صفحه اصلی

در حال بارگیری...
ویژه‌نامه بشارت از حضرت حجت (عج)

مطلب هجدهم: علائم و نشانه‌های ظهور

آیت‌الله بهجت قدس‌سره این پیام را بعد از تخریب بارگاه مطهر امامین عسکریین علیهماالسلام در شهر سامرا توسط تکفیری‌ها، در تاریخ ١٠ اسفند١٣٨۴ مرقوم فرموده‌اند که توسط یکی از شاگردان حاضر در درس معظم‌له قرائت گردیده‌است
 

تشیع با تخریب قبور ائمه ریشه کن نمی شود!

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم١

الحمدلله و الصّلاة علی سیّد الأنبیاء محمّد و آله الطّاهرین و اللّعن الدّائم علی اعدائهم أجمعین.

ضمن تسلیت به صاحب اعظم تمام امثالِ این مصائب و مسألت تعجیل فرج با اذن خداوند اجل، بیان می‎شود:

جاهل‎ها گمان می‎کنند که با تخریبات قبور ائمه علیهم‌السلام می‎توانند تشیّع را ریشه‎کن کنند. شیعه و سادات و بزرگان آن‎ها، بالاتر از تخریبات را در زمان ائمه ایشان دیده‎اند و آن‎که پس از تبدیل تخریب به تعمیر، بر قوّه ایمان ایشان در صورت و معنا افزوده گردیده است.

از زمان حضرات علی و فاطمه علیهما‌السلام تا زید[بن‎علی] و یحیی[بن‎زید]، یک‎به‎یکِ مقتولین [توسط] بنی العباس و تخریبات متوکل ملعون و متوکل های هر زمان، همه مشهود ائمه حق بوده و با اِخبار آن‎ها به فساد و افسادهای دشمنانِ ایمان تا خروج سفیانی که از حتمیّات قبل از ظهورِ دولت حقّه _ عجّل ‎اللّه ‎فرج ‎صاحبها _ است٢ و غیر حتمیّات بوده و خبر داده‎اند به آنچه که به اهل ایمان رسیده و می رسد قبل از ظهور، تا به آنجا که فرموده‎اند:

جاهل‎ها گمان می‎کنند که با تخریبات قبور ائمه علیهم‌السلام می‎توانند تشیّع را ریشه‎کن کنند. شیعه و سادات و بزرگان آن‎ها، بالاتر از تخریبات را در زمان ائمه ایشان دیده‎اند و آن‎که پس از تبدیل تخریب به تعمیر، بر قوّه ایمان ایشان در صورت و معنا افزوده گردیده است.

 «نَحْنُ صَبَرْنَا وَ شِيعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا وَ ذَلِكَ أَنَا صَبَرْنَا عَلَى مَا نَعْلَمُ وَ هُمْ صَبَرُوا عَلَى مَا لايَعْلَمُون»٣ (ما صبور هستیم و شیعیان ما صبورتر از ما هستند؛ زیرا ما از روی علم و آگاهی صبر می‎کنیم و شیعیان ما بر آنچه نمی دانند، صبر می‎کنند).

 با همه این امور، چهار نفر با ایمان آن زمان، به بیش از چهارصد میلیون شیعه _ کثر اللّه ‎امثالهم _ رسیدند.

همه اهل حق باید تشخیص وظیفه عملی بدهند؛ از جمله: مسارعت در تعمیر کامل تخریبات ظالمین و فاسقین و تأکید بر اقامه مجالس درس و تدریس احکام ثابته اهل بیت علیهم‌السلام۴ و مجالس روضه و بیان فضایل آنان و انشاء مدایح و مراثی و رسیدگی به ضعفای شیعیان و دوستان آن‎ها، به نحوی که علمای شیعه تصویب فرمایند و با بکاء، با سوزش دل که موجب اتصال روحی و معنوی به آنان و قرب معنوی به مبدأ اجل و اعلی می‎شود؛ اگرچه جاهل ها فواید آن و تظاهرات مشروعه موجبه آن۵ را نفهمیده‎اند.

از خداوند عذاب دنیوی و اخروی کفار و منافقین به آل‎محمّد علیهم‌السلام و شیعیان و دوستان ایشان، و هلاک صوری و معنوی آن‎ها را به زودی در دنیا، قبل از آخرت، با تعجیل در فرج و عدم مهلت به آنان به فساد و افساد بیش از این به ظالمین مسألت داریم.

والسّلام علی جمیع اهل الایمان فی الشرق و الغرب و رحمة اللّه و برکاته.

 

 

مطلب هجدهم:

علائم و نشانه های ظهور

به‎طور کلی علائم و نشانه های ظهور به دو دسته حتمی و غیر حتمی تقسیم می‎شوند. با ملاحظه مجموع روایات، معلوم می‎گردد که علائم حتمی، آن نشانه‎هایی هستند که احتمال وقوع بداء و عدم تحقق آن‎ها بسیار ضعیف و نزدیک به صفر است؛ به نحوی که مورد اعتنا واقع نمی‎شود و از این‎رو آن‎ها را علائم حتمی می‎نامند. اما در نشانه‎های غیر حتمی، حصول بداء احتمال بالایی دارد و در نتیجه معتنی‎به است. امام صادق علیه‌السلام در روایت زیر به تقسیم علائم به حتمی و غیر حتمی اشاره می‎فرماید: «مِنَ اَلْأَمْرِ مَحْتُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَيْسَ بِمَحْتُومٍ وَ مِنَ اَلْمَحْتُومِ خُرُوجُ اَلسُّفْيَانِيِّ فی رَجَب».۶

به‎طور کلی علائم و نشانه های ظهور به دو دسته حتمی و غیر حتمی تقسیم می‎شوند. با ملاحظه مجموع روایات، معلوم می‎گردد که علائم حتمی، آن نشانه‎هایی هستند که احتمال وقوع بداء و عدم تحقق آن‎ها بسیار ضعیف و نزدیک به صفر است؛ به نحوی که مورد اعتنا واقع نمی‎شود و از این‎رو آن‎ها را علائم حتمی می‎نامند. اما در نشانه‎های غیر حتمی، حصول بداء احتمال بالایی دارد و در نتیجه معتنی‎به است.

 همچنین در روایات، برخی از مصادیق علائم حتمی ذکر شده است؛ مانند ندای آسمانی، خروج سفیانی و کشته شدن نفس زکیّه.

امام صادق علیه‌السلام در روایتی به ذکر مصادیق علائم حتمی می‎پردازد و می‎فرماید: «اَلنِّدَاءُ مِنَ اَلْمَحْتُومِ وَ السُّفْيَانِيُّ مِنَ اَلْمَحْتُومِ وَ قَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلزَّكِيَّةِ مِنَ اَلْمَحْتُومِ وَ كَفٌّ يَطْلُعُ مِنَ اَلسَّمَاءِ مِنَ اَلْمَحْتُومِ قَالَ عَلَيْهِ‎السَّلاَمُ وَ فَزْعَةٌ فی شَهْرِ رَمَضَانَ تُوقِظُ اَلنَّائِمَ وَ تُفْزِعُ اَلْيَقْظَانَ وَ تُخْرِجُ اَلْفَتَاةَ مِنْ خِدْرِهَا؛ ندای آسمانی از حتمیّات است. سفیانی از حتمیّات است. کشته شدن نفس زکیّه از حتمیّات است. دستی که از آسمان ظاهر می‎گردد، از حتمیّات است. سپس حضرت فرمود: و همچنین است صیحه در ماه رمضان که خواب را بیدار کند و بیدار را هراسان نماید و دختران پرده‎نشین را از اندرون بیرون کند.»٧

در روایات و از بین مصادیق فوق، بر حتمی بودن خروج سفیانی تأکید زیادی شده است. فضل کاتب نقل می‎کند: 

«كُنْتُ عِنْدَ أَبي‎عَبدِاَللَّهِ عَلَيْهِ‎السَّلاَمُ فَأَتَاهُ كِتَابُ أَبِي مُسْلِمٍ، فَقَالَ لَيْسَ لِكِتَابِكَ جَوَابٌ اُخْرُجْ عَنَّا إِلَى أَنْ قَالَ: إِنَّ اَللَّهَ لاَيَعْجَلُ لِعَجَلَةِ اَلْعِبَادِ، وَ لَإِزَالَةُ جَبَلٍ عَنْ مَوْضِعِهِ أَهْوَنُ مِنْ إِزَالَةِ مُلْكٍ لَمْ يَنْقَضِ أَجَلُهُ إِلَى أَنْ قَالَ: قُلْتُ فَمَا اَلْعَلاَمَةُ فِيمَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ لاَتَبْرَحِ اَلْأَرْضَ يَا فَضْلُ حَتَّى يَخْرُجَ اَلسُّفْيَانِيُّ، فَإِذَا خَرَجَ اَلسُّفْيَانِيُّ فَأَجِيبُوا إِلَيْنَا يَقُولُهَا ثَلاَثاً وَ هُوَ مِنَ اَلْمَحْتُومِ؛ نزد امام صادق علیه‌السلام بودم که نامه‎ای از ابومسلم برای حضرت علیه‌السلام رسید. ایشان (به نامه‎رسان) فرمود: برای نامه تو جوابی نیست؛ از پیش ما بیرون رو. سپس حضرت فرمود: خداوند به دلیل شتاب‎زدگی بندگان، عجله نمی‎کند. و همانا کنده شدن یک کوه از جای خود، آسان‎تر از نابودی حکومتی است که سرآمد آن نرسیده است. فضل کاتب می‎گوید که در ادامه پرسیدم: پس چه علامتی بین ما و شما هست، فدایت شوم؟ ایشان فرمود: ای فضل! از زمین تکان نخور تا این‎که سفیانی خارج شود. هر گاه سفیانی خارج شد، ما را اجابت نمایید. حضرت علیه‌السلام این جمله را سه بار فرمود: و خروج سفیانی از حتمیّات است.»٨

در روایت دیگری حمران بن اعین نزد امام باقر علیه‌السلام، آرزو می‎کند که سفیانی از علائم غیر حتمی باشد و می‎گوید: «إِنِّي لَأَرْجُو أَنْ يَكُونَ أَجَلُ اَلسُّفْيَانِيِّ مِنَ اَلْمَوْقُوفِ»، اما امام باقر علیه‌السلام بلافاصله در پاسخ او با تأکید و سوگند می‎فرماید: «لا وَ اَللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ اَلمَحتُومِ» نه به خدا قسم! همانا سفیانی از حتمیّات است.

بر اساس همین روایات، حضرت آيت‎اللّه بهجت قدس‌سره همواره نگران ابتلائات زمان سفیانی بود و با توجه به عطوفت شدیدی که ایشان نسبت به مردم و ابتلائاتشان داشت؛ به نحوی که حتی اگر مثلا در بغداد انفجاری رخ می‎داد، ایشان کاملاً منقلب می‎شد و این مسأله بر کارهای روزانه معظّم له تأثیر می‎گذاشت؛ کراراً دیده می‎شد که ایشان دو دست خود را بر هم می‎زد و با حالی پریشان می‎فرمود: «چه باید کرد؟ چه باید کرد؟ خدایا! رحم کن! سفیانی از حتمیّات است. [اگر] در همه علائم ظهور بداء حاصل شود، اما سفیانی بداء ندارد! این را چگونه باید تحمل کنیم؟ او به اسم می‎کشد؛ [مثلا كسی كه] اسمش علی است، اسمش حسن است، اسمش حسین، اسمش فاطمه است را می‎کشد! با این باید چه کار کنیم؟! این‎قدر این مسأله وحشتناک است که طاقت نداریم! نمی‎دانیم و مرددیم دعا کنیم بمانیم تا زمان ظهور؟!»

حضرت آيت‎اللّه بهجت قدس‌سره همواره نگران ابتلائات زمان سفیانی بود و با توجه به عطوفت شدیدی که ایشان نسبت به مردم و ابتلائاتشان داشت؛ به نحوی که حتی اگر مثلا در بغداد انفجاری رخ می‎داد، ایشان کاملاً منقلب می‎شد و این مسأله بر کارهای روزانه معظّم له تأثیر می‎گذاشت؛ کراراً دیده می‎شد که ایشان دو دست خود را بر هم می‎زد و با حالی پریشان می‎فرمود: «چه باید کرد؟ چه باید کرد؟ خدایا! رحم کن! سفیانی از حتمیّات است. [اگر] در همه علائم ظهور بداء حاصل شود، اما سفیانی بداء ندارد! این را چگونه باید تحمل کنیم؟ او به اسم می‎کشد؛ [مثلا كسی كه] اسمش علی است، اسمش حسن است، اسمش حسین، اسمش فاطمه است را می‎کشد! با این باید چه کار کنیم؟! این‎قدر این مسأله وحشتناک است که طاقت نداریم! نمی‎دانیم و مرددیم دعا کنیم بمانیم تا زمان ظهور؟!»

آری؛ مسأله سفیانی از حتمیّات است و چنان‎که از روایات به دست می‎آید، علائم حتمی مثل خروج سفیانی، احتمال وقوعشان به قدری بالاست که قطعی و یقینی محسوب ‎شده و احتمال بداء در آن‎ها نادیده گرفته می‎شود. با این حال، طبق برخی از احادیث اهل بیت علیهم‌السلام، حتی در علائم حتمی نیز احتمال بداء راه دارد و یقینی مطلق نیستند؛ یعنی با این‎که عرفاً و عقلاً یقینی محسوب می‎شوند، ولی عقلاً و منطقاً احتمال بداء در آن‎ها منتفی نیست.

 البته باید توجه داشت که علائم حتمی غیر از میعادها و وعده‎های الهی است. در وعده‎های الهی به هیچ وجه احتمال بداء راه ندارد، زیرا خدای متعال از وعده‎های خود تخلف نمی‎کند؛ چنان‎که در آیه نهم سوره آل‎عمران آمده است:

 «إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ»٩ (زيرا خداوند، از وعده خود، تخلف نمی كند).

 در حدیث شریفی از امام جواد علیه‌السلام ایشان به تفاوت علائم حتمی و وعده‎های الهی اشاره می‎کند و می‎فرماید: بداء در علائم حتمی منطقاً احتمال دارد، اما در وعده‎های الهی احتمال ندارد. طبق این حدیث، سفیانی از علائم حتمی است، اما خود ظهور حضرت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف از وعده‎های الهی است:

«عن أَبُوهَاشِمٍ دَاوُدُ بْنُ اَلْقَاسِمِ اَلْجَعْفَرِيُّ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي‎جَعْفَرٍ محمّد بْنِ عَلِيٍّ اَلرِّضَا عَلَيْهما‎السَّلاَمُ فَجَرَى ذِكْرُ السُّفْيَانِيِّ وَ مَا جَاءَ فِي اَلرِّوَايَةِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي‎جَعْفَرٍ عَلَيْهِ‎السَّلاَمُ هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي اَلْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ اَلْمِيعَادِ وَ اَللَّهُ لاٰيُخْلِفُ اَلْمِيعادَ» (از ابوهاشم، داود بن قاسم جعفری نقل شده: نزد امام جواد فرزند امام رضا علیهما‌السلام بودیم که بحث از سفیانی و اینکه [خروجش] از نشانه های قطعی است به میان آمد. به امام جواد عرضه داشتم: آیا در این نشانه قطعی بَدا [و تغییر] از طرف خدا راه دارد؟ فرمود: بله. عرضه داشتیم: می ترسیم در خود قائم (امام عصر) هم بدای الهی رخ دهد! فرمود: قائم از وعده های الهی است و خداوند خلف وعده نمی کند).١٠


١. این بیانات را معظّم‎له پس از تخریب بارگاه مطهر امامین عسکریین علیهما‌السلام به درخواست بعضی از مؤمنان مرقوم فرمود.

٢. به‎طور کلی علائم و نشانه های ظهور به دو دسته حتمی و غیر حتمی تقسیم می‎شوند. با ملاحظه مجموع روایات، معلوم می‎گردد که علائم حتمی، آن نشانه‎هایی هستند که احتمال وقوع بداء و عدم تحقق آن‎ها بسیار ضعیف و نزدیک به صفر است؛ به نحوی که مورد اعتنا واقع نمی‎شود و از این‎رو آن‎ها را علائم حتمی می‎نامند. اما در نشانه‎های غیر حتمی، حصول بداء احتمال بالایی دارد و در نتیجه معتنی‎به است.  امام صادق علیه‌السلام در روایت زیر به تقسیم علائم به حتمی و غیر حتمی اشاره می‎فرماید: «مِنَ اَلْأَمْرِ مَحْتُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَيْسَ بِمَحْتُومٍ وَ مِنَ اَلْمَحْتُومِ خُرُوجُ اَلسُّفْيَانِيِّ فی رَجَب». (الغیبة نعمانی، ص٣٠٠)

 همچنین در روایات، برخی از مصادیق علائم حتمی ذکر شده است؛ مانند ندای آسمانی، خروج سفیانی و کشته شدن نفس زکیّه.

امام صادق علیه‌السلام در روایتی به ذکر مصادیق علائم حتمی می‎پردازد و می‎فرماید: «اَلنِّدَاءُ مِنَ اَلْمَحْتُومِ وَ السُّفْيَانِيُّ مِنَ اَلْمَحْتُومِ وَ قَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلزَّكِيَّةِ مِنَ اَلْمَحْتُومِ وَ كَفٌّ يَطْلُعُ مِنَ اَلسَّمَاءِ مِنَ اَلْمَحْتُومِ قَالَ عَلَيْهِ‎السَّلاَمُ وَ فَزْعَةٌ فی شَهْرِ رَمَضَانَ تُوقِظُ اَلنَّائِمَ وَ تُفْزِعُ اَلْيَقْظَانَ وَ تُخْرِجُ اَلْفَتَاةَ مِنْ خِدْرِهَا؛ ندای آسمانی از حتمیّات است. سفیانی از حتمیّات است. کشته شدن نفس زکیّه از حتمیّات است. دستی که از آسمان ظاهر می‎گردد، از حتمیّات است. سپس حضرت فرمود: و همچنین است صیحه در ماه رمضان که خواب را بیدار کند و بیدار را هراسان نماید و دختران پرده‎نشین را از اندرون بیرون کند.»(همان، ص٢۵٢)

در روایات و از بین مصادیق فوق، بر حتمی بودن خروج سفیانی تأکید زیادی شده است. فضل کاتب نقل می‎کند: 

«كُنْتُ عِنْدَ أَبي‎عَبدِاَللَّهِ عَلَيْهِ‎السَّلاَمُ فَأَتَاهُ كِتَابُ أَبِي مُسْلِمٍ، فَقَالَ لَيْسَ لِكِتَابِكَ جَوَابٌ اُخْرُجْ عَنَّا إِلَى أَنْ قَالَ: إِنَّ اَللَّهَ لاَيَعْجَلُ لِعَجَلَةِ اَلْعِبَادِ، وَ لَإِزَالَةُ جَبَلٍ عَنْ مَوْضِعِهِ أَهْوَنُ مِنْ إِزَالَةِ مُلْكٍ لَمْ يَنْقَضِ أَجَلُهُ إِلَى أَنْ قَالَ: قُلْتُ فَمَا اَلْعَلاَمَةُ فِيمَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ لاَتَبْرَحِ اَلْأَرْضَ يَا فَضْلُ حَتَّى يَخْرُجَ اَلسُّفْيَانِيُّ، فَإِذَا خَرَجَ اَلسُّفْيَانِيُّ فَأَجِيبُوا إِلَيْنَا يَقُولُهَا ثَلاَثاً وَ هُوَ مِنَ اَلْمَحْتُومِ؛ نزد امام صادق علیه‌السلام بودم که نامه‎ای از ابومسلم برای حضرت علیه‌السلام رسید. ایشان (به نامه‎رسان) فرمود: برای نامه تو جوابی نیست؛ از پیش ما بیرون رو. سپس حضرت فرمود: خداوند به دلیل شتاب‎زدگی بندگان، عجله نمی‎کند. و همانا کنده شدن یک کوه از جای خود، آسان‎تر از نابودی حکومتی است که سرآمد آن نرسیده است. فضل کاتب می‎گوید که در ادامه پرسیدم: پس چه علامتی بین ما و شما هست، فدایت شوم؟ ایشان فرمود: ای فضل! از زمین تکان نخور تا این‎که سفیانی خارج شود. هر گاه سفیانی خارج شد، ما را اجابت نمایید. حضرت علیه‌السلام این جمله را سه بار فرمود: و خروج سفیانی از حتمیّات است.»(وسائل الشیعه، ج١۵، ص۵٢)

در روایت دیگری حمران بن اعین نزد امام باقر علیه‌السلام ، آرزو می‎کند که سفیانی از علائم غیر حتمی باشد و می‎گوید: «إِنِّي لَأَرْجُو أَنْ يَكُونَ أَجَلُ اَلسُّفْيَانِيِّ مِنَ اَلْمَوْقُوفِ»، اما امام باقر علیه‌السلام بلافاصله در پاسخ او با تأکید و سوگند می‎فرماید: «لا وَ اَللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ اَلمَحتُومِ» نه به خدا قسم! همانا سفیانی از حتمیّات است.

٣. امام  صادق علیه‌السلام فرمود: «نَحْنُ صَبَرْنَا وَ شِيعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا وَ ذَلِكَ أَنَا صَبَرْنَا عَلَى مَا نَعْلَمُ وَ هُمْ صَبَرُوا عَلَى مَا لايَعْلَمُون؛ ما صبر کردیم و شیعیان ما صبورتر از ما هستند؛ چراکه ما بر چیزی صبر کردیم که می دانیم  و آن‎ها بر چیزی صبر کردند که نمی دانند»؛ تفسیر قمی، ج٢، ص١۴١. و نیز نک: تفسیر قمی، ج۱، ص۳۶۵؛ کافی، ج۲، ص۹۳.

۴. متأسفانه امروزه رسم شده است که به اندک مناسبتی دروس را تعطیل می‎کنند. از مسائلی که حضرت آيت اللّه بهجت قدسسره‌ بسیار بر آن تأکید داشت، مواظبت بر اقامه مجالس درس و تدریس احکام اهل بیت علیهم‌السلام و رساندن تعطیلات به حداقل بود. ایشان توصیه می‎کرد که در عین حال که مجالس تسلیت و سوگواری و عزاداری برگزار می‎شود، مجالس درس نیز تعطیل نگردد؛ چرا که اساساً تعطیل شدن مجالس درس، از نقشه‎های کفار برای اهل علم بوده است. البته گاهی خود معظّم‎له در برخی از مناسبت‎ها، در ابتدای جلسه درس، با دعوت از واعظ و مادحی مجلس عزا را برگزار و سپس درس خود را آغاز می‎کرد. بدیهی است این مطلب شامل بعضی از مناسبت‎های خاص (مانند روز عاشورا و...) که اشتغال انسان باید منصرف به عزاداری و حزن باشد، نمی‎گردد؛ چنان که معظّم‎له نقل می‎نمود که طلبه‎ای در نجف درس خود را حتی در روز عاشورا تعطیل نکرد، و به همین جهت بعد از مدتی توفیق از او سلب شد و از تحصیل علوم باز ماند.

۵. کارهایی که سبب می‎شود آن گریه محقق شود؛ همچون مجالس عزا، دسته جات و... .

۶. الغیبة نعمانی، ص٣٠٠.

٧. همان، ص٢۵٢.

٨. وسائل الشیعه، ج١۵، ص۵٢.

٩. آل عمران، ٩.

١٠. الغیبة نعمانی، ص٣٠٢.

 

 

جهت مشاهده تمامی تولیدات رسانه‌ای مرتبط با کتاب «بشارت از حضرت حجت(عج)»، و دسترسی به مجموع صوت‌ها و فیلم‌های بیانات حضرت‌ آیت‌الله بهجت، که قابلیت دسترسی به آن‌ها از طریق بارکد(QR)، در حاشیه صفحات کتاب فراهم گردیده است، به لینک ذیل مراجعه فرمایید:

ویژه‌نامه اینترنتی کتاب بشارت از حضرت حجت(عج)

 

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها