حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
در رؤیت امام علیهالسلام مقابله (رویارویی) و محاذات (روبرویی) شرط نیست، بلکه هرجا نشسته، بر اَرَضین سُفلی و سماوات سبع و مافیهنَّ و ما بینهُنّ اِشراف دارد.۱
...
حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
همه چیز در دسترس ماست، ولی حالمان مانند حال کسانی است که هیچ ندارند؛ نه به قرآن قائلند، نه به عترت و نه روایات آنها را قبول دارند!...
حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
خداوند، نوازل و بلاها را بدون حکمت و بدون ملاک و مصلحت نمی فرستد، بلکه برای دعا و تضرع ما می فرستد. بنابراین، برای رفع آنها دعا لازم، و تضرع به درگاهش مطلوب است....
میخواهم محبت اهل علیهمالسلام را در دلم زیاد کنم. ...چه راهی برای این مسئله توصیه میفرمایید؟
آیتالله منفرد:
بهترین راه برای ارتباط و اتصال به اهلبیت علیهمالسلام، طهارت است. قرآن را ـ همین قرآن مجید را، کلام ذات ربوبی را ـ ما بدون وضو حق نداریم مسّ [لمس] کنیم «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُو...
سوال: گناهان زیادی دارم و فکر میکنم فرصتی برای جبرانشان نیست؛ با فرض آنکه بتوانم جبران کنم، بالأخره آثار دنیوی و اخروی گناه را چه کار کنم؟ آیا راهی برای درمان آثار دنیوی و اخروی گناه هست یا نه؟
آیتالله منفرد:
گناه، بهطور مطلق اثر دارد در روح ما و جسم ما؛ حتی در موجودات دیگر هم، گناه ما اثر دار...
اعمال و خیراتی که برای اموات میکنیم آیا به دستشان میرسد؟ خیلی دوست داریم بدانیم در چه وضعیتی هستند ولی اصلاً راهی نمیشناسیم، به خوابمان هم نمیآیند، چه کار کنیم؟
آیتالله منفرد:...
ریاضت یعنی چه؟ آیا واقعا برای دوست داشتن خدا و رسیدن به خدا و اهل بیت علیهمالسّلام باید سختی و ریاضت بکشیم؟ آیا در شریعت، ریاضت داریم؟
آیتالله منفرد:
مسلماً ما برای رسیدن به دنیا ریاضت میکشیم امّا برای رسیدن به عقبی، آخرت، ریاضت نمیخواهد؟!
قطعا ریاضت میخواهد! جانفشانی بکن!
برای رسیدن به عقبی،...
«أعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک»؛ این شهوات، این غضبهای بیجا، این شهوات بیجا، همهاش جنود شیاطیناند؛ جنود کفارند اینها، در داخله خودِ آدم.
بالأخره، حالا که کار را خودمان به اینجا رساندیم [و] میدانیم دوایش استغفار است، [آیا استغفار] میکنیم؟ چارهای نیست از اینکه باید بهسوی خدا برویم. اگر بهسوی...
برگرفته از مستند حدیث سرو (مجموعه ۱۰ قسمتی از سیره و زندگانی حضرت آیتالله بهجت)
متن بازنویسیشده این داستان از کتاب رحمت واسعه (ص٢٢):
روزی، خواهر بزرگتر که مرهمی بر زخم بیمادری محمدتقی بود، تصمیم گرفت با گروهی از زنان همسایه به زیارت مرقد امامزادهای مشرّف شود که در نزدیکی شهر بود. او برادرش ...
گفت به اینکه، رفیقی داشتم از اهلسنت، همیشه بد میگفت به شیعه، تا یک دفعه فهمید که من دارم میروم نجف، برای زیارت. گفت: «خیلی خب! برو، خواهی فهمید که هیچی از ایشان برنمیآید، اهل هیچی نیستند.» رفت و آمد. گفت: «نگفتم به تو؟ الحمدلله بر تو هم واضح شد که رفتی و آمدی هیچکار نتونستن با من بکنن.» با اینک...