«وَفّقَنَا اللهُ لِلْعِلْمِ النّافِعِ وَ لِلْعَمَلِ الصّالِحِ وَ لِلتُّوفِیقِ لِمَا یُحِبُّ وَ یَرْضَی»
(خداوند ما را به فراگیری علم نافع و انجام عمل صالح موفق بدارد و توفیق دهد که آنچه محبوب و مورد رضای اوست، انجام دهیم).
انصاف این است که اینهایی که میروند برای تعلیم و تبلیغ و امثال اینها، مقام و منصب خیلی بالایی دارند. اینها باید خیلی مواظب باشند، بهجهت اینکه مؤمنین، تمام نگاهشان به همین معلمین و مبلغین است. باید بدانند که درجۀ ایمان این مؤمنین، به درجۀ ایمان معلمین و مبلغین موقوف است. اینها اگر یکذره اشتباه بکنند یا مسامحه بکنند، آن مسامحه در همۀ مردم هم مستمر میشود. مردم اگر اینها را راستگو، مبلّغ، صحیحالعمل و صحیحالقول بدانند، خودشان هم همین راه را میروند. پس تقریباً میشود گفت: «اصلاح جامعه به اصلاح معلمین و مبلغین است».
همۀ مردم به این مبلغین نگاه میکنند. کسی که خودش خرابکار است، حضورش هم در اینجا بهطور تفنّنی است. والّا اگر بخواهد حضورش استفاده داشته باشد، [باید خود را اصلاح کند؛ چراکه] مردم تابع آنهایند. پس اگر معلمین اصلاح شوند، [به اینکه] بدانند به رضای خدا میگویند و با عدم رضای خدا نمیگویند؛ با وجود سخط خدا نمیگویند و موارد رضای خدا را دنبال میکنند [مردم هم اصلاح میشوند]. [بداند که] کلمة فکلمة،[1] مسئولاند فردا؛ مسئولاند که «چرا این را گفتی؟ چرا آن را نگفتی؟» حتی اگر یک کلمه هم باشد [سؤال میشود]؛ یک «بله» باشد، یک «نه» باشد. خودتان ببینید دیگر، که مهمات دین، از اصول و فروع، با یک بله و خیر، کارش از بالا به پایین و از پایین به بالا برمیگردد.
پس حتماً مبلغین باید بدانند که مقام بزرگی را دارند.
نوشتهاند _ آقای شیخ عباس قمی رحمهالله هم شاید در کتابهایش نوشته باشد[2]_ سید مهدی قزوینی رحمهالله در حله، یک مجلس منبر رفت و همان یک مجلس سبب شد چهارهزار نفر مستبصر شوند. خدا میداند که این چقدر قیمت دارد. مرحوم صاحب جواهر رحمهالله هم فرموده بود: «کتاب جواهرم را بنویسند در نامۀ عمل ازری و همین یک قصیدهاش را [در نامۀ عمل من بنویسند]». در آن قصیده هست:
انّمَا المُصْطَفَی مَدِینَة عِلْمٍ
وَ هُوَ البَابُ مَنْ أتَاهُ أتَاهَا.[3]
تا آنجا که میگوید:
بِنتُ مَن؟ اُمُّ مَن؟ حَلیلةُ مَن؟
وَیلٌ لِمَن سَنَّ ظُلمَها و اَذاها[4]
معلمین و مبلغین چقدر مقام بزرگی دارند! به شرط اینکه هرچه میدانند بگویند، هرچه نمیدانند نگویند و مشکوک را هم احتیاط کنند و نگویند.
«وَفَّقَنَا اللهُ لِلْعِلمِ وَ التَّعْلِیمِ وَ لِلتّبْلِیغَاتِ الصّحِیحَة وَ لِلتَّعْلِیمَاتِ الصَّحِیحَة وَ لِعَدَمِ الخُرُوجِ عَنْ رِضَا اللهِ، اَبَداً»
(خداوند ما را به علم و تعلیم و تبلیغ صحیح و خارجنشدن از رضای خود همیشه موفق بدارد).
[1] . کلمهبهکلمه.
[2] . «... مرحوم [سید مهدی قزوینی رحمهالله] بعد از آنکه هجرت كردند از نجف اشرف به حلّه و مستقرّ شدند در آنجا و شروع نمودند در هدايت مردم و اظهار حقّ و ازهاق باطل، به بركت دعوت آن جناب از داخل حلّه و خارج آن، زياده از صدهزار نفر از اعراب، شيعۀ مخلص اثناعشرى شدند و شفاهاً به حقير فرمودند: چون به حلّه رفتم، ديدم شيعيان آنجا از علايم اماميّه و شعار شيعه جز بردن اموات خود به نجف اشرف چيزى ندارند و از ساير احكام و آثار عارى و برى، حتّى از تبرّی از اعداء اللّه»؛ منتهىالآمال، ج3، ص2094 و نیز نک: یازده رساله، ص367.
[3] . «همانا مصطفی صلیاللهعلیهوآله (پیامبر گرامی اسلام) شهر علم و علی درب آن است، هرکه نزد علی آید به شهر علم راه یابد»؛ سفینةالبحار، ج٢، ص549.
[4] . «دختر چه کسی؟ مادر چه کسی؟ همسر چه کسی؟ وای بر آن کس که پایۀ ستم و آزار بر او را بنا نهاد!».