شخصی دم رفتن میگفت: این فرزندم که بزرگ است، ولی این یکی کوچک است، و این دیگری هم کوچک است، بعد گفت: استغفِرُاللّه، آنها خدا را دارند.
در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۳۱
...
مرحوم آقا سید حسن صدر١ که در زمان ما در کاظمین ساکن بود و فضائل او را میشنیدیم، بنده گمان میکردم او را ندیدهام، تا اینکه یکی دو سال قبل وقتی عکس ایشان را در یکی از کتابهای تراجم دیدم، متوجه شدم که در کربلا بالا سر حضرت سیدالشهدا علیهالسلام او را ملاقات کردهام که رو به حرم مطهر نشسته بود، ولی و...
شخصی میگفت: در اوایل مرجعیت سید محمدکاظم یزدی رحمهاللّه در نجف با آن همه عائله، دیدم خادم او دیگ بزرگی را گرفته و از خانه به بازار میرود، هنگام برگشتن نیز با او برخورد نمودم و دیدم به اندازه کف دست روغن گرفته و در دیگ گذاشته و به منزل میبرد!
آقای دیگری نیز یک عدد تخممرغ آبپز میکرد و نصف آن را...
از مرحوم شیخ عبدالکریم حائری نقل شده است: زمانی که در کربلا مشرف بودند، شاگردی داشتند که نزد ایشان مکاسب میخواند. روزی حاج شیخ ایشان را جهت نهار دعوت فرمودند، تا اینکه روز موعود فرا رسید، ولی ایشان فراموش کرده بودند که کسی را دعوت کردهاند و در خانه فقط نان و ماست داشتند و یک قِران با اجازه تصرّف ن...
نقل شده که آقای شیخ شریعت اصفهانی رحمهاللّه میفرمود: اگر مجهولاتم را زیر پایم بگذارم، سرم به فلک میرسد. درحالیکه آن همه تحصیل نموده بود، ازجمله ده، دوازده سال در درس میرزا حبیباللّه رشتی رحمهاللّه شرکت نموده بود. البته همه علمای عصر به درس آقا میرزا حبیباللّه میرفتند، بهجز مرحوم آخوند خراس...
مرحوم شربیانی که در بخشش و انفاق کمنظیر بود، زمانی میخواست از کوفه با کشتی به قصد زیارت به کربلا برود، طلاب محتاج، دور او را گرفته بودند و ایشان هم هرچه داشت به آنها داده بود، فقط مقداری برای هزینه راه برای خود برداشته بود، و با ملاطفت به طلاب میگفت: اگر خدا برساند، باز هم میدهم! خادم آقا که اصر...
فقیری بر در خانهای ایستاده بود، و نان میخواست، بچه همسایه وقتی دید او نان میخواهد، با تعجب از او پرسید: مگر مادر نداری؟ پیرمرد فقیر در جواب او گفت: نه. بچه گفت: برو برای خودت مادر بخر.
جلّالخالق! انسان از ملکات این بچهها چیزهایی میفهمد. چون خود بچه هر وقت نان میخواسته از مادر میگرفته؛ لذا به...
مرحوم شربیانی از مراجع قریب عصر ما در نجف اشرف بود و بنده نوههایش را دیده بودم، در بذل و بخشش مرد عجیبی بود، اخلاقش هم بهحدی خوب بود که حتی اگر چیزی هم نمیداد، شخص درخواستکننده از نزدش راضی و خوشحال برمیگشت، چه رسد به اینکه میداد، و چه خوب هم میداد....
کسی که عاشق جمیلهای است و میخواهد با او ارتباط برقرار کند ـ شخص با تقوا از راه مشروع، و غیر متقی از هر راهی که شد ـ همیشه فکر و خیال او، به کوی و خانه اوست. و باید صارف و مانعی باشد که او را به خود متوجه کند. پروانه نیازی به یاد دادن محبت و توجه به نور ندارد؛ لذا باید محبت را به منبع کمالات (خدا) ...
در روایتی از امام صادق علیهالسلام آمده است که فرمود: «شیعَتُنا أَصْبَرُ مِنّا... لِأَنّا نَصْبِرُ عَلی ما نَعْلَمُ، وَ شیعَتُنا یَصْبِروُنَ عَلی ما لا یَعْلَموُنَ؛ شیعیان ما از ما صابرتر هستند... زیرا ما برای آنچه میدانیم، صبر میکنیم؛ ولی آنها بر آنچه نمیدانند، صبر میکنند».١...