نقل کرده اند که صاحب جواهر(ره)[1] گفته است: حاضرم ثواب نوشتن کتاب جواهر را در نامه عمل اُزری[2] بنویسند، و ثواب این قصیده او را به من بدهند:
إنّما المصطفی مدینة علم *** وهو الباب من أتاه أتاها
بنت من أمّ من حلیلة من *** ویل لمن سَنَّ ظلمها و أذاها [3]
لو بکی الحجر علی مثل هذا البیان لما کان خلاف المتوقّع والمتقرّب؛ اگر سنگ بر این بیت بگرید دور از انتظار نیست.
سخن دوست، ص۵۳
[1]. شیخ محمدحسن نجفی (م۱۲۶۶هـ.ق): مرجع تقلید شیعیان که کتاب «جواهر الکلام» را در علم فقه به رشته تحریر در آورده است. اهمیت کتاب او باعث شد تا از او با عنوان «صاحب جواهر» یاد شود.
[2]. شیخ کاظم اُزری (م۱۲۱۱هـ.ق): شاعر و ادیب عراقی که در مدح اهلبیت(ع) اشعار فراوانی سروده است. قصید هائیه او در مدح اهلبیت(ع) بیش از هر شعر دیگری از او شهرت یافته است.
[3]. ترجمه: قطعاً حضرت محمد مصطفی(ص) شهر علم است و علی(ع) باب آن و فقط کسی به آن شهر وارد می شود که از در، وارد شود (این قصیده ابیات دیگری هم دارد درباره حضرت فاطمه(س) و فدک و ظلمی که در این مورد به ایشان شد و شاعر در پایان آن میگوید: فاطمه، دختر چه کسی، مادر چه کسی و همسر چه کسی است؟ وای بر آنان که ظلم و آزار را بر او روا داشتند.