صفحه اصلی

در حال بارگیری...

اعتقادات

بیانات

جبر مساوی است با انکار معاد

جبری‌ها چگونه می‌توانند به معاد و مجازات اعتقاد داشته باشند؟ زیرا به اعتقاد آنها خدا به‌واسطه کارهای خود، عده‌ای را به جهنم و عده‌ای را به بهشت می‌برد! در محضر بهجت، ج۱، ص ۳۱۳. ...
بیانات

چه بهشتی می‌شد دنیا اگر...

چه کنیم تا در برابر نعمت‌های خدا سپاسگزار باشیم؟ چگونه انسان این همه نعمت الهی را بر خود نقمت و عذاب می‌کند؟ خداوند سبحان می‌فرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَی الذِینَ بَدّلُواْ نِعْمَتَ اللهِ کفْرًا وَ أَحَلواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ؛ آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران و ناسپاسی مبدل نمودند، و...
بیانات

انسان اگر حرف شنو باشد...

آقایی می‌گفت: وارد شهری شدم و دیدم صدای ساز و آواز بلند است و اهل شهر به فساد اخلاقی گرفتارند. از راه دلیل و برهان و منطق برای مردم آنجا کم‌کم ثابت کردم که این‌گونه کارها زیان‌بار و حرام و باطل است. همه منقلب شدند و آلات لهو را شکستند و شهر از آن کارهای فاسد پاک شد. انسان اگر حرف‌شنو باشد، به سعادت ...
بیانات

راه سعادت بسته نیست

گفته می‌شود که پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‌وسلم رحلت کرده، امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف هم غایب است و کسی به آن حضرت دسترسی ندارد که به فریاد او برسد. بنابراین، ما مستضعف و محروم از سعادت و بیچاره‌ایم. آیا این‌گونه است؟...
بیانات

در نزد اولیای دین روی سفید نداریم!

گویا کفار ما را از انبیا و ائمه علیهم‌السلام و علما ترسانده‌اند که مبادا آنها دنیای ما را از بین ببرند، غافل از اینکه آنها استاد کار و خبیر و دانا هستند و این کفارند که مانع دنیا و آخرت ما شده‌اند. از پیشِ خود گفتیم: این واجب نیست و این حرام نیست و ترک و فعل کردیم و حال در چنگال گرگ‌ها گرفتار شدیم، ...
بیانات

راه نجات، فرار الی الله است

آیا حالا که دانسته‌ایم به‌واسطه ترک واجب و فعل حرام و مراعات نکردن حلال و حرام و دستورهای الهی به چنگال گرگ‌ها گرفتار آمده‌ایم، باز هم نباید بدانیم چه کار کنیم؟! راه نجات، فرار و بازگشت الی‌الله ـ «فَفِروا إِلَی اللهِ» ـ١ و گریختن به سوی اولیای اوست؛ زیرا اگر قلم تکوین و اراده تکوینیه خدا نباشد، هیچ...
بیانات

ما هر شب می‌میریم

شخصی نزد دخترش رفت تا دو سه شب پیش او بماند، همان‌جا سکته کرد، چقدر مرگ به انسان نزدیک است. ما هر وقت می‌خواهیم ذکر مرگ کنیم، خود را در فاصله صدوبیست سال از آن می‌بینیم و آنگاه آن را ذکر می‌کنیم....
بیانات

پس از نیم یا سه ربع ساعت می‌میرم!

کاتبی کاغذنویس گفت: نیم یا سه ربع ساعت دیگر می‌خواهم بمیرم. گفتند: تو که سالم هستی. گفت: کار به این حرف‌ها نداشته باشید. سرانجام همان‌طور که گفته بود شد و بعد از نیم یا سه ربع ساعت، خمیازه‌ای کشید و خوابید و به رحمت خدا رفت. بنده از دو سه نفر از مشایخ خود شنیده‌ام که از وقت وفات خودشان خبر داده‌اند،...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها