صفحه اصلی

در حال بارگیری...

299. تدليس و فريب

۴٨۵۴. مردى در ازدواج با دخترى تدليس کرده و خود را عوضى معرّفى کرده است که اگر اين‌گونه معرّفى نمى‌کرد، حتما دختر راضى نمى‌شد. آيا به خاطرندانستن موضوع براى دختر اختيار فسخ عقد هست يا نه؟  

ج. اگر تدليس در عيوب موجب خيار باشد، يا شرط صفتى قبل از عقد يا در عقد شده باشد، دختر خيار فسخ دارد و در غير اين صورت خيار فسخ داشتن او مورد تأمّل است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7502 | پیوند ثابت
۴٨۵۵. در صورتى که اطرافيان دختر بعضى از عيوب دختر را مثل پيسى، سوختگى، کچلى بيان نکنند، آيا به مجرّد نگفتن تدليس مى‌باشد و شوهر حقّ پيدا مى‌کند عقد را فسخ کند؟  

ج. در بَرَص و جذام تا هفت مورد مذکور در مسأله ١٨٩٣ رساله، حقّ فسخ دارد و مجرد سکوت در آن‌ها با علم به آن تدليس است و در غير آن‌ها تنها در صورت شرط شدن در ضمن عقد يا مبنى بودن عقد بر آن، اين حکم ثابت است و در تدليس بدون اين دو، حق فسخ مورد تأمّل است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7503 | پیوند ثابت
۴٨۵۶. زنى که داراى عيب قَرَن است؛ امّا با عمل جرّاحى مى‌تواند رفع عيب کند، آيا شوهر در اين صورت هم مى‌تواند عقد را فسخ کند.  

ج. ظاهرا مى‌تواند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7504 | پیوند ثابت
۴٨۵٧. مردى در هنگام ازدواج مى‌گويد که قبلاً ازدواج نکرده است و زن به گمان و به اعتقاد اين عنوان قبول و اجازه داده است، بعد معلوم مى‌شود که زنى داشته و او را طلاق داده است، آيا زن در اين صورت حقّ فسخ پيدا مى‌کند؟  

ج. سبب حقّ فسخ نمى‌شود، به توضيح مذکور در جواب‌هاى قبل رجوع شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7505 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها