صفحه اصلی

در حال بارگیری...

حوزه و روحانیت

بیانات

خجالت نمی‌کشی؟ از خدا نمی‌ترسی؟

یکی از اهل علم ـ در نجف یا کربلا ـ زندگی برای او سخت می‌گذشت، با خود گفت: به ایران می‌روم و لباس طلبگی و درس و بحث را کنار می‌گذارم و مشغول کار و کاسبی می‌شوم؛ لذا نزد آقایی رفت که بنده او را می‌شناختم تا خانواده خود را به او بسپارد. آن آقا به او گفت: آیا با کسی مشورت کرده‌ای؟ گفت: خیر. گفت: برو نزد...
بیانات

درباره آقا شیخ مرتضی طالقانی رحمه‌الله

مرحوم آقا شیخ مرتضی طالقانی می‌فرمود: زمانی که در اصفهان بودم، آقا ضیا عراقی رحمه‌الله از من تقاضا می‌کرد که با او مباحثه کنم و او در آن وقت جوان و اَمرد بود (ریش درنیاورده بود). عجب از بعضی که می‌فرمودند: مرحوم طالقانی در اصفهان نبوده‌اند. آقا شیخ مرتضی طالقانی رحمه‌الله از هم‌حجره‌ای مرحوم آقای نا...
بیانات

من در اینجا کاری ندارم

خدا رحمت کند حاج اشرفی مازندرانی رحمه‌الله را که در بابل یا اشرف مدفون است! نقل می‌کنند در اواخر نابینا شده بود، می‌فرمود: من در اینجا کاری ندارم، منزل نشسته‌ام، جز اینکه قوانینی درس می‌گویم، ولی تعجب می‌کنم هر روز که می‌فهمم چهارشنبه است خوشحال می‌شوم. خیلی آدم زحمت کشیده‌ای بود، می‌گفتند: شاگرد مر...
بیانات

ایام تعطیل مکمل ایام تحصیل

یکی از بستگان آقا سید محمدکاظم یزدی رحمه‌الله از ایشان نقل نموده که می‌فرمود: پنجشنبه و جمعه با جمعی از طلاب به چری١ می‌رفتیم تا رخت بشوییم، همان‌جا مسائلی را عنوان و بحث، و در اطراف آن صحبت و فکر می‌کردیم، و آنچه را که از مسائل مطرح شده به دستمان می‌آمد، می‌نوشتیم....
بیانات

تواضع و علمیت فوق‌العاده میرزا محمدتقی شیرازی رحمه‌الله

آقا میرزا محمدتقی شیرازی رحمه‌الله با یکی از شاگردانش کار داشته و وجهی برای او به درب منزل آورده بود. نزدیکی‌های مغرب بود. منتظر ماند تا خود آن آقا از خانه بیرون آمد، بعد وجه را به او داد. آن آقا به میرزا رحمه‌الله می‌گوید: چرا دق‌الباب نفرمودید؟ میرزا می‌فرماید: آخر خودتان بیرون تشریف می‌آوردید، لذ...
بیانات

جواهر از معجزات تاریخ است!

صاحب جواهر رحمه‌الله خیلی پرکار بوده است. کتاب جواهر او از عجایب و یا معجزات تاریخ است که شامل یک دوره فقه استدلالی مبسوط و کامل می‌باشد، البته قبل از آن، ریاض نیز چنین ویژگی را داراست، ولی مختصر است. دوره جواهر از معجزات و عجایب تاریخ است! در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۶۹ ...
بیانات

آن با من نیست، با خداست

پیرمردی تاجر و تاجرزاده، ساکن قم نقل می‌کرد: «بیست‌وپنج سال پیش (و یا بیست‌وپنج ساله بودم) که در سامرا بودیم، مرحوم میرزا محمدحسن شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباکو، مریض و شاید در حال احتضار بودند». گویا اطرافیان مرحوم میرزا و از جمله خود ناقل داستان فهمیده بودند که میرزا رحمه‌الله وفات می‌کند، او می‌...
بیانات

به شاگردان بپردازید، برای ادای قرض شما هم چاره‌ای می‌اندیشیم

شیخ انصاری رحمه‌الله وجهی (حدود چهارصد تومان) به آقای شیخ محمدحسین کاظمینی رحمه‌الله می‌دهد. ازآنجاکه مرحوم کاظمینی مقروض بوده، با خود فکر می‌کند که آیا آن پول را به او داده تا بابت قرض خود بپردازد، یا میان شاگردان تقسیم کند، لذا پرداخت پول به شاگردان را یک روز تأخیر می‌اندازد. روز بعد درحالی‌که شیخ...
پرسش و پاسخ

مدرسه هندی، محل اقامت آقا سید علی قاضی رحمه‌الله در نجف

سؤال: آیا مرحوم آقا سید علی قاضی رحمه‌الله در مدرسه قزوینی اقامت داشتند؟ جواب: خیر، در مدرسه هندی بودند، جنب حجره‌ای که معروف بود که سید بحرالعلوم رحمه‌الله در آن حجره بوده‌اند. در اواخر نیز آقازاده مرحوم قاضی (سید مهدی قاضی) در آن حجره بودند که فعلاً از نجف به قم رانده شده و بدون عیال و همسر هستند....
بیانات

به حساب من، به او نان بده

مرحوم آقا سید محمد فشارکی با آن همه فضل ـ که حتی بعضی او را از مرحوم آخوند خراسانی و سید یزدی رحمهم‌الله، بلکه از میرزا محمدتقی رحمه‌الله اعلم می‌دانستند ـ یک طلبه عادی می‌گفته است: زمانی آقا سید محمد فشارکی رحمه‌الله برای خرید نان به نانوایی می‌رود تا نان بگیرد، نانوا می‌گوید: حسابت زیاد شده، به تو...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها