صفحه اصلی

در حال بارگیری...
١١٠٢. زنى که عادت ماهانه وقتيه وعدديه دارد، اگر وقت عادت او با روز تولد بچه يکى باشد، خونى که مى‌بيند حيض است يا نفاس؟

ج. پس از خروج اوّلين جزء بچه، نفاس است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3435 | پیوند ثابت
١١٠٣. گفته مى‌شود بعد از گذشت ايام نفاس و انجام غسل، روز هجدهم هم مى‌بايست يک غسل انجام شود، آيا اين صحت دارد؟

 ج. يعنى در هشت روز بعد از ده روز ايام نفاس اگر خون ديد، احتياط مستحبى موکد، جمع بين وظيفه استحاضه و نفاس است و در آخر به قصد وظيفه و اميد مطلوبيت غسل نفاس به جا مى‌آورد که با غسل استحاضه در عمل متحد است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3436 | پیوند ثابت
١١٠۴. از زنى، بچه‌اى سقط شد وتا يک ماه از آلودگى پاک نشد. سپس او را کورتاژ کرده‌اند و بقيه‌اى از بچه را در آوردند. چون بچه در حقيقت الآن به تمامه منفصل شده، آيا آلودگى اين مدت تماما نفاس است يا خير؟ اعمال عبادى که انجام داده چه مى‌باشد؟

ج. بلى نفاس است و اگر روزه گرفته قضا کند و محاسبه روزهاى نفاس را از وقت انفصال کامل ولد شروع کند نه از ابتدا.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3437 | پیوند ثابت
١١٠۵. زنى که با سزارين زايمان کرده بعد از اين که ايام عادت او گذشت، شک مى‌کند که خون موجود خون نفاس است يا خون زخم، وظيفه‌اش چيست؟

ج. به مسأله‌ى ۴۴۵ و ۴۴۶ رساله رجوع شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3438 | پیوند ثابت
١١٠۶. زنى که غير طبيعى زايمان مى‌کند (سزارين) و بچه را از پهلوى مادر خارج مى‌کنند خونى که از رحم خارج ميشود استحاضه است يا نفاس؟

ج. اگر خون از مجراى عادى خارج مى‌شود، در صورتى که هنگام ولادت يا پس از آن بوده نفاس است و هم چنين از مجراى غير عادى اگر معلوم شود همان خون است و اگر غير اين باشد استحاضه است، در صورتى که احتمال غير استحاضه داده نشود مانند زخم و امثال آن.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3439 | پیوند ثابت
١١٠٧. آيا وارسى بر زائو پس از پاک شدن واجب است؟

ج. پس از پاک شدن از نفاس بنا بر احتياط واجب بايد استبرا نمايد يعنى داخل رحم را وارسى کند که اگر از داخل هم پاک شده است، غسل نفاس کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3440 | پیوند ثابت
١١٠٨. اگر زن حامل بر اثر ترسيدن يا ضربه‌اى که به او اصابت کرده چند روز خون ببيند و بعد سقط کند خون قبل از سقط چه حکمى دارد؟

ج. به مسأله‌ى ۴٠٧ و ۴٠١، رساله و به جواب سؤال قبلى مراجعه شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3441 | پیوند ثابت
١١۵٢. چه مقدار لازم است که انسان در طول زندگى به ياد مرگ باشد؟ و آيا ياد مرگ موجب افسردگى و رکود در کارهاى زندگى نمى‌شود؟

ج. آن چه لازم است، اجتناب از محرمات است هر چند با کمک ياد مرگ باشد و سرّ افسردگى ناصحيح، دنيازدگى است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3454 | پیوند ثابت
١١۵٣. آيا جايز است انسان آرزوى مرگ يا شهادت بنمايد؟

ج. با انگيزه‌ى ايمانى، آرزوى شهادت جايز است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3456 | پیوند ثابت
١١۵۴. آيا اگر کسى مرگ را کراهت داشته و از آن خوشش نيايد، اشکال دارد؟

ج. اشکال ندارد، ولى خواه ناخواه مرگ او را در مى‌يابد و وقتى احساس رفتن کرد، مکروه است لقاى الهى را خوش نداشته باشد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3457 | پیوند ثابت
١١۵۶. آيا فرد مى‌تواند بر اثر اختلاف با فرزند خود، او را از ارث محروم سازد؟

ج. خير نمى‌تواند از سهم شرعى او از ترکه‌اش جلوگيرى کند و اين منافاتى با جواز وصيت در ثلث و يا تقليل ترکه ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3458 | پیوند ثابت
١١۵٧. آيا جايز است انسان اموال خود را در مرضى که منتهى به مرگ مى‌شود يا غير آن به ديگران (غير از ورثه) منتقل کند؟

ج. بله، جايز است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3459 | پیوند ثابت
١١۵٨. اگر انسان مالى داشته باشد و آن را جايى پنهان کرده و يا به کسى سپرده باشد و وارثان از آن اطلاع نداشته باشند، آيا لازم است آنان را از اين امر مطلع سازد؟

ج. بله.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3460 | پیوند ثابت
١١۵٩. آيا فردى که در آستانه مرگ است، لازم است براى فرزندان کوچک خود قيّم تعيين نمايد؟

ج. اگر انسان فرزند يا فرزندان صغير و نابالغ داشته باشد و نگماردن قيّم و سرپرست به آنان موجب تضييع حقوق فرزندان و يا از رفتن بردن اموال و حقوق ايشان مى‌گردد، واجب است کسى را به عنوان قيّم و سرپرست بر آنان بگمارد و اگر چنين نباشد گماردن قيم، واجب نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3461 | پیوند ثابت
١١۶٠. آيا افراد ديگر ـ اعم از اطرافيان محتضر و يا حاکم شرع ـ مى‌توانند بر فرزندان صغير و نابالغ او قيم تعيين کنند؟

ج. جدّ پدرى طفل و بعد از او حاکم شرع مى‌توانند اين کار را بکنند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3462 | پیوند ثابت
١١۶١. شرايط قيم چيست؟ و آيا لازم است که فرد قيّم عادل نيز باشد؟

ج. خير، همين که امين باشد کافى است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3463 | پیوند ثابت
١١۶٢. فردى که علائم مرگ را در خود مى‌بيند و قرض مدت‌دارى نيز دارد، لازم است که در همان وقت آن را ادا کند؟

ج. زود پرداخت کردن آن لازم نيست؛ ولى بايد وصيت کند که بازماندگانش در زمان سررسيد بدهى، آن را پرداخت نمايند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3464 | پیوند ثابت
١١۶٣. اگر هنگام ظهور نشانه‌هاى مرگ انسان يقين داشته باشد که اطرافيان پس از او حقوقى که بر گردن او است را به نحو شايسته پرداخت مى‌کنند، آيا لازم است که خود به اين امر مبادرت ورزد؟

ج. با تمکن در آن چه فوريت دارد لازم است و در غير آن، با اطمينان به اِنجازِ آن‌ها با وصيت او، مى‌تواند به همان وصيت اکتفا کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3465 | پیوند ثابت
١١۶۴. کسى که نشانه‌هاى مرگ را در خود مى‌بيند، چه بايد بکند؟

ج. اوّل لازم است توبه کرده و سپس به انجام واجبات و به پرداخت اموال و حقوقى که بر عهده دارد بپردازد و يا به انجام و پرداخت آن‌ها وصيت نمايد، اگر اطمينان به انجام آن دارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3466 | پیوند ثابت
١١۶۵. اطرافيان و نزديکان فردى که در بستر مرگ افتاده است، نسبت به او چه وظايفى بر عهده دارند؟

ج. بر همه مکلفين واجب کفايى است على الاحوط که مسلمانى را که در حال جان کندن و احتضار است (اعم از مرد و زن و بچه و بزرگ) رو به قبله نمايند، به اين صورت که وى را به پشت خوابانده و کف پاهايش را رو به قبله قرار دهند، به گونه‌اى که اگر نشست، رويش به سمت قبله باشد.

و نيز مستحب است نزديکان محتضر او را تلقين نموده و ذکر لا اله الا اللّه‌ و محمد رسول اللّه‌ و اقرار به امامان و ساير اعتقادات حق را در آن حالت سخت به او تلقين نمايند و به گونه‌اى به او تلقين کنند که محتضر بفهمد و مستحب است که تا وقت مرگ محتضر، مکرّر به وى تلقين نمايند. خواندن دعاى عديله در نزد محتضر نيز مناسب است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3467 | پیوند ثابت
١١۶۶. اگر جان کندن فردى دشوار شد، چه راه‌هايى براى آسان شدن جان کندن او  وجود دارد؟

ج. مستحب است اگر جان کندن او سخت شد، محتضر را به محل مخصوصى که معمولاً در آن‌جا نماز مى‌خوانده انتقال دهند، البته اين در صورتى است که اين کار موجب اذيت او نشود، نيز مستحب است سوره يس و صافات، براى زودتر راحت شدن محتضر قرائت شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3468 | پیوند ثابت
١١۶٧. از چه امورى بايد نزد محتضر پرهيز کرد؟

ج. ١) گذاشتن چيز سنگين مانند آهن بر شکم محتضر؛ ٢) تنها گذاشتن محتضر؛ ٣) حضور شخص جنب و حائض در کنار محتضر؛ ۴) زياد سخن گفتن نزد محتضر؛ ۵) حضور مرده‌شورها نزد محتضر؛ ۶) حضور زن‌ها به تنهايى در نزد محتضر، از جمله امورى است که مکروه است نزد محتضر انجام شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3469 | پیوند ثابت
١١۶٨. اگر زن حامله‌اى بر اثر حادثه تصادف و مانند آن بميرد و فرزند او در شکمش زنده باشد، وظيفه چيست؟

ج. بيرون آوردن بچه واجب است؛ اگرچه به شکافتن شکم زن بيانجامد. (به توضيح مذکور در مسأله‌ى ۵۴۶ رساله مراجعه شود.)

کتاب: استفتائات | شناسه: 3470 | پیوند ثابت
١١۶٩. اگر بچه در رحم مادر بميرد و باقى ماندن او در شکم مادر خطرآفرين باشد چه بايد کرد؟

ج. در صورت امکان بايد با راهى که براى مادر راحت‌تر است بچه را از شکم او بيرون آورند، و اگر در آخر کار راه بيرون آوردن بچه در قطعه قطعه شدن او منحصر گردد، بايد چنين کنند. (و توضيح بيشتر در مسأله‌ى ۵۴۵ رساله ذکر شده است.)

کتاب: استفتائات | شناسه: 3471 | پیوند ثابت
١١٧٠. آيا تشريح بدن مسلمان موجب ديه است؟ در صورت اثبات ديه اگر يکى از ارگان‌هاى دولتى و يا آموزشى بدن مجهول الهويه‌اى را تشريح کرد، ديه آن را به چه کسى بايد بپردازد؟

ج. بله، موجب ديه است و ديه‌ى او را بايد کسى بدهد که بالمباشرة اين تشريح را انجام داده است ـ هر کسى که باشد ـ و اين ديه ربطى به ورثه ندارد و براى خود ميّت در امور خير مصرف مى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3472 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها