دوست داشتم بدانم وقتی تنهاست چه میکند؟ خواستم هر طور شده از خلوتش تصویر بگیرم. دوربین بسیار کوچکی را در آخرین قفسۀ کتابخانه، لای کتابها جا دادم و منتظر ماندم...
مثل همیشه سر وقت آمد. هنوز ننشسته بود، نگاهی به بالای قفسهها انداخت و پرسید: «آن بالا چیست؟»
دستوپایم را گم کردم. سریع دوربین را برداشت...
سی سال که در خدمت مراجع مختلف بودم،
روال این بود که برای پاسخگویی به سؤالات شرعی مشکل، هیئت استفتا با حضور مرجع تشکیل میشد.
برای یافتن پاسخ، کتابهای روایی یا استدلالی را میدیدیم و بعد، نظر نهایی مرجع اعلام میشد. درخدمت آقا، همین کار را میکردیم؛
با این تفاوت که در طول این پانزده سال، ایشان هی...
یکی از دوستان میگفت: نزدیـک ماه رمضـان خانــواده ما باردار بود و من میخواستــم به مسافـرت بروم. برای خداحافظی و التماس دعا خدمت آقای بهجت رسیدم. ایشان برایم دعا کردند و فرمودنـد :« در این ماه خدا پسری به شما عطا خواهد کرد، اسمـش را «محمد حسن» بگذارید.
بنده به ایشان چیزی نگفتم و ایشان هیچ اطّلاعی ن...
گزیدهای از گفتگوی صمیمی با حجتالاسلام والمسلمین علی بهجت فرزند حضرت آیتالله العظمی محمد تقی بهجت قدسسره
در برنامه «شبهای رمضان» رادیو معارف، جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
...