صفحه اصلی

در حال بارگیری...

خاطرات اطرافیان

شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ١۴ تیر ماه ١۴٠١

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
قبل‌تر محافظ یکی از مراجع بود. بعد از فوت آن مرجع، آمده بود به‌اصرار که محافظ آقای بهجت بشود. خانوادۀ آقا هم قبول کردند و با خودش در میان گذاشتند. گفت: «آن وقت چه کسی می‌خواهد از آن محافظ، محافظت کند؟» گفتند: «خدا» گفت: «همان خدا، از من هم محافظت می‌کند.»   به شیوه باران، ص٢۶ ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت حضور کامل نسبت به قرآن

حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره: به‌گونه‌ای قرآن بخوان که چشم تو قرآن را ببیند، گوش تو قرآن را بشنود و قلب تو نسبت به معارف بلند او حضور داشته باشد. باید آن را از آفرینندۀ قرآن تلقی کند، که قرآن را خدا می‌گوید و تو شنونده قرآن هستی. برگرفته از خاطرات حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج شیخ علی بهجت   ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٧ تیر ماه ١۴٠١

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
هم‌سایه بودیم. همسرم فوت شده بود؛ اقوام از شهرهای دور و نزدیک آمده بودند و چند روز مهمان داشتیم. سر و صدای مهمان‌ها تا خانۀ هم‌سایه‌ها می‌رفت؛ مخصوصاً خانۀ آقا که دیوارهایش خیلی کوتاه بود. یک روز آقای بهجت آمد دم در؛ مقدار قابل توجهی هم پول داد دستم. بعدها که دست و بالم بازتر شد، خواستم پول را برگرد...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٣١ خرداد ماه ١۴٠١

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
شخصی از آقا می‌پرسید: «آقا، شما از این‌همه توقف در حرم خسته نمی‌شوید؟» آقا فرمودند: «من خودم را در بهشت می‌بینم. چرا بیرون بیایم؟!» در عبادت به بالاتر از خودشان نگاه می‌کردند و واقعاً عمل خودشان برایشان جلب توجه نمی‌کرد.   برگرفته از کتاب صحبت سال‌ها  (مجموعه خاطرات حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج شیخ علی...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت توقف در بهشت حرم

شخصی از آقا می‌پرسید: «آقا، شما از این‌همه توقف در حرم خسته نمی‌شوید؟»  آقا فرمودند: «من خودم را در بهشت می‌بینم. چرا بیرون بیایم؟!»  برگرفته از کتاب صحبت سال‌ها  (مجموعه خاطرات حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج شیخ علی بهجت) ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٢۴ خرداد ماه ١۴٠١

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
با احمد رفیق بودیم؛ اما چندسالی بود که به‌خاطر  یک اختلاف مالی، میانۀ‌مان شکرآب شده بود.  هر کدام‌ حق را به خودمان می‌دادیم.  گرۀ دعوا که کور شد، برای قضاوت رفتیم پیش آقای بهجت. اول احمد حرف‌هایش را زد، بعد هم من از سیر تا پیاز ماجرا را گفتم. این میان، احمد برای کاری از اتاق بیرون رفت.  حرف‌های من ک...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ۱۷ خرداد ماه ١۴٠١

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
سوز سرما، دانه‌های ریز برف را با خودش این‌طرف و آن‌طرف می‌برد. روی سنگ‌فرش‌های صحن، لایۀ نازک یخ نشسته بود. خواستیم برویم حرم. گفتند: «حرم را بسته‌اند و فقط صحن باز است.» آقا که شنید، گفت: «حرم را بسته‌اند؛ درِ عبادت را که نبسته‌اند!» همان‌جا در ایوان صحن، توی سرما نشست. دعا و نمازش در حرم دو ساعت ط...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت اصرار کنید!

به مناسبت سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی رضوان الله تعالی علیه
آیت‌الله مشکینی می‌گفت:  ما بارها خدمت امام خمینی رحمه‌الله می‌رفتیم و سؤال می‌کردیم که برای مسائل اخلاقی به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام می‌گفت به آقای بهجت!  می‌گفتیم ایشان علاقه ندارند مطرح شوند و قبول نمی‌کنند. امام می‌گفت: اصرار کنید!   ردپای سپید،ص٣۵ (جلد پنجم از مجموعه ۵ جلدی داستانهایی کوتاه از ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ١٠ خرداد ماه ١۴٠١

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
توی همه این سال‌ها یکی‌دو بار بیشتر نگفت «من»؛ یک بارش وقتی بود که امام خمینی قدس‌سره از دنیا رفته بود؛ رهبر معظم انقلاب آمد و از سنگینی بار امانتی که دستش داده‌اند، حرف زد. آیت‌الله بهجت بعد از چند لحظه سکوت، سر بلند کرد و گفت: «الحمدلله شما به مبانی مستحضرید. اگر به آنچه می‌رسید، طبق موازین عمل کن...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها