صفحه اصلی

در حال بارگیری...

سیره تربیتی

شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٨ اسفند ماه ١۴٠٢

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
در سال آخر، وسط درس حالش بد می‌شد. یک روز سرفه‌های پی‌درپی امانش نمی‌دادند. جعبۀ دستمال‌کاغذی روی میز  تمام شد و سرفۀ او نه! به نزدیکانش می‌گفتیم: «این‌قدر سختش است، بهتر نیست نیاید و استراحت کند؟» می‌گفتند: «راضی‌اش می‌کنیم.» فردا باز دیدیم سر ساعت آمده... شرمنده می‌شدیم؛ کتاب‌مان را محکم‌تر توی دس...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ١ اسفند ماه ١۴٠٢

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
گفتم: «آقا! شوهرخواهرم مریض است؛ توی حرم دعایش کنید.» پرسید: «چه بیماری‌ای دارد؟» با شرمندگی گفتم: «روانی است.» گفت: «همۀ ما روانی هستیم؛ اگر نبودیم، گناه نمی‌کردیم...». به شیوه باران، ص١٩   ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت یکشنبه ٨ بهمن ماه ١۴٠٢

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
این‌بار هم [حضرت آیت‌الله بهجت] مثل خیلی وقت‌های دیگر پول(نذری) دادند و فرمودند: روضه حضرت زینب علیها‌السلام بخوان. دل به دریا زدم و پرسیدم: شما هربار می‌گویید روضۀ حضرت زینب علیها‌السلام بخوان، چی هست در این روضه؟ فرمودند: به برکت این توسل، خیلی‌ها حوائجشان را گرفته‌اند... ردپای سپید، ص۴٧ (براساس خ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٣ بهمن ماه ١۴٠٢

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
از درِ مسجد وارد صحن جمکران شدیم. از بلندگو کسی با امام عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف درد و دل می‌کرد: «مولا جان! کاش می‌دانستیم کجا تشریف دارید...؟» آقا زیر لب زمزمه می‌کرد: «کجا تشریف ندارند؟!» به شیوه باران، ص۴٠   ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ١٩ دی ماه ١۴٠٢

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
گفتم: «یک ذکر خیلی بزرگ یادم بدهید.» گفت: «ذکری یادتان بدهم که از جواهرهای همۀ کوه‌های دنیا  و مروارید همه دریاها قیمتی‌تر باشد؟» گفتم: «بله.» منتظر یک ذکر عریض و طویل خاص بودم؛ که گفت: «استغفار... استغفار... استغفار! اگر بدانید در این استغفار چه گنج‌هایی نهفته است؛ روح را صیقل می‌دهد، راه‌ها باز می...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت مقام و منزلت مادر

به مناسبت فرارسیدن سالروز ولادت پرنور و سرور ام‌أبیها، حضرت فاطمه‌زهرا سلام‌الله‌علیها و روز مادر
یکی از طلّاب اصفهانی می‌گوید: زمانی برای خودسازی و تزکیه نفس چند ماهی به مشهد مقدّس مسافرت نمودم.  روزی خدمت آیت الله العظمی بهجت رسیدم. ایشان بدون اینکه سؤال کنم، فرمود: آقا! خودسازی به این شکل فایده‌ای ندارد. بروید به اصفهان و مادرتان را خشنود کنید.  گفتم: نمی شود؛ و کمی با ایشان بحث کردم. وقتی که...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ١٢ دی ماه ١۴٠٢

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
پرسید: «شما کاری دارید؟» گفتم: «هفت‌هشت دقیقه می‌خواهم وقت‌تان را بگیرم.» گفت: «اگر هفت‌هشت دقیقه باشد، اشکالی ندارد.» حساب و کتاب زمان را داشت؛ می‌گفت: «بنا نداریم بیش از ضروریات حرفی بزنیم.» به شیوه باران، ص۶٢   ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ١۴ آذر ماه ١۴٠٢

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
توی دانشگاه، اخلاق پزشکی درس می‌دادم. سفارش می‌کردند: «حالا که آنجا هستید، توان علمی‌تان را بالا ببرید.» یک‌بار تصمیم گرفتم برای ترم جدید درس برندارم. گفتم،  استخاره کردند؛ بد آمد. چند ترم بعد، دوباره خواستم استخاره کنند. گفتند: «مگر شما برای این کار قبلاً استخاره نگرفتید؟!» در دانشگاه ماندگار شدم. ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٢٣ آبان ماه ١۴٠٢

خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت‌الله بهجت قدس‌سره
پرسید: «چرا زن نمی‌گیری؟» گفتم: «آقا! مزاحم درس و بحث آدم می‌شوند.» گفت: «آدم باید خیلی ضعیف باشد که زن و بچه بتوانند مزاحمش باشند!» به شیوه باران، ص۴٩   ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت مطالعه‌ی کتاب معراج‌السعاده

به مناسبت سالروز درگذشت عالم ربانی، ملا احمد نراقی؛ مؤلف کتاب «معراج‌السعاده»؛ ١٢۴۵ق.
نامه نوشتم خدمتشان. نوشتم: «برای نماز شب و خودسازی نصیحتی کنید و راه‌حلی به ما نشان بدهید». یک روز، بعد از نماز ظهر و عصر بود که رفتم جلو و نامه را دادم. یکی دو روز بعد به ایشان (آیت‌اللّٰه بهجت) گفتم: «من نامه‌ای نوشته بودم. آمدم جوابش را بگیرم». آقا فکری کردند و گفتند: «من نامه را گم کردم».  همان‌...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها