مرور مردم باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4138 | پیوند ثابت
١٧٢٢. شخصى که از دنيا رفته است، در زمان حيات خود زمينى را به طور مطلق و بدون قيد براى مسجد هديه کرده است. آيا در اين زمين مى‌شود دستشويى ساخت؟

ج. اگر زمين را داده که مسجد بسازند و قيدى نياورده است، مى‌توانند به همان صورت که متعارف ساختمان مسجد است عمل کنند و اگر متعارف است که در محلّى از آن دستشويى درست کنند، مى‌توانند درست کنند، مگر در صورتى‌که معلوم باشد منظور دهنده‌ى زمين فقط مسجد بوده است و هم‌چنين اگر متعارف نيست در محلى از آن دستشويى بسازند، نمى‌توانند دستشويى درست کنند، واللّه‌ العالم.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4139 | پیوند ثابت
١٧٢١. غير از اصل مسجد، چه قسمت‌هايى از مسجد جزو مسجد است؟

ج. پشت‌بام و سرداب و محراب بنابر اظهر جزو مسجد است، مگر اين که علم به خروج آن‌ها از مسجد حاصل شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4140 | پیوند ثابت
١٧٢٣. هيأت هفت‌نفره‌ى واگذارى اراضى، زمين اينجانب را بدون اطلاع و رضايت من به ديگرى واگذار کرده و در عوض آن، زمين ديگرى را از آنان دريافت داشته و به ساخت مسجد اختصاص داده است. آيا نماز خواندن در آن مسجد صحيح است؟

ج. با احراز رضايت مالک، نماز صحيح است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4141 | پیوند ثابت
١٧٢۴. آيا جايز است زمين وقفى را اجاره کنند و مسجد بسازند؟

ج. مسجد نمى‌شود و در مواردى که اجاره دادن جايز است، مُصّلى (نمازخانه) مى‌شود نه مسجد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 4142 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها