صفحه اصلی

در حال بارگیری...

استفتائات احکام ازدواج و خانواده

۴۶١٧. مرد، مقلّد مرجعى است که مثلاً تعدّد موجب و قابل را شرط مى‌داند و زن از مجتهدى تقليد مى‌کند که اتّحاد موجب و قابل را کافى مى‌داند. در اين جا طبق نظر کدام يک از اين دو مرجع بايد عمل کرد؟  

ج. طبق نظر مرجع مرد عمل کنند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7259 | پیوند ثابت
۴۶٣٣. در فرض فوق حکم فرزندانى که از اين ازدواج پيدا شده‌اند چيست؟  

ج. با فرض مزبور مثل سايرين هستند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7275 | پیوند ثابت
۴۶۴٩. با توجه به اين که امروزه يکى از شرايطى که در عقد نکاح گذارده مى‌شود «عدم ازدواج مجدد زوج» مى‌باشد و اين نکته که بيان مى‌شود «اين شرط صحيح نيست». آيا اين موضوع باعث سستى زوج نسبت به تعهدهايى که در قبال زوجه دارد و تشويق او به ازدواج مجدد، نمى‌شود؟  

ج. مرد شرعا حق دارد تا چهار زن دايم داشته باشد، پس اگر اين شرط به معناى سلب حق است صحيح نيست و انحاى ديگرى از شرط فعل يا شرط نتيجه ممکن است، که صحيح است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7292 | پیوند ثابت
۴۶۶۵. اگر زوج معسر بود و به تکليف دادگاه ملزم به پرداخت مهريه به صورت قسطى  شد، با توجّه به اين که امروزه مهريه‌ها بالا است و پرداخت قسطى آن هم سال‌ها طول مى‌کشد تا تمام شود، آيا با اين وجود با فرض باکره بودن و عدم مواقعه، زن حقّ دارد تا پايان قسط آخر تمکين نکند؟  

ج. اگر تأجيل رافع حق مطالبه، به نحو شرعى محقق شد، با دريافت اوّلين قسط ـ حالّ اگر باشد ـ ديگر حقّ امتناع از مواقعه ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7308 | پیوند ثابت
۴۶٨١. در سند ازدواج، مهريه را يک صد سکه بهار آزادى به قيمت چهارصد هزار تومان قرار داده‌اند، اکنون که ١۵ سال از آن تاريخ مى‌گذرد و قيمت طلا چند برابر شده، ميزان طلاست يا پول رايج آن موقع؟  

ج. ظاهرا طلا ميزان است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7324 | پیوند ثابت
۴۶٩٧. آيا قرار دادن مهريه جزو شرايط ازدواج است يا اين که با رضايت زن، مى‌شود بدون مهريه ازدواج صورت بگيرد؟

ج. در عقد موقت شرط صحت است، ولى در دايم اگر مهريه ذکر نشود، به مهرالمثل منتقل مى‌شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7340 | پیوند ثابت
۴٧١٣. شخصى حدود ٣٠ سال قبل با زنى ازدواج نموده و از اين ازدواج فرزندى به عمل نيامده است. زن حدود چند ماه قبل از شوهرش فوت کرده است. مهريه آن زن مبلغ پنج‌هزار تومان پول رايج ايران بوده و شوهر مبلغ يادشده را در زمان حيات به زنش پرداخت ننموده است و بعد از فوت زن، شوهرش هم از دنيا رفته، در حالى که ورّاثِ طبقه اوّل و دوّم ندارد و ارثيّه به دست طبقه سوّم رسيده است. مادر آن زن مهريّه و ماليّه دخترش را از ورّاث دامادش مطالبه نموده است. ورّاث آن مرد متوفّى بايد ماليّه و مهريّه آن زن را چگونه به مادر آن زن متوفّى پرداخت نمايند؟ (در حالى‌که شوهر هم وارث زن خودش مى‌باشد). آيا مهريه، به همان مقدار ياد شده محاسبه مى‌شود يا طبق نرخ روز؟  

ج. نسبت به مهريه، بر ارزش اين پول در آن زمان مصالحه کنند، بنابر احوط و سپس از جميع اموال زن که ـ مهريه هم جزو آن‌ها است ـ نصف آن را به مادرش  مى‌دهند، که تنها وارث اوست و نصف ديگر سهم شوهرش مى‌شود که به ورثه‌ى او مى‌رسد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7356 | پیوند ثابت
۴٧٢٩. اطاعت زن از شوهر در چه امورى واجب نيست؟

ج. فقط در امر استمتاعات و خروج از منزل واجب است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7372 | پیوند ثابت
۴٧۴۶. زن کارمندى است که با اجازه‌ى شوهر کار مى‌کند و حقوق مى‌گيرد. آيا مى‌تواند حقوق خود را بدون اجازه‌ى شوهر مصرف کند يا صدقه بدهد يا به کسى هديه بدهد؟ در تمام اين موارد اجازه‌ى شوهر لازم است؟  

ج. اجازه همسر لازم نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7389 | پیوند ثابت
۴٧۶١. آيا کمک مالى شوهر به خانواده‌ى خويش ـ با توجه به درآمد کم خود ـ درست است؟  

ج. نفقه‌ى زوجه و نيز اقارب مقدّم است. (به توضيح مذکور در مسأله‌ى ١٩٨٩ رساله رجوع شود.)

کتاب: استفتائات | شناسه: 7404 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها