حضرت آیتالله سید حسین طباطبایی بروجردی در سال ١٢٩٢ق./١٢۵۴ش. در بروجرد متولد شد. در هفت سالگی به مکتب رفت، ولی چون فهم و هوش او از بقیه کودکان مکتب بیشتر بود، پدر ایشان که خود اهل علم بود، فرزند را به حوزه علمیه بروجرد آورد. سید حسین تا هجدهسالگی در بروجرد بود و تحصیلات را در همانجا ادامه داد و پ...
باید بدانیم [که] مطلب فقط یکی است، آن چیست؟ بندگی خدا.
بندگی خدا، در طاعتِ خداست [و] طاعت خدا در [گرو] ترک معصیتِ خدا است؛ هم در اعتقاد و هم در عمل. غیر از طاعت خدا یا چیزی که مولّد طاعت خدا [است] نداشته باشیم [که عبارت است] از معارف و تفکرات. یا چیزی که طاعت خدا، مولّد آنهاست [که عبارت است] از مرضی...
معرفةالله، اعظمُالعبادات است و همه تکالیف، مقدمه معرفت خدا هستند، ولی معرفت خدا واجب و مطلوب نفسی است. اگر کسی اهلیت داشته باشد ـ یعنی طالب معرفت باشد و در طلب جدیت و خلوص داشته باشد ـ در و دیوار به اذنالله معلمش خواهند بود، وگرنه سخن پیغمبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم هم در او اثر نخواهد کرد؛ چنانکه...
نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خداست. چقدر مردم در مراتب قوسِ صعود و نزول با هم تفاوت دارند! نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است، با همه مراتب خضوع و خشوع. ولی چقدر تفاوت دارد نماز و حال کسی که حقیقتاً نمازگزار و حاضر است، با نماز و حال کسی که ادای نمازگزار را در میآورد و شبیه نما...
به حُکمِ «أَلْحِکمَةُ ضآلةُ الْمُؤْمِنِ، فَلْیأْخُذْها وَلَوْ مِنَ الْکافِرِ؛ حکمت، گمشده مؤمن است، لذا مؤمن باید آن را ولو از کافر فرا گیرد»١ با تأمل در احوال دیگران، حتی...
عمل «امّ داوود» آنقدر مفصّل است که از ظهر تا غروب بعضیها را تمام نمیتوانند بکنند. [در آن نقل شده] که در سجده آخر آن، سعی کن اشکی از چشمت بیاید؛ اگر آمد، علامت این است که دعایت مستجاب شده است....
عالمی، فرزند خود را به کاسبی واداشت و گفت: طلبه باید قابلیت این را داشته باشد که روزیِ خود را توکل بداند و تنها توکل به خدا، روزی او باشد؛ و فرزند من چنین نیست.
در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۳۱
...
آن آقا (سید علی قاضی طباطبایی رحمهالله) با اینکه منقطع بود ـ اَشَدّالانْقِطاعِ او، حتی از انقطاع طلاب منقطعتر بود؛ زیرا آنها راه خانه علما و مراجع را میدانستند، ولی او آن را هم نمیدانست ـ میگفت: هفتاد سال از عمرم گذشته یا بیشتر، ولی یک شب نشده است که بگوییم امشب شام نداریم.
خدا کند هر کسی یقین ...
یکی از اعلام نجف میگفت: روزی به دکّان سبزی فروشی رفته بودم؛ دیدم مرحوم قاضی خم شده و مشغول سوا کردن کاهو است ولی بر خلاف معمول، کاهوهای پلاسیده و دارای برگهای خشن و بزرگ را برمیدارد. من مرحوم قاضی را کاملاً زیر نظر داشتم، تا اینکه وی کاهوها را به صاحب دکّان داد و وزن کرد و مرحوم قاضی آنها را در ز...