صفحه اصلی

در حال بارگیری...

تربیتی

بیانات

چاه نفت در ملک او بود، ولی برای علم حسرت می‌خورد!

آقای [سید حسین] بادکوبه‌ای تعبدش بیش از دیگران بود، دائم‌الذکر بود، به زیارت عاشورا با صد لعن و سلام مشغول بود، متأدب به آداب و سنن شرعی بود، نعلین خود را از درِ مسجد [ یا صحن] خلع می‌نمود. چاه نفت در ملک او بود، ولی برای علم حسرت می‌خورد! در محضر بهجت، ج۲، ص۲۴۷ ...
بیانات

أَلْعِلْمُ نُورٌ یقْذِفُهُ اللّه‏ُ فِی قَلْبِ مَنْ یشآءُ

مرحوم آقای [علامه سید محمدحسین] طباطبایی آن وقت‌ها که از نجف به سفر حج مشرف شده بودند ـ نه در این اواخر ـ از ایشان پرسیده بودند: از که تقلید می‌کنید؟ فرموده بود: در احکام، اجتهاد می‌کنم و از کسی تقلید نمی‌کنم. گفته بودند: بعد از ابوحنیفه دیگر چه اجتهادی؟! فرموده بود: «أَلْعِلْمُ نُورٌ یقْذِفُهُ الله...
بیانات

شروط و موانع تحصیل و به کار زدن علم

«لِکل شَیءٍ آفَةٌ، وَ لِلْعِلْمِ آفاتٌ؛ برای هر چیز آفتی است، ولی علم آفت‌ها دارد». عجیب است! هر جا بین زید و عَمر و یا دو طائفه مخاصمه می‌شود، اهل علم مال‌المصالحه قرار می‌گیرند. تازه اگر علم تحصیل شود، خدا می‌داند استفاده کردن از آن در طریق رضای خدا، چقدر شروط و موانع دارد! در محضر بهجت، ج۲، ص۱۹۴ ...
بیانات

گنج در این جا نیست، آن جاست!

آقا شیخ عبدالحسین تهرانی رحمه‌الله در وسط مسجد متوکل در سامرا ایستاد و فرمود: این موضع را حفر کنید، حفر کردند، سنگ‌های مرمر قیمتی ظاهر گشت. دستور داد آنها را در حرم حضرت عسکریین علیهماالسلام نصب نمودند. همچنین ایشان می‌فرمود: زمینی در کنار فلان شهرستان، و زمینی دیگر در فلان‌جا دارای گنج است. عالمی د...
بیانات

تحصیل در شدت گرما

زمانی که ما در نجف در مدرسه مرحوم سید محمدکاظم یزدی بودیم، شبی هنگامی که مشغول درس و مطالعه بودیم، صدایی از حجره همسایه و دیواربه‌دیوار حجره ما بلند شد به‌گونه‌ای که چنان صدایی در مدرسه سابقه نداشت. اعتنایی نکردم و به کار خود ادامه دادم، بعد به آن حجره رفتم و گفتم: صدای چه بود؟ گفت: تخم مرغی در طاقچ...
بیانات

اکنون وقت مطالعه است!

سابقاً در مدارس علوم دینیه شب‌ها، از اوایل شب طلاب مشغول مطالعه می‌شدند و هیچ سروصدایی در فضای مدرسه‌ها نبود. مرحوم جهانگیرخان که متأهل نبود و در اصفهان مدیریت مدرسه‌ای را عهده‌دار بود، شب‌ها در حیاط مدرسه دور می‌زد، همین که به فرض از حجره‌ای صدای قلیان می‌شنید وارد آن حجره می‌شد و می‌گفت: چه خبر اس...
بیانات

هر چه هست از فعل و ترک ما است!

آقای [علامه سید محمدحسین] طباطبایی در اوایل امر شکایت می‌کرد که برای عده‌ای منظومه و حکمت می‌گویم ولی آنان را می‌برند و یا خود می‌روند١ و در ادارات دولتی (در زمان رژیم پهلوی) داخل می‌شوند، و مردد بود که درس بگوید یا خیر. بسیاری از شاگردان آخوند خراسانی رحمه‌الله که به عبادات و اعتکافات زیاد اشتغال د...
بیانات

این هفته فلان روز آیت‌اللّه حکیم رحمه‌اللّه وفات می‌کند

آقایی که اهل جَفر بود، به آقای دیگر گفت: چیزی به تو می‌گویم، آن را به کسی مگو: این هفته، فلان روز آیت‌الله [سید محسن] حکیم رحمه‌الله وفات می‌کند. و چنان شد. دیدیم و شنیدیم که علما از همین تعلیم و تعلم‌های عادی حوزه به مقامات عالیه رسیده بودند. بله، «فَخُدْها بِقُوة؛ با قوت آن را بگیر»١ چیز دیگری است...
بیانات

عشق به تحصیل

صاحب مفتاح‌الکرامة رحمه‌الله ایوانی داشته که هنگام تألیف، کتاب‌ها را در اطراف خود در آنجا باز می‌گذاشته است، دختر یا نوه خردسال ایشان می‌آمد و در آنجا می‌نشست و در همان‌جا به خواب می‌رفت، ایشان می‌فرمود: «ما هذَا التعَشقُ لِلنوْمِ! یکفِینِی مِثْلُ هذا؛ چقدر این دختر بچه از خواب لذت می‌برد! [لذتی] هم...
بیانات

گویا خود را برای درس خواندن وقف کرده بودند!

بنده در میان اهل علم، کسی پر کارتر از مرحوم [شیخ محمّد رضا مظفر] مُظفر ندیده‌ام. حجره او١ درست در روبه‌روی حجره ما بود، و ما تقریباً می‌دانستیم چه چیزهایی می‌نویسد، ولی خیال می‌کردیم برای تألیف آنها وقت نمی‌گذارد، احتمال می‌دادیم دروسی برای کلیةالفقه و منتدی‌النشر که خود او تأسیس نموده بود، می‌نویسد...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها