صفحه اصلی

در حال بارگیری...

خاطره

بیانات

بهترین شاگردان مرحوم شیخ محمّدحسین اصفهانی

استاد ما [شیخ محمدحسین غروی اصفهانی] می‌فرمود: روزی آقای خویی سلمه‌الله درس روز قبل را نوشتند و آوردند که نگاه کنم و می‌گفت که دیشب سردرد داشتم و درس را نوشته‌ام نگاه کنید درست است یا خیر. دیدم کأنه مثل ضبط تمام درس را نوشته بود. استاد می‌فرمود: در میان شاگردها از او با فهم‌تر موجود است، ولی ایشان پ...
بیانات

چاپ اسکناس از نوعی دیگر!

حدود ده سال پیش [از انقلاب] شخصی گاه به منزل بعضی از رفقای بی‌بضاعت و مستضعف می‌رفت و چند ورق سفید به اندازه ده تومانی می‌پیچید و هر کدام را لای ورقی از قرآن قرار می‌داد، سپس قرآن را روی هم می‌گذاشت و دو رکعت یا بیشتر١ نماز می‌خواند، سپس قرآن را باز می‌کرد و دیده می‌شد که کاغذها به اسکناس‌های ده توم...
بیانات

لَعَنَ اللّه‏ُ الْعَجَمَ که برای ما سرما فرستادند!

قضیه دشمنی عرب و عجم، عجیب و غریب است. یک سال در عراق برف آمده بود، عرب‌ها می‌گفتند: لَعَنَ الله‏ُ الْعَجَم که برای ما سرما فرستادند! ولی این طوری که دیده می‌شود، ایرانی‌ها نسبت به عرب‌ها تا این اندازه دشمنی ندارند. در محضر بهجت، ج۲، ص۲۰۹ ...
بیانات

ای‌کاش علمای پیرمرد اجتماع می‌کردند!

از مرحوم سید هبةالله شهرستانی١ خواستند که برای ایجاد اختلاف و جدایی بین آقای کاشانی رحمه‌الله و مصدق اجازه دهند. ایشان فرمود: آیا اجازه بدهم که «لِتُراقَ الدماءُ وَ تُباحَ الاْءَعْراضُ وَ الأَمْوالُ؟!؛ تا خون‌ها ریخته شود و ناموس‌ها و اموال پایمال گردد؟!»....
بیانات

چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟

عده‌ای از پاکان و نیکان با حضرت صاحب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف سؤال و جواب می‌کنند و حاجت می‌طلبند و جواب می‌گیرند و در مسجد جمکران، صدای آن حضرت را می‌شنوند! آقایی را که در بیداری دیده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟ در محضر بهجت، ج۲، ص۸۶ ...
بیانات

معرفت نَفس و معرفت پروردگار

برخی گفته‌اند: روایتِ «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ، فَقَدْ عَرَفَ رَبهُ؛ هرکه خود را شناخت قطعاً خدا را شناخته است»١ از علی علیه‌السلام نقل شده است، و حال اینکه از پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز رسیده است که: «أَعْرَفُکمْ بِنَفْسِهِ، أَعْرَفُک؛ آشناترین شما به خود، آشناترین شما به پروردگارش است»....
بیانات

مرحوم مظفر پرکارتر از همه

زمانی که ما در نجف اشرف در مدرسه سید [محمدکاظم یزدی، صاحب عروة الوثقی] رحمه‌الله بودیم، حجره آقای شیخ محمدرضا مظفر رحمه‌الله روبه‌روی حجره ما قرار داشت و شب‌ها چراغ نفتی ما و ایشان روشن بود، ولی وقتی ما بعد از مطالعه و انجام کارهای خود می‌خواستیم بخوابیم، می‌دیدیم که چراغ ایشان هم‌چنان روشن است، و ا...
بیانات

کار امروز را به فردا وامگذاریم

خوب است انسان کار امروز را به فردا، بلکه کار هیچ‌ساعتی را به ساعت دیگر احاله نکند، مگر از روی عذر، وگرنه نمی‌داند که بعد از این ساعت چطور می‌شود....
بیانات

پس از نیم یا سه ربع ساعت می‌میرم!

کاتبی کاغذنویس گفت: نیم یا سه ربع ساعت دیگر می‌خواهم بمیرم. گفتند: تو که سالم هستی. گفت: کار به این حرف‌ها نداشته باشید. سرانجام همان‌طور که گفته بود شد و بعد از نیم یا سه ربع ساعت، خمیازه‌ای کشید و خوابید و به رحمت خدا رفت. بنده از دو سه نفر از مشایخ خود شنیده‌ام که از وقت وفات خودشان خبر داده‌اند،...
بیانات

استخاره حضرت آیت‌الله بهجت با قرآن

مرحوم همدانی در علم و عمل از بزرگان بود. با یکی از آقازاده‌ها به خدمت ایشان رفتیم، آن آقازاده بنده را به ایشان معرفی کرد، ایشان دوبار فرمود: اگر ایران رفتی، برگرد به نجف. و اسم شهری را هم ذکر فرمودند بعد ما به قم آمدیم، نمی‌دانم گذرنامه برگشتن میسور نشد یا استخاره کردیم و دیگر به نجف برنگشتیم. برای ...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها