صفحه اصلی

در حال بارگیری...

خانواده

شایعات

شایعه «هر دختر بی‌حجاب یک سیلی به حضرت زهرا(س) می‌زند»

حجاب از ضروریات اسلامی و قرآنی است
پرسش با عرض سلام و خسته نباشید؛ اخیراً در فضای مجازی، جمله‌ای از آیت‌الله بهجت رحمه‌الله بدین شرح منتشر شده است: «هر دختر شیعه با بی‌حجابیش، یک سیلی به صورت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌زند!»؛ آیا انتساب این جمله به معظم‌له صحیح است؟ پاسخ: باسمه تعالی...
بیانات

ما به تو نظر داریم

زنی از بستگان دختر آقا شیخ جواد مجتهد رشتی رحمه‌الله می‌گوید: با پدر و مادرم از ایران به زیارت عتبات رفتیم و آنان مرا در نجف به طلبه سیدی تزویج کردند و رفتند. از سویی دوری آنها مرا ناراحت می‌کرد و از سوی دیگر گاهی شوهرم نزدیک ظهر همراه با مقداری گوشت و چند میهمان وارد منزل می‌شد؛ لذا من با شوهرم بدا...
فیلم و صوت

برکات صلوات

در کلام آیت‌الله بهجت قدس‌سره
ترک صلوات و دعا کردن به دعاهای شخصی، مانند رها کردن سرچشمه و به‌دنبال جوی آب و یا حوض گشتن است؛ زیرا وقتی برای وسعت مقام و درجه واسطه فیض دعا می‌شود، دعاهای شخصی هم در آن گنجانده شده است. نکته‌های ناب، ص۷۷ *** خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند، چه معنویتی، چه صورتی، چه وا...
پرسش‌ها و پاسخ‌ها

انتخاب شغل

سؤال: اگر ممکن است این جانب را در جهت انتخاب شغل راهنمایی فرمایید. جواب: شغلی را اختیار کنید که رضای خداوند عظیم‌الشأن در آن باشد، و اگر چند شغل مرضی خداست، آنکه ارضی از آن است با تمکن اختیار کنید. نافع برای ایمان و مؤمنین باشید. علم شرافتش معلوم، و مقدمیتش برای عمل معلوم است، با تمکن ترجیح بدهید آن...
پرسش‌ها و پاسخ‌ها

اهمیت صلوات

س. تعتقد ابنتی بأنّها رأت نوراً للإمام علی علیه‌السلام ولازمها مدة، فهل هذا حق أو باطل وکیف الخلاص؟ ج. باسمه‌تعالی، لابد لکلّ مؤمن ومؤمنة أن یعمل بالوظائف المعلومة من فعل الواجب وترک المحرمات وما یراه فی الیقظة أو المنام؛ فإن کان حقاً فیکمله الصلوات علی النبی وآله کثیراً؛ وإن کان باطلاً، أو کان حقاً...
بیانات

علت غیبت امام زمان عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف

ما مسلمان‌ها امتحان خود را با پیغمبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم و یازده امام علیهم‌السلام در زمان حضورشان پس داده‌ایم؛ اگر این یکی هم ظاهر می‌شد، لابد به قربانش می‌رفتیم!...
داستان

نوه خردسالش محمود

کتاب که می‌خواند غیر از نوه‌ی خردسالش، محمود، کسی حق نداشت مزاحمش شود. محمود آمد و صاف رفت سراغ قفسه‌ی کتاب‌ها. آقا همین که متوجه شد، کتابش را گذاشت زمین و جواب سلامش را داد. محمود کتاب بزرگی برداشت و وسط اتاق باز کرد، با شکم خوابید روی زمین و دستش را زیر چانه‌اش گذاشت. کتاب را سرو ته گرفته بود. آقا...
داستان

اجازه از همسر

بالاخره قبول کرد برود حج، اما به این شرط که کسی خبردار نشود. یک روز از پسرش پرسیده بود: «همسرت راضی می‌شود که با من بیایی؟»، گفته بود: از خدایشان است....

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها