انصافاً کتاب بدایه ابنرشد در تقریر و ذکر اقوال مذاهب اهلسنت خوب است، اما ما او را مجتهد نمیدانیم، بلکه محرّر و مقرّر است. عجیب اینکه هیچ از ائمه شیعه علیهمالسلام نقل نمیکند!
در محضر بهجت، ج۲، ص۱۹۹
...
یکی از علما درحالیکه سالمِ سالم بود و دستهای خود را روی هم گذاشته و از عبا بیرون آورده بود، در مجلسی گفته بود: هفته دیگر از دنیا خواهم رفت!
بنده هم دو سه نفر از اساتید را دیدم که از فوتشان خبر دادند. یکی آقا شیخ مرتضی طالقانی رحمهالله بود که در مدرسه آقا سید محمدکاظم یزدی در نجف اشرف، شب خبر داد ...
«لِکل شَیءٍ آفَةٌ، وَ لِلْعِلْمِ آفاتٌ؛ برای هر چیز آفتی است، ولی علم آفتها دارد».
عجیب است! هر جا بین زید و عَمر و یا دو طائفه مخاصمه میشود، اهل علم مالالمصالحه قرار میگیرند. تازه اگر علم تحصیل شود، خدا میداند استفاده کردن از آن در طریق رضای خدا، چقدر شروط و موانع دارد!
در محضر بهجت، ج۲، ص۱۹۴
...
نباید مغرور شویم. تا نزدیکیهای وفات و تا زمانی که شیطان زنده است، انسان در مخاطره است! به خدا پناه میبریم.
«إِلهِی! لاتَکلْنِی إِلی نَفْسِی طَرْفَةَ عَینٍ أَبَداً؛ معبودا! هیچگاه، به اندازه چشم بر هم زدنی، مرا به خود وامگذار».١...
عجایب و غرایب از این بشر ظاهر میگردد، قضایا و حوادثی واقع میشود که بعد از پنجاه سال، علل و عوامل و اسباب آن کشف و معلوم میگردد. شخصیت بزرگی١ را که مخالف مشروطه بود کشتند، ولی هیچکس حتی بستگان او نفهمیدند که او را چه کسی کشته است. درهرحال، معروف بود که اگر وفات هم نکند، او را خواهند کشت!...
با اینکه خداوند سبحان میفرماید: «سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في أَنْفُسِهِ؛ به زودی نشانههای روشن خود را در نواحی [آسمان و زمین] و در وجود خود آنان به ایشان ارائه خواهیم داد».١
همچنین میفرماید: «قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛ بگو: بنگرید که در آسمانها و زمین چه چیز اس...
قِلّت جمعیت حق و کثرت اهل باطل نباید ما را در مسیر و پیمودن راه حق مضطرب و دلسرد کند، یا باز دارد. ما باید به آنچه از تکوینیات و تشریعیات پیش میآید، تسلیم و راضی باشیم؛ زیرا خدا تکویناً نخواسته که جلو مفاسد را بگیرد، با آنکه مصالح و مفاسد به دست اوست، هرچند تشریعاً از مفاسد نهی نموده است.
شیعه بی...
آقایی میگفت: در حجرهای در سامرا نزد دو نفر از علما نشسته بودیم، زائری آمد و گفت: میخواهم صدوپنجاه تومان سهم امام علیهالسلام به شما بدهم، هیچکدام از آن دو آقای معروف قبول نکردند، آن زائر نزد عالم دیگری رفت و اصرار کرد و او هم با اینکه قاعدتاً نباید سهم امام علیهالسلام بگیرد، گرفت.
ایشان میفرمو...
از مرحوم سید هبةالله شهرستانی١ خواستند که برای ایجاد اختلاف و جدایی بین آقای کاشانی رحمهالله و مصدق اجازه دهند. ایشان فرمود: آیا اجازه بدهم که «لِتُراقَ الدماءُ وَ تُباحَ الاْءَعْراضُ وَ الأَمْوالُ؟!؛ تا خونها ریخته شود و ناموسها و اموال پایمال گردد؟!»....
آقا خان محلاتی از هندوستان برای ناصرالدین شاه نوشت اگر میخواهی روابط ایران با ما توسعه یابد، اجازه میدهم دروازه هند را باز کنند تا تجارت میان ایران و هند دایر، و هندوستان مال شما باشد.
ناصرالدین شاه در جوابش نوشت: اگر تمام هندوستان را هم بدهی، غیر از مذهب جعفری در ایران نباید باشد.
در محضر بهجت، ج...