صفحه اصلی

در حال بارگیری...
١۴٢۶. آيا نبش قبر مسلمان براى تشريح بدن وى، جهت تعيين کيفيّت قتل و نجات فرد متّهم به قتل، چه حکمى دارد؟

ج. در مورد ضرورت جايز است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3734 | پیوند ثابت
١۴٢٧. ١) آيا مى‌توان براى تشريح، جهت آموزش، به علت کمبود جسد و استخوان (که بدون آن‌ها آموزش امکان‌پذير نيست) اقدام به نبش قبر غير مسلمان نمود؟ ٢) در فرض فوق اگر دانسته نشود اين قبر متعلق به مسلمان يا غير مسلمان است، نبش قبر مجاز است؟

ج۱. جايى که نبش قبر مسلمان حرام است، نبش قبر غير مسلمانى که در ذمّه اسلام است نيز حرام است. در غير آن‌ها با توقّف آموزش بر نبش قبر و عدم محذور ديگر، جواز بعيد نيست.

ج۲. با امارات (نشانه‌هاى معتبر) که تفحص از آن‌ها مى‌شود، تعيين مى‌شود که اين‌ها محکوم به حکم مسلمان‌اند يا نه (امارات مثل شهر اسلام و محلّه‌ى مسلمين و امثال آن). در صورت عدم اماره با شروط ذکر شده جوازش دور نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3735 | پیوند ثابت
١۴٢٨. در صورت کمبود جسد و استخوان، آيا مى‌توان استخوان‌هايى را که در بيابان‌ها و قبرستان‌ها مى‌يابيم و يا به وسيله‌ى عمليات حفارى شهردارى‌ها در سطح خاک ظاهر مى‌شوند، (چه متعلق به مسلمانان و چه غير مسلمانان) مدتى جهت آموزش استفاده کرده و بعد از اتمام کار، به يک مرکز آموزشى هديه يا دفن کرد؟

ج. در صورتى که اماره‌اى بر اسلام پيدا شود، در حکم مسلمان‌ها هستند، چه اسلام حقيقى چه اسلام حکمى، در غير اين‌صورت با شروط ذکر شده اشکالى ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3736 | پیوند ثابت
١۴٢٩. فردى پدر خود را در ملک شخصى خود دفن نموده است. اکنون با گذشت ده سال از اين قضيه متوجه شده‌اند که قبر را آب فرا گرفته است. آيا مى‌توانند نبش قبر کنند و در قبرستان دفن نمايند؟

ج. اگر سدّ آب و منع ورود آن به قبر ممکن است، همان را انجام دهند و اگر ممکن نيست و هتک ميّت نباشد، نبش قبر و انتقال آن به مکان مناسب‌تر، مانعى ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3737 | پیوند ثابت
١۴٣٠. قبرهايى که سه طبقه است، اگر جنازه پايينى با کفن مغصوب دفن شده باشد يا به جهتى ضرورت نبش قبر جنازه پايينى پديد آيد، شرعا چه بايد کرد؟

ج. اگر ممکن باشد با صاحب کفن مصالحه کنند و قبرها را نبش نکنند و اگر ممکن نشد يا براى جهات ديگر بخواهند نبش کنند، بايد به گونه‌اى از کنار بشکافند که قبرهاى رويى نبش نشود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3738 | پیوند ثابت
١۴٣١. حسينيه‌اى را در کنار قبرستان موقوفه‌اى ساخته‌اند؛ پايه‌هاى حسينيه در قبرستان بر بدنه قبرها ساخته شده است، حکم شرعى چيست؟

ج. بايد آن پايه‌ها را درآورند، اين گونه تصرف در قبرستان جايز نيست؛ ولى تصرف در فضا اشکال ندارد، زيرا مزاحمت با دفن ندارد و لذا جايز است پايه‌ها را در خارج از آن زمين قرار دهند هر چند قسمتى از بناى حسينيه در فضاى آن واقع شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3739 | پیوند ثابت
١۴٣٢. زمينى وقف قبرستان بوده و در آن، ميّت دفن کرده‌اند ولى فعلاً اهل محلّ به دفن اموات در آن رغبت ندارند و در محلّ ديگرى دفن مى‌کنند، آيا مى‌توان آن را به فروش رساند و در مسجد مصرف نمود؟

ج. با ثبوت وقفيّت، فروش آن جايز نيست، مگر اين‌که بهره‌ورى از آن مقدور نباشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3740 | پیوند ثابت
١۴٣٣. ملکى براى قبرستان عمومى خريدارى شده و دو نفر در آن جا دفن شده‌اند، چون اين ملک در زمين شيب قرار گرفته، اهالى حاضر نشده‌اند اموات خود را در آن جا دفن کنند، آيا اجازه مى‌فرماييد هيأت امنا، اين زمين را بفروشند و در کنار قبرستان قديمى، زمينى را خريدارى نمايند؟

ج. در صورتى که از حيّز انتفاع خارج شده باشد و قابل استفاده نباشد و هتک به آن دو ميّت نباشد، با محافظت از آن، بعيد نيست جايز باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3741 | پیوند ثابت
١۴٣۴. قبرستان قديمى وقف امام حسين ـ عليه‌السّلام ـ بوده و اهالى آن منطقه، به خاطر عدم آگاهى از حکم شرع، اموات خود را در زمين وقف امام حسين ـ عليه‌السّلام ـ دفن نموده‌اند، حال متوجّه شده‌اند که در طول صد سال کار اشتباهى انجام داده‌اند، آيا مى‌توانند از متولّى، زمين را پنجاه سال اجاره کنند و اجاره زمين را براى امام حسين ـ عليه‌السّلام ـ مصرف نمايند؟

ج. در صورتى که مصرف خاصّى براى زمين تعيين نشده باشد، مى‌توانند به بالاترين قيمت اجاره نمايند و اجاره را به مصرف امام حسين ـ عليه‌السّلام ـ برسانند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3742 | پیوند ثابت
١۴٣۵. اشخاصى زمينى را جهت قبرستان هبه کرده‌اند به شرط اين که در اين زمين ميّت دفن شود؛ حال با توجه به اين که اهالى آن محلّ راضى نمى‌شوند اموات خود را در آن جا دفن کنند، آيا واهب (فرد بخشنده زمين) مى‌تواند زمين خود را پس بگيرد؟

ج. در صورتى که وقف شده باشد و تحويل گرفتن متناسب با وقف صورت گرفته باشد، حقّ رجوع ندارند امّا در صورتى که مورد استفاده براى اموات قرار نگرفته باشد و واگذارى ابتدايى بوده، مانعى ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3743 | پیوند ثابت
١۴٣۶. عده‌اى از مسلمانان در يکى از کشورهاى بيگانه، يک قسمت از قبرستان کفّار را خريده‌اند که آن جا را قبرستان مسلمين قرار دهند، با اين‌که در آن جا چند قبر از کافران هم هست. آيا اين کار اشکال دارد؟ آيا اين زمين قابل فروش مى‌باشد؟

ج. اشکالى ندارد، زيرا ديگر مقبره‌ى کفّار بر آن صادق نيست و اگر آن جا را وقف قبرستان کردند، ديگر قابل فروش نيست؛ مگر بناهاى آن را بفروشند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3744 | پیوند ثابت
١۴٣٧. زمينى سابقا وقف قبرستان بوده ولى فعلاً از عنوان قبرستان خارج شده و بخشى از آن تبديل به بازار و غيره شده‌است. تکليف چيست؟

ج. اگر تبديل آن به قبرستان ممکن نيست، بايد متصرّفين در آن اجره‌المثل زمين را بپردازند تا صرف در خيرات شود، در غير اين صورت غاصب زمين هستند و هنگامى که دفن ميّت در آن ممکن شد، بايد براى دفن اموات از آن استفاده شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3745 | پیوند ثابت
١۴٣٨. عدهّ‌اى آرامگاه و مقبره‌ى خانوادگى خريده‌اند. آيا مى‌توان آن را تخريب کرد؟

ج. بدون اذن آن‌ها نمى‌توان تخريب کرد، چه اين‌که آن قبور ملک آن‌ها باشد يا وقف باشد، زيرا تخريب وقف هم مجوّز مى‌خواهد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3746 | پیوند ثابت
١۴٣٩. قبرستانى در مرکز شهر و کنار پارک واقع شده و متأسفانه محل تجمّع اراذل و اوباش وسلب آسايش همسايگان گرديده است. آيا جايز است ديوارهاى اطراف و اطاقک‌هاى متروکه حاشيه قبرستان را به گونه‌اى که آسيبى به قبرستان وارد نشود، تخريب نمود تا از حالت امن بودن براى افراد خاطى، خارج شود؟

ج. تا ممکن است تصرّفات غير مرضيّه واقف يا مالک نشود، واللّه‌ العالم.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3747 | پیوند ثابت
١۴۴٠. قبرهايى در قبرستانى وجود دارد که به وسيله اداره اوقاف و امور خيريه به فروش مى‌رسد. اداره مذکور اظهار مى‌دارد اين قبرها حداقل ۵٠ و حداکثر ١٠٠ سال از آخرين دفن آن مى‌گذرد و در زمان دفن هم چون قبرستان وقف بوده، پولى بابت قبر دريافت نمى‌شده است. و در حال حاضر مدّعى و صاحبى ندارد؛ آيا خريد آن قبرها اشکال دارد؟

ج. با فرض آن‌که زمين وقف براى دفن است، خريد و فروش آن جايز نيست. بلى اگر نبش قبر صدق نکند و بخواهيد براى رفع منع از دفن مبلغى با رضايت بدهيد، مانع ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3748 | پیوند ثابت
١۴۴١. قطعه زمينى ـ که هم اکنون در مقابل صحن مطهر حضرت معصومه ـ عليهاالسّلام ـ به عنوان ميدان آستانه مشهور است ـ طبق اسناد تاريخى از حدود ١٢٠٠ سال قبل به دفن اموات مسلمين اختصاص داشته است که به تدريج در زمان طاغوت به پارک، پاساژ، ساختمان شهردارى و آتش نشانى و فرماندارى تبديل شده است و غير از قطعه کوچکى که به قبرستان شيخان مشهور است، کلاً از عنوان قبرستان بودن خارج شده است و در دو سال اخير جهت طرح بهسازى حرم مطهر حضرت معصومه ـ عليهاالسّلام ـ توسط شهردارى، بخش عمده‌اى از آن تبديل به بازار سه طبقه شده و مبالغى سنگين هزينه گرديده است. طبق احکام دادگاه‌هاى صالحه جمهورى اسلامى ايران حکم به وقفيّت کل زمين و ابطال اسناد مالکيت صادر شده است. از سوى ديگر قانون گورستان‌ها و مقررات بهداشتى حکومتى، مانع دفن اموات در مرکز شهر بوده و هست. نظر به تبديل و تبدّل عنوان از زمان غصب و عدم امکان اعاده آن به صورت قبرستان و اين‌که از آن زمان تاکنون محل مورد نظر به صورت پاساژ و واحدهاى تجارى درآمده و مورد استفاده قرار مى‌گيرد، متصرّفين تحت چه عنوان فقهى از دِيْن خارج و برى‌ءالذمّه مى‌گردند؟ آيا اداره اوقاف مى‌تواند مبناى اخذ وجه را به قيمت زمان تصرف (زمان سابق)، با قيمت کارشناسى قرار داده و احقاق حق موقوفه نمايد.

ج. اجره‌المثل زمين را تا وقتى که قابل دفن نيست، بايد بپردازند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3749 | پیوند ثابت
١۴۴٣. زمينى است که سال‌ها در آن آجرپزى مى‌شده و به همين نام معروف است. در همين زمين اطفال ميّت نيز دفن مى‌شده‌اند، بدون اين‌که نام قبرستان برآن گذاشته باشند. اين زمين هم‌جوار قبرستان است و الآن مدّتى است ـ شايد نزديک به ١٠ ـ ١۵ سال يا بيشتر ـ که ديگر در آن، طفل ميّتى دفن نشده است، با اين‌که افرادى داعيه‌ى ملکيّت آن را دارند، قسمتى از آن براى شرکت نفت روستا زيربنا رفته و قسمتى هم براى نانوايى و قسمتى هم به عنوان مغازه در نظر گرفته شده و قسمت قابل توجهى هم باقى مانده است، آيا مى‌توانيم آن قسمت اخير را که باقى‌مانده، براى مصارف عامّ المنفعة چون خانه روحانى يا ساير مصارف تصرّف کنيم، يا اگر شخصى حاضر شود آن را بخرد و پولش را اهالى روستا صرف امور عامّ‌المنفعه بنمايند، اين کار را انجام دهيم؟ البته در صورتى که مدّعيان ملکيت هم راضى باشند يا نتواند مدّعاى خود را ثابت کنند.

ج. وقفيّت به صِرف دفن ثابت نمى‌شود، پس هزينه نمودن آن ـ بعد از فراغ از آن چه مربوط به مدّعى مالکيت است ـ براى امور مذکور اشکال ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3750 | پیوند ثابت
١۴۴۴. شخصى زمين بايرى که در اطراف قبرستان قديمى بوده خريدارى کرده و وقف قبرستان نموده است. و پس از مدتى، واقف فوت کرده است چند نفر از اهالى تصميم گرفته‌اند آن زمين را تبديل به زمين زراعى نمايند تا مقدارى از سود حاصله را صرف مسجد کنند. حکم شرعى را مرقوم فرماييد.

ج. در صورتى که وقف براى قبرستان شده است، جايز نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3751 | پیوند ثابت
١۴۴۵. شخصى مدّت بيست سال است يک جريب زمين توتون‌کارى واقع در روستاى... را وقف مؤبّد و حبس مخلّد نموده است که قبرستان شود. ولى تاکنون براى قبرستان از آن زمين مذکور استفاده نکرده‌اند چون فعلاً نيازى به قبرستان ندارند حال مى‌شود با تعهّد، زمين نامبرده را با شرايطى اجاره داد که از آن استفاده شود و هر وقت نياز شد، خلع يد شود يا خير؟

ج. مادامى که مورد نياز دفن اموات نباشد با نظر متولّى اشکال ندارد و درآمد بايد صرف قبرستان شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3752 | پیوند ثابت
١۴۴۶. آيا مى‌توان دور قبرستان عمومى را حصار کشيد به نحوى که حصار در زمين قبرستان واقع مى‌شود؟

ج. اگر قبرستان وقف باشد و حصار مانع دفن اموات ـ ولو در مقدارى که حصار دارد ـ جايز نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3753 | پیوند ثابت
١۴۴٢. اين‌جانبان شاغل در يکى از نهادها و ساکن در منازل سازمانى آن نهاد مى‌باشيم. اخيرا مطلع شده‌ايم زمين‌هايى که اين نهاد در آن، منازل سازمانى ساخته‌است، قبل از انقلاب متعلّق به زرتشتيان بوده و اين زمين‌ها جهت قبرستان به انجمن زرتشتيان ايران وقف شده است، ليکن نهاد، آن‌ها را تصاحب نموده است.پس از شکايت انجمن زرتشتيان، قرار شد آن‌ها را راضى و اجاره آن‌ها را پرداخت نمايد. ولى چندى است اجاره‌اى پرداخت نمى‌شود و دو تن از اعضاى انجمن در صحبتى که با کارگران خود (که مسلمان و ساکنان منطقه هستند) داشته‌اند اکيدا عدم رضايت خود را از اين عمل نهاد مذکور اعلام کرده‌اند. اينک با عنايت به مسايل فوق حکم موارد ذيل را بفرماييد. ١) سکونت در آن منطقه چه حکمى دارد؟  ٢) ادامه کار، تردد و انجام فرايض دينى در آن منطقه جايز است؟ ٣) حکم نمازهايى که تاکنون در آن منطقه خوانده‌ايم چيست؟

ج. سکونت در آن منطقه جايز نيست و تصرّفاتى که تاکنون کرده‌اند به آن‌ها اعلام کنند که مربوط به ما نبوده و نمازهايى که سابقا خوانده‌اند صحيح بوده و قضا ندارد، واللّه‌ العالم.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3754 | پیوند ثابت
١١٠٩. آيا نظريّه‌ى پزشک مبنى بر ضرر داشتن استعمال آب براى وضو و نماز از نظر شرعى، مجوّز براى تيمّم مى‌شود يا نه؟

ج. اگر انسان مکلّف از گفته‌ى پزشک، احتمال ضرر بدهد، بايد تيمّم کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3759 | پیوند ثابت
١١١٠. آيا شخص جنب مى‌تواند به بهانه‌ى اين که در صبح از حمام مى‌ترسد، تيمّم بدل از غسل نمايد؟

ج. اگر غسل کردن در غير حمام ممکن نباشد و يا کسى که او را همراهى کند ندارد، در صورتى که خوف عقلايى باشد وظيفه او تيمّم است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3760 | پیوند ثابت
١١١٢. آيا تيمم بر روى آجر، کوزه، آسفالت، گچ، ديوار کاه‌گل و کاشى صحيح است؟

ج. تيمم بر آسفالت صحيح نيست و تيمم بر آجر و کوزه و نيز سنگ گچ و سنگ آهک قبل از پخته شدن صحيح است، ولى اگر پخته شده باشد و چيز ديگرى براى تيمم ندارد، احتياطا هم به اين‌ها و هم به مانند گِل يا غبار تيمم نمايد و کاه گل نيز اگر خشک شده باشد و کاه مخلوط بدان نيز به قدرى کم باشد که در خاک از بين رفته حساب شود، تيمم بر آن صحيح است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3762 | پیوند ثابت
١١١٣. آيا تيمّم بر موزاييک و سنگ‌فرش صحيح است؟

ج. صحيح است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3763 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها