صفحه اصلی

در حال بارگیری...

299. تدليس و فريب

۴٨۵٧. مردى در هنگام ازدواج مى‌گويد که قبلاً ازدواج نکرده است و زن به گمان و به اعتقاد اين عنوان قبول و اجازه داده است، بعد معلوم مى‌شود که زنى داشته و او را طلاق داده است، آيا زن در اين صورت حقّ فسخ پيدا مى‌کند؟  

ج. سبب حقّ فسخ نمى‌شود، به توضيح مذکور در جواب‌هاى قبل رجوع شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7505 | پیوند ثابت
۴٨۵٨. زنى قبل از ازدواج خود را داراى صحت مزاج، دوشيزه و سى ساله معرفى مى‌نمايد و بعد از عقد معلوم مى‌شود ٣۶ ساله است و از نظر جسمى مريض مى‌باشد. آيا در اين مورد حقّ فسخ براى زوج مى‌باشد؟  

ج. اگر در عقد شرط شده يا عقد مبنى بر آن شرط بوده، حقّ فسخ دارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7506 | پیوند ثابت
۴٨۵٩. اگر بعد از عقد معلوم شود مرد، کور بوده با اين که بستگان مرد گفته بودند مرد، سالم است و هيچ عيبى ندارد، حال دختر حاضر به زندگى با اين مرد نيست و از طرفى مرد نيز به هيچ وجه طلاق نمى‌دهد، اکنون وظيفه دختر چيست؟ آيا مى‌تواند فسخ کند يا راه منحصر به طلاق است؟  

ج. مثل جواب قبل است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7507 | پیوند ثابت
۴٨۶١. اگر پسر و دختر ازدواج کنند و بنايشان در عقد بر باکره بودن دختر باشد و بعد از عقد معلوم شد که دختر باکره نيست، آيا پسر مى‌تواند چنين ازدواجى را قبول کند؟  

ج. قبول آن اشکال ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 7508 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها