اگر اهل ایمان پناهگاه حقیقی خود (امام زمان عجّلاللّهتعالیفرجهالشّریف) را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه مورد عنایت واقع نشوند؟!
در محضر بهجت، ج۲، ص۲۵۶
...
حضرت عیسی علیهالسلام میفرمود: برادرم موسی علیهالسلام میفرمود: گناه نکنید، ولی من میگویم حتی فکر گناه را هم نکنید، موسی علیهالسلام میفرمود: قسم دروغ نخورید، ولی من میگویم سوگند راست هم نخورید.١...
مرحوم آخوند فاضل اردکانی و شاگردانش خیلی تربیتهای عملی عجیبی داشتند، ایشان به آقا سید محمدفشارکی رحمهالله در درسش حرفی به ظاهر نامناسب زده بود. مرحوم آقای شیخ عبدالکریم حایری رحمهالله گفته بود: آقا ضیاء عراقی رحمهالله که در کنارم بود، گفت: «اینگونه حرفزدن مناسب ایشان نیست»؛ من نیز به آخوند گفت...
از روایت «عُلَمآءُ أُمتِی أَفْضَلُ مِنْ أَنْبِیآءِ بَنِی إِسْرائِیلَ؛ علمای امت من از پیامبران بنیاسرائیل برتر هستند».١ استفاده میشود که هر چند باب نبوت بسته است، ولی فیض اعم بسته نیست....
انبیا و ائمه علیهمالسلام در داشتن علم غیب جایگاه خود را دارند، ولی علما هم علم غیب داشتهاند. یکی از علما یک وقت به اهلبیت خود فرمود: گویا غذایی که میخوریم آلوده است! اهل منزل پس از جستوجوی زیاد، میبینند که در ظرف آبی که با آن نان و غذا تهیه میکردند، موش افتاده و مرده است و متوجه علت آلودگی غذ...
مگر ممکن است انسان در هدایت مردم به اندازه توانایی، مانند حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف باشد و مورد عنایت و نظر او که «عَینُ اللهِ الناظِرَة؛ چشم بینای خدا»١ است، نباشد؟! وای به حال کسی که چنین تشخیص بدهد که مراعات و معاونت ظالم و یا دفاع از ظلم برای او خیر است!...
آقا میرزا محمدتقی شیرازی رحمهالله هیچگاه به اهلبیت و خانواده خود دستور نمیداد. زمانی آقایی به محضر ایشان میرود و میبیند که مقداری آبگوشت در کنار ایشان گذارده شده و سرد شده است. به ایشان عرض میکند که: چرا میل نفرمودهاید و سرد شده است؟ ایشان میفرمایند: نان نیاوردهاند.
در محضر بهجت، ج۲، ص۲۵۴
...
بعد از تسلط انگلیسیها بر نجف، کماندوی انگلیسی نزد مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی میرود و میگوید: شما باید به لندن بروید. ایشان فوراً در جواب میفرماید: آنجا برای شما خوب است و اینجا برای ما؛ یعنی شما هم نباید اینجا بمانید، و جای شما نیست! عاقبت هم بهجهت فتوایی که ایشان درباره تحریم حکومت کفر بر بلاد...
پیرمردی بهعنوان خادم و نگهبان و یا قرآنخوان در مقبره و آرامگاه آقایی بود و از آنجا بیرون نمیآمد، مگر برای ضرورت و رفع حاجت. تا اینکه پس از گذشت یازده ماه یکی از صاحبان مقبره نزد او رفت تا فاتحه بخواند. از طرف ناصرالدین شاه به دنبال او فرستادند که برگرد. وقتی ایشان از مقبره بیرون میآمد به آن پیرم...
طبیبی به شهری وارد شد و دید هیچکس برای طبابت نزد او نمیآید. تفحص کرد و دید یکی از اهالی آن شهر به دیگری میگوید: جدم سیرنشده دست از غذا برمیداشت و دیگری به او میگفت: پدرم گرسنه نشده غذا نمیخورد. طبیب از اینجا علت تندرستی آنها را فهمید و… .
در محضر بهجت، ج۲، ص۲۴۹
...