صفحه اصلی

در حال بارگیری...

وقت‌شناسی

داستان

خواب‌هایی از جنس شعر

صبحانه را که می‌خورد، یک ربع، بیست دقیقه همان‌طور نشسته، چشم‌هایش را می‌بست و می‌خوابید. بیدار که می‌شد، یک تکه کاغذ باطله برمی‌داشت و می‌نوشت. بیشتر هم شعر می‌نوشت؛ بی اینکه تأملی کند، بی‌وقفه. فقط می‌نوشت. آن روز نوشته بود: هـر كه ديـد از آل پيـغمبـر اثـر                     جاى پاى جمله‌شان بگذاش...
داستان

وقت‌هایم را پیش‌فروش کرده‌ام

دوست داشت یک بار خصوصی با هم صحبت کنند. یک روز به خود او گفت: آقا! می‌خواهم با شما جلسه‌ای خصوصی داشته باشم. آقا لبخند زد، گفت: «وقت‌هایم در اختیار خودم نیست، همه را پیش‌فروش کرده‌ام!» برای تمام شبانه‌روز برنامه داشت. ...
مصاحبه

مصاحبه با سردار احمدی‌مقدم

بسم الله الرحمن الرحیم. بنده در دوران مسئولیتم در سمت فرماندهی نیروی انتظامی، دو نوبت توفیق ملاقات با حضرت آیت‌الله‌العظمی بهجت را داشتم که بسیار برای بنده راه‌گشا بود....

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها