خرما، شیر، ماست و زیت (روغن زیتون)، جامع بین غذا و دواست. هم دواست و هم غذا. در بسیاری از موارد انسان به غذایی میل دارد، ولی مظنون است که مضر و موجب مرض و یا مُبطی (طول کشیدن بهبودی بیماری) است....
تمام نقشهها و کارهای کفار برای تفرقه بین مسلمانهاست؛ «فَرِّقْ، تَسُدْ» (جدایی بینداز و آقایی کن) با همین تفرقه و جدایی بین ملتها و دولتها و ایجاد مرز بین آنها و هر ملتی را در برابر دیگری اجنبی قلمداد نمودن بود که نگذاشتند بین ایران و عثمانی اتحاد نظامی در برابر کفار (از جمله بریتانیا) تشکیل شود....
زمانی دیدند که مرحوم آقا میرزا محمدتقی شیرازی با آن همه قابلیت و علم و عمل و بزرگواری، در خزانه حمام میگوید: «خدایا، از تو خواسته بودم که مرا به ریاست و مقام مرجعیت مبتلا نکنی، حال که نمودی، یاریام کن، حفظم کن»....
چگونه انبیا علیهمالسلام کسانی نظیر سلمان رحمهاللّه و... را تربیت کردهاند که گویا آنچه انبیا علیهمالسلام میدیدند، میدیدند! گذشته از سلمان رحمهاللّه که با نبی اکرم علیهالسلام و وصی او علیهالسلام مصاحبت نزدیک داشت و با آن همه مقامات جای خود را دارد. علمایی را که ما در عصر غیبت دیدهایم که به م...
گفتهاند: زهیربنقین رضواناللّهتعالیعلیه نقل کرده که با شادی و همراه با غنایم جنگی از غزوهای برمیگشتیم که سلمان رضواناللّهتعالیعلیه به ما فرمود: «إِذا أَدْرَکتُمْ سَیدَ شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، فَکونُوا أَشَدَّ فَرحاً بِقِتالِکمْ مَعَهُ؛ هرگاه سرور جوانان اهل بهشت (امام حسین علیهالسلام) را...
زمانی مرحوم سید محمدکاظم یزدی از نجف اشرف به سامرا برای میرزای شیرازی رحمهاللّه نامهای فرستاد و روی پاکت عنوان «رکنالاسلام» را برای ایشان نوشت. ولی میرزا رحمهاللّه در جواب برای او عنوان «حجتالاسلام» را که بالاترین عنوان و رتبه علمی بود، نوشت....
به خدا پناه میبریم! انسان نباید هیچگاه از عاقبت خود خاطر جمع باشد. هنگامی که برای بار دوم آقازاده مرحوم آخوند خراسانی را در زمان رضاشاه پهلوی به زندان بردند، به او فهماندند که اگر کشف حجاب را امضا کنید، شما را نجات میدهیم ـ و اگر امضا میکرد نجاتش میدادند ـ ولی ایشان گفت: گناهانم نزد خدا زیاد اس...
شنیدم زمانی که مرحوم آقا شیخ غلامرضا یزدی١ در یزد اقامت داشت خیلی خوشگذران بود، ولی هرگاه به روستاهای اطراف میرفت با خود نان و ماست و... برمیداشت و به هر ده که میرسید، قرائت نماز و مسائل مورد نیاز را به مردم یاد میداد و آنگاه به آبادی دیگر میرفت. و در همه حال خوراکش از خودش بود و از غذای مردم...
شخصی دم رفتن میگفت: این فرزندم که بزرگ است، ولی این یکی کوچک است، و این دیگری هم کوچک است، بعد گفت: استغفِرُاللّه، آنها خدا را دارند.
در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۳۱
...
به شیخ انصاری رحمهاللّه در وقت مرض موت عرض کردند: خیلی برای شفای شما مجالس ختم و دعا گرفته شده، انشاءاللّه شفا مییابید. ایشان فرمودند: «أَلْمَوْتُ وَالْحَیاةُ مِنْ عَوارِضِ الْبَدَنِ، وَ السُّوچُ سَوادُ الْوَجْهِ فِی الدّارَینِ؛ مرگ و زندگی از عوارض جسماند، و مصیبت آن است که انسان در دو سرای دنی...