صفحه اصلی

در حال بارگیری...

راه‌هاى اثبات اجتهاد، اعلميّت، و به دست آوردن، عمل کردن و پاسخگويى به فتاوا

٩٣. من مقلد امام بودم و بعد از رحلت ايشان بنا به فتواى آقاى اراکى بر تقليد از ايشان باقى ماندم، اکنون مرجع اعلم را نمى‌شناسم آيا الآن هم مى‌توانم بر امام باقى باشم؟  

ج. اگر احراز و يا احتمال اعلميّت ميّت در بين نباشد، رجوع به مجتهد زنده جايز است؛ و در صورتى که مجتهد زنده اعلم باشد يا احتمال اعلميّت او در بين باشد رجوع به او واجب است (جهت اطلاع بيشتر به مسأله‌هاى ١٢ و ١٣ رساله رجوع شود.)

کتاب: استفتائات | شناسه: 2295 | پیوند ثابت
١٠٩. اگر مکلف طبق موازين شرعى اعلم بودن مجتهدى را احراز نمود و به دستورات او عمل کرد ولى نظرات او مطابق واقع و دستورات واقعى شارع نبود؛ ١) آيا اعمال او باعث رشد و کمال وى مى‌شود و مستوجب ثواب براى او مى‌گردد؟ ٢) آيا در قيامت مورد مؤاخذه قرار مى‌گيرد؟  

ج. در فرض مزبور عمل به حجّت کرده و مأجور است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2311 | پیوند ثابت
٩۴. چنان‌چه انسان يقين نمايد که عملش با فتاواى يکى از مراجع محترم ـ که تقليد از آن‌ها جايز است ـ منطبق مى‌باشد، آيا همين مقدار کفايت مى‌کند؟  

ج. مطابقت عمل با نظرات مجتهدِ اعلم، شرط است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2296 | پیوند ثابت
١١٠. کسى که براى انجام عباداتى چون نماز و روزه و حجّ نايب مى‌شود، آيا بايد به فتواى مرجع خودش عمل کند يا به فتواى مرجع تقليد کسى که از جانب وى نايب گرديده است؟  

 ج. نايب بايد به فتواى مرجع تقليد خودش عمل کند و در نيابت از حىّ در حجّ، فى‌الجمله احتياط کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2312 | پیوند ثابت
٧٩. اگر عده‌اى از علما ـ که توانايى تشخيص مجتهد اعلم را دارند ـ فردى را معرفى نمايند، امّا خود انسان به اعلميّت فرد ديگرى يقين داشته باشد و يا ببيند جمع ديگرى از علما، مجتهد ديگرى را معرفى نموده‌اند، تکليف چيست؟  

ج. در صورتى که يقين انسان به اعلم بودن فرد ديگر، بر اساس موازين ذکر شده باشد، عمل به يقين مقدم است و در صورت تعارض نظرات علما، اگر مرجحات ديگر، هم چون اورعيت در يکى از آنان بود، بايد از وى تقليد کرد و در صورت يأس از ترجيح يکى از آن دو بر ديگرى، فرد اختيار دارد که از هر يک از آن دو مجتهد تقليد نمايد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2281 | پیوند ثابت
٩۵. آيا لازم است براى تقليد از يک نفر، تمام رساله وى را بخوانيم؟  

ج. نه، فقط مسايلى را که انسان غالبا به آن‌ها احتياج دارد، واجب است ياد بگيرد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2297 | پیوند ثابت
١١١. اگر وصىّ يا ورثه با متوفّى در مرجع تقليد متفاوت باشند، در محاسبه بايد طبق فتواى مرجع خود عمل کنند يا مرجع تقليد ميّت؟  

ج. در مقدار محاسبه ديون بر ميّت، ميزان و معيار تکليفِ ميّت در زمان حياتش مى‌باشد، امّا در کيفيّت پرداخت، اگر مورد اختلاف باشد، ميزان، تقليد وصى و ورثه است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2313 | پیوند ثابت
٨٠. آيا مى‌توان بدون تحقيق مرجع تقليد را انتخاب کرد؟  

ج. بايد از مرجع اعلم تقليد کرد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2282 | پیوند ثابت
٩۶. اگر در شرايطى دسترسى به مرجع تقليد يا رساله ايشان نباشد، آيا مى‌توان از رساله‌ى ساير مراجع در مسأله‌ى مورد ابتلاء استفاده کرد؟  

ج. اگر صبر ممکن است، وظيفه، به دست آوردن فتواى مرجع است؛ و در غير اين صورت، اگر احتياط ممکن است، به احتياط عمل نمايد؛ و اگر احتياط ممکن نباشد، چنان‌چه از انجام عمل محذورى پيش نيايد، مى‌تواند عمل را به جا آورد و بعد از دسترسى به فتواى مرجع، در صورت مخالفت، اعاده کند، و اين‌ها در صورتى است که عدم دسترسى در تمام مسايل نباشد، در غير اين صورت، مى‌تواند به مجتهد اعلم پس از او مراجعه کند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2298 | پیوند ثابت
١١٢. پاسخگويى به مسايل و فتاوا براى عالمى که از آن‌ها اطلاع دارد واجب است؟  

ج. از باب ارشاد جاهل بدون عسر و محذور، لازم است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 2314 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها