صفحه اصلی

در حال بارگیری...

105. احکام قبر و قبرستان

١۴٢٧. ١) آيا مى‌توان براى تشريح، جهت آموزش، به علت کمبود جسد و استخوان (که بدون آن‌ها آموزش امکان‌پذير نيست) اقدام به نبش قبر غير مسلمان نمود؟ ٢) در فرض فوق اگر دانسته نشود اين قبر متعلق به مسلمان يا غير مسلمان است، نبش قبر مجاز است؟

ج۱. جايى که نبش قبر مسلمان حرام است، نبش قبر غير مسلمانى که در ذمّه اسلام است نيز حرام است. در غير آن‌ها با توقّف آموزش بر نبش قبر و عدم محذور ديگر، جواز بعيد نيست.

ج۲. با امارات (نشانه‌هاى معتبر) که تفحص از آن‌ها مى‌شود، تعيين مى‌شود که اين‌ها محکوم به حکم مسلمان‌اند يا نه (امارات مثل شهر اسلام و محلّه‌ى مسلمين و امثال آن). در صورت عدم اماره با شروط ذکر شده جوازش دور نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3735 | پیوند ثابت
١۴۴۴. شخصى زمين بايرى که در اطراف قبرستان قديمى بوده خريدارى کرده و وقف قبرستان نموده است. و پس از مدتى، واقف فوت کرده است چند نفر از اهالى تصميم گرفته‌اند آن زمين را تبديل به زمين زراعى نمايند تا مقدارى از سود حاصله را صرف مسجد کنند. حکم شرعى را مرقوم فرماييد.

ج. در صورتى که وقف براى قبرستان شده است، جايز نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3751 | پیوند ثابت
١۴٢٨. در صورت کمبود جسد و استخوان، آيا مى‌توان استخوان‌هايى را که در بيابان‌ها و قبرستان‌ها مى‌يابيم و يا به وسيله‌ى عمليات حفارى شهردارى‌ها در سطح خاک ظاهر مى‌شوند، (چه متعلق به مسلمانان و چه غير مسلمانان) مدتى جهت آموزش استفاده کرده و بعد از اتمام کار، به يک مرکز آموزشى هديه يا دفن کرد؟

ج. در صورتى که اماره‌اى بر اسلام پيدا شود، در حکم مسلمان‌ها هستند، چه اسلام حقيقى چه اسلام حکمى، در غير اين‌صورت با شروط ذکر شده اشکالى ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3736 | پیوند ثابت
١۴۴۵. شخصى مدّت بيست سال است يک جريب زمين توتون‌کارى واقع در روستاى... را وقف مؤبّد و حبس مخلّد نموده است که قبرستان شود. ولى تاکنون براى قبرستان از آن زمين مذکور استفاده نکرده‌اند چون فعلاً نيازى به قبرستان ندارند حال مى‌شود با تعهّد، زمين نامبرده را با شرايطى اجاره داد که از آن استفاده شود و هر وقت نياز شد، خلع يد شود يا خير؟

ج. مادامى که مورد نياز دفن اموات نباشد با نظر متولّى اشکال ندارد و درآمد بايد صرف قبرستان شود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3752 | پیوند ثابت
١۴١٣. در بين قبرستان زمينى است که راه عبور عدّه‌اى است و به آن‌ها اختصاص دارد. مى‌خواهند آن زمين را جزو قبرستان کنند و راه عبور آن‌ها را از جاى ديگر قرار دهند، امّا يکى از آن‌ها راضى نمى‌شود؛ حکم شرعى را بيان نماييد.

ج. حق او باقى است و تا او را راضى نکنند، نمى‌توانند آن را جزو قبرستان کنند.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3720 | پیوند ثابت
١۴٢٩. فردى پدر خود را در ملک شخصى خود دفن نموده است. اکنون با گذشت ده سال از اين قضيه متوجه شده‌اند که قبر را آب فرا گرفته است. آيا مى‌توانند نبش قبر کنند و در قبرستان دفن نمايند؟

ج. اگر سدّ آب و منع ورود آن به قبر ممکن است، همان را انجام دهند و اگر ممکن نيست و هتک ميّت نباشد، نبش قبر و انتقال آن به مکان مناسب‌تر، مانعى ندارد.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3737 | پیوند ثابت
١۴۴۶. آيا مى‌توان دور قبرستان عمومى را حصار کشيد به نحوى که حصار در زمين قبرستان واقع مى‌شود؟

ج. اگر قبرستان وقف باشد و حصار مانع دفن اموات ـ ولو در مقدارى که حصار دارد ـ جايز نيست.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3753 | پیوند ثابت
١۴١۴. در سال‌هاى اخير تزيين قبور در گورستان‌ها به يک امر تشريفاتى تبديل شده و قبرها با سنگ‌ها و مدل‌هاى گوناگون منقّش مى‌گردند، اين عمل از نظر شرعى چه حکمى دارد؟

ج. مانعى ندارد ولى مکروه است.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3721 | پیوند ثابت
١۴٣٠. قبرهايى که سه طبقه است، اگر جنازه پايينى با کفن مغصوب دفن شده باشد يا به جهتى ضرورت نبش قبر جنازه پايينى پديد آيد، شرعا چه بايد کرد؟

ج. اگر ممکن باشد با صاحب کفن مصالحه کنند و قبرها را نبش نکنند و اگر ممکن نشد يا براى جهات ديگر بخواهند نبش کنند، بايد به گونه‌اى از کنار بشکافند که قبرهاى رويى نبش نشود.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3738 | پیوند ثابت
١۴۴٢. اين‌جانبان شاغل در يکى از نهادها و ساکن در منازل سازمانى آن نهاد مى‌باشيم. اخيرا مطلع شده‌ايم زمين‌هايى که اين نهاد در آن، منازل سازمانى ساخته‌است، قبل از انقلاب متعلّق به زرتشتيان بوده و اين زمين‌ها جهت قبرستان به انجمن زرتشتيان ايران وقف شده است، ليکن نهاد، آن‌ها را تصاحب نموده است.پس از شکايت انجمن زرتشتيان، قرار شد آن‌ها را راضى و اجاره آن‌ها را پرداخت نمايد. ولى چندى است اجاره‌اى پرداخت نمى‌شود و دو تن از اعضاى انجمن در صحبتى که با کارگران خود (که مسلمان و ساکنان منطقه هستند) داشته‌اند اکيدا عدم رضايت خود را از اين عمل نهاد مذکور اعلام کرده‌اند. اينک با عنايت به مسايل فوق حکم موارد ذيل را بفرماييد. ١) سکونت در آن منطقه چه حکمى دارد؟  ٢) ادامه کار، تردد و انجام فرايض دينى در آن منطقه جايز است؟ ٣) حکم نمازهايى که تاکنون در آن منطقه خوانده‌ايم چيست؟

ج. سکونت در آن منطقه جايز نيست و تصرّفاتى که تاکنون کرده‌اند به آن‌ها اعلام کنند که مربوط به ما نبوده و نمازهايى که سابقا خوانده‌اند صحيح بوده و قضا ندارد، واللّه‌ العالم.

کتاب: استفتائات | شناسه: 3754 | پیوند ثابت

آخرین مطالب

نمایه‌ها

فیلم ها