صفحه اصلی

در حال بارگیری...

موضوعات

بیانات

در نزد اولیای دین روی سفید نداریم!

گویا کفار ما را از انبیا و ائمه علیهم‌السلام و علما ترسانده‌اند که مبادا آنها دنیای ما را از بین ببرند، غافل از اینکه آنها استاد کار و خبیر و دانا هستند و این کفارند که مانع دنیا و آخرت ما شده‌اند. از پیشِ خود گفتیم: این واجب نیست و این حرام نیست و ترک و فعل کردیم و حال در چنگال گرگ‌ها گرفتار شدیم، ...
بیانات

راه نجات، فرار الی الله است

آیا حالا که دانسته‌ایم به‌واسطه ترک واجب و فعل حرام و مراعات نکردن حلال و حرام و دستورهای الهی به چنگال گرگ‌ها گرفتار آمده‌ایم، باز هم نباید بدانیم چه کار کنیم؟! راه نجات، فرار و بازگشت الی‌الله ـ «فَفِروا إِلَی اللهِ» ـ١ و گریختن به سوی اولیای اوست؛ زیرا اگر قلم تکوین و اراده تکوینیه خدا نباشد، هیچ...
بیانات

نهی از منکر بعضی عفو و صفح است!

چقدر مردم مختلفند، بعضی‌ها اگر به ناحق دل کسی را برنجانند، شب شاید خوابشان نبرد. اشخاصی نیز با اینکه مورد تجاوز بودند، حلیم بودند و عفو و صفح و چشم‌پوشی داشتند! درهرحال، نباید ولو با نگاه تند و اِخافه دل افراد بی‌گناه را برنجانیم و ایذا کنیم. نمی‌دانم چه حرفی بین یکی از علمای معروف در ایران و یا فام...
بیانات

قطعا یک طرف از حد انسانیت پایین تر آمده است!

«ناطق» که فصل انسان از سایر حیوانات است، به معنای زبان‌فهم است، نه نطق به معنای لقلقه زبان، زیرا طوطی هم لقلقه زبان دارد. و زبان‌فهم، یعنی فهم تصدیقی و تصوری طرف مقابل. هرکس هم که نمی‌فهمد از کسانی که می‌فهمند باید یاد بگیرد. اگر این حد و تعریف یعنی زبان‌فهمی و درک و شعور در ما وجود داشته باشد، دیگر...
بیانات

پا جای پای معصومین علیهم السلام بگذارید

بزرگانی بودند که هرکدام را می‌دیدی خیال می‌کردی که در تبحر و احاطه علمی، در عالَم فقط همین یک فرد وجود دارد، ولی عده‌ای هم هستند که در وقت اضطرار یک راست به سوی دربار می‌روند و درباری می‌شوند و هیچ‌فاصله‌ای برای خود نمی‌بینند. البته ما نمی‌گوییم: معصوم باشید و منصب معصومین علیهم‌السلام را داشته باشی...
بیانات

ما هر شب می‌میریم

شخصی نزد دخترش رفت تا دو سه شب پیش او بماند، همان‌جا سکته کرد، چقدر مرگ به انسان نزدیک است. ما هر وقت می‌خواهیم ذکر مرگ کنیم، خود را در فاصله صدوبیست سال از آن می‌بینیم و آنگاه آن را ذکر می‌کنیم....
بیانات

پس از نیم یا سه ربع ساعت می‌میرم!

کاتبی کاغذنویس گفت: نیم یا سه ربع ساعت دیگر می‌خواهم بمیرم. گفتند: تو که سالم هستی. گفت: کار به این حرف‌ها نداشته باشید. سرانجام همان‌طور که گفته بود شد و بعد از نیم یا سه ربع ساعت، خمیازه‌ای کشید و خوابید و به رحمت خدا رفت. بنده از دو سه نفر از مشایخ خود شنیده‌ام که از وقت وفات خودشان خبر داده‌اند،...
بیانات

آقای حاج شیخ به ما ملحق شدند!

از آقای سید جمال‌الدین گلپایگانی رحمه‌الله نقل کرده‌اند که فرمود: در قنوت نماز وتر، مرحوم آقا ضیا عراقی را دیدم که فرمود: آقای حاج شیخ [محمدحسین غروی اصفهانی] به ما ملحق شد، و این درست در همان شبی بود که فردای آن مرحوم اصفهانی فوت شدند. مرحوم آقا ضیا یک هفته پیش از مرحوم حاج شیخ فوت کرده بودند. سؤال...
بیانات

استفسار ملائکه، و ظرفیت برتر انسان

ملائکه چیزهای عجیب و غریبی در بشر می‌دیدند که از آب و گل آفریده شده و سنگین و تیره است؛ لذا از خدا سؤال و استفسار کردند که چرا می‌خواهی این را که غضب و شهوت دارد و جنگ و خونریزی و فساد از او بر می‌آید، خلق کنی؟ درحالی‌که: «وَ نَحْنُ نُسَبِحُ بِحَمْدِک وَ نُقَدِسُ لَک؛ درحالی‌که ما با ستایش تو، تسبیح...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها