«به موارد ذیل توجه شود»
الف: کلّیه جملاتی که در آن «باید»، «لازم است»، «بنا بر اظهر»، «بنا بر اقوی»، «بعید نیست»، «خالی از وجه نیست» بهکار رفته است، بهمنزله فتوای صریح میباشد و لازم است به آن عمل شود.
ب: کلّیه جملاتی که در آن عبارت «بنا بر احوط»، «بنا بر احتیاط» به کار رفته است اگر در آن مسئله، قبل از این کلمات و یا بعد از آن فتوایی داده نشده، احتیاط واجب است، و در غیر این صورت احتیاط مستحب میباشد.
ج: در هر مسئلهای که احتیاط واجب باشد، مُقلّد میتواند به آن عمل کرده و یا به مجتهد دیگری که جامع شرایط تقلید بوده و از دیگر مجتهدین اعلم باشد، رجوع کند. و این در صورتی است که مجتهد دوم در آن مسئله احتیاط نکرده و فتوا داده باشد.
د: در هر مسئلهای که عبارت «محلّ تأمل است» یا «محلّ اشکال است» بهکار رفته، بهمنزله احتیاط واجب است؛ بنابراین اگر جایز بودن چیزی مورد تأمل یا اشکال بود، احتیاط واجب در ترک کردن آن است.
اَلْحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی خَیر خَلقِه مُحَمَّد وَ آلِهِ الطّاهِرین وَ لَعنَة اللّه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعِین اِلی یوم الدّین
صید ملخ
«٢١٠۶» اگر ملخ را با دست یا بهوسیله دیگری زنده بگیرند، بعد از جان دادن خوردن آن حلال است، و لازم نیست کسی که آن را میگیرد مسلمان باشد و در موقع گرفتن نام خدا را ببرد، ولی اگر ملخ مردهای در دست کافر باشد و معلوم نباشد که آن را زنده گرفته یا نه، اگرچه بگوید زنده گرفتهام، حلال نیست مگر اینکه انسان ...
احکام قَسَم
«٢١٢٠» انسان میتواند با قسم خوردن، انجام کاری را که مطلوب شارع است و یا ترک کاری را که نهی شده است، بر خود واجب کند.
«٢١٢١» اگر قسم بخورد کاری را انجام دهد یا ترک کند، مثلاً قسم بخورد که روزه بگیرد یا سیگار نکشد، چنانچه عمداً مخالفت کند، باید کفاره بدهد؛ یعنی یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را سیر کند ...
طلاق خُلع
«٢٠٢٢» طلاق زنی را که به شوهرش مایل نیست و مهر یا مال دیگر خود را به شوهر میبخشد تا طلاقش دهد، خلع گویند.
«٢٠٢٣» اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق خُلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد میگوید: «زَوْجَتِی فاطِمَةُ خالَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ هِی طالِق»؛ یعنی: «زنم فاطمه را طلاق خُلع دادم، او رهاست...