صفحه اصلی

در حال بارگیری...

حکایت

بیانات

کراماتی از مرحوم سید بحرالعلوم

بعد از مدتی خادم به همان‌جا رفت تا تاجر و دکان او را پیدا کند، هرچه گشت اثری از آن محله و بازارچه و دکان‌ها در پشت «صفا» ندید. ...
بیانات

به‌مناسبت سالروز ورود پر میمنت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها به قم

پدر و مادرم به فدایش...!
حضرت معصومه علیهاالسلام از قبیل امامزاده‌های مطلق نیست ـ که هنگام زیارت او، زیارت‌نامه مطلق امامزاده‌ها خوانده شود، بلکه زیارت مخصوص به خود دارد ـ زیرا در روایت است: «مَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنةُ؛ هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می‌گردد»۱. خیلی کلمه بزرگی است!...
بیانات

آری، من کتاب‌های پیامبران گذشته علیهم‌السلام را دارم!

عبدالله‌بن‌حسن که قائل به وصایت و امامت امیرالمؤمنین و امامان بعد از ایشان نبود، برای امام صادق علیه‌السلام ـ چنان‌که در کافی روایت شده است ـ پیغام می‌فرستد که: «أَنَا أَشْجَعُ مِنْک وَ أَسْخی مِنْک، وَ أَنَا أَعْلَمُ مِنْک؛ من از تو شجاع‌تر، بخشنده‌تر و داناتر هستم»....
بیانات

فرزندم! اگر دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان...

به‌مناسبت سالروز رحلت آیت‌الله قاضی قدس‌سره
در مجلس اول ملاقات مرحوم علامه طباطبایی با استاد اخلاقی خود مرحوم آقا سید علی قاضی، مرحوم قاضی به ایشان فرمود: فرزندم! اگر دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان، اگر آخرت هم می‌خواهی نماز شب بخوان. در روایت هم آمده است: «هر کس نماز شب بخواند و در روز بگوید که گرسنه هستم یا غذا و روزی ندارم، او را تکذیب کنید»....
بیانات

دنیا، همانند خانه عنکبوت، سست و بی‌اساس است

در قاموس آمده است که: صندوقی را سیل در کناره رود نیل به کنار زد که در میان آن تابوت، لوح زنی بود، و بر روی آن نوشته و یا تراشیده شده بود که من فلانی (بخت‌النصر) دختر پادشاه حیره١ هستم که بعد از وفات پدرم و گرفتار شدن مردم به خشکسالی و قحطی یک مَن نقره به منظور خریدن غله برای حضرت یوسف علیه‌السلام فر...
بیانات

سلطان با بیست‌میلیون نفر بازی می‌کند...

سید جمال‌الدین اسدآبادی در محضر ناصرالدین شاه سیبی به دست گرفته بود و بالا می‌انداخت و می‌گرفت، شاه به او اعتراض کرد که در محضر ما سیب‌بازی می‌کنی؟ جواب داد: سلطان با بیست‌میلیون نفر بازی می‌کند، من با یک سیب بازی نکنم؟! در محضر بهجت، ج۲، ص۴۱۲ ...
بیانات

اگر این فکر را کرده بودم...

گفته‌اند: آقا میرزا رضا کرمانی که ناصرالدین شاه را کشت، به دستور سید جمال‌الدین اسدآبادی بوده است. در تهران صدراعظم از آقارضا پرسید: چرا شاه را کشتی؟ او گفت: به خاطر اینکه ظلم می‌کرد و از مظلومین دادرسی نمی‌کرد. صدراعظم به او گفت: آیا انوشیروان عادلی لب دروازه تهران آماده کرده بودی که او را کشتی؟! م...
بیانات

پادشاهتان را ادب کنید!

آقای شیخ محمدحسین کاشف‌الغطا رحمه‌الله خیلی بی‌باک بود، روزی به رضاخان پهلوی گفت: سلطنت و قدرت و شوکت تو هرقدر بالا رود، از حکومت و سلطنت سلطان عبدالحمید١ بالاتر نخواهد رفت، که الآن فرزندان او در هندوستان مشغول گدایی هستند....
بیانات

استخاره رابطه‌ی تکوینی بین خالق و خلق

 آقایی می‌گفت: پدرم١ چند عیال داشت و دارای چند خانه بود، با او کار داشتم. برای ملاقات با او برای اینکه به هر خانه بروم، استخاره کردم بد آمد، همچنین برای رفتن به صحن حضرت امیر علیه‌السلام و مقابل صحن و وادی‌السلام استخاره کردم، همه بد آمد. از سویی ناچار بودم او را ببینم، همان‌جا ایستادم و پس از چند ل...

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها