خدا مسلمانها را از دست این حیوانات درندهخو، نجات بدهد. بحث انسان و حیوان است، بحث مسلمان و کافر نیست، یک عده انسانهایی که درنده نیستند گرفتار یک عده درنده شدهاند، خدا نجات بدهد، خدا این درندهها را مشغول یکدیگر بکند. بزرگان ما در صدر اسلام۱ کارهایی کردند و فکر حال امروز ما را نکردند. این بلاها تا امروز بر سر ما جاری و ثابت است. درندگی اینها با خودشان واضح و آشکار است، تا چه رسد به دیگران. نمیتوانیم کاری بکنیم که خاطرمان از دست درندهها جمع باشد، در یک اتاق سگ و خوک و انسان چطور با هم زندگی کنند؟ خوی موجود درنده آن است که هروقت بخواهد حمله میکند و آسیب میزند. ما هم غافلیم، بعضی انسانهای بدبخت پول میگیرند و شعار میدهند علیه یک عده دیگر، اما فکر نمیکنند بعد از اینها چهکسی است؟ آمریکاست، فکر نمیکنند آیا میتوانند با آمریکا بسازند؟ درحالیکه او همه را نابود میکند، همینهایی را که خودش پول داده بر سر کار میآورد، و همینها را هم نابود میکند، میگوید ما تا حالا به شما محتاج بودیم اما از حالا دیگر محتاج نیستیم. این انسان میتواند در حقیقت خوک و سگ باشد، در مقابل میتواند سلمان و ابوذر باشد. اختیار هر دوی اینها را دارد.