صفحه اصلی

در حال بارگیری...

نمــاز

«۷۴۲» بنابر اظهر، در قرار دادن مکانی به عنوان مسجد، صیغه وقف لازم نیست، بلکه هر عملی که دلالت بر آن کند کافی است، اگرچه به‌کار بردن لفظ در ایجاب آن، و تلفّظ به وقفیت به‌عنوان مسجدیت احوط است. و همچنین در قبول متولی یا حاکم شرع؛ و اظهر اعتبار قصد قربت است در وقف مسجد؛ و کافی است که با نیت و اراده بگوید: «جَعَلْتُهُ مَسجِداً لِلّه» و مسجدیت را اعلام کند، به معنایی که در عرف مسلمین معمول است (در مقابل مسجد به معنای لغوی)؛ و در قبضش کافی است یک نفر که نمازش محکوم به صحت باشد با اذن واقف در آنجا نماز بخواند؛ و اقرب ترتیب آثار مسجدیت است بر مساجد مخالفین، در صورتی که محکوم به کفر نباشند؛ و کلیساها و کنیسه‌ها در جهت حصول تقرب مانند مساجد مخالفین است، ولی در سایر جهات محل تأمل است.

«۷۴۳» نجس کردن زمین، سقف، بام، ظاهر و باطن مسجد حرام است و هر کس بفهمد که نجس شده است باید فوراً نجاست آن را برطرف کند؛ و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند و اگر نجس شود نجاستش را برطرف نمایند، مگر آنکه واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد. و بنابر احوط کافر نباید وارد مساجد مسلمین شود.

«۷۴۴» گذاشتن لباس نجس و سایر چیزهای نجس و متنجّس در مسجد، در صورتی که نجاست آن به مسجد سرایت نکند و موجب بی‌احترامی به آن نباشد، مانعی ندارد.

«۷۴۵» بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند و همچنین نباید صورت چیزی را نقاشی کنند و بکشند، مخصوصاً چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد، که در غیر مسجد هم اشکال دارد، و احتمال دارد نماز خواندن در این مساجد هم مکروه باشد؛ ولی نوشتن قرآن و احادیث صحیحه در مسجد مانعی ندارد.

«۷۴۶» اگر مسجد خراب هم شود، نمی‌توانند آن را بفروشند، یا داخل ملک و جاده نمایند.

«۷۴۷» فروختن در و پنجره و چیزهای دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه در آن مسجد قابل مصرف نیست و همان مسجد به پول آن نیاز دارد، بفروشند و صرف نیاز آن مسجد کنند و اگر آن مسجد به خود آن و به پول آن نیاز ندارد در مساجد دیگر آن را مصرف کنند و اگر آنجا هم نیاز نباشد بفروشند و پول آن را صرف مسجد کنند. و غلّه و نذوراتی که برای مسجد معینی قرار داده شده، در صورت بی‌نیاز بودن آن مسجد و یا معذور بودن مصرف در آن مسجد می‌توان آنها را در سایر مساجد مصرف کرد؛ و همچنین است حکم غلات و نذورات موقوفه مشاهد مشرفه؛ و با تعذر مصرف در موارد معین شده و یا مماثِل آن، می‌توان آن غلات و نذورات را در مطلق خیرات و مبرّات مصرف نمود.

«۷۴۸» ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می‌باشد، مستحب است و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، می‌توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند بلکه می‌توانند مسجدی را که خراب نشده، برای احتیاج مردم خراب کنند و بزرگ‌تر بسازند.

«۷۴۹» چند چیز در مسجد مستحب است، از جمله: تمیز کردن مسجد، روشن کردن چراغ آن و قرار دادن محل تطهیر از بول و غایط در خارج مسجد؛ و نیز مستحب است کسی که می‌خواهد مسجد برود، ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی در آن نباشد و موقع داخل شدن به مسجد، اول پای راست و موقع بیرون آمدن، اول پای چپ را بگذارد.

«۷۵۰» مستحب است مسجد دارای سقف نباشد، بلکه سایبان قرار دادن بر آن به غیر بوریا، مکروه است، مگر به‌سبب ضرورت و یا مرجّحات دیگری که با وجود آنها، بنابر اقرب این کراهت از بین می‌رود.

«۷۵۱» خوابیدن در مسجد، اگر انسان ناچار نباشد، و صحبت کردن راجع به کارهای دنیا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد در مسجد مکروه است؛ و نیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد و گمشده‌ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند و در هر صورت باید از کارهایی که با احترام مسجد منافات دارد یا مزاحم نمازگزاران است، اجتناب کند؛ ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد.

«۷۵۲» مستحب است که در مسجد از خرید و فروش و سایر معاملات (عقود و ایقاعات) غیر عبادی خودداری شود و امّا مانند نذر و وقف و نکاح چون حیثیت عبادی دارند، اشکالی ندارد؛ و مستحب است از ورود دیوانگان و اطفال غیر ممیز که مراعات آداب مساجد را نمی‌نمایند به مساجد، خودداری شود؛ و مکروه است کسی که بوی بدی از او استشمام می‌شود مثل بوی سیر و پیاز، داخل مسجد شود، و بعید نیست نمازی را که با این حال خوانده اعاده‌اش مستحب باشد.

«۷۵۳» تعرض به معابد یهودیان و مسیحیان که در ذمّه اسلام هستند و آن معابد هم در دست خود آنهاست جایز نیست، و آن اماکن مثل مساجد محترم است و جایز نیست خراب کردن آنها مگر با شرایطی که در مساجد هم جاری است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3825 | پیوند ثابت

«٩١٩» در تمام نمازهای واجب و مستحب پیش از رکوع رکعت دوّم مستحب است قنوت بخواند، بلکه احتیاط در این است که قنوت را در نمازهای واجب ترک نکند؛ و در نماز وتر با آنکه یک رکعت می‌باشد، خواندن قنوت پیش از رکوع مستحب است؛ و نماز جمعه در هر رکعت یک قنوت دارد، در رکعت اول قبل از رکوع و در رکعت دوم بعد از رکوع؛ و نماز آیات پنج قنوت و نماز عید فطر و قربان در رکعت اول پنج قنوت و در رکعت دوم چهار قنوت دارد.

«٩٢٠» اگر بخواهد قنوت بخواند، خوب است دست‌ها را مقابل صورت بلند کند، بلکه احتیاط در این است که در غیر موقع تقیه آن را ترک نکند و مستحب است که کف آنها را رو به آسمان و پهلوی هم نگه دارد.

«٩٢١» در قنوت هر ذکری بگوید، اگرچه یک «سبحان اللّه» باشد، کافی است و بهتر است بگوید: «لااِلهَ اِلاَّ اللّه الْحَلِیمُ الْکریم، لااِلهُ الاّ اللّه الْعَلِی الْعَظِیم، سُبْحانَ اللّه رَبِّ السَّمواتِ السَّبْع وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْع وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَینَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیم وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِین».

«٩٢٢» اظهر جواز قنوت به غیر عربی است و باید به هر لغتی که می‌خواند صحیح بخواند تا وظیفه قنوتی را انجام داده باشد و همچنین بنابر احتیاط واجب باید دعا خواندن به‌صورت غلط را در هرجای نماز که باشد، ترک کند.

«٩٢٣» مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند، ولی برای کسی که نماز را به جماعت می‌خواند، اگر امام جماعت صدای او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نیست.

«٩٢۴» اگر عمداً قنوت نخواند قضا ندارد؛ و اگر فراموش کند و پیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود یادش بیاید، مستحب است بایستد و بخواند، و اگر در رکوع یادش بیاید، مستحب است بعد از رکوع قضا کند، و اگر در سجده یادش بیاید مستحب است بعد از سلام نماز، قضا نماید و احتمال دارد هر جای نماز که یادش آمد بتواند قنوت را به‌جا آورد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3841 | پیوند ثابت

برای پنج چیز، بعد از سلام نماز، انسان باید دو سجده سهو به دستوری که بعداً گفته می‌شود به‌جا آورد:

١ـ اگر در بین نماز سهواً حرف بزند؛

٢ـ اگر یک سجده را فراموش کند؛

٣ـ اگر در نماز چهار رکعتی بعد از سجده دوم شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، ولی اگر قبل از تمام شدن سجده دوم شک کند، عمل به وظیفه‌ای که قبلاً گفته شد می‌نماید و بنابر احتیاط دو سجده سهو به‌جا می‌آورد؛ و همچنین اگر در حال ایستاده شک کرد که شش رکعت خوانده یا پنج رکعت، بدون رکوع می‌نشیند و تشهد خوانده، سلام می‌دهد و دو سجده سهو برای ایستادن بی‌جا و دو سجده دیگر برای شکی که کرده، بنابر احتیاط انجام می‌دهد.

۴ـ جایی که نباید نماز را سلام دهد، مثلاً در رکعت اول، سهواً سلام بدهد؛

۵ـ اگر سهواً چیزی از غیر رکن را کم یا زیاد کند، بنابر احتیاط دو سجده سهو به‌جا می‌آورد.

«١٠٠۶» اگر انسان اشتباهاً یا به خیال اینکه نمازش تمام شده، حرف بزند باید دو سجده سهو به‌جا آورد.

«١٠٠٧» اگر چیزی را که غلط خوانده دوباره به‌طور صحیح بخواند، برای دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نیست، و همچنین اگر در بین نماز احتیاط موجبات سجده سهو پیش بیاید، بنابر اظهر سجده سهو واجب نمی‌شود.

«١٠٠٨» اگر در نماز سهواً مدتی حرف بزند و تمام آنها یک مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز کافی است.

«١٠٠٩» اگر سهواً تسبیحات اربعه را نگوید یا کمتر از یک مرتبه بگوید باید دو سجده سهو به‌جا آورد.

«١٠١٠» اگر در جایی که نباید سلام دهد، به نیت سلام اشتباهاً هر سه سلام را بگوید دو سجده سهو کافی است.

«١٠١١» اگر یک سجده یا تشهد را فراموش کند و پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید، و یا گمان کند که سجده را از رکعت پیش فراموش کرده است، باید برگردد و به‌جا آورد، و بعد از نماز برای قیام بی‌جا احتیاطاً دو سجده سهو به‌جا آورد و همچنین بنابر احوط دو سجده سهو دیگر برای زیاد شدن قرائت یا تسبیحات ـ اگر آنها را خوانده باشد ـ به‌جا آورد.

«١٠١٢» اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید که یک سجده یا تشهد را از رکعت پیش فراموش کرده، باید بعد از سلام بنابر اظهر سجده یا تشهد را قضا نماید و بعد از آن برای تشهد فراموش شده دو سجده سهو و بنابر احتیاط واجب برای یک سجده فراموش شده نیز دو سجده سهو به‌جا آورد.

«١٠١٣» اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً به‌جا نیاورد، معصیت کرده و واجب است هرچه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهواً به‌جا نیاورد، هر وقت یادش آمد باید فوراً انجام دهد و لازم نیست نماز را دوباره بخواند.

«١٠١۴» اگر شک دارد که سجده سهو بر او واجب شده یا نه، لازم نیست به‌جا آورد.

«١٠١۵» کسی که شک دارد دو سجده سهو بر او واجب شده یا چهار سجده، اگر دو سجده بنماید کافی است.

«١٠١۶» اگر بداند یکی از دو سجده سهو را به‌جا نیاورده، در محل تدارک می‌کند و در غیر محل بنابر احتیاط واجب دو سجده سهو به‌جا آورد و اگر بداند سهواً سه سجده کرده، بنابر احتیاط مستحب دوباره دو سجده سهو بنماید.

«١٠١٧» اگر واجبی از واجبات سجده سهو را فراموش کرد، اگر محل آن نگذشته آن را به‌جا می‌آورد و اگر بعد از سلام فهمید، بنابر احتیاط سجده سهو را اعاده کند.

«١٠١٨» اگر در سجده سهو شک کرد که دو سجده به‌جا آورده یا یک سجده، بنا را بر دو می‌گذارد، اگرچه قبل از تشهد باشد، و اگر شک کرد که دو سجده به‌جا آورده یا سه سجده، بنا را بر دو می‌گذارد. و همچنین به شک در ذکر یا طمأنینه اعتنا نمی‌کند، اگرچه قبل از سربرداشتن از سجده باشد، امّا اگر شک کرد که اصل سجده را به‌جا آورده یا نه، باید به‌جا آورد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3857 | پیوند ثابت

«١٢۴٨» بعد از مرگ انسان، می‌توان برای نماز و عبادت‌های دیگر او که در زمان حیات به‌جا نیاورده دیگری را اجیر نمود، یعنی به کسی مزد دهند که آنها را به‌جا آورد و اگر او بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحیح و مجزی است و در این صورت بر وصی یا ولی اجیر گرفتن لازم نیست.

«١٢۴٩» کسی که برای نماز قضای میت اجیر شده باید یا مجتهد باشد یا مسائل نماز را از روی تقلید صحیح، بداند.

«١٢۵٠» اجیر باید هنگام نیت، میت را معین نماید، ولی لازم نیست اسم او را بداند، پس اگر نیت کند که از طرف کسی نماز می‌خوانم که برای او اجیر شده‌ام، کافی است.

«١٢۵١» اجیر باید خود را به جای میت فرض کند و عبادت‌های او را به نیابت از او قضا نماید و یا به قصد به‌جا آوردن آنچه بر عهده میت است، انجام دهد، ولی اگر عملی را انجام دهد و ثواب آن را برای میت هدیه کند کافی نیست.

«١٢۵٢» باید کسی را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند نماز را به‌صورت صحیح می‌خواند.

«١٢۵٣» کسی که دیگری را برای نمازهای میت اجیر کرده اگر بفهمد که عمل را به‌جا نیاورده و یا باطل انجام داده، باید دوباره اجیر بگیرد.

«١٢۵۴» هرگاه شک کند که اجیر عمل را انجام داده یا نه، اگر اجیر بگوید، انجام داده‌ام، گفته او قبول است، و اگر شک کند که عمل او صحیح بوده یا نه، حمل بر صحت می‌شود، یعنی بنا بر این می‌گذارند که عمل را صحیح انجام داده است.

«١٢۵۵» کسی را که عذری دارد، مثلاً نشسته نماز می‌خواند، بنابر احتیاط نمی‌توان برای نمازهای میت اجیر کرد، بلکه کسی را هم که با تیمم یا وضوی جبیره نماز می‌خواند، بنابر احتیاط نمی‌شود اجیر کرد.

«١٢۵۶» مرد برای زن و زن برای مرد می‌تواند اجیر شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز باید هر یک به وظیفه خود عمل نماید.

«١٢۵٧» اگر ترتیب قضا شدن نمازهای میت معلوم است، قضای آنها هم باید به ترتیب خوانده شود و اگر ترتیب نمازها را نمی‌دانند، چنانچه رعایت ترتیب مستلزم تکرار عمل باشد لازم نیست، حتی اگر بدانند که میت ترتیب نمازهای خود را می‌دانسته است.

«١٢۵٨» اگر با اجیر شرط کنند که عمل را به‌صورت مخصوص انجام دهد، باید همان‌طور به‌جا آورد، و اگر با او شرط نکنند، باید در آن عمل به تکلیف خود عمل نماید.

«١٢۵٩» اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، می‌تواند بدون مستحبات نماز را به‌جا آورد.

«١٢۶٠» اگر انسان چند نفر را برای نماز قضای میت اجیر کند، در صورتی که ترتیب قضا شدن نمازها برای مستأجر معلوم است، باید برای هر کدام آنها وقتی را معین نماید، مثلاً اگر با یکی از آنها قرار گذاشت که از صبح تا ظهر نماز بخواند، با دیگری قرار بگذارد که از ظهر تا شب بخواند، و نیز باید نماز را که در هر دفعه شروع می‌کند معین نماید، مثلاً قرار بگذارد نماز اولی که می‌خواند صبح باشد یا ظهر یا عصر، و با نفر دوم طوری قرار بگذارد که ترتیب رعایت شود.

«١٢۶١» اگر کسی اجیر شود که مثلاً در مدت یک سال نمازهای میت را بخواند و پیش از تمام شدن سال بمیرد، باید برای نمازهایی که می‌دانند اجیر به‌جا نیاورده، دیگری را اجیر نمایند، بلکه برای نمازهایی که احتمال می‌دهند به‌جا نیاورده بنابر احتیاط واجب باید اجیر بگیرند.

«١٢۶٢» کسی را که برای نمازهای میت اجیر کرده‌اند اگر پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط کرده باشد که تمام نمازها را خودش بخواند، باید اجرت مقداری را که نخوانده از مال او به ولی میتی که برای نماز او اجیر شده بود، بدهند؛ مثلا اگر نصف آنها را نخوانده، باید نصف پولی را که گرفته از مال او به ولی میت بدهند، و اگر شرط نکرده باشند، ورثه اجیر باید از مال او کسی را اجیر بگیرند تا نمازهای باقیمانده را بخواند، و اگر مال نداشته باشد، بر ورثه چیزی واجب نیست، و احتیاط در اعلام به مستأجر است که در صورت تمکن فرد دیگری را اجیر نماید.

«١٢۶٣» اگر اجیر تمام اجرت را بگیرد و پیش از تمام کردن نمازهای میت بمیرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، باید از مال او برای نمازهایی که اجیر بوده دیگری را اجیر نمایند و قضای نماز خودش بر ولی اوست.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3873 | پیوند ثابت

«۶۳۸» نمازهای مستحبی زیاد است و آنها را نافله گویند. در بین نمازهای مستحبی به خواندن نافله‌های شبانه‌روز بیشتر سفارش شده و آنها، در غیر روز جمعه، سی‌وچهار رکعتند که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا و یازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح می‌باشد. و چون دو رکعت نافله عشا را باید نشسته خواند، یک رکعت حساب می‌شود. ولی در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه می‌شود که تمام آن را می‌توان قبل از ظهر به‌جا آورد.

«۶۳۹» از یازده رکعت نافله شب، هشت رکعت آن باید به نیت نافله شب و دو رکعت آن به نیت نماز «شَفْع» و یک رکعت آن به نیت نماز «وَتْر» خوانده شود. و دستور کامل نافله شب در کتاب‌های دعا گفته شده است.

«۶۴۰» نافله ظهر و عصر را در سفر، یعنی در جایی که باید نماز ظهر و عصر را شکسته بخواند، ساقط می‌شود؛ و امّا در جایی که مخیر است، نمازش را تمام و یا شکسته بخواند اظهر عدم سقوط نافله ظهر و عصر است؛ و امّا در نافله عشا اظهر عدم سقوط آن در سفر است، ولی احتیاط این است که به نیت اینکه شاید مطلوب باشد به‌جا آورد.

کتاب: | شناسه: 3810 | پیوند ثابت

«۷۵۴» نماز در مسجد از نماز در غیر مسجد افضل است؛ و بهتر از همه مسجدالحرام است و بعد مسجدالنبی و بعد مسجد کوفه و بعد مسجد سهله و مسجد خیف و مسجد غدیر و مسجد بیت‌المقدس و مسجد براثا و مسجد قبا و مسجد جامع هر شهر و بعد مسجد قبیله و بعد مسجد بازار؛ و از جمله مواضع مستحب و بافضیلت، مشاهد مشرفه انبیا و اوصیای آنان و ائمه علیهم‌السلام است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3826 | پیوند ثابت

«٩٢۵» مستحب است در حال قیام نگاه کردن به محل سجده؛ و نیز بعید نیست استحباب نگاه کردن بین دو قدم در حال رکوع و به طرف بینی در حال سجود و به دامن خود در حال نشسته و به کف دو دست در حال قنوت؛ و مستحب است در حال قیام گذاشتن دست‌ها روی ران‌ها مقابل زانو و در حال قنوت قرار دادن آنها مقابل صورت به‌طوری‌که کف آنها رو به آسمان باشد، و در حال سجده گذاشتن دست‌ها مقابل گوش‌ها یا صورت یا شانه‌ها، و در حال نشسته روی ران‌ها و در حال رکوع روی زانو برای مردها.

تعقیبات نماز

«٩٢۶» مستحب است انسان بعد از نماز مشغول تعقیب، یعنی خواندن ذکر و دعا و قرآن شود. و بهتر است پیش از آنکه از جای خود حرکت کند و وضو و غسل و تیمم او باطل شود، رو به قبله تعقیب را بخواند، و لازم نیست تعقیب به عربی باشد، ولی بهتر است چیزهایی را که در کتاب‌های دعا دستور داده‌اند بخواند و از تعقیب‌هایی که خیلی سفارش شده است، تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام است که باید به این ترتیب گفته شود: ٣۴ مرتبه «اللّه اَکبر»، سپس ٣٣ مرتبه «اَلحَمدُ للّه» و بعد از آن ٣٣ مرتبه «سُبحان اللّه»، و بنابر اظهر می‌شود «سبحان اللّه» را پیش از «اَلحَمد للّه» گفت، ولی بهتر است بعد از «الحمد للّه» گفته شود.
«٩٢٧» مستحب است بعد از نماز سجده شکر نماید و همین‌قدر که پیشانی را به قصد شکر بر زمین بگذارد کافی است، ولی بهتر است صد مرتبه یا سه مرتبه یا یک مرتبه، «شُکراً للّه» یا «شکراً» یا «عَفْواً» بگوید و نیز مستحب است هر وقت نعمتی به انسان می‌رسد یا بلایی از او دور می‌شود، سجده شکر به‌جا آورد.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3842 | پیوند ثابت

«١٠١٩» دستور سجده سهو این است که بعد از سلام نماز فوراً نیت سجده سهو کند و پیشانی را به چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بنابر احتیاط واجب به‌نحو مأثور بگوید:

«بسـم اللّه و بِاللّه و صَلَّـی اللّه عَلی محمّدٍ و آلِ محمّد» یا «بسم اللّه و باللّه اللّهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»، ولی بهتر است بگوید: «بسم اللّه و باللّه السّلامُ عَلَیکَ اَیّهَا النَّبِیُّ و رَحْمَةُ اللّه وَ بَرَکاتُه»، بعد باید بنشیند و دوباره به سجده رود و یکی از ذکرهایی را که گفته شد بگوید و بنابر اظهر وقتی سر از سجده برداشت تشهد بخواند، سپس سلام بدهد.

«١٠٢٠» آنچه در سجده نماز واجب است، از قبیل گذاشتن مواضع هفت‌گانه بر زمین، گذاشتن پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح است، نشستن بین دو سجده و طمأنینه در آنها، طهارت، پوشش و رو به قبله بودن، بنابر احوط باید در سجده سهو رعایت شود.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3858 | پیوند ثابت

«۶۴۹» یکی از نمازهای مستحبی نماز غفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده می‌شود. و وقت آن بنابر احوط بعد از نماز مغرب است تا وقتی که سرخی طرف مغرب از بین برود، گرچه احتمال دارد بین نماز مغرب و عشا هر وقت که بود بشود خواند و بنابر اظهر می‌توانند نماز غفیله را با نافله مغرب باهم در یک نماز نیت کرده به‌جا آورند؛ و در رکعت اول آن، بعد از حمد باید یا بهتر است به جای سوره این آیه را بخوانند:
 «وَ ذَالنّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیهِ فَنادی فِی الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَک اِنِّی کنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکذَلِک نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ» و در رکعت دوم بعد از حمد به جای سوره این آیه را بخوانند: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیبِ لایعْلَمُها اِلاّ هُوَ وَ یعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ماتَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ یعْلَمُها وَ لاحَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الاْرْضِ وَ لارَطْبٍ وَ لایابِسٍ اِلاّ فی کتابٍ مُبِین». و در قنوت آن بگویند: «اَللّهُمَّ اِنّی أَسْئلُک بِمَفاتِحِ الْغَیبِ الَّتی لایعْلَمُها اِلاّ أنْتَ أنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بی... سپس حاجت‌های خود را ذکر کنند و بعد بگویند: اَللّهُمَّ أَنْتَ وَلِی نِعْمَتی وَ الْقادِرُ عَلی طَلِبَتی تَعْلَمُ حاجَتی فَأَسْأَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِ وَ عَلَیهِمُ السَّلام لَمّا قَضَیتَها لی».

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3811 | پیوند ثابت

«۷۵۵» برای مرد و زن مستحب است پیش از نمازهای یومیه اذان و اقامه بگویند، اما احتیاط مستحب این است که اقامه ترک نشود، مخصوصاً در نماز صبح و مغرب و برای کسی که به جماعت نماز نمی‌خواند. ولی پیش از نماز عید فطر و قربان، مستحب است سه مرتبه بگویند: «اَلصّلاة»؛ و همچنین برای اینکه به دیگران اعلام شود که وقت نماز داخل شده است، استحباب اذان بعید نیست؛ و گفتن اذان و اقامه در غیر این موارد به قصد ورود در شرع حرام است.

«۷۵۶» مستحب است در گوش راست بچه‌ای که به دنیا آمده اذان و در گوش چپش اقامه بگویند.

«۷۵۷» اذان هیجده جمله است:

«اللّه اَکبَر» چهار مرتبه؛ «اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ اللّه»؛ «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه»؛ «حَی عَلَی الصَّلاة»؛ «حَی عَلَی الفَلاح»؛ «حَی عَلی خَیرِ الْعَمَل»؛ «اللّه اَکبَر»؛ «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» هر یک دو مرتبه.

و اقامه هفده جمله است؛ یعنی دو مرتبه «اللّه اکبر» از اول اذان و یک مرتبه «لااِلهَ الاَّ اللّه» از آخر آن کم می‌شود، و بعد از گفتن «حَی عَلی خَیرِ الْعَمَل» باید دو مرتبه «قَدْ قامَتِ الصَّلاة» اضافه نمود.
«۷۵۸» بعید نیست مستحب بودن اقرار به ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام در اذان مستحبی، در صورتی که به نیت مطلوب بودن گفته شود، به عبارات مختلفی که در «نهایه» و «فقیه» و «احتجاج» نقل شده است که «اَنَّ عَلِیاً وَلِی اللّه» و یا «عَلِیٌ اَمیرُ المُؤمِنین» و یا به عبارت «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیاً وَلِی اللّه» باشد، و اما اقرار به ولایت اگرچه در غیر اذان باشد خوب است، پس احتیاج به دلیل مخصوص ندارد؛ و کامل‌ترین عبارتی که در اینجا گفته می‌شود آن است که اقرار به خلیفه بودن یا وصی بودن حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و ائمه طاهرین علیهم‌السلام در آن باشد.

«۷۵۹» در پنج نماز، اذان ساقط می‌شود:

اول. نماز عصر روز جمعه در صورتی که با نماز جمعه با هم خوانده شود.

دوم. نماز عصر روز عرفه که روز نهم ذی‌حجه است، در صورتی که با نماز ظهر جمع شود.

سوم. نماز عشای شب عید قربان، برای کسی که در مشعرالحرام باشد در صورتی که با نماز مغرب جمع شود و بنابر احتیاط در این سه صورت که گفته شد باید اصلاً اذان نگویند نه اینکه مستحب نباشد و گفتن آن بی‌اشکال باشد؛ ولی در جایی که نماز عصر را با نماز ظهر با هم می‌خوانند خوب است برای نماز عصر اذان گفته نشود.

چهارم. نماز عصر و عشای زن مستحاضه.

پنجم. نماز عصر و عشای کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند. و در این پنج نماز در صورتی اذان ساقط می‌شود که با نماز قبلی فاصله نداشته باشد، یا فاصله کمی بین آنها باشد و اگر فاصله پیدا کرد یا نافله بین آنها خوانده شد، بنابر اظهر اذان گفتن به استحباب خود باقی است.

«۷۶۰» اگر برای نماز جماعتی اذان و اقامه گفته باشند، کسی که با آن جماعت نماز می‌خواند، می‌تواند برای نماز خود اذان و اقامه نگوید.

«۷۶۱» اگر برای خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببیند جماعت تمام شده، تا وقتی که صف‌ها به‌هم نخورده و جمعیت متفرق نشده، بنابر اظهر لازم نیست برای نماز خود اذان و اقامه بگوید، در صورتی که برای جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد.

«۷۶۲» در جایی که عده‌ای مشغول نماز جماعتند، یا نماز آنان تازه تمام شده و صف‌ها به‌هم نخورده است، اگر انسان بخواهد فُرادی (به‌تنهایی) یا با جماعت دیگری که بر پا شده نماز بخواند، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط می‌شود، بنابر اظهر: اول آنکه برای آن نماز، اذان و اقامه گفته باشند؛ دوم آنکه نماز جماعت باطل نباشد؛ سوم آنکه نماز او و نماز جماعت در یک مکان باشد و بنابر احتیاط باید طوری باشد که ملحق به صف بشود، پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگوید.

«۷۶۳» کسی که اذان و اقامه دیگری را می‌شنود مستحب است هرقسمتی را که می‌شنود، بگوید، ولی از «حَی عَلَی الصَلاة» تا «حَی عَلی خَیرِ العَمل» را به جای هر کدام «لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّه الْعَلِی الْعَظِیم» می‌گوید.

«۷۶۴» کسی که اذان و اقامه دیگری را شنیده، چه با او گفته باشد یا نه، می‌تواند برای نماز خود اذان و اقامه نگوید.

«۷۶۵» اقامه باید بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگویند صحیح نیست.

«۷۶۶» اگر کلمات اذان و اقامه را بدون ترتیب بگوید، مثلاً «حَی عَلَی الْفَلاح» را پیش از «حَی عَلَی الصَّلاة» بگوید، باید از جایی که ترتیب به‌هم خورده، دوباره بگوید.

«۷۶۷» بنابر احتیاط باید بین اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بین آنها به‌قدری فاصله دهد که اذانی را که گفته اذان این اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگوید؛ و نیز اگر بین اذان و اقامه و نماز به قدری فاصله دهد که اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره برای آن نماز، اذان و اقامه بگوید.

«۷۶۸» اذان و اقامه باید بنابر احتیاط به عربی صحیح گفته شود، بلکه لزوم آن خالی از وجه نیست؛ پس اگر به عربی غلط بگوید، اگرچه معنی را تغییر ندهد؛ یا به جای حرفی حرف دیگر بگوید یا مثلاً ترجمۀ آنها را به فارسی بگوید، صحیح نیست.

«۷۶۹» اذان و اقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً یا از روی فراموشی پیش از وقت بگوید، باطل است؛ مگر برای اینکه مردم مهیّا برای نماز شوند و یا کارهای خود را رها کنند، که بعید نیست یک اذان قبلاً گفته شود ـ اگر مردم را به اشتباه نیندازد ـ و بعد اذان دیگری برای نماز گفته شود.

«۷۷۰» اگر کسی اذان و اقامه را فراموش کرد و بعد از رکوع یادش آمد، برای درک آنها نمی‌تواند نماز را قطع کند؛ ولی اگر قبل از رکوع یادش آمد، مستحب است به قصد تحصیل ثواب اذان و اقامه نماز را قطع کند و بعد از اذان و اقامه نماز را از سر بگیرد؛ و اگر فقط اذان را به‌تنهایی فراموش کرده، بنابر اظهر قطع نماز جایز نیست، و اگر فقط اقامه را فراموش کرده، جواز قطع نماز خالی از وجه نیست، اگرچه خلاف احتیاط است.

«۷۷۱» اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته یا نه، باید اذان را بگوید، ولی اگر مشغول اقامه شود و شک کند که اذان گفته یا نه، گفتن اذان لازم نیست.

«۷۷۲» اگر در بین اذان یا اقامه، پیش از آنکه قسمتی را بگوید شک کند که قسمت پیش از آن را گفته یا نه، باید قسمتی را که در گفتن آن شک کرده بگوید، ولی اگر در حال گفتن قسمتی از اذان یا اقامه شک کند جملۀ قبلی را گفته یا نه، بعید نیست گفتن آن لازم نباشد.

«۷۷۳» مستحب است انسان در موقع گفتن اذان، رو به قبله بایستد و با وضو یا غسل باشد. ولی در اقامه بنابر احوط با وضو یا غسل بودن شرط است؛ و در اذانی که برای اعلام داخل شدن وقت است مستحب است جای بلندی بایستد و دست‌ها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نماید و بِکِشد و بین جمله‌های اذان کمی فاصله دهد و بین آنها حرف نزند.

«۷۷۴» مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و آن را از اذان آهسته‌تر بگوید و بین جمله‌های آن کمتر از اذان فاصله دهد، ولی جمله‌ها را به هم نچسباند، و به خلاف اذان که با تأنّی گفته می‌شود اقامه را سریع‌تر بگوید.

«۷۷۵» مستحب است بین اذان و اقامه ـ در غیر نماز مغرب ـ دو رکعت نماز بخواند و در صورت نخواندن نافله قدری بنشیند یا سجده نماید یا قدمی بردارد؛ و در مغرب کافی است قدری ساکت شود یا قدمی بردارد؛ و حرف زدن بین اذان و اقامه نماز صبح، اگر ذکر نباشد مکروه است.

«۷۷۶» مستحب است کسی را که برای گفتن اذان معیّن می‌کنند، عادل و بینا و وقت‌شناس باشد یا اینکه راهنما داشته باشد؛ و صدایش بلند باشد و اذان را در جای بلند بگوید.

«۷۷۷» مؤذّن در مقابل اذان گفتن بنابر احتیاط واجب نباید مزد بگیرد و امّا چیزی که عنوان مزد ندارد، جایز است، مثل ارتزاق از بیت‌المال و یا موقوفه‌ای که از درآمد آن برای مؤذّن سهمی در نظر گرفته شده است.

کتاب: توضیح‌المسائل | شناسه: 3827 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها