«به موارد ذیل توجه شود»
الف: کلّیه جملاتی که در آن «باید»، «لازم است»، «بنا بر اظهر»، «بنا بر اقوی»، «بعید نیست»، «خالی از وجه نیست» بهکار رفته است، بهمنزله فتوای صریح میباشد و لازم است به آن عمل شود.
ب: کلّیه جملاتی که در آن عبارت «بنا بر احوط»، «بنا بر احتیاط» به کار رفته است اگر در آن مسئله، قبل از این کلمات و یا بعد از آن فتوایی داده نشده، احتیاط واجب است، و در غیر این صورت احتیاط مستحب میباشد.
ج: در هر مسئلهای که احتیاط واجب باشد، مُقلّد میتواند به آن عمل کرده و یا به مجتهد دیگری که جامع شرایط تقلید بوده و از دیگر مجتهدین اعلم باشد، رجوع کند. و این در صورتی است که مجتهد دوم در آن مسئله احتیاط نکرده و فتوا داده باشد.
د: در هر مسئلهای که عبارت «محلّ تأمل است» یا «محلّ اشکال است» بهکار رفته، بهمنزله احتیاط واجب است؛ بنابراین اگر جایز بودن چیزی مورد تأمل یا اشکال بود، احتیاط واجب در ترک کردن آن است.
اَلْحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی خَیر خَلقِه مُحَمَّد وَ آلِهِ الطّاهِرین وَ لَعنَة اللّه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعِین اِلی یوم الدّین
وَدیعه (امانت)
اگر انسان مال خود را به کسی بدهد و بگوید نزد تو امانت باشد، و او هم قبول کند، یا بدون اینکه حرفی بزنند صاحب مال بفهماند که مال را برای نگهداری به او میدهد و او هم به قصد نگهداری کردن بگیرد، باید به احکام ودیعه و امانتداری که بعداً گفته میشود عمل نماید.
«١٨٣۵» امانتدار و امانتگذار، باید هر دو با...
عـارِیَه
عاریه آن است که انسان مال خود را به دیگری بدهد که از آن استفاده کند و در عوض، چیزی هم از او نگیرد.
«١٨۵٩» در عاریه، استفادههایی جایز است که عادتاً و بهحسب زمان و مکان مناسب آن چیز باشد و استفادههایی غیر از منافع ظاهره آن جایز نیست، مگر اینکه بداند یا قرینه باشد که میتواند از همه منافع آن استفاده...
صیغه عقد دائم
«١٨٨٢» اگر صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی عَلَی الصِّدَاقِ الْمَعْلُوم»؛ یعنی: «خود را زن تو نمودم به مهری که معین شده»، و پس از آن مرد بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ التَّزوِیجْ»، یعنی: «ازدواج را قبول کردم»، عقد صحیح است، و اگر دیگری را وکیل کنند که از طرف آن...
صیغه عقد موقت
«١٨٨٣» اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آنکه مدت و مهر را معین کردند، چنانچه زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلوُمَةِ عَلَی الْمَهْرِ المَعْلُوم»، و سپس مرد بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ»، صحیح است، و اگر دیگری را وکیل کنند و اول وکیل زن به وکیل مرد بگوید...
مسائل متفرقه اجاره
«١٧٣٧» چیزی که مستأجر بهعنوان مالالاجاره میدهد باید معلوم باشد، پس اگر از چیزهایی است که مثل گندم با وزن معامله میکنند، باید وزن آن معلوم باشد و اگر از چیزهایی است که مثل گردو، بهصورت عددی معامله میکنند باید تعداد آن معین باشد و اگر مثل اسب و گوسفند است که با مشاهده آنها را میخرند، باید اجاره...
جُعـاله
جعاله آن است که انسان قرار بگذارد در مقابل کاری که برای او انجام میدهند مال معینی بدهد؛ مثلاً بگوید: «هر کسی گمشده مرا پیدا کند، ده تومان به او میدهم»، و به کسی که این قرار را میگذارد «جاعِل» و به کسی که کار را انجام میدهد «عامل» گویند و فرق بین جعاله و اجیر کردن دیگری برای کار، این است که در اج...
مُـزارعه
مزارعه معاملهای است بین مالک و زارع، بدین صورت که مالک زمین را در اختیار زارع میگذارد تا زراعت کند و در عوض مقداری از حاصل آن را زارع به مالک بدهد.
«١٧۶۶» مزارعه چند شرط دارد:
١ـ مالک به زارع بگوید: «زمین را به تو واگذار کردم» و زارع هم بگوید: «قبول کردم» یا بدون اینکه حرفی بزنند مالک، زمین را برا...