صفحه اصلی

در حال بارگیری...
صوت

حجتی بر وجود امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف

اما بنابر اشتراط ایمان که مخصوص به این است که حقیقت اسلام در ایمان است ـ «اَکمَلْتُ لَکُمْ دینکُمْ»۱، «إِنَّما وَلیُّکُمُ الله»۲ و امثال اینها ـ گفتیم در حقیقت، عاقل می‌فهمد که نبی، وصی می‌خواهد و تقریباً وصایت، بقایی است برای نبوت. مثل اینکه جایی دیده نشده کسی بگوید این مطلب را، لکن حقیقت مطلب اینجور است که دلیل بر وجود بقیةالله عجل‌الله‌فرجه در این زمان، از آن زمانی که متیقن نبوده، تا این زمانی که الآن هستیم در آن،  «سألت ربی»، در روایات «تارک فیکم الثِقلَین، کتاب الله و عترتی. سألت ربی أن یجمع بینهما و ان لا یفرّق بینهما فاستجاب لی» این دلیل است بر اینکه هر جا که قرآن هست، در هر زمانی که قرآن معمول‌به است، مرجع است ـ حالا یا صورتاً یا واقعاً؛ یا تبعیضاً یا تتمیماً ـ آنجا شارح قرآن باید باشد. وصی پیغمبر باید باشد. یعنی بقائاً خود صاحب قرآن که «انما یعرف القرآن من خوطب به»۳ خودش باید باشد. هر زمانی که اسلام هست، همان زمان، قائل به اسلام و ولیّ اسلام و شارح قرآن و عامل به اسلام و فلان را خدا معین کرده و هست؛ «لا یفرّق بینهما». نمی‌شود قرآن باشد، شارح قرآن نباشد.
ببینید در گیر و دار که این معنایش چیست؟! ... مقصود که همین را عرض کردم که روایت ترک ثقلین، با آن ضمیمه‌ای که در روایات هست، دلیل قطعی است بر اینکه امام زمان عجل‌الله‌فرجه «موجودٌ حیٌّ الی زمان ظهوره». نه اینکه بعد موجود می‌شود، بعد متولد می‌شود.

[حالا ممکن است گفته شود:] از کجا معلوم شد که متولد شده؟ یک زنی خبر داده دیگر، حکیمه سلام‌الله‌علیها یک زنی بوده که آمده گفته: نورانی شد و مجلس و اتاق و فلان و.... راوی یک زن است. [در جواب می‌گوییم] بله راوی یک زن است. این همه مدت که بوده است، هیچ کس از اصحاب، ندید و نفهمید و... . خود حضرت امام حسن [عسکری علیه‌السلام] و سایر ائمه همه‌شان خبر دادند و بعدش هم الی‌ماشاءالله شیعه از وجود مقدسش کرامات دیده‌اند و می‌بینند. ما چه می‌دانیم همین امروز مثلا در کجاها چه اغاثه‌هایی برای مستغیث‌ها، چه اجاره‌هایی برای مستجیرها. چه کارهایی هر روز می‌شود.

«المحجوب عن اعین الظالمین؛ غایب از چشم‌های ظالمین است»؛ اما غیر ظالمین ـ کسانی که نه ظالمند نه رفیق ظالمند، نه معاشرند با ظالمین، نه در خانه و نه در محله ظالمین هستند، اینها اصلاً از وجود شریفش محجوب نیستند. مضافاً به اینکه دیدن با چشم، موضوعیت ندارد، طریق است. اگر آدم از پشت پرده صدایی شنید، فهمید، یقین کرد، خبرهایی داد، خبرها مطابق با واقع شد، از سابق ما خبر داد، از لاحق ما خبر داد، یقین پیدا می‌کنیم، ولو چشممان نبیند. مضافاً به اینکه همین دیدن را هم خیلی از علما از بزرگان علما، ادعا کردند که اگر ما بگوییم آنها دروغگو بودند، کار ما دیگر معلوم است [که] ما در چه حالی هستیم.

 

  • ۱. مائده : ۳.
  • ۲. مائده : ۵۵.
  • ۳. کافی، ج۸،‌ص۳۱۲؛ وسائل الشیعه‌ج۲۷، ص۱۸۵؛ بحارالانوار، ج۲۴، ص۲۳۸.

افزودن دیدگاه جدید

سؤالات و نظراتی که نیاز به پاسخ از طرف مرکز دارد را از طریق ایمیل به info@bahjat.ir ارسال فرمایید.

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها