حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
کار مرحوم سید شرفالدین و رفتار او مانند رفتار انبیا علیهمالسلام بوده است، [که] در مقابل شتم و سب و لعن آنها سب و لعن نمیکرد!
[ بلکه ایشان با احترام و حفظ ادب، با استدلال و منطق، اعتقادات شیعه را بیان مینمود و با همین روش، سبب مستبصرشدن هزاران نفر گردید.]
در محضر بهج...
گفت به اینکه، رفیقی داشتم از اهلسنت، همیشه بد میگفت به شیعه، تا یک دفعه فهمید که من دارم میروم نجف، برای زیارت. گفت: «خیلی خب! برو، خواهی فهمید که هیچی از ایشان برنمیآید، اهل هیچی نیستند.» رفت و آمد. گفت: «نگفتم به تو؟ الحمدلله بر تو هم واضح شد که رفتی و آمدی هیچکار نتونستن با من بکنن.» با اینک...
حضرت آیتاللّٰه بهجت قدس سره:
آن نصرانی که در زمان ما کشیش بوده، گفت:
«کتابخانه سوریه دست من بود. عموم [مردم] به اذن من از این کتابخانه استفاده میکردند. یک اتاق خصوصی بود که کتابهای خصوصی در آن اتاق بود، هیچکس را به آن راه نمیدادیم.
فقط من خودم که رئیس آن کتابخانه بودم، اجازه داشتم که بروم؛ دی...
حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
«کسانی هستند که به برکت یک قطره اشک بر مظلومیت سیدالشهدا علیهالسلام مستبصر و شیعه و هدایت شدهاند و حسن عاقبت روزیشان شده است».
رحمت واسعه، ص٣۵
(مجموعه فرمایشات حضرت آیتاللّٰه بهجت پیرامون حضرت سیدالشهداء علیهالسلام و اصحاب و یاران آن حضرت)
...
حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
برای دیدن حقیقت قرآن با قرآن و در قرآن، باید باطن ما کدورت و تیرگی، و چشم بصیرت ما آفت نداشته باشد. باید هم چشم و عینکمان قوی، و هم مزاج روحیمان سالم باشد، تا بتوانیم از قرآن درست برداشت نماییم.
در محضر بهجت، ج٣، ص٢۴٩
...
دوست داشتم بدانم وقتی تنهاست چه میکند؟ خواستم هر طور شده از خلوتش تصویر بگیرم. دوربین بسیار کوچکی را در آخرین قفسۀ کتابخانه، لای کتابها جا دادم و منتظر ماندم...
مثل همیشه سر وقت آمد. هنوز ننشسته بود، نگاهی به بالای قفسهها انداخت و پرسید: «آن بالا چیست؟»
دستوپایم را گم کردم. سریع دوربین را برداشت...
علمایی که در زمان ما بودند، بلکه قدری هم جلوتر از زمان ما بودند، بععضی [از مردم] از اینها اِعانه میخواستند برای عیدالزهرا؛ بعضی [از علما] نمیدادند، بعضیها هم میدادند....
آقایی میگفت: دوازده نفر را مسلمان کردم، یا دوازده بهایی و سنی را شیعه کردم. اگر کسی یک نفر را هدایت و مسلمان کند یا مستبصر کند، خدا میداند نزد خدا چه مقامی دارد!
در محضر بهجت، ج۲، ص۱۵۷
...
به خدا میسپاریم همه را، [از خداوند میخواهیم] توفیقات همه را؛ [خداوند] موفق بفرماید همه را برای علم نافع و عمل صالح. کاری کند که با محمد و آل صلواتاللهعلیهم، با ثِقلَین اتصال پیدا کنیم و از آنها جدا نشویم که اگر از آنها جدا بشویم یک ذره، جدا میشویم هزار ذره! چون همه [اعمال] با هم رفاقت دارند [...