صفحه اصلی

در حال بارگیری...

بیانات

اهمیت احیای میراث گذشتگان

حیف است که این همه زحمتی که گذشتگان کشیده‌اند از بین برود و ما آن‌قدر عرضه نداشته باشیم که آنها را منتشر کنیم. قطعاً از بی‌پولی و کم‌پولی نیست. چون پول بیشتری صرف امور دیگر می‌کنیم! اهل‌سنت در این امور از ما جلوترند. یک‌وقتی از استادم آشیخ محمدکاظم شیرازی پرسیدم: شما مؤلفات و مصنّفاتی دارید؟ ایشان گ...

اصلاح متون درسی حوزه

ما با خواندن کتاب «مطوّل»۱ موافق نیستیم، چون وقت زیادی می‌خواهد، کتاب «مختصر»۲ را بخوانند بهتر است، «جواهر البلاغه»۳ را بخوانند بهتر است. بعد از آن می‌توانند کتاب‌هایی مثل مطوّل را در ایام تعطیل مباحثه کنند. حتی به‌صورت شفاهی نقل شده ـ نمی‌دانم درست است یا نه ـ که مرحوم شیخ انصاری گفته بود: «مَنْ حَ...

یادی از استاد

بنده دوسال نزد آسید محمود شاهرودی۱ شاگردی کرده‌ام. نیمه دوم «رسائل» و جلد اول «کفایه» را پیش ایشان خواندم. درس ایشان را بسیار پسندیده بودم. بااینکه در درسشان نظم و ترتیب آن‌چنانی نبود، اما معلوم بود که مرد فاضلی است. ظاهراً ایشان هم نزدیک به شش ماه در درس آخوند خراسانی شرکت کرده بود. یادم می‌آید که ...

اختلاف میان دو عالم ربّانی

اختلاف آقای قاضی۱ و آسید عبدالغفّار مازندرانی۲ در عقیده نبوده است، بلکه به احتمال بسیار زیاد این اختلاف در مسائل شخصی بوده است. حتی من در خواب آسید عبدالغفّار را دیدم و به ایشان گفتم: «برای آقای قاضی طلب مغفرت کنید»، در خواب قدری محاسنش سفید شده بود و پیرتر از آن زمانی بود که ما خدمت ایشان رسیده بود...

یادی از شیخ عبدالهادی مازندرانی

در کربلا استادی داشتیم که نزد آشیخ عبدالهادی مازندرانی۱ درس خوانده بود. من آشیخ عبدالهادی را دیده بودم. در کربلا مشهور بود که گویا او نسبت به همه اعلم است. ایشان شاگرد میرزای شیرازی۲ بود و میرزا او را به عنوان نماینده خودش به کربلا فرستاده بود. استاد ما می‌گفت: «آشیخ عبدالهادی خیلی دقت نظر داشت، خیل...

روزهای سخت حوزه علمیه

در سال‌های گذشته صدمات بسیاری بر حوزه‌های علمیه وارد شده است، ولی ما درصدد نبودیم که این صدمات را جبران کنیم. یادم می‌آید در ایامی که در نجف درس می‌خواندیم بنده حساب کردم دیدم در طی ده‌سال، عدد کسانی که از ایران برای تحصیل به نجف می‌آمدند به ده نفر نمی‌رسید....

گریز از مرجعیت

آقای سید محمد فشارکی۱ ـ که بسیاری او را از همه معاصرینش اعلم می‌دانستند ـ بعد از وفات میرزای شیرازی۲ به نجف آمد و سه سال در نجف ماند. در آن زمان آقا شیخ محمدحسن مامقانی۳ گاهی تقسیمی می‌داد، شهریه نبود. حتی سهم نان هم نبود، تنها آسید محمدکاظم یزدی۴ در اواخر عمر خود به طلاّب سهم نان می‌داد، وگرنه در آ...

کرامت شهیدین و کتاب‌های ایشان

یک آقایی می‌گفت: در سرزمین منا به شخص سیّدی برخوردیم. ایشان به ما گفت: «شما هروقت راه را گم کردید با این پرچمی که دست من هست، مرا پیدا کنید». این شخصِ سیّد در بین راه چیزهایی به آن آقا گفته بود. از جمله اینکه گفته بود: «دو نفر از علمای شیعه بودند که به جرم تشیّع کشته شدند، بدون اینکه از آش و پلوی تش...

آخرین دستورالعمل آقای قاضی

بنده در دو جلسه از آقای قاضی این مطلب را شنیدم. اما چون اتاق تاریک بود، متوجه نشدم که چه کسانی در جلسه حاضر هستند؟ همین‌قدر می‌دانم که آقای طباطبایی۱ و آقای مرندی۲ و هیچ‌کدام از شاگردان بزرگ ایشان در آن جلسه نبودند. آقای طباطبایی و آقای مرندی هر دو به ایران برگشته بودند. آقای قاضی فرمودند: «کسی که ن...

یادی از آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی

از آقای سید عبدالهادی شیرازی۱ نقل کردند که وقتی ایشان نوزاد بود، میرزای شیرازی بزرگ۲ ایشان را بغل گرفته بود. میرزای شیرازی بزرگ، شوهرِ عمه‌ی سید عبدالهادی شیرازی است. پدر سید عبدالهادی هم، برادر زن میرزای شیرازی بزرگ است. وقتی ایشان درگذشت سید عبدالهادی متولد شده بود. ایشان در همان خواب به آسید عبدا...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها