در کتاب کافی به نقل از امام صادق علیهالسلام آمده است: «ثَلاثٌَ لاتُطِیقُها هذِهِ الاْءُمةُ... وَ ذِکرُ اللهِ عَلی کل حالٍ.»١ سه چیز است که این امت توان آن را ندارند.... تا اینکه میفرماید: و یاد خدا در هر حال....
قدرتهای بزرگ برای رواج بازار فروش اسلحههای پوسیده و قدیمی خود، این جنگها را به راه انداختهاند، و در استمرار آن میکوشند. و تجهیزات نظامی و ابزارهای مدرن جنگی را که امروزه میسازند ما نمیتوانیم بسازیم؛ ولی به مقتضای « فَوْقَ کلِ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ»١ ؛ (بالا و برتر از هر دانایی، دانایی است) چرا م...
بعضی از علما که دارای مقامات دنیایی نبودهاند، دارای کرامات و مقامات آخرتی بودند. یکی از مراجع فوت کرد، بعد دیگری، بعد سومی. در خواب معتبر مرجعی که در دنیا مقامش پایینتر بود برای آقای بالاتر از خود واسطه شده بود و آن دو آقای بالاتر زیر بغلهای آن پایینتر را گرفته بودند!
در محضر بهجت، ج۲، ص۷۰
...
از عبارتِ «کلکمْ راعٍ، وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ.»١؛ (هر کدام از شما مسئول هستید و درباره افرادی که به سخن شما گوش میدهند بازخواست خواهید شد)....
ما نمیخواهیم طریقه تمام علما و سلف صالح را دنبال کنیم. شخصی نزد آقایی رفت و گفت: ذکری به من دستور بدهید. آن آقا به او گفت: نماز بخوان. گفت: آقا! آمدهام تا ذکری به من یاد دهید که نماز را ترک کنم! آیا جز ابلیس، انسان را به چنین کاری وادار میکند که معتقد باشد: «أَلْکمالُ، کل الْکمالِ تَرْک الصلاة!» ...
ائمه ما علیهم السلام هزار سال پیش خبر دادهاند که گرفتاری و ابتلائات برای اهل ایمان بهحدی خواهد بود که عده کثیری از آنان از ایمان خارج میگردند. آیا خروج از ایمان خروج از ابتلائات را هم به دنبال دارد؟! آیا ما از منتظرین امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف هستیم؟! آیا ما هم میخواهیم امام زمان عجل...
آقایی درس اخلاق میداد و جمعیت زیاد در درس او شرکت میکردند، بعد از مدتی ترک کرد. پرسیدیم: چرا؟ گفت: اثر نداشت، کار به جایی رسیده بود که باید به هر کدام جداگانه بگویم که شما این کار کردی و این گناه را مرتکب شدی تا اثر بگذارد و از آن دست بکشند. هم چنین میگفت: نه در گوینده اثر دارد، و نه در شنونده! ح...
درباره استمنا در روایت آمده است:
«کل ما أَنْزَلَ بِهِ الرجُلُ ماءَهُ مِنْ هذا وَ شِبْهِهِ، فَهُوَ زِنا.»١
استمنا و یا هر کار مشابه آن که انسان به وسیله آن منی خود را بیرون بیاورد، زنا محسوب میشود....
یکی از علمای بزرگ، بعضی از شاگردانش را جمع کرد و فرمود: من به شما اعتقاد داشتم، ولی از این عقیدهام برگشتهام یا ممکن است برگردم، زیرا مدتی است که استحضارم در مسایل کم شده است، پس چرا نمینویسید و به مردم اطلاع نمیدهید که به دیگری رجوع کنند. و استفتائات همچنان مانده است، گویا مراجعاتش مستمر بوده ا...