صفحه اصلی

در حال بارگیری...

خاطره

بیانات

چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟

عده‌ای از پاکان و نیکان با حضرت صاحب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف سؤال و جواب می‌کنند و حاجت می‌طلبند و جواب می‌گیرند و در مسجد جمکران، صدای آن حضرت را می‌شنوند! آقایی را که در بیداری دیده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟ در محضر بهجت، ج۲، ص۸۶ ...
بیانات

معرفت نَفس و معرفت پروردگار

برخی گفته‌اند: روایتِ «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ، فَقَدْ عَرَفَ رَبهُ؛ هرکه خود را شناخت قطعاً خدا را شناخته است»١ از علی علیه‌السلام نقل شده است، و حال اینکه از پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز رسیده است که: «أَعْرَفُکمْ بِنَفْسِهِ، أَعْرَفُک؛ آشناترین شما به خود، آشناترین شما به پروردگارش است»....
بیانات

مرحوم مظفر پرکارتر از همه

زمانی که ما در نجف اشرف در مدرسه سید [محمدکاظم یزدی، صاحب عروة الوثقی] رحمه‌الله بودیم، حجره آقای شیخ محمدرضا مظفر رحمه‌الله روبه‌روی حجره ما قرار داشت و شب‌ها چراغ نفتی ما و ایشان روشن بود، ولی وقتی ما بعد از مطالعه و انجام کارهای خود می‌خواستیم بخوابیم، می‌دیدیم که چراغ ایشان هم‌چنان روشن است، و ا...
بیانات

محک تجربه و آزمایش بندگی

از مرحوم آقا میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نقل شده که فرمود: آیا هیچ شده است که خود را در صدق عبودیت و بندگی امتحان کنید تا بدانید آیا بنده خدایید یا نه؟ فکر کنید اگر زن و فرزند خود به قصد زیارت کربلا مهیای حرکت سفر نموده و با زحمت فراوان و هزینه زیاد تا لب مرز برسید، ولی در آنجا می‌بایست حرامی ـ مانند...
بیانات

کار امروز را به فردا وامگذاریم

خوب است انسان کار امروز را به فردا، بلکه کار هیچ‌ساعتی را به ساعت دیگر احاله نکند، مگر از روی عذر، وگرنه نمی‌داند که بعد از این ساعت چطور می‌شود....
بیانات

پس از نیم یا سه ربع ساعت می‌میرم!

کاتبی کاغذنویس گفت: نیم یا سه ربع ساعت دیگر می‌خواهم بمیرم. گفتند: تو که سالم هستی. گفت: کار به این حرف‌ها نداشته باشید. سرانجام همان‌طور که گفته بود شد و بعد از نیم یا سه ربع ساعت، خمیازه‌ای کشید و خوابید و به رحمت خدا رفت. بنده از دو سه نفر از مشایخ خود شنیده‌ام که از وقت وفات خودشان خبر داده‌اند،...
بیانات

استخاره حضرت آیت‌الله بهجت با قرآن

مرحوم همدانی در علم و عمل از بزرگان بود. با یکی از آقازاده‌ها به خدمت ایشان رفتیم؛ آن آقازاده بنده را به ایشان معرفی کرد. ایشان دوبار فرمود: اگر ایران رفتی، برگرد به نجف. و اسم شهری را هم ذکر فرمودند. بعد ما به قم آمدیم. نمی‌دانم گذرنامۀ برگشتن میسور نشد، یا استخاره کردیم و دیگر به نجف برنگشتیم. برا...
بیانات

تمام منبر او، روایت بود!

در مدرسه شیرازی سامرا که بغدادی‌ها و اهالی کاظمین در سوم رجب (روز وفات امام هادی علیه‌السلام) روضه داشتند، واعظی پیرمرد که سیدی لاغراندام، بلندبالا و مورد اهمیت فراوان بود به منبر رفت. واقعاً منبری بود، تمام منبر او روایات بود! بنده نه قبل از او، و نه بعد از او مانند او را ندیده‌ام. از اول تا آخر سخ...
بیانات

سادگی و تواضع آقا سید حسن صدر رحمه‌اللّه

مرحوم آقا سید حسن صدر١ که در زمان ما در کاظمین ساکن بود و فضائل او را می‌شنیدیم، بنده گمان می‌کردم او را ندیده‌ام، تا اینکه یکی دو سال قبل وقتی عکس ایشان را در یکی از کتاب‌های تراجم دیدم، متوجه شدم که در کربلا بالا سر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام او را ملاقات کرده‌ام که رو به حرم مطهر نشسته بود، ولی و...
بیانات

امدادهای غیبی

به مناسبتی، از خانه یا مسجد خواستند عده‌ای را با ماشین ببرند، من هم مایل شدم با آن‌ها بروم؛ ولی تا خواستم سوار ماشین شوم، حس کردم مَلَکی مانع است و نمی‌گذارد سوار شوم. آری، بیش از این ما احتیاج به دستگیری ملک داریم، برای حفظ و نگهداری از معاصی؛ بلایی که چه‌بسا تا روز قیامت گرفتار آن باشیم. دنیا، عبر...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها