ما وقتی این گونه کرامتها را میبینیم، با خود میگوییم ایکاش ما هم میتوانستیم انجام دهیم؛ و حال اینکه چنین کرامتها کجا و امکان معرفت و خداشناسی که خدا به ما داده است کجا؟!...
عجایب و غرائبی از علمای نجف در سادهزیستی دیدیم. همراه با شخصی میهمان آقایی بودیم؛ به منزل آقا وارد شدیم و دیدیم تنها در گوشه اطاق به اندازه نشستن فرش است. آقای دیگری هم در منزل، روضهخوانی داشت و در اطاق به مقدار ضرورتِ روضه، فرش بود....
رسم بر این است که اهل علم و روضه خوانها در بالای منبر، مطالب را از روی کتاب نخوانند و این خلاف احتیاط است، مخصوصاً در نقل روایات و بهخصوص در ماه رمضان....
در روایت آمده است: «کذِبَ مَنْ زَعَمَ أَنّهُ وُلِدَ مِنْ حَلالٍ وَ هُوَ یأْکلُ لُحُومَ النّاسِ بِالْغَیبَةِ!؛ دروغ میگوید کسی که گمان میکند حلالزاده است، درحالیکه با غیبتکردن، گوشت مردم را میخورد!».١ بعضی از علما خیلی مقید بودند که در جلسۀ آنها با اینکه جماعت زیاد بود، غیبت نشود. واقعاً هم ...
علویّین در اصل علیاللهی بودهاند و در بساط مذهب آنها، نماز و قرآن نیست؛ البته شاید متمدّنین و فهمیدههای آنها شیعه باشند. خوب است از بابِ «وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ»١ به فقرای آنها رسیدگی شود تا کمکم به راه بیایند.
همچنین گروه اهل حق که در اطراف اشتهارد هستند، نماز و قرآن هم ندارند؛ هرچند ...
بودهاند کسانی که اگر معصیت یا خلافی از آنها صادر میشد یا غذای ناپاکی میخوردند، متوجه میشدند و میگفتند: تاریک شدیم، حجابی حاصل شد. و یا میگفتند: غذای خانۀ فلانی به ما میسازد. بعد معلوم میشد که آنها از صُلحا بودهاند، و وقتی طعام افراد لااُبالی را میخوردند، خون با مدفوعشان دفع میشد....
خوردن غذای شبههناک و نیز خوردن غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد، هر چند جایز است، ولی انسان را مریض١ و از عبادات محروم میکند و یا سبب سلب توفیق میشود.
در محضر بهجت، ج۲، ص۲۵۳
...
در زمان محمدرضا شاه پهلوی، نخستوزیر به یکی از رؤسا گفت که به یک اطاق که نمایندۀ یکی از دولتهای غرب در آن بود، برود و به او گفت: هرچه او میگوید، گوش کن!
آن آقای غربی هم پروندۀ تمام جنایتهایی را که آن شخص در مملکت کرده بود، به او نشان داده بود، که بر اساس آن حکم اعدامش مسلّم بود؛ سپس به او گفته بو...
استاد ما ۱ شبها درس خارج اصول میفرمود. شبی شخصی که به منبر رفته بود مقداری ـ البته تا حد مزاحمت با درس ـ طول داد. شاگردان به صدا درآمدند که چرا طول میدهد. استاد فرمود: «معلوم نیست کار ما بهتر از کار او باشد!»....