صفحه اصلی

در حال بارگیری...

استفتائات احکام ديات

۶٢٢٣. ماهيّت ديه چگونه مى‌باشد؟ آيا نوعى مجازات است يا نوعى دين مانند ساير ديون مالى به شمار مى‌رود؟
ج. عنوان مستقلّى است که به لحاظ مورد به يکى شبيه‌تر مى‌شود.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8777 | پیوند ثابت
۶٢٣٩. آيا قسامه، علاوه بر قتل و جراحت، در صدمه‌اى که سبب سرخى يا سياهى پوست بدن شده است نيز جارى مى‌شود؟  
ج. جريان آن متوقف است بر اولويّت آن بر مورد قسامه.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8793 | پیوند ثابت
۶٢۵۵. در جراحت‌هايى که به صورت طبيعى کشنده است مگر اين‌که پزشک حضور داشته باشد و اقدام به معالجه کند، اگر در نهايت مضروب فوت کند، مسؤوليّت ضارب و پزشک در دو فرض زير چيست؟ ١) اگر پزشک، حضور نداشته باشد يا حضور داشته باشد و بدون کوتاهى، اقدام به معالجه کند امّا مضروب فوت کند.  ٢) اگر پزشک، حضور داشته باشد و با امکان و تمکن از معالجه، خلاف تکليف نمايد.  
ج۱. ضارب، قاتل است. ج۲. اگر پزشک باشد، حفظ نفوس بر وى واجب است، ولو با اجرت؛ لذا او نيز دخيل و مؤثّر در قتل است و ضارب به همراه پزشک، هر دو شريک در قتل هستند، چه قتل از هر دو عمدى باشد يا خطايى يا مختلف، که از جهت سببيّت براى ديه يا قصاص، هريک حکم مختصّ به خود را دارد.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8809 | پیوند ثابت
۶٢٧١. فردى عهده‌دار مخارج زندگى برادر از کارافتاده و مستمند خويش بوده است. هرچند اساسا برادر، جزو افراد واجب‌النفقه نمى‌باشد، اما به حکم وجدان، او چنين عملى را انجام مى‌داده حال اگر چنين فردى در يک سانحه رانندگى کشته شود، آيا  اين برادر از کارافتاده و مستمند مى‌تواند به استناد اين که موقعيّت عملى خويش را از دست داده، از راننده‌ى مقصّر خسارت بخواهد؟  
ج. نمى‌تواند.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8825 | پیوند ثابت
۶٢٨٧. در صورتى که فردى حواس پنج‌گانه فردى ديگر يا برخى از آن‌ها را از بين ببرد، ولى بعدا خوب شود، چه حکمى دارد؟  
ج. حکم اندمال در جاهاى ديگر را دارد.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8841 | پیوند ثابت
۶٣٠٣. خونى را از نفر اوّل مى‌گيرند و به دوّمى تزريق مى‌کنند. پس از آن روشن مى‌شود، اوّلى دچار بيمارى مسرى يا مهلک بوده که منجر به فوت دوّمى (گيرنده خون) شده است. چه کسى مسؤول فوت او است؟  
ج. اگر فرد اوّل عالم به آن نبوده است، آن تزريق کننده‌ها که بايد خون را آزمايش و تفحّص مى‌کردند و نکردند، ضامن ديه‌اند و اگر خود آن اوّلى هم آگاه بوده، پس با استناد به هر دو، به نحو تشريک ضامن‌اند.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8857 | پیوند ثابت
۶٢٢۴. آيا زندانى کردن در صورت اعسار و عدم توانايى پرداخت ديه، جايز است؟  
ج. خير.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8778 | پیوند ثابت
۶٢۴٠. کسى به قتل متّهم بوده که در دادگاه تجديدنظر در مرتبه‌ى سوّم تبرئه شده و فرد ديگرى به عنوان قاتل تشخيص داده نشده است، بعضى از ورثه مدّعى‌اند که همان متّهم، قاتل است، آيا ديه از بيت‌المال پرداخت مى‌شود؟  
ج. اگر جاى لوث و قسامه نباشد و از بيت‌المال بخواهند ديه‌اش را بپردازند، آن بعض ورثه که مدّعى است همان فرد، قاتل است نمى‌تواند ديه را از بيت‌المال بگيرد، ولى براى بقيه ورثه مانعى ندارد.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8794 | پیوند ثابت
۶٢۵۶. فردى پس از قطع دست و پاى ميّت، چشم‌هاى وى را بيرون آورده و جسد را کاملاً سوزانده است. حکم ديه در اين مورد چيست؟  
ج. تمام اين کارها ديه‌هاى جداگانه‌اى دارد که ديه‌ى کامل آن ديه‌ى جنين پيش از ولوج روح است و ديه‌ى اين کارها را نسبت به ديه‌ى انسان حىّ از ديه‌ى جنين اخذ مى‌کنند و براى خود ميّت صرف مى‌کنند.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8810 | پیوند ثابت
۶٢٧٢. اگر کارگر يا جراح يا صنعت‌گر يا... را که کسب درآمد براى او محقّق الحصول است نه ممکن الحصول بازداشت کنند و بعد از مدتى بى‌گناهى او ثابت شود، آيا او مى‌تواند جهت هدر رفتن نيروى کارى خويش ادّعاى ضرر و زيان نمايد؟ آيا وقت و نيروى چنين افرادى را مى‌توان در زمره‌ى اموال محسوب نمود؟  
ج. اظهر و احوط ضمان است.
کتاب: استفتائات | شناسه: 8826 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها