صفحه اصلی

در حال بارگیری...

تواضع

شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٢١ بهمن ماه ١٣٩٩

بر اساس خاطرۀ حجت‌الاسلام و المسلمین علی بهجت
این دهه‌های آخر عمر با اینکه خیلی سختش بود، باز هم کارهای شخصی را مثل همیشه خودش انجام می‌داد. برای تجدید وضو رفته بود توی حیاط. چند ساعتی گذشت و اهل خانه متوجه نبودنش شدند. دیدند روی زمین افتاده و همان‌طور تسبیح به دست ذکر می‌گوید. گفتند: «وقتی زمین خوردید، چرا صدا نزدید؟» گفته بود: «گفتم شاید خواب...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ۵ شهریور ماه ١٣٩٨

بر اساس خاطرۀ حجت‌الاسلام و المسلمین علی بهجت
بازوی آقا را محکم گرفته بود و ول نمی‌کرد، التماس می‌کرد، هی می‌گفت: «التماس دعا.» آقا چشم‌ها را بست؛ برگشت، لبخندی زد و دعایش کرد. *** روز بعد دارو خواست. برایش که خریدم، بازویش را بالا زد، دیدم کبود شده بود. *** دیدیم چاره‌ای نداریم، دوستان توی کوچه زنجیر کشیدند، برای حفاظت. وقتی دید، گفت: «لازم نی...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٢٩ مرداد ماه ١٣٩٨

بر اساس خاطرۀ حجت‌الاسلام و المسلمین علی بهجت
یک پاکت شکلات آورد و مقابل آقا گرفت. آقا دست کرد، مشتی از آن برداشت. تعجب کرد و خوشحال شد! باورش نمی‌شد که بردارد؛ آن هم چندتا! آقا هم به هر کودکی که می‌رسید، یکی از شکلات‌ها را به او می‌داد. این بهشت، آن بهشت، ص۴٧ ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت پنجشنبه ٢۴ مرداد ماه ١٣٩٨

جهاد با نفس
امام صادق علیه‌السلام فرمود: از تواضع این است که آدمی در مجلس به قسمت پایین‌تر راضی شود، و هرکه را دید سلام کند، و بگومگو را ترک کند اگرچه بر حق باشد، و دوست نداشته باشد برای تقوایش ستایش گردد. وسائل‌الشیعه، ج۱۵، ص۲۷۴ ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٢٢ مرداد ماه ١٣٩٨

بر اساس خاطرۀ یکی از همراهان آقا
مراسم ختم که تمام شد، جمعیتی دور آقا حلقه زدند؛ دوست داشتند به آقا نزدیک‌تر شوند، التماس دعا بگویند، دستش  را ببوسند. وسط شلوغی، جوانی آمد جمعیت را کنار بزند که ناخواسته با آقا  برخورد کرد؛ آقا محکم به زمین خورد، طوری که عمامه از سرش افتاد. جوان ترسید؛ هاج‌وواج نگاهش را به سمت مردم چرخاند، از خجالت ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت یکشنبه ٢٠ مرداد ماه ١٣٩٨

برگزیده ای از روایات جهاد با نفس
حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره: «هر روز سعی کنید یک حدیث از کتاب جهاد‌با‌نفس را مطالعه کنید و سعی نمایید به آن عمل کنید؛ بعد از یک سال خواهید دید که حتماً عوض شده‌اید؛ مانند دارویی که انسان مصرف کند و بعد از مدتی احساس بهبودی می‌کند».   امام صادق علیه‌السلام می‌فرمود: در آسمان دو فرشته است که موکل بندگا...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٨ مرداد ماه ١٣٩٨

بر اساس خاطرۀ حجت‌الاسلام و المسلمین علی بهجت
شنیده بودم آیت‌اللهی هست به نام آقای بهجت که اهل معناست. دوست داشتم ببینمش، جست‌وجو کردم و خانه‌اش را یافتم. رفتم پشت در خانه و در زدم...  پیرمردی با لباسِ خانه و محاسنی کوتاه در را باز کرد. در مورد آقا پرسیدم. گفت: «امری دارید؟» گفتم: «با آقا عرضی دارم.» گفت: «بفرمایید مطلب را!» گفتم: «با خودشان عر...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ١١ تیر ماه ١٣٩٨

بر اساس خاطرۀ حجت‌الاسلام و المسلمین علی بهجت
یه شکاف‌های گوشه‌های دیوار زل زد! خانه، قدیمی بود و ساده. باورش نمی‌شد. ساکن آمریکا بود؛ چهل‌وپنج کشور دنیا را دیده بود؛ نگاهش پر از سؤال بود! طاقت نیاورد و روزی که می‌خواست برگردد، نزد آقا آمد و گفت: «من شمال رفتم و گیلان شما را دیدم. جای قشنگی است. در دنیا  جایی به این زیبایی ندیدم! آن وقت شما آن ...
شبکه‌های اجتماعی

عکس‌نوشت سه‌شنبه ٢٧ فروردین ماه ١٣٩٨

بر اساس خاطرۀ حجت‌الاسلام و المسلمین علی بهجت
هفت بار رساله‌اش را بی‌اسم چاپ کردیم. راضی نبود اسمش را  بنویسیم. وقتی هم که با اصرار زیاد راضی شد، فقط اجازه داد بنویسند:  «العبد، محمدتقی بهجت»؛ آن هم با اِکراه. کتاب مناسک حج ایشان را که چاپ کردیم، نوشتیم: «آیت‌الله بهجت»؛  خیلی جدی در حضور بزرگان توبیخ‌مان کرد. هنگامی که رساله‌اش چاپ شد؛ یک روز ...
خاطرات

تواضع

گزیده‌ای از خاطرات حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی بهجت
هرچه علم ايشان بالاتر مى‌رفت، ريششان را کوتاه می‌کرد و عمامه‌شان کوچک‌تر مى‌شد. نه‌تنها چهره‌شان را از دیگران ممتاز نمی‌کردند، بلکه ضد این را هم انجام می‌دادند....

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها