صفحه اصلی

در حال بارگیری...

موضوعات

بیانات

خیال می‌کنید ما از حال شما مطلع نیستیم؟!

آقایی از مدرسین می‌گفت: هر وقت ابتلا و همّ و حزنی در نجف به من دست می‌داد، غسل و طهارت می‌نمودم و به حرم می‌رفتم. گویا به حضرت امیر علیه‌السلام پناه می‌بردم، و برای ابتلا و همّ و حزن من راه چاره و علاجی مشخص می‌شد! حضرت امیرالمؤمنین و نیز هرکدام از ائمه اطهار علیهم‌السلام نسبت به قاصدین و مجاورین و ...
بیانات

ما به اهل‌بیت علیهم‌السلام محتاجیم، نه آنها به ما

ما خیال می‌کنیم که معصومین علیهم‌السلام به زیارت ما محتاجند. در ایام اربعین، کربلا پر از دسته‌جات شیعیان عراق از طوایف مختلف عرب‌ها و کردها می‌شد که یکی از آنها را در ایام سال نمی‌دیدیم، و در شعرهایشان از خاندان مرتضی علیه‌السلام تجلیل و به آنها اظهار محبت و مودّت می‌کردند. اشخاص و جماعت متعدد از سر...
بیانات

کاسه زهر است نمی‌نوشم...

روزی در جریان مشروطیت، مرحوم آخوند خراسانی خواست درس را شروع کند، یک نفر بلند شد و گفت در تبریز خون‌ریزی شده است. بنا شد دسته جمعی به منزل آقا سید محمدکاظم یزدی رحمه‌الله بروند: بعضی هم که می‌خواستند فرار کنند، گفتند: از هر کوچه‌ای رفتیم، دیدیم چماق‌به‌دستی ایستاده است و نمی‌گذارد. معلوم شد همه راه‌...
بیانات

به حدی مجذوب شدم که نزدیک بود مسلمان شوم!

جوانی نصرانی می‌گوید داخل حُجاج شدم و اعمال آنها را به‌جا آوردم تا اینکه به بقیع رسیدم. تعجب می‌کنم در بقیع با اینکه به ظاهر جز خاک و خرابه چیز دیگری نبود، به‌حدی مجذوب شدم که نزدیک بود مسلمان شوم! آیا ما که مسلمانیم، نباید مجذوب آنها و مشاهد مشرفه‌شان شویم؟! عجایب و غرایب از افراد گرفتار و مبتلا بر...
بیانات

اوضاع علما در عراق

انگلیس وقتی دید علمای نجف و کربلا مخالفت می‌کنند، همه را دسته‌دسته به ایران تبعید کرد، تا اینکه بعد از گذشتن مدتی و پس از دخالت و وساطت دولت ایران، اجازه دادند به نجف و کربلا برگردند و از آنها تعهد و امضا گرفتند که دیگر در امور سیاسی عراق دخالت نکنند؛ لذا وقتی افراد نزد آقا سیدابوالحسن رحمه‌الله می‌...
بیانات

آن‌ها آینده را می‌دیدند و ما از گذشته خبر نداریم!

درباره آقایی که کرامت‌های بسیار از او نقل می‌کردند، گفته‌اند: در مسافرتی وقتی به نزدیک اصفهان رسید، شب بود و هوا تاریک، فرمود: من در این شهر بسترهای فحشا می‌بینم. صبح شد، وارد شهر شدند، فرمود: وقت سحر بساط عیش فلان و فلان را می‌دیدم. تا اینکه داخل شهر رفتند و... آری، آنها آینده را می‌دیدند، ولی ما گ...
بیانات

اختلاف ما در کبریات نبود!

بعد از جریان مشروطه و روی کار آمدن آن، از مرحوم آقا سید محمدکاظم یزدی سؤال شد که مخالفین شما چطورند؟ فرمود: مخالفت ما با آنها در کبریات نبود، نزاع موضوعی و صغروی بود. در محضر بهجت، ج۱، ص ۳۲۷ ...
بیانات

سفارش‌های رضاشاه به فیصل

در همان اوایل سلطنت پهلوی که فیصل (پادشاه عراق) به ایران آمد، زمانی که با رضاخان در درشکه سوار بودند و به سر مرز می‌رفتند، رضاشاه به فیصل گفت: من با دو چیز بر اوضاع مردم، مسلط شدم: ۱. خلع سلاح عشایر و قبایل؛ ۲. با گرفتن نفوذ روحانیت در مردم....
بیانات

کشتن علما بعد از مشروطیت در ایران

رؤسای مشروطه حتی روحانیون بانفوذ را یکی پس از دیگری کشتند، همان‌هایی را که توسط آنها دیگران را کشته بودند! حتی سید عبدالله بهبهانی رحمه‌الله را بدتر از شیخ فضل‌الله نوری رحمه‌الله کشتند، و همچنین بقیه روحانیون و امثال مرحوم مدرس را بعد از آن کشتند، به‌حدی که بعد از قضیه شهادت شیخ فضل‌الله نوری رحمه‌...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها